یک شنبه ۶ مهر (میزان) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۹ صفر ۱۴۴۲ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۷۶) منصور هاشمی خراسانی، حدیث‌گرایی را یکی از موانع شناخت اسلام خالص و کامل و اقامه‌ی آن توسّط مسلمانان می‌شمارد؛ چراکه به نظر او، حدیث به معنای خبری ظنّی از سنّت پیامبر، با توجّه به معتبر نبودن ظنّ در اسلام، اعتباری ندارد و استناد به آن برای استنباط عقیده یا حکم کافی نیست. (مقاله‌ی ۱)
loading
پرسش و پاسخ
 

جشن ازدواج در سنّت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و اهل بیت او چگونه بوده است؟

مهمانی دادن، غذا دادن و دف زدن در ازدواج سنّت است، مشروط به اینکه با کارهای حرامی مانند اسراف، اختلاط با نامحرم و غنای حرام همراه نباشد؛ چنانکه روایت شده است: «إِنَّ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ الْإِطْعامَ عِنْدَ التَّزْوِيجِ»[۱]؛ «از سنّت‌های پیامبران، غذا دادن به هنگام ازدواج است» و روایت شده است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم برای ازدواجش با صفیّة دختر حُيي، آرد و خرما[۲] و برای ازدواجش با میمونة دختر حارث، خرمای مخلوط با روغن[۳] و برای ازدواجش با زینب دختر جَحْش، نان و گوشت داد[۴] و روایت شده است: «لَمّا خَطَبَ عَلِيٌّ فاطِمَةَ، قالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: إِنَّهُ لا بُدَّ لِلْعُرْسِ مِنْ وَلِيمَةٍ، فَقالَ سَعْدٌ: عَلَيَّ كَبْشٌ، وَقالَ فُلانٌ: عَلَيَّ كَذا وَكَذا مِنْ ذُرَةٍ»[۵]؛ «هنگامی که علي از فاطمه خواستگاری کرد، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: عروسی بدون ولیمه (یعنی مهمانی دادن و غذا دادن) نمی‌شود، پس سعد گفت: من گوسفندی می‌دهم و یکی دیگر گفت: من فلان مقدار ارزن (برای نان) می‌دهم»، ولی واضح است که اسراف در این کار جایز نیست؛ چنانکه به عنوان نمونه روایت شده است: «الْوَلِيمَةُ أَوَّلَ يَوْمٍ حَقٌّ وَالثّانِيَ مَعْرُوفٌ وَما زادَ رِياءٌ وَسُمْعَةٌ»[۶]؛ «ولیمه یک روز حقّ است و دو روز نیکی است و بیش از آن ریا و خودنمایی است»؛ همچنانکه شایسته نیست تنها افراد بی‌نیاز را دعوت کرد، بل شایسته است که افراد نیازمند را در اولویّت قرار داد؛ چنانکه روایت شده است: «نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ عَنْ طَعامِ وَلِيمَةٍ يُخَصُّ بِهَا الْأَغْنِياءُ وَيُتْرَكُ الْفُقَراءُ»[۷]؛ «رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از غذای ولیمه‌ای که مخصوص بی‌نیازان است و نیازمندان به آن دعوت نشده‌اند نهی فرمود».

همچنین، أبو بلج روایت کرده است: «قُلْتُ لِمُحَمَّدِ بْنِ حاطِبٍ الْجُمَحِيِّ: إِنِّي قَدْ تَزَوَّجْتُ امْرَأَتَيْنِ لَمْ يُضْرَبْ عَلَيَّ بِدُفٍّ، قالَ: بِئْسَما صَنَعْتَ، قالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: فَصْلُ ما بَيْنَ الْحَلالِ وَالْحَرامِ الصَّوْتُ وَضَرْبُ الدُّفِّ»[۸]؛ «به محمّد بن حاطب جمحي گفتم: من با دو زن ازدواج کردم، بدون اینکه برایم دف زده شود، گفت: کار بدی کردی، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: فرق میان حلال و حرام در صدا داشتن و دف زدن است»، ولی تردیدی نیست که این کار نیز نباید با ترانه‌های زشت و ناروا همراه شود؛ چنانکه روایت شده است: «لَمّا كانَتِ اللَّيْلَةُ الَّتِي بَنَى فِيها عَلِيٌّ عَلَیْهِ السَّلامُ بِفاطِمَةَ، سَمِعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ ضَرْبَ الدُّفِّ فَقالَ: ما هَذا؟ قالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: يا رَسُولَ اللَّهِ! هَذِهِ أَسْماءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ تَضْرِبُ بِالدَّفِّ أَرادَتْ فِيهِ فَرَحَ فاطِمَةَ، تَرَى أَنَّهُ لَمّا ماتَتْ أُمُّها لَمْ تَجِدْ مَنْ يَقُومُ لَها، فَرَفَعَ رَسُولُ اللَّهِ يَدَهُ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ قالَ: اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَسْماءٍ ابْنَةِ عُمَيْسٍ السُّرُورَ كَما أَفْرَحَتِ ابْنَتِي، ثُمَّ دَعا بِها، فَقالَ: يا أَسْماءُ! ما تَقُولُونَ إِذا نَقَرْتُمْ بِالدُّفِّ؟ فَقالَتْ: ما نَدْرِي ما نَقُولُ يا رَسُولَ اللَّهِ فِي ذَلِكَ وَإِنَّما أَرَدْتُ فَرَحَها، قالَ: فَلا تَقُولُوا هُجْرًا»[۹]؛ «در شبی که زفاف علی علیه السلام و فاطمه بود، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نوای دف را شنید، پس فرمود: این چیست؟ امّ سلمه گفت: ای رسول خدا! این اسماء بنت عمیس است که دف می‌زند، خواسته است که فاطمه را شادمان کند، می‌پندارد چون مادرش از دنیا رفته کسی را نیافته است که به او برسد، پس رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم دست خود را به سوی آسمان بالا برد و فرمود: خدایا! شادمانی را بر اسماء بنت عمیس وارد کن همان طور که دخترم را شادمان کرد، سپس او را طلبید و فرمود: ای اسماء! چه می‌گویید هنگامی که دف می‌نوازید؟ گفت: نمی‌دانیم در آن چه بگوییم ای رسول خدا! تنها می‌خواستم او را شادمان کنم، آن حضرت فرمود: چیز بدی نگویید» و از ربیع دختر معوذ بن عفراء رسیده است که گفت: «دَخَلَ عَلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يَوْمَ عُرْسِي فَقَعَدَ عَلَى مَوضِعِ فِراشِي هَذا وَعِنْدِي جارِيَتانِ تَنْدُبانِ آبائِي الَّذِينَ قُتِلُوا يَوْمَ بَدْرٍ تَضْرِبانِ بِالدُّفُوفِ، فَقالَتْ جارِيَةٌ: وَفِينا نَبِيٌّ يَعْلَمُ ما فِي غَدٍ، فَقالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: أَمّا هَذا فَلا تَقُولِي وَقُولِي ما كُنْتِ تَقُولِينَ»[۱۰]؛ «رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در روز عروسی‌ام بر من وارد شد، پس بر همین جای بستر من نشست، در حالی که دو کنیزک نزدم بودند و بر پدرانم که روز بدر شهید شدند ندبه می‌خواندند و دف می‌زدند، تا اینکه کنیزکی گفت: و میان ما پیامبری است که آنچه در فرداست را می‌داند، پس آن حضرت فرمود: اما این را نگو و همان را بگو که می‌گفتی»؛ همچنانکه نباید با اختلاط مردان و زنان نامحرم همراه باشد؛ چنانکه ابو بصیر روایت کرده است: «سَأَلْتُ أَبا جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلامُ عَنْ كَسْبِ الْمُغَنِّياتِ، فَقالَ: الَّتِي يَدْخُلُ عَلَيْهَا الرِّجالُ حَرامٌ، وَالَّتِي تُدْعَى إِلَى الْأَعْراسِ لَيْسَ بِه بَأْسٌ، وَهُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ : ﴿وَمِنَ النّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ[۱۱]»[۱۲]؛ «از ابو جعفر باقر علیه السلام درباره‌ی درآمد زنان آوازه‌خوان پرسیدم، پس فرمود: درآمد زنی که مردان بر او وارد می‌شوند حرام است، ولی درآمد زنی که به نزد عروس فراخوانده می‌شود اشکالی ندارد و این سخن خداوند است که فرموده است: <برخی از مردم سخن لهو را می‌خرند تا از راه خداوند گمراه کنند>» و از ابو عبد الله صادق علیه السلام روایت کرده است: «أَجْرُ الْمُغَنِّيَةِ الَّتِي تَزُفُّ الْعَرائِسَ لَيْسَ بِه بَأْسٌ، لَيْسَتْ بِالَّتِي يَدْخُلُ عَلَيْهَا الرِّجالُ»[۱۳]؛ «درآمد زن آوازه‌خوانی که عروس‌ها را همراهی می‌کند اشکالی ندارد، نه زنی که مردان بر او وارد می‌شوند».

↑[۱] . المحاسن للبرقي، ج۲، ص۴۱۸؛ الكافي للكليني، ج۵، ص۳۶۷؛ تهذيب الأحكام للطوسي، ج۷، ص۴۰۹
↑[۲] . بنگرید به: مسند أحمد، ج۱۹، ص۱۳۳؛ مسند أبي يعلى، ج۶، ص۲۵۹؛ مسند الحميدي، ج۲، ص۳۰۳؛ سنن أبي داود، ج۳، ص۳۴۱؛ سنن ابن ماجة، ج۱، ص۶۱۵؛ سنن الترمذي، ج۳، ص۳۹۵؛ السنن الكبرى للنسائي، ج۶، ص۲۰۵؛ مسند البزار، ج۱۳، ص۵؛ صحيح ابن حبان، ج۹، ص۳۷۲؛ السنن الكبرى للبيهقي، ج۷، ص۴۲۴.
↑[۳] . بنگرید به: المحاسن للبرقي، ج۲، ص۴۱۸؛ الكافي للكليني، ج۵، ص۳۶۸؛ تهذيب الأحكام للطوسي، ج۷، ص۴۰۹.
↑[۴] . بنگرید به: الطبقات الكبرى لابن سعد، ج۸، ص۱۰۶؛ مصنف ابن أبي شيبة، ج۳، ص۵۶۱؛ مسند ابن الجعد، ص۲۱۸؛ مسند أحمد، ج۱۹، ص۱۱؛ صحيح البخاري، ج۶، ص۱۱۹؛ صحيح مسلم، ج۲، ص۱۰۴۹؛ السنن الكبرى للنسائي، ج۶، ص۳۱۴؛ مسند أبي يعلى، ج۶، ص۴۶۱.
↑[۵] . مسند أحمد، ج۳۸، ص۱۴۲؛ السنن الكبرى للنسائي، ج۹، ص۱۰۶؛ شرح مشكل الآثار للطحاوي، ج۸، ص۲۱؛ مسند البزار، ج۱۰، ص۳۳۹؛ الذرية الطاهرة النبوية للدولابي، ص۶۴
↑[۶] . جامع معمر بن راشد، ج۱۰، ص۴۴۷؛ مصنف ابن أبي شيبة، ج۷، ص۲۷۰؛ مسند أحمد، ج۳۳، ص۴۳۵؛ سنن الدارمي، ج۲، ص۳۱۱؛ سنن ابن ماجة، ج۱، ص۶۱۷؛ سنن أبي داود، ج۳، ص۳۴۱؛ السنن الكبرى للنسائي، ج۶، ص۲۰۴؛ شرح مشكل الآثار للطحاوي، ج۸، ص۲۳؛ السنن الكبرى للبيهقي، ج۷، ص۴۲۵؛ المحاسن للبرقي، ج۲، ص۴۱۷؛ الكافي للكليني، ج۵، ص۳۶۸
↑[۷] . الكافي للكليني، ج۶، ص۲۸۲. همچنین، بنگرید به: موطأ مالك، ج۳، ص۷۸۵؛ مسند أبي داود الطيالسي، ج۴، ص۶۶؛ مسند أحمد، ج۱۲، ص۲۲۳؛ مسند الحميدي، ج۲، ص۲۹۴؛ سنن الدارمي، ج۲، ص۳۱۳؛ صحيح البخاري، ج۷، ص۲۵؛ صحيح مسلم، ج۲، ص۱۰۵۵؛ سنن ابن ماجة، ج۱، ص۶۱۶؛ سنن أبي داود، ج۳، ص۳۴۱؛ السنن الكبرى للنسائي، ج۶، ص۲۰۹.
↑[۸] . سنن سعيد بن منصور، ج۱، ص۲۰۲؛ مسند أحمد، ج۳۰، ص۲۱۴؛ سنن النسائي، ج۶، ص۱۲۷؛ المستدرك على الصحيحين للحاكم، ج۲، ص۲۰۱
↑[۹] . دعائم الإسلام لابن حيّون، ج۲، ص۲۰۶
↑[۱۰] . مسند إسحاق بن راهويه، ج۵، ص۱۴۳؛ صحيح البخاري، ج۵، ص۸۲؛ سنن ابن ماجة، ج۱، ص۶۱۱؛ سنن أبي داود، ج۴، ص۲۸۱؛ السنن الكبرى للنسائي، ج۵، ص۲۴۰؛ سنن الترمذي، ج۳، ص۳۹۱؛ صحيح ابن حبان، ج۱۳، ص۱۸۹؛ السنن الكبرى للبيهقي، ج۷، ص۴۷۱
↑[۱۱] . لقمان/ ۶
↑[۱۲] . الكافي للكليني، ج۵، ص۱۱۹؛ تهذيب الأحكام للطوسي، ج۶، ص۳۵۸
↑[۱۳] . الكافي للكليني، ج۵، ص۱۲۰؛ من لا يحضره الفقيه لابن بابويه، ج۳، ص۱۶۱؛ تهذيب الأحكام للطوسي، ج۶، ص۳۵۷
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
نوشتن پرسش
کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی پرسش، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که به پرسش شما در پایگاه پاسخ داده شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن پرسش خود، پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . از ثبت و ارسال پرسش جدید پیش از دریافت پاسخ پرسش قبلی، خودداری کنید.
۳ . از ثبت و ارسال بیش از یک پرسش در هر نوبت، خودداری کنید.
۴ . اولویّت ما، پاسخگویی به پرسش‌های مرتبط با امام مهدی علیه السلام و زمینه‌سازی برای ظهور اوست؛ چراکه در حال حاضر، از هر چیزی مهم‌تر است.
* لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید. Captcha loading