دوشنبه 15 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 6 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.
  • فلسطین
  • عراق
  • سوریه
  • یمن
  • افغانستان
  • آفریقای مرکزی
  • عربستان سعودی
  • فلسطین

    چنانکه کمی دورتر از آنان، مسلمانان مظلوم در فلسطین، به دست کافران جبّار کشته و آواره می‌شوند و کسی نیست که برای دفاع از آنان، به میدان درآید. (بازگشت به اسلام، ص69)

  • عراق

    وانگهی گروهی از دشمنان اسلام، منافقانی هستند که مسلمان شمرده می‏‌شوند، در حالی که به آنچه خداوند بر پیامبرش نازل کرده است، کافرند و برای نابودی اسلام و استیلاء کفر بر جهان، با کافران همکاری می‏‌کنند و این در حالی است که مسلمانان، آنان را نمی‏‌شناسند و از کفر آنان، آگاهی ندارند. (بازگشت به اسلام، ص39)

  • سوریه

    دنیاگرایی، پشت کردن به آخرت است و پشت کردن به آخرت، پشت کردن به عدالت و ارزش‌های اخلاقی است و این نه تنها به بهبود وضعیت دنیا نمی‌انجامد که در معادله‌ای معکوس، به افزایش شکاف طبقاتی و در نتیجه جنگ منجر می‌شود؛ در حالی که جنگ، به تنهایی قادر است همه‌ی دست‌آوردهای دنیایی را به نابودی بکشاند. (بازگشت به اسلام، ص71)

  • یمن

    مشهود است که اعتقاد به وجوب اطاعت از حاکمان ظالم و حفظ آن‌ها، از شوم‌ترين عقايد رايج در ميان مسلمانان بوده که موجب وهن اسلام و سقوط تمدّن اسلامي و گسترش موانع شناخت در ميان مسلمانان شده است. (بازگشت به اسلام، ص57)

  • افغانستان

    چنانکه مثلاً در افغانستان، تعصّب قومی و مذهبی در سایه‌ی تنوّع اقوام و مذاهب، به اندازه‌ای است که زمینه‌ای برای تحقّق صلح نیست و شکل‌گیری یا بقاء حاکمیّت واحد، دشوار است و این مسلمانان آن کشور را به مردمی مصیبت‌زده تبدیل نموده است. (بازگشت به اسلام، ص77)

  • آفریقای مرکزی

    و مسلمانان مستضعف در آفریقای مرکزی، به دست کافران وحشی، سلاخی و سوزانده می‌شوند و کسی نیست که برای حفظ آنان، اقدام کند. (بازگشت به اسلام، ص69)

  • عربستان سعودی

    آنان در واقع، شماری از کافرانند که حاکمان مسلمان شمرده می‏‌شوند و از جانب کافران، برای حکومت بر مسلمانان حمایت می‏‌شوند، تا منافع کافران را در میان مسلمانان، تأمین کنند. بدون شک، در رأس آنان، حاکمان سعودی هستند که آشکارا دست در دست دشمنان اسلام دارند و در دو جبهه‏‌ی سیاسی و فرهنگی، برای نابودی اسلام کوشش می‌‏کنند. (بازگشت به اسلام، ص39)

یادداشت روز

شگردهای تبلیغاتی برای مقابله با نهضت «بازگشت به اسلام»

دکتر ذاکر معروف

شگردهای تبلیغاتی برای مقابله با نهضت «بازگشت به اسلام»

نهضت مبارک «بازگشت به اسلام» با رهبری عالم مجاهد حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی، یک نهضت مردمی با محتوای اسلامی و رویکرد علمی به منظور إحیاء اسلام نخستین بر بنیاد کتاب خداوند و سنّت متواتر پیامبرش و در روشنایی عقل سلیم است که برای تأسیس حکومت خداوند در زمین از طریق تأسیس حکومت خلیفه‌اش با جمع‌آوری و تربیت حامیان کافی برای او تلاش می‌کند. واضح است که چنین نهضتی با این محتوا، رویکرد و آرمان اسلامی، برای هر مسلمانی در جهان که به خلیفه‌ی خداوند باور دارد، قابل احترام و تأیید است و مقابله با آن جز با عبور از همه‌ی اصول و ارزش‌های اسلامی ممکن نیست؛ نهضت مقدّس و متمایزی که با اتّکاء خالص بر منابع مشترک و یقینی و استقلال کامل از همه‌ی جریان‌های سیاسی و مذهبی، چتر خود را برای همه‌ی مسلمانان جهان گشوده و در حال مبارزه‌ی فرهنگی با موانع شناخت در آنان مانند جهل، تقلید، اهواء نفسانی، دنیاگرایی، تعصّب، تکبّر و خرافه‌گرایی و شناساندن اسلام خالص و کامل به آنان بر کنار از برداشت‌های ظنّی و بدعت‌های مذهبی است، تا با این شیوه آنان را با یکدیگر متّحد کند و به تدریج مقدّمات لازم برای سقوط حاکمیّت دجّال و تحقّق حاکمیّت مهدی به عنوان خلیفه‌ی عادل و مورد قبول همه‌ی آنان را فراهم سازد.

در این میان، امّا طبیعی است که رسانه‌های وابسته به حاکمیّت دجّال، چنین نهضتی را تهدیدی بالفعل برای ارباب خود قلمداد می‌کنند و به پیروی از سیاست‌های دیکته شده به آن‌ها در قوانین کشورهاشان، به مقابله‌ی تبلیغاتی با آن می‌پردازند، تا به زعم خود از سرعت و حجم نفوذ آن در میان مردم بکاهند؛ نه به این دلیل که چنین نهضتی را بر خلاف اسلام می‌پندارند؛ زیرا بر خلاف اسلام بودن چنین نهضتی، همان اندازه محتمل است که بر خلاف اسلام بودن نماز و روزه و حج و آن‌ها نیز غالباً دغدغه‌ی اسلام ندارند و چه بسا صلاحیّت اظهار نظر درباره‌ی آن را نیز در خود نمی‌یابند، بل به این دلیل که چنین نهضتی نظام‌های سیاسی آن‌ها را به رسمیّت نمی‌شناسد و از قوانین عرفی پذیرفته شده توسّط آن‌ها پیروی نمی‌کند و این -اگرچه برخاسته از مبانی اسلام و در راستای تحقّق آرمان آن باشد- از نظر آن‌ها جرمی نابخشودنی و دلیلی کافی برای مقابله است؛ زیرا از نظر آن‌ها، «حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر باشد اهمّیّتش بیشتر است»[1] و با این وصف، هر کسی که در برابر این نظام مقدّس‌تر از اسلام (!) و مهم‌تر از مهدی (!) قرار می‌گیرد، جان و مال و آبرویش حلال محسوب می‌شود و به حکم حدیث «مباهته»[2]، می‌توان به او فحش داد و بهتان زد، اگرچه منصور زمینه‌ساز ظهور مهدی و دعوت کننده‌ی به سوی حکومت خداوند باشد! همچنانکه برخی عناصر پلید دلبسته به مذاهب رسمی، تحت تأثیر همین رسانه‌های وابسته به حاکمیّت دجّال، وظیفه‌ی خود را مقابله با این نهضت اصلاحی به هر نحو ممکن می‌پندارند و برای انجام این وظیفه‌ی موهوم، به هر روش غیر اسلامی و غیر اخلاقی متوسّل می‌شوند، بدون آنکه حتّی از گفتمان این نهضت اصلاحی اطّلاع چندانی داشته باشند و چیزی بیشتر از این بدانند که با مذاهب رسمی آنان مطابقت ندارد! به این ترتیب، رسانه‌های وابسته به حاکمیّت دجّال با همکاری عناصر پلید دلبسته به مذاهب رسمی، جبهه‌ای را در برابر نهضت مبارک «بازگشت به اسلام» گشوده‌اند و صبح و شام مشغول سمپاشی و تبلیغات منفی بر ضدّ عالم مظلوم جناب منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی و کتاب گرانسنگ ایشان هستند، تا بدین سان مانع از تحقّق چیزی شوند که در ظاهر خود را آرزومند آن می‌شمارند!

این مقابله‌ی تبلیغاتی که به صورت غیر رسمی توسّط نهادهای امنیّتی برخی کشورهای منطقه پشتیبانی و مدیریت می‌شود، مبتنی بر چند شگرد رایج و نخ‌نما با هدف عوام‌فریبی و جهت دادن به افکار عمومی است:

1 . سکوت، بی‌اعتنایی و نادیده گرفتن

نخستین شگرد تبلیغاتی برای مقابله با نهضت مبارک «بازگشت به اسلام»، سکوت درباره‌ی آن و خودداری از هر گونه اظهار نظر درباره‌ی حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی و کتاب گرانسنگ ایشان است. این‌ها با وجود آنکه از ظهور این جنبش عظیم اسلامی در شرق جهان اسلام اطّلاع کامل دارند و از نفوذ روزافزون آن در کشورهای خود سخت به وحشت افتاده‌اند، خود را درباره‌ی آن به بی‌اطّلاعی می‌زنند و وانمود می‌کنند که به آن اعتنایی ندارند. تصوّر این‌ها آن است که نادیده گرفتن این جریان قدرتمند اسلامی، بهترین شیوه برای جلوگیری از گسترش آن در جهان است و از این رو، به هیچ یک از رسانه‌ها و عناصر وابسته به خود، اجازه‌ی موضع‌گیری له یا علیه آن را نمی‌دهند. این‌ها می‌پندارند که هر گونه موضع‌گیری له یا علیه این دعوت پاک الهی، بر شمار کسانی که از آن آگاهی می‌یابند می‌افزاید، در حالی که افزایش آگاهان از آن به معنای افزایش اجابت کنندگان آن و در نتیجه تعجیل در ظهور کسی است که حفظ او از حفظ نظام آن‌ها مهم‌تر نیست! بنابراین، سیاست «بایکوت خبری» درباره‌ی این نهضت اسلامی، کارآمدترین سیاست شیطانی برای مقابله با آن تشخیص داده شده و در دستور کار اولیاء شیطان قرار گرفته است. به این ترتیب، حاکمیّت‌های ستمگر امیدوارند که با این مکر شیطانی، در کنار فیلتر کردن پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر علامه و مسدود کردن همه‌ی وبلاگ‌های حامیان و دوستداران ایشان، نهضت «بازگشت به اسلام» و زمینه‌سازی برای ظهور مهدی را به مرور از ذهن مردم پاک کنند و از یاد آنان ببرند، در حالی که بدون شک سخت در اشتباه هستند؛ زیرا این سکوت، بی‌اعتنایی و نادیده گرفتن عمدی و تحمیلی، قابل تداوم نیست و دیر یا زود به فریادی دوچندان منتهی می‌شود؛ چنانکه حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی با اشاره به این واقعیّت فرموده است:

«پشت‌های خود را به من کرده‌اید یعنی که نمی‌شنویم و در برابرم سکوت پیشه ساخته‌اید یعنی که اعتنا نمی‌کنیم! زود باشد که همه‌ی روی خود را به من کنید، در حالی که فریاد می‌زنید، فریاد زدنِ زنان در وقت زاییدن!».[3]

این از آن روست که هر روز شمار بیشتری از مردم با این نهضت اسلامی آشنا می‌شوند و طبیعتاً از مسؤولان و عالمان خود توقّع می‌یابند که درباره‌ی آن اظهار نظر کنند؛ اظهار نظری منصفانه و قابل قبول، نه اظهار نظری رندانه و سیاسی و با این وصف، می‌توان سکوت، بی‌اعتنایی و نادیده گرفتن کنونی آنان را کاری بیهوده مانند کار کبکی دانست که سر خود را در برف فرو کرده است! ...

ادامه‌ی مطلب

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

↑[1] . صحیفه‌ی امام، ج15، ص365. برخی افراد ناآگاه و متعصّب به ما می‌گویند که نباید به این عبارت عجیب و شرم‌آور بسنده کنید و باید مجموع عبارات گوینده را در نظر بگیرید، ولی واقع آن است که ما به این عبارت عجیب و شرم‌آور بسنده نکرده‌ایم و مجموع عبارات گوینده را در نظر گرفته‌ایم و پس از در نظر گرفتن مجموع آن‌ها، این عبارت را نشان دهنده‌ی طرز تفکّر گوینده و جهت‌گیری نظام سیاسی‌اش یافته‌ایم؛ زیرا این عبارت با مجموع عبارات او در باب ولایت مطلقه‌ی فقیه و بالاتر بودن حکم ولیّ فقیه از احکام اوّلیّه‌ی اسلام و کنایه‌های أبلغ من التّصریح وی مانند «بالاتر از آن هم مسائلی است که مزاحمت نمی‌کنم» و «اگر جرأت بود مطلبی بود که آسان‌تر است»، کاملاً همسو و سازگار است؛ همچنانکه با رویّه‌ی عملی او و پیروانش در نقض آشکار احکام اسلام به بهانه‌ی مصلحت نظام و نیز جنگ نابرابر با نهضت مبارک «بازگشت به اسلام» و زمینه‌سازی برای ظهور مهدی مطابقت کامل دارد و جای هیچ توجیه و تأویلی را باقی نمی‌گذارد.

↑[2] . حدیثی در کتاب «کافی» که حدیث‌گرایان شیعه می‌پندارند بر وجوب فحش دادن و بهتان زدن به اهل بدعت دلالت دارد!!!

↑[3] . پایگاه اطّلاع‌رسانی، گفتارها، کد 63.

دانلود کتاب و نرم افزار
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.