جمعه ۲ مهر (میزان) ۱۴۰۰ هجری شمسی برابر با ۱۷ صفر ۱۴۴۳ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۸۵) بندگان خداوند، پرهیزکارانی هستند که نیکوکارانی راست‌گفتار و پارسایانی خویشتن‌دارند؛ آن‌ها که دل‌هاشان از بیم خداوند لرزیده و به امید او در جای خود قرار یافته؛ آن‌ها که لب‌هاشان از ذکر بسیار خشکیده و شکم‌هاشان از روزه‌ی پیاپی لاغر گردیده؛‌‌ آن‌ها که نفس‌هاشان از دام هوس گسسته و بر رخسارشان غبار فروتنی نشسته؛ آن‌ها که یاد مرگ دل‌هاشان را پرداخته و آخرت دنیا را از چشمشان انداخته؛ دغدغه‌ی تکالیف، خواب را از آن‌ها ربوده و پروای حقوق، خوراک را از آن‌ها گرفته است. با آن‌چه مردم گریزانند، مأنوسند و از آن‌چه مردم مأنوسند، گریزانند. [فرازی از نامه‌ی ۲ منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی]
loading
پرسش و پاسخ
 

با توجه به اینکه قطعاً در مزایده و مناقصه دخالت دیگران در معامله‌ی دیگری رخ خواهد داد، آیا می‌توان نتیجه گرفت که مزایده و مناقصه کراهت دارد؟ آیا «نجش» در معامله حرام است یا مکروه؟

«نَجْش» در معامله، به معنای افزودن بر بهای کالا بدون قصد خرید آن و تنها با قصد واداشتن خریدار به خرید آن با بهای بیشتر است که گونه‌ای دروغ و فریب محسوب می‌شود و تبعاً حرام است، هر چند بیشتر عالمان معامله‌ای که از طریق آن انجام می‌شود را صحیح دانسته‌اند؛ با این توجیه که عنوان «بیع» بر آن صدق می‌کند «و خداوند بیع را حلال کرده است»[۱] و با این توجیه که خریدار با رضایت خود اقدام به خرید کرده و اگر مغبون شده، به سبب کوتاهی‌اش در تحقیق بوده، در حالی که هر دو توجیه مردود است؛ چراکه هر چند خداوند بیع را حلال کرده، ولی دروغ و فریب را حلال نکرده است و با این وصف، هرگاه بیع مصداق دروغ و فریب یا مبتنی بر آن باشد، حلال محسوب نمی‌شود، بل خوردن مال دیگران به باطل محسوب می‌شود که خداوند آن را حرام کرده است[۲]؛ همچنانکه رضایت خریدار به معامله، آگاهانه نبوده، بلکه ناشی از دروغ و فریب فروشنده بوده؛ زیرا اگر می‌دانست که افزودن بر بهای کالا، یک تبانی، توطئه و ظاهرسازی از جانب فروشنده است، طبیعتاً رضایت نداشت.

آری، اصل در معامله صحّت است و حرمت آن مستلزم بطلان آن نیست و از این رو، می‌توان گفت که رضایت خریدار، حتّی اگر ناشی از دروغ و فریب فروشنده باشد، برای صحّت بیع کافی است؛ جز آنکه در این صورت، فروشنده گناه‌کار است و مجاز به تصرّف در مالی که با دروغ و فریب از خریدار گرفته است نیست و خریدار نیز «خیار» دارد؛ به این معنا که هرگاه از دروغ و فریب فروشنده آگاهی یابد، می‌تواند کالا را برگرداند و پول خود را پس بگیرد یا به معامله راضی شود. این به معنای آن است که فروشنده باید ضمن توبه و استغفار به درگاه خداوند، خریدار را از وجود «نجش» در معامله آگاه و سپس راضی کند.

اما پیشنهاد بهای بالاتر در مزایده یا بهای پایین‌تر در مناقصه، با قصد واقعی برای خرید یا فروش، اشکالی ندارد؛ چراکه مجلس مزایده یا مناقصه برای همین منظور منعقد شده و همه‌ی خریداران و فروشندگان به آن راضی هستند و با این شرایط، دلیلی برای حرمت یا کراهت آن وجود ندارد؛ چنانکه روایت شده است: «أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ نَادَى عَلَى حِلْسٍ وَقَدَحٍ فِيمَنْ يَزِيدُ، فَأَعْطَاهُ رَجُلٌ دِرْهَمًا وَأَعْطَاهُ آخَرُ دِرْهَمَيْنِ، فَبَاعَهُ»[۳]؛ «پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم یک گلیم و یک کاسه را به مزایده گذاشت، پس مردی یک درهم پیش نهاد و دیگری دو درهم، پس به دیگری فروخت».

آری، هرگاه مجلسی برای مزایده یا مناقصه منعقد نشده، بلکه معامله‌ای ساده میان دو طرف است، شایسته نیست که کسی دیگر خود را در میان بیندازد؛ به این صورت که مثلاً به خریدار بگوید: «من این کالا را با بهایی کمتر به تو می‌فروشم» یا به فروشنده بگوید: «من این کالا را با بهایی بیشتر از تو می‌خرم»؛ زیرا این کار، بازداشتن روزی از یک مسلمان و بازگرداندن آن به سوی خود است که کاری زشت و ناجوانمردانه است؛ چنانکه از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت شده است: «لَا يَبِعْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ»؛ «بر روی معامله‌ی یكدیگر معامله نكنید» و روایت شده است: «لَا يَبِعِ الرَّجُلُ عَلَى بَيْعِ أَخِيهِ»؛ «کسی بر روی معامله‌ی برادرش معامله نکند»[۴].

↑[۱] . ﴿وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ (البقرة/ ۲۷۵)
↑[۲] . ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ (النّساء/ ۲۹)؛ «ای کسانی که ایمان آوردید! اموال یکدیگر را میان خود به باطل نخورید».
↑[۳] . مسند أبي داود الطيالسي، ج۳، ص۶۰۴؛ حديث محمد بن عبد اللّه الأنصاري، ص۶۹؛ مصنف ابن أبي شيبة، ج۶، ص۴۶۵؛ مسند أحمد، ج۱۹، ص۳۱؛ سنن النسائي، ج۷، ص۲۵۹؛ شرح معاني الآثار للطحاوي، ج۳، ص۶؛ المعجم الأوسط للطبراني، ج۳، ص۱۱۱؛ حلية الأولياء وطبقات الأصفياء لأبي نعيم الأصبهاني، ج۳، ص۱۳۲؛ السنن الكبرى للبيهقي، ج۵، ص۵۶۲
↑[۴] . برای این روایات، بنگرید به: موطأ مالك، ج۴، ص۹۸۵؛ مسند الشافعي، ج۳، ص۱۵۳؛ مسند أحمد، ج۱۰، ص۲۴۱؛ سنن الدارمي، ج۳، ص۶۷۲؛ صحيح البخاري، ج۳، ص۷۲؛ صحيح مسلم، ج۳، ص۱۵۴؛ سنن ابن ماجه، ج۲، ص۷۳۳؛ سنن أبي داود، ج۳، ص۲۶۹؛ سنن الترمذي، ج۳، ص۵۷۹؛ سنن النسائي، ج۷، ص۲۵۸؛ السنن الكبرى للبيهقي، ج۵، ص۵۶۳.
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
نوشتن پرسش
کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی پرسش، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که به پرسش شما در پایگاه پاسخ داده شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن پرسش خود، پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . از ثبت و ارسال پرسش جدید پیش از دریافت پاسخ پرسش قبلی، خودداری کنید.
۳ . از ثبت و ارسال بیش از یک پرسش در هر نوبت، خودداری کنید.
۴ . اولویّت ما، پاسخگویی به پرسش‌های مرتبط با امام مهدی علیه السلام و زمینه‌سازی برای ظهور اوست؛ چراکه در حال حاضر، از هر چیزی مهم‌تر است.
* لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید. Captcha loading