لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
۱ . سجده، نزدیکترین حالت بنده به خداوند است؛ چنانکه روایت شده است: «أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَهُوَ سَاجِدٌ وَذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ: ﴿وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ﴾»؛ «نزدیکترین حالتی که بنده به خداوند عزّ و جلّ دارد، زمانی است که در سجده است و این سخن خداوند عزّ و جلّ است که فرموده است: ”سجده کن و نزدیک شو“» و طبعاً طولانی کردن سجده مستحبّ شمرده میشود؛ چنانکه روایت شده است: «أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنْ رَبِّهِ وَهُوَ سَاجِدٌ، فَأَكْثِرُوا الدُّعَاءَ»؛ «نزدیکترین حالتی که بنده به پروردگارش دارد، زمانی است که در سجده است، پس (در سجده) بسیار دعا کنید» و روایت شده است: «مَنْ كَانَ يَقْوَى عَلَى أَنْ يُطَوِّلَ الرُّكُوعَ وَالسُّجُودَ، فَلْيُطَوِّلْ مَا اسْتَطَاعَ، يَكُونُ ذَلِكَ فِي تَسْبِيحِ اللَّهِ وَتَحْمِيدِهِ وَتَمْجِيدِهِ وَالدُّعَاءِ وَالتَّضَرُّعِ، فَإِنَّ أَقْرَبَ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ إِلَى رَبِّهِ وَهُوَ سَاجِدٌ»؛ «هر کس توانایی آن را دارد که رکوع و سجود را طولانی کند، پس تا جایی که میتواند آن را طولانی کند، با تسبیح خداوند و حمد او و تمجید او و دعا و تضرّع؛ چراکه نزدیکترین حالتی که بنده به پروردگارش دارد، زمانی است که در سجده است» و روایت شده است: «عَلَيْكُمْ بِطُولِ الرُّكُوعِ وَالسُّجُودِ، فَإِنَّ أَحَدَكُمْ إِذَا أَطَالَ الرُّكُوعَ وَالسُّجُودَ، هَتَفَ إِبْلِيسُ مِنْ خَلْفِهِ وَقَالَ: يَا وَيْلَتَا أَطَاعُوا وَعَصَيْتُ، وَسَجَدُوا وَأَبَيْتُ»؛ «بر شما باد به طولانی کردن رکوع و سجود؛ چراکه هرگاه یکی از شما رکوع و سجودش را طولانی کند، ابلیس از پشت سر او فریاد میکشد و میگوید: ای وای بر من! آنان اطاعت کردند و من نافرمانی کردم و آنان سجده کردند و من سر باز زدم» و ابان بن تغلب روایت کرده است: «دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَهُوَ يُصَلِّي، فَعَدَدْتُ لَهُ فِي الرُّكُوعِ وَالسُّجُودِ سِتِّينَ تَسْبِيحَةً»؛ «بر امام صادق علیه السلام وارد شدم در حالی که نماز میخواند، پس در رکوع و سجود ایشان شصت تسبیح شمردم».
۲ . اذکار متعددی برای سجود رسیده است، ولی بهترین آنها اذکاری است که حاوی تسبیح خداوند باشد؛ چراکه خداوند فرموده است: ﴿إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ﴾؛ «آنان که نزد پروردگار تو هستند، از عبادت او تکبّر نمیورزند و او را تسبیح میگویند و برای او سجده میکنند» و فرموده است: ﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ﴾؛ «پس به ستایش پروردگارت تسبیح بگوی و از سجده کنندگان باش». از تسبیحاتی که برای سجده روایت شده است، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۲.۱ «رَبِّ لَكَ سَجَدْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَأَنْتَ رَبِّي، عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ»؛ «پروردگارا! برای تو سجده کردهام و به تو ایمان آوردهام و تو پروردگارم هستی، بر تو توکّل کردهام».
۲.۲ «اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَلَكَ أَسْلَمْتُ، وَأَنْتَ رَبِّي، سَجَدَ وَجْهِيَ لِلَّذِي خَلَقَهُ، وَشَقَّ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ، تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ»؛ «خدایا! برای تو سجده کردهام و برای تو تسلیم شدهام و به تو ایمان آوردهام و تو پروردگارم هستی، رویم برای کسی سجده کرده که آن را آفریده و گوش و چشمش را گشوده، خجسته است خداوند که بهترین آفریدگاران است».
۲.۳ «اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ، وَلَكَ أَسْلَمْتُ، وَبِكَ آمَنْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، وَأَنْتَ رَبِّي، سَجَدَ لَكَ سَمْعِي وَبَصَرِي وَلَحْمِي وَدَمِي وَعِظَامِي وَعَصَبِي وَشَعَرِي وَبَشَرِي، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ اللَّهِ»؛ «خدایا! برای تو سجده کردهام و برای تو تسلیم شدهام و به تو ایمان آوردهام و بر تو توکّل کردهام و تو پروردگارم هستی، گوشم و چشمم و گوشتم و خونم و استخوانم و اعصابم و مویم و پوستم برای تو سجده کرده است. خداوند منزّه است، خداوند منزّه است، خداوند منزّه است».
همچنین، گفتن اذکار و ادعیهی دیگری که ریشهی قرآنی دارد، در سجدهی نمازهای مستحبّی خوب است و نیز دعا برای خود و سایر مؤمنان در قنوت و سجدهی آخر نماز وتر که در روایات به آن سفارش شده است.
گفتنی است علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی اذکار دیگری را هم برای سجده تعلیم دادهاند که در گفتارهای ۱۲۰ و ۲۲۶ میتوانید مطالعه کنید.
۳ . گریه در نماز خصوصاً هنگام سجود از خصال پیامبران و کسانی است که علم داده شدهاند؛ چنانکه خداوند در وصف پیامبران فرموده است: ﴿إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا﴾؛ «هنگامی که آیات رحمن بر آنان خوانده میشود، به سجده و گریه میافتند» و در وصف عالمان فرموده است: ﴿قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا ۚ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا ۩﴾؛ «بگو ایمان بیاورید یا ایمان نیاورید، هرآینه کسانی که پیش از آن علم داده شدند هرگاه بر آنان تلاوت میشود سجدهکنان بر روی میافتند و میگویند: پروردگارمان منزّه است، بیگمان وعدهی پروردگارمان انجامشدنی است و گریهکنان بر روی میافتند و آنان را خشوع میافزاید». اما در فضیلت گریه از ترس خداوند روایت شده است: «عَيْنَانِ لَا تَمَسُّهُمَا النَّارُ: عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ، وَعَيْنٌ بَاتَتْ تَحْرُسُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ»؛ «دو چشم هستند كه آتش دوزخ به آنها نمیرسد: چشمی كه از ترس خداوند گریسته باشد و چشمی كه شب را به پاسبانی و نگاهبانی در راه خدا سپری كرده باشد» و روایت شده است: «لَا يَلِجُ النَّارَ أَحَدٌ بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ، حَتَّى يَعُودَ اللَّبَنُ فِي الضَّرْعِ»؛ «هیچ احدی که از ترس خدا گریسته باشد وارد آتش نمیشود، مگر آنکه شیر به پستان بازگردد» و روایت شده است: «سَبْعَةٌ يُظِلُّهُمُ اللَّهُ فِي ظِلِّهِ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ: الْإِمَامُ الْعَادِلُ، وَشَابٌّ نَشَأَ فِي عِبَادَةِ رَبِّهِ، وَرَجُلٌ قَلْبُهُ مُعَلَّقٌ فِي الْمَسَاجِدِ، وَرَجُلَانِ تَحَابَّا فِي اللَّهِ اجْتَمَعَا عَلَيْهِ وَتَفَرَّقَا عَلَيْهِ، وَرَجُلٌ طَلَبَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ مَنْصِبٍ وَجَمَالٍ، فَقَالَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ، وَرَجُلٌ تَصَدَّقَ، أَخْفَى حَتَّى لَا تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا تُنْفِقُ يَمِينُهُ، وَرَجُلٌ ذَكَرَ اللَّهَ خَالِيًا فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ»؛ «هفت نفر هستند که خداوند در روزی که هیچ سایهای جز سایهی او نیست، آنها را در سایهی خود قرار میدهد: (۱) امام عادل و (۲) جوانی که در عبادت پروردگارش رشد کرده است و (۳) مردی که دلش معلّق در مساجد است و (۴) دو مرد که به خاطر خدا با هم دوستی کردند و بر آن گرد آمدند و بر آن جدا شدند و (۵) مردی که زنی صاحب مقام و جمال او را به سوی خود فراخواند و بگوید: من از خدا میترسم و (۶) مردی که پنهانی صدقه میدهد، تا جایی که دست چپش نمیداند دست راستش چه چیزی انفاق میکند و (۷) مردی که در خلوت خدا را یاد کرده و اشک از چشمانش سرازیر شده است» و روایت شده است: «مَا مِنْ شَيْءٍ إِلَّا وَلَهُ كَيْلٌ وَوَزْنٌ إِلَّا الدُّمُوعُ، فَإِنَّ الْقَطْرَةَ تُطْفِئُ بِحَارًا مِنْ نَارٍ، فَإِذَا اغْرَوْرَقَتِ الْعَيْنُ بِمَائِهَا لَمْ يَرْهَقْ وَجْهًا قَتَرٌ وَلَا ذِلَّةٌ، فَإِذَا فَاضَتْ حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَى النَّارِ، وَلَوْ أَنَّ بَاكِيًا بَكَى فِي أُمَّةٍ لَرُحِمُوا»؛ «هیچ چیزی نیست مگر اینکه پیمانه و وزنی دارد به جز اشکها؛ چراکه یک قطره اشک دریاهایی از آتش را خاموش میکند و چون در چشم اشک جمع شود، آن چهره هرگز اندوه و خواری نمیبیند و چون اشک جاری شود، خداوند آن چهره را بر آتش دوزخ حرام میکند و اگر یک نفر در میان امّتی گریه کند، همهی آن امّت مورد رحمت قرار میگیرند».
پایگاه اطّلاعرسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی
بخش پاسخگویی به پرسشها