پنج شنبه ۱۴ آبان (عقرب) ۱۴۰۵ هجری شمسی برابر با ۲۵ جمادی الأوّل ۱۴۴۸ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
● ویدیوی جدید: ویدیوی جدیدی با عنوان «رابطه‌ی دین و عدالت» منتشر شد. برای مشاهده‌ی آن، اینجا را کلیک کنید.● پرسش جدید: عدم جواز مراجعه‌ى مؤمنان به دادگاه‌های حکومت در مواقعی که مورد ظلم بزرگی قرار گرفته‌اند و ظالم از اهل ایمان نیست تا مراجعه به یکی از مؤمنان را بپذیرد، بسیار مشکل است... در این قبیل موارد، آیا نمی‌توان مراجعه‌ى مؤمنان به دادگاه‌های حکومت که طبعاً با کراهت انجام می‌شود را از باب ضرورت جایز دانست؟ برای مطالعه و دریافت پاسخ، اینجا را کلیک کنید.● نقد جدید: من از نظر علامه درباره‌ى عدم حجّیّت خبر واحد اطلاع دارم، ولی آیا نمی‌توان برای حجّیّت آن، به خبر «مردی که از دورترین جای شهر آمد در حالی که می‌شتافت، گفت: ای موسی! انجمن درباره‌ی تو مشورت می‌کنند تا تو را به قتل برسانند، پس بیرون شو که من برای تو از خیرخواهانم»، استناد کرد؟ عمل موسی علیه السلام به خبر این مرد را چگونه توجیه می‌کنید؟ برای مطالعه و دریافت بررسی، اینجا را کلیک کنید.● گفتار جدید: هفده گفتار از آن جناب درباره‌ى غربت او و اینکه چرا یاران و پیروانش کم هستند. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید.● برای مطالعه‌ی مهم‌ترین مطالب پایگاه، به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید.● درس جدید: درس‌هایی از آن جناب درباره‌ی اینکه زمین از مردی عالم به همه‌ی دین که خداوند او را در آن خلیفه، امام و راهنمایی به امر خود قرار داده باشد، خالی نمی‌ماند؛ آیاتی از قرآن در این باره؛ آیه‌ی ۲۲. برای مطالعه‌ی آن، اینجا را کلیک کنید.● مقاله‌ی جدید: مقاله‌ی «ایرانِ ویران» نوشته‌ی «عماد فضلی» منتشر شد. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید.● کتاب جدید: نسخه‌ی سوم کتاب ارزشمند «سبل السّلام؛ مجموعه‌ی نامه‌ها و گفتارهای فارسی حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی» منتشر شد. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید.● نامه‌ی جدید: فرازی از نامه‌ی آن جناب که در آن درباره‌ی شدّت گرفتن بلا هشدار می‌دهد و علّت آن و راه جلوگیری از آن را تبیین می‌کند. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید.● برای مطالعه‌ی مهم‌ترین مطالب پایگاه، به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید.
loading
پرسش و پاسخ
 

تفسیر حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی در مورد یأجوج و ماجوج چیست؟

درباره‌ی یأجوج و مأجوج، بیشتر مسلمانان تحت تأثیر برخی روایات ضعیف و ساختگی، تصوّراتی غیر معقول و خرافی داشته‌اند؛ به این صورت که آنان را موجوداتی عجیب و ترسناک شبیه به هیولاهای افسانه‌ای تصویر کرده‌اند که تعدادشان چند برابر تعداد سایر مردم است و در آخر الزمان از مکانی ناشناخته بیرون می‌آیند و بر هیچ دریا و رودخانه‌ای نمی‌گذرند مگر اینکه همه‌ی آب آن را می‌نوشند! در حالی که حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی تفسیری واقع‌بینانه از آنان دارد و آن چیزی است که یکی از یاران او ما را خبر داد، گفت:

«سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ -رُوحِي فِدَاهُ- يَقُولُ: إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ قَبِيلَتَانِ مِنْ قَبَائِلِ الْمُغُولِ كَانُوا يُغِيرُونَ عَلَى قَوْمٍ فِي شَمَالِ فَارِسَ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا، فَاسْتَعَانُوا عَلَيْهِمْ بِكُورَشَ، فَبَنَى لَهُمْ بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ سَدًّا، فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا، حَتَّى إِذَا فَتَحَ سَبِيلَهُمْ مَلِكُ خوارَزْمَ فِي الْقَرْنِ السَّابِعِ، فَأَقْبَلُوا كَالسَّيْلِ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ! قُلْتُ: وَاللَّهِ قُلْتَ قَوْلًا عَظِيمًا! قُلْتَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ أَتَى فَمَضَى؟! قَالَ: نَعَمْ، إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ يَأْتِي فَيَمْضِي، وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ! قُلْتُ: إِنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ كَانُوا قَوْمًا مِنَ الْخَزَرِ أَوْ يَكُونُونَ فِي آخِرِ الزَّمَانِ! قَالَ: إِنَّ قَوْمًا مِنَ الْخَزَرِ كَانُوا مُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ فَشُبِّهُوا بِيَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ لِإِفْسَادِهِمْ، كَمَا يُقَالُ لِرَجُلٍ شَرِيرٍ إِبْلِيسُ لِشَرَارَتِهِ، فَكُلُّ مُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ، وَفِي كُلِّ قَرْنَيْنِ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ»[۱]؛ «شنیدم منصور که جان من به فدایش باد می‌فرماید: هرآینه یأجوج و مأجوج دو قبیله از قبایل مغول بودند که به قومی در شمال فارس (ایران کنونی) که به سختی می‌توانستند زبانی را فهم کنند یورش می‌بردند، پس آنان از کوروش در برابر آن‌ها کمک خواستند، پس او برای آنان در بین دو کوه سدّی بنا کرد که آن‌ها نتوانستند از آن بالا روند و نتوانستند از آن نقبی بزنند، تا آن گاه که پادشاه خوارزم (خوارزمشاه) در قرن هفتم راه آن‌ها را باز کرد، پس مانند سیل روی آوردند و در زمین فساد انگیختند، در حالی که از هر بلندی سرازیر می‌شدند! گفتم: به خدا سوگند گفتار عظیمی گفتی! گفتی که وعده‌ی خداوند (در قرآن) آمده و گذشته است؟! فرمود: آری، بی‌گمان وعده‌ی خداوند می‌آید و می‌گذرد، در حالی که بیشتر مردم نمی‌دانند! گفتم: آن‌ها می‌گویند که یأجوج و مأجوج قومی از خزر بودند یا قومی در آخر الزّمان خواهند بود! فرمود: قومی از خزر در زمین فساد می‌انگیختند، پس به خاطر فسادشان به یأجوج و مأجوج تشبیه شدند، چنانکه به مردی شرور به خاطر شرارتش ابلیس گفته می‌شود، پس هر فساد کنندگانی در زمین یأجوج و مأجوجی هستند و در هر دو قرن یأجوج و مأجوجی وجود دارد».

از اینجا دانسته می‌شود که یأجوج و مأجوج نزد حضرت علامه حفظه الله تعالی مغولان هستند و این تفسیری است که با قرآن و روایات معتبر سازگاری دارد؛ چراکه قرآن، یأجوج و مأجوج را قومی وحشی و غارتگر در گذشته توصیف کرده و فرموده است: ﴿إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ﴾[۲]؛ «هرآینه یأجوج و مأجوج فساد کنندگانی در زمین هستند» و چنین صفتی در هیچ قومی به اندازه‌ی مغولان ظهور و شهرت نداشته است. به علاوه، قرآن خبر داده که این قوم، یک بار دیگر در آینده از سرزمین خود بیرون می‌آیند و مانند سیلی بر سرزمین‌های مختلف سرازیر می‌شوند و این حادثه‌ای است که برای آن مصداق تاریخی بارزتر و مشهورتری از یورش مغولان در قرن هفتم یافت نمی‌شود که پس از باز شدن راهشان توسط خوارزمشاه، تحت فرمان چنگیز از سرزمین خود بیرون آمدند و مانند سیلی بر سرزمین‌های مختلف سرازیر شدند و بسیاری از شهرهای آباد را با خاک یکسان کردند و جنایاتی را مرتکب شدند که نظیری برایشان در تاریخ یافت نمی‌شود. چیزی که بر صحّت این تفسیر دلالت دارد آن است که بنا بر آیات قرآن، یأجوج و مأجوج قومی هستند که قبلاً در تاریخ به عنوان قومی وحشی و غارتگر وجود داشته‌اند و شناخته شده‌اند، نه موجوداتی بیگانه که صرفاً در آخر الزمان پیدا می‌شوند. بنابراین، تفاسیری که آنان را موجوداتی عجیب و ترسناک با ظاهری غیر انسانی تصویر می‌کنند، نمی‌توانند صحیح باشند؛ چراکه هیچ دلیل یا مدرک معتبر تاریخی یا علمی برای وجود چنین هیولاهایی در گذشته یا حال موجود نیست. در برابر، دلایل و مدارک فراوانی موجود است که نشان می‌دهد مغولان در ادوار مختلف تاریخ، به عنوان قومی وحشی و غارتگر معروف بوده‌اند و هر از چند گاهی به سرزمین‌های پیرامون خود حمله می‌کرده‌اند؛ چنانکه به عنوان نمونه، گفته شده که هدف از ساخت دیوار چین، حفاظت از این کشور در برابر یورش مغولان بوده است؛ چراکه در شمال این کشور، مغولان زندگی می‌کردند و چین شی هوانگ پادشاه چین، که بخش‌های مختلف چین را با هم متحد ساخته بود، از ترس اینکه مبادا مغولان در هر زمان به چین حمله‌ور شوند، دستور داد تا دیوار بزرگ چین را بنا کنند و پس از او نیز جانشینانش ساخت آن را ادامه دادند. هر چند هیچ یک از آنان با ساخت دیوار به هدف خود نرسیدند؛ چراکه دیوار در جاهای بسیاری شکست و مغولان فرصت یورش به چین را پیدا کردند. این دقیقاً همان کاری بود که بنا بر آیات قرآن، ذو القرنین برای قومی که ﴿لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا﴾[۳] یعنی زبان او را به درستی نمی‌فهمیدند، انجام داد؛ چنانکه می‌فرماید: ﴿قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا ۝ قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا ۝ آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ ۖ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انْفُخُوا ۖ حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا ۝ فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا﴾[۴]؛ «گفتند: ای ذو القرنین! هرآینه یأجوج و مأجوج فساد کنندگانی در زمین هستند، پس آیا برای تو هزینه‌اش را تأمین کنیم تا میان ما و آن‌ها دیواری بنا کنی؟ گفت: امکاناتی که پروردگارم به من داده بهتر است، پس من را با نیرویی یاری کنید تا میان شما و آن‌ها دیواری بنا کنم. برای من ورق‌های آهن بیاورید، تا اینکه میان دو کوه را برابر کرد، گفت: بدمید، تا اینکه آن را آتش ساخت، گفت: اکنون برای من مس بیاورید تا بر آن بریزم. پس (یأجوج و مأجوج) نتوانستند از آن بالا روند و نتوانستند زیر آن نقب بزنند». تشابه این کار با کار پادشاهان چین، از وجود تهدیدی مشابه حکایت دارد و نشان می‌دهد که ساخت دیوار میان مغولان و اقوام مجاورشان، کاری رایج بوده است؛ چنانکه در روایتی از علی علیه السلام به آن تصریح شده و آمده است: «إِنَّ التُّرْكَ -يَعْنِي الْمُغُولَ- سَرِيَّةٌ خَرَجُوا مِنْ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ يُغِيرُونَ عَلَى النَّاسِ، فَرَدَمَ ذُو الْقَرْنَيْنِ دُونَهُمْ فَبَقُوا»[۵]؛ «ترکان -یعنی مغولان- لشکری از قوم یأجوج و مأجوج بودند که به مردم یورش می‌بردند، پس ذو القرنین جلوی آنان دیواری بنا کرد، پس پشت آن باقی ماندند» و این نصّی صریح محسوب می‌شود و از این رو، ضحّاک (د.۱۰۵ق) گفته است: «إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ جِيلٌ مِنَ التُّرْكِ»[۶]؛ «یأجوج و مأجوج قومی از ترکان بودند» و ابو اسحاق سبیعی (د.۱۲۷ق) گفته است: «بَلَغَنِي أَنَّ هَؤُلَاءِ التُّرْكَ مِمَّا سَقَطَ مِنْ دُونِ الرَّدْمِ مِنْ وُلْدِ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ»[۷]؛ «به من رسیده است که این ترکان کسانی از نسل یأجوج و مأجوج هستند که از سد گذشته‌اند» و مقاتل بن سلیمان (د.۱۵۰ق) گفته است: «إِنَّمَا سُمُّوا التُّرْكَ لِأَنَّهُمْ تُرِكُوا خَلْفَ الرَّدْمِ»[۸]؛ «آنان از این رو تُرک نامیده شدند که پشت دیوار تَرک شدند».

علاوه بر این، چیزی که مهر تأییدی بر تفسیر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی محسوب می‌شود، روایت رسیده از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم است که از یورش یأجوج و مأجوج به سرزمین‌های اسلامی در آینده خبر داده و آنان را قومی دارای صورت‌های پهن، چشم‌های کوچک و موهای بسته‌شده دانسته که بارزترین ویژگی ترکان مغول بوده؛ چنانکه در آن آمده است: «إِنَّكُمْ تَقُولُونَ: لَا عَدُوَّ، وَإِنَّكُمْ لَا تَزَالُونَ تُقَاتِلُونَ عَدُوًّا حَتَّى يَأْتِيَ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ، عِرَاضُ الْوُجُوهِ، صِغَارُ الْعُيُونِ، شُهْبُ الشِّعَافِ، مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ، كَأَنَّ وُجُوهَهُمُ الْمَجَانُّ الْمُطْرَقَةُ»[۹]؛ «شما می‌گویید که دیگر دشمنی نیست، در حالی که پیوسته با دشمنی خواهید جنگید تا آن گاه که یأجوج و مأجوج بیایند، با صورت‌های پهن و چشم‌های کوچک و موهای بسته‌شده‌ی سیاه و سفید، در حالی که از هر بلندی می‌شتابند و صورت‌هاشان مانند سپرهای چکش‌خورده است». هیچ شکّی نیست که مراد از یأجوج و مأجوج در این روایت، ترکان مغول هستند؛ چنانکه در برخی روایات به صراحت از آنان نام برده شده و آمده است: «لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يُقَاتِلَ الْمُسْلِمُونَ التُّرْكَ قَوْمًا وُجُوهَهُمْ كَالْمَجَانِّ الْمُطْرَقَةِ»[۱۰]؛ «قیامت بر پا نمی‌شود تا آن گاه که مسلمانان با ترکان بجنگند، قومی که صورت‌هاشان مانند سپرهای چکش‌خورده است» و آمده است: «لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تُقَاتِلُوا التُّرْكَ، صِغَارَ الْعُيُونِ، حُمْرَ الْوُجُوهِ، ذُلْفَ الْأُنُوفِ، كَأَنَّ وُجُوهَهُمُ الْمَجَانُّ الْمُطْرَقَةُ»[۱۱]؛ «قیامت بر پا نمی‌شود تا آن گاه که با ترکان بجنگید که چشم‌های کوچک و صورت‌های سرخ و بینی‌های نازک دارند و صورت‌هاشان مانند سپرهای چکش‌خورده است» و آمده است: «يَجِيءُ بَنُو قَنْطُورَاءَ عِرَاضُ الْوُجُوهِ، صِغَارُ الْعُيُونِ، حَتَّى يَنْزِلُونَ عَلَى جِسْرٍ لَهُمْ يُقَالُ لَهُ دِجْلَةُ»[۱۲]؛ «بنو قنطوراء (یعنی نژاد مغول) با صورت‌های پهن و چشم‌های کوچک خواهند آمد تا اینکه بر کنار پل رودخانه‌ای که به آن دجله گفته می‌شود، فرود می‌آیند» و آمده است: «يَأْتِيكُمْ قَوْمٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ، عِرَاضُ الْوُجُوهِ، صِغَارُ الْعُيُونِ، كَأَنَّمَا ثُقِبَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي الصَّخْرِ، كَأَنَّ وُجُوهَهُمُ الْمَجَانُّ الْمُطْرَقَةُ»[۱۳]؛ «قومی از جانب مشرق به سویتان می‌آیند با صورت‌های پهن و چشم‌های کوچک، چنانکه گویی چشمانشان در تخته‌سنگ فرو رفته و صورت‌هاشان مانند سپرهای چکش‌خورده است». به همین دلیل، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم، بنا بر برخی روایات، از باز کردن پای ترکان مغول برحذر می‌داشت و می‌فرمود: «اتْرُكُوا التُّرْكَ مَا تَرَكُوكُمْ؛ فَإِنَّ أَوَّلَ مَنْ يَسْلُبُ أُمَّتِي مُلْكَهُمْ وَمَا خَوَّلَهُمُ اللَّهُ بَنُو قَنْطُورَاءَ»[۱۴]؛ «ترکان را تا وقتی کاری به کارتان ندارند به حال خودشان بگذارید؛ زیرا نخستین کسانی که حکومت امّت من و چیزی که خداوند به او ارزانی داشته است را سلب می‌کنند بنو قنطوراء (یعنی ترکان مغول) هستند» و این هشداری بود که خوارزمشاه به آن توجّه نکرد و باعث شد که ترکان مغول به سوی سرزمین‌های اسلامی سرازیر شوند.

با توجّه به این دلایل و شواهد تاریخی و روایی، تردیدی باقی نمی‌ماند که تفسیر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی صحیح است و مراد از یأجوج و مأجوج، همان ترکان مغول هستند که سرزمین‌های اسلامی را میدان تاخت و تاز خود قرار دادند. هر چند بنا بر گفتار آن جناب، اطلاق یأجوج و مأجوج بر هر قوم مفسد دیگری از باب تشبیه و استعاره جایز است و چه بسا واقع شده است و در هر دو قرن، قومی یافت می‌شوند که در زمین فساد می‌انگیزند، چنانکه گویی یأجوج و مأجوج هستند!

↑[۱] . گفتار ۴۳، فقره‌ی ۲
↑[۲] . الکهف/ ۹۴
↑[۳] . الکهف/ ۹۳
↑[۴] . الکهف/ ۹۴-۹۷
↑[۵] . تفسير مقاتل بن سليمان، ج۳، ص۵۱؛ تفسير إسحاق البستي، ج۱، ص۱۵۴
↑[۶] . تفسير الثعلبي، ج۱۷، ص۲۶۸؛ التفسير البسيط للواحدي، ج۱۴، ص۱۴۳؛ تفسير البغوي، ج۵، ص۲۰۵
↑[۷] . تفسير يحيى بن سلام، ج۱، ص۳۴۴
↑[۸] . تفسير مقاتل بن سليمان، ج۳، ص۵۲
↑[۹] . مسند أحمد، ج۳۷، ص۱۹؛ الآحاد والمثاني لابن أبي عاصم، ج۶، ص۱۹۰؛ تفسير ابن أبي حاتم، ج۸، ص۴۶۷؛ معرفة الصحابة لأبي نعيم الأصبهاني، ج۶، ص۵۸۸؛ ترتيب الأمالي الخميسية للشجري، ج۲، ص۳۶۸؛ حياة الحيوان الكبرى للدميري، ج۲، ص۱۸۸؛ الدر المنثور في التفسير بالمأثور للسيوطي، ج۵، ص۶۷۵
↑[۱۰] . صحيح مسلم، ج۴، ص۲۳۳؛ سنن أبي داود، ج۴، ص۱۱۲؛ سنن النسائي، ج۶، ص۴۴؛ حديث السراج، ج۳، ص۱۹۷؛ صحيح ابن حبان، ج۱۵، ص۱۴۶
↑[۱۱] . مسند أحمد، ج۱۶، ص۵۰۰؛ صحيح البخاري، ج۴، ص۴۳؛ مجالس من أمالي أبي عبد اللّه بن منده، ص۳۹۵؛ المستدرك على الصحيحين للحاكم، ج۴، ص۵۲۱؛ دلائل النبوة لأبي نعيم الأصبهاني، ص۵۴۴؛ السنن الواردة في الفتن للداني، ج۴، ص۸۷۲؛ السنن الكبرى للبيهقي، ج۹، ص۲۹۶؛ الفقيه والمتفقه للخطيب البغدادي، ج۲، ص۲۵۸
↑[۱۲] . مسند أبي داود الطيالسي، ج۲، ص۲۰۰؛ مسند أحمد، ج۳۴، ص۱۰۲؛ سنن أبي داود، ج۴، ص۱۱۳؛ مسند البزار، ج۹، ص۱۱۸؛ صحيح ابن حبان، ج۱۵، ص۱۴۸؛ السنن الواردة في الفتن للداني، ج۴، ص۹۰۹
↑[۱۳] . مصنف ابن أبي شيبة، ج۷، ص۵۰۹
↑[۱۴] . المعجم الكبير للطبراني، ج۱۰، ص۱۸۱؛ ترتيب الأمالي الخميسية للشجري، ج۲، ص۳۶۸
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان و آشنایان خود به اشتراک گذارید، تا به گسترش علم و معرفت دینی کمک کنید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
✔️ برای حمایت مالی از ما، اینجا را کلیک کنید.
می‌توانید این مطلب را به زبان‌های زیر نیز مطالعه کنید:
نوشتن پرسش
کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی پرسش، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به آدرس ایمیل شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که به پرسش شما در پایگاه پاسخ داده شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن پرسش خود، پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . از ثبت و ارسال پرسش جدید پیش از دریافت پاسخ پرسش قبلی، خودداری کنید.
۳ . از ثبت و ارسال بیش از یک پرسش در هر نوبت، خودداری کنید.
۴ . اولویّت ما، پاسخگویی به پرسش‌های مرتبط با امام مهدی علیه السلام و زمینه‌سازی برای ظهور اوست؛ چراکه در حال حاضر، از هر چیزی مهم‌تر است.