یکشنبه 26 آذر (قوس) 1396 هجری شمسی برابر با 29 ربیع الأوّل 1439 هجری قمری Тоҷикӣ English

منصور هاشمی خراسانی

* پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی «به زبان انگلیسی» راه‌اندازی شد. * ترجمه‌ی کتاب «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی «به زبان انگلیسی» منتشر شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading
  • فلسطین؛ منصور هاشمی خراسانی
  • عراق؛ منصور هاشمی خراسانی
  • سوریه؛ منصور هاشمی خراسانی
  • یمن؛ منصور هاشمی خراسانی
  • افغانستان؛ منصور هاشمی خراسانی
  • آفریقای مرکزی؛ منصور هاشمی خراسانی
  • میانمار؛ منصور هاشمی خراسانی
  • عربستان سعودی؛ منصور هاشمی خراسانی
  • فلسطین

    چنانکه کمی دورتر از آنان، مسلمانان مظلوم در فلسطین، به دست کافران جبّار کشته و آواره می‌شوند و کسی نیست که برای دفاع از آنان، به میدان درآید. (بازگشت به اسلام، ص69)

  • عراق

    وانگهی گروهی از دشمنان اسلام، منافقانی هستند که مسلمان شمرده می‏‌شوند، در حالی که به آنچه خداوند بر پیامبرش نازل کرده است، کافرند و برای نابودی اسلام و استیلاء کفر بر جهان، با کافران همکاری می‏‌کنند و این در حالی است که مسلمانان، آنان را نمی‏‌شناسند و از کفر آنان، آگاهی ندارند. (بازگشت به اسلام، ص39)

  • سوریه

    دنیاگرایی، پشت کردن به آخرت است و پشت کردن به آخرت، پشت کردن به عدالت و ارزش‌های اخلاقی است و این نه تنها به بهبود وضعیت دنیا نمی‌انجامد که در معادله‌ای معکوس، به افزایش شکاف طبقاتی و در نتیجه جنگ منجر می‌شود؛ در حالی که جنگ، به تنهایی قادر است همه‌ی دست‌آوردهای دنیایی را به نابودی بکشاند. (بازگشت به اسلام، ص71)

  • یمن

    مشهود است که اعتقاد به وجوب اطاعت از حاکمان ظالم و حفظ آن‌ها، از شوم‌ترين عقايد رايج در ميان مسلمانان بوده که موجب وهن اسلام و سقوط تمدّن اسلامي و گسترش موانع شناخت در ميان مسلمانان شده است. (بازگشت به اسلام، ص57)

  • افغانستان

    چنانکه مثلاً در افغانستان، تعصّب قومی و مذهبی در سایه‌ی تنوّع اقوام و مذاهب، به اندازه‌ای است که زمینه‌ای برای تحقّق صلح نیست و شکل‌گیری یا بقاء حاکمیّت واحد، دشوار است و این مسلمانان آن کشور را به مردمی مصیبت‌زده تبدیل نموده است. (بازگشت به اسلام، ص77)

  • آفریقای مرکزی

    و مسلمانان مستضعف در آفریقای مرکزی، به دست کافران وحشی، سلاخی و سوزانده می‌شوند و کسی نیست که برای حفظ آنان، اقدام کند. (بازگشت به اسلام، ص69)

  • میانمار

    تنها راه نجات مسلمانان، قطع وابستگي به کافران و دست‌يابي به استقلال فرهنگي و اقتصادي است که جز از طريق برداشتن مرزهاي ساختگي و متّحد شدن با يکديگر در زير پرچم گماشته‌ي خداوند در زمين ممکن نيست؛ زيرا هنگامي که کافران با يکديگر متّحد شده‌اند، مسلمانان پريشان و پراکنده، قادر به مقاومت در برابر آنان نيستند و اين قانوني طبيعي از قوانين خداوند است. (بازگشت به اسلام، ص141)

  • عربستان سعودی

    آنان در واقع، شماری از کافرانند که حاکمان مسلمان شمرده می‏‌شوند و از جانب کافران، برای حکومت بر مسلمانان حمایت می‏‌شوند، تا منافع کافران را در میان مسلمانان، تأمین کنند. بدون شک، در رأس آنان، حاکمان سعودی هستند که آشکارا دست در دست دشمنان اسلام دارند و در دو جبهه‏‌ی سیاسی و فرهنگی، برای نابودی اسلام کوشش می‌‏کنند. (بازگشت به اسلام، ص39)

یادداشت روز

اندر حکایت جفاپیشگی کوفی‌صفتان

سید مهدی عرفانیان

تاریخ بشر، عرصه فتنه­‌های گوناگونی است که خداوند برای آزمودن انسان­‌ها تدارک دیده است. در طول قرن‌­ها خداوند بلند مرتبه و حکیم پیام‌­ها و پیام آوران خود را به سوی انسان­‌ها روانه ساخته است تا از یک سو حجت بر آن­‌ها تمام گردد و راه رشد از غیّ برایشان روشن گردد و از سوی دیگر آن­‌ها را بیازماید و بنگرد که چگونه عمل می‌­کنند؛ چنان که می­‌فرماید: «قَدْ جَاءَكُمْ بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِي فَعَلَيهَا وَمَا أَنَا عَلَيكُمْ بِحَفِيظٍ» (انعام/ 104) یعنی: «دلايل روشن از طرف پروردگارتان براي شما آمد؛ کسي که (به وسيله آن، حق را) ببيند، به سود خود اوست؛ و کسي که از ديدن آن چشم بپوشد، به زيان خودش مي‌باشد و من نگاهبان شما نيستم (و شما را بر قبول ايمان مجبور نمي‌کنم)» و می­‌فرماید: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَينَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَي فَمَنْ يكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (بقره/ 256)، یعنی: «در دين، اکراهي نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافي، روشن شده است. پس هر کس به طاغوت کافر شود و به خدا ايمان آورد، به ریسمان محکمي چنگ زده است که گسستن براي آن نيست و خداوند، شنوا و داناست».

اما به راستی عکس العمل مردمان در برابر پیام­‌ها و پیام آوران الهی چگونه بوده است؟ آیا با به کارگیری خرد خویش و با نظر به دلائل روشن، راه حق را از باطل دریافتند و به مقتضای آن عمل نمودند یا اینکه با بی­ اعتنایی از کنار حکمت‌ها و آیات الهی گذشتند و زبان به استهزاء و تمسخر گشودند و دست و پای خویش را برای دشمنی با حقیقت و حمایت از ظالمان به کار بستند؟ خداوند در قرآن کریم گواهی می­‌دهد که امت‌­ها چگونه برخورد نمودند: «وَكَأَيّنْ مِنْ آيةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يمُرُّونَ عَلَيهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ» (یوسف/ 12)، یعنی: «و چه بسيار نشانه‌اي (از خدا) در آسمان‌ها و زمين که آن‌ها از کنارش مي‌گذرند و از آن رويگردانند!» و می‌فرماید: «يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يسْتَهْزِئُونَ» (یس/ 30)، یعنی: «افسوس بر بندگان که هيچ فرستاده­‌ای براي هدايت آنان نيامد مگر اينکه او را استهزا مي‌کردند!» و این داستان شوم ناسپاسی، قدرنشناسی، بی اعتنایی و بی وفایی مردم در مواجهه با اولیاء الهی قدمتی به وسعت یک تاریخ دارد؛ آن گونه که برخی برخوردهای برخی اقوام با اولیای الهی به سمبل و ضرب المثل بی‌­وفایی و جفاکاری تبدیل گردیده است، هم چون کوفیان که همواره در طول تاریخ، مظهر بی‌وفایی به رهبران صالح خود بوده‌اند و نام کوفه و کوفیان خواسته یا ناخواسته جفاپیشگی مردم نسبت به رهبران صالح و نیز ظلم‌پذیری و انفعال در برابر حاکمان متجاوز و مستکبر را به یاد می‌آورد؛ جفاپیشگی به رهبران صالحی مانند علی بن ابی طالب و دو فرزند پاکش حسن و حسین که مردم را به سوی حقیقت و عدالت دعوت می­‌نمودند و راه­‌های سعادت و نیک‌بختی را به مردم می­‌نمایاندند اما مردم از آنان سرپیچی می­‌کردند و از پذیرش دعوتشان سر باز می­‌زدند و ایشان را در برابر دشمنانشان تنها می­‌گذاشتند و نیز سستی و انفعال در برابر حاکمانی مانند بنی امیه که جز ظلم و ستم بر آنان روا نداشتند، اما مردم ابا داشتند جز از آن که زیر یوغ همین طاغوت‌ها باشند.

در این میان، سؤالی که به ذهن می‌رسد آن است که آیا به راستی این ناسپاسی و جفاکاری، منحصر به مردم کوفه و اقوام گذشته می‌شود و این رفتار نابخردانه و سنت شوم دیگر جریان ندارد و در مردمان سایر زمان‌ها و مکان‌ها از جمله عصر ما و دنیای کنونی دیده نمی‌شود؟ پاسخ این پرسش، روشن و واضح است؛ چه آنکه به ضرس قاطع می‌توان گفت چنین رویکرد نابخردانه‌­ای امروز به مراتب بیشتر از زمان‌های گذشته در میان مردم به چشم می‌خورد؛ چرا که امروز به وضوح دیده می‌­شود که حاکمان موجود در کشورهای اسلامی عموماً ظالم و ستمکار هستند و این خود گواه آن است که این مردم بوده‌اند که با سستی و بی‌وفایی خود، دست حاکمان صالح و عادل را از زعامت کوتاه کرده‌­اند و ظالمان را یکی پس از دیگری بر خود مسلّط ساختند. اما سؤال اصلی آن است که چه انگیزه‌ها و عواملی برای چنین رفتاری از سوی مردم وجود دارد و به راستی چرا امروز، مردم بیشترین اعتنا را به حاکمان ظالم خود دارند و صالحان را کنار زده‌ و منزوی ساخته‌‌اند، تا جایی که دیگر حکومت عدلی بر روی زمین یافت نمی‌شود؟ یا اینکه چرا حرکت‌های اصلاحی و نهضت‌های پاک و اصیل اسلامی که دعوت‌کننده به سوی تحقق حاکمیت الله بر روی زمین و زمینه‌ساز برپایی عدالت جهانی به رهبری خلیفه‌‌ی خداوند یعنی مهدی موعود هستند تا این اندازه مورد بی‌اعتنایی اقشار گوناگون مردم قرار می‌گیرند، در حالی که در همین زمان، حکومت‌های ظالم و نامشروع که منصوب از ناحیه‌ی خداوند نیستند، بر تمامی منابع ثروت و قدرت مسلط‌‌‎‌‌‌‌اند و چنبره زده­‌اند و از فرط اقبال مردم، اعوان و انصار بی‌شماری برای خود می‌یابند و سربازان جان برکف بسیاری را در خدمت دارند، در حالی که نه دنیای مردم را آباد کرده‌اند و نه مقدّمات سعادت آنان را در آخرت فراهم ساخته‌اند؟! این‌ها سؤالات بسیار بزرگی است که ذهن هر مسلمان آزاده‌ای را به خود مشغول می‌کند؛ به خصوص که در زمان ما بحرانی عمیق و همه جانبه جهان اسلام را فراگرفته است و مسلمانان در همه‌ی عرصه‌های زندگی فردی و اجتماعی دچار انحطاط و ضعف شدید هستند و با توجه به سیطره و نفوذ عمیق کفار و مشرکین و منافقین از عزت‌مندی و استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بی‌بهره‌اند. فتنه­‌ای عظیم شرق تا غرب و شمال تا جنوب سرزمین­‌های اسلامی را احاطه کرده است و بی تردید مصیبت‌­ها و بدبختی‌هایی که امروز مشاهده می­‌شود ناشی از رکود، سستی و غفلت عمیق مسلمانان جهان از این امور حیاتی و خطیر است.

اما باید گفت که عوامل متعددی در شکل گیری رویکرد مردمان نسبت به پیام‌­ها و پیام آوران الهی می‌­تواند موثر باشد. شاید یکی از ریشه‌ها و عوامل پنهان این امر آن باشد که به خصوص مسلمانان در کشورهای اسلامی بیش از پیش دچار خمودگی و روزمرگی شده‌اند و در کمال شگفتی به اوضاع فاجعه‌بار و آشفته‌ی خود عادت کرده‌اند! در واقع هر آنچه در اطراف آنان می‌گذرد حکم یک خبر بی‌اهمیت در جراید را دارد که تنها ممکن است ذهن آنان را برای لحظاتی به خود مشغول نماید و سپس به فراموشی سپرده شود؛ مانند تماشاچیان سرد و بی‌تفاوتی که صرفاً از دور نشسته و نظاره‌گرند و عکس‌العمل متناسبی با آنچه می‌بینند یا می‌شوند نشان نمی‌دهند. آری، امروز مسلمانان حکم تماشاچی را دارند؛ چراکه به معضلات یکدیگر بی‌اعتنا شده‌اند و برای رفع مشکلات یکدیگر نمی‌اندیشند و در جهت ریشه‌کن نمودن مصائب و بدبختی‌های امت اسلامی اهتمام چندانی ندارند. این نشانگر آن است که مسلمانان با کمال تأسف نه تنها عزم راسخی برای تغییر شرایط خود ندارند، بلکه شرایط موجود سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود را پذیرفته‌اند و در تلاش هستند که خود را با آن سازگار نمایند و این امر اگرچه در چشم آنان زینت داده شده است اما در حقیقت چیزی جز همان ذلّت و مسکنتی که خداوند در قرآن به آن اشاره فرموده، نیست؛ آنجا که می‌فرماید: «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ» (آل عمران/ 112) و نیز همان معیشت تنگی است که در جای دیگر از آن یاد کرده و فرموده است: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا» (طه/ 124)!...

دانلود کتاب و نرم افزار
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.