یک شنبه ۶ مهر (میزان) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۹ صفر ۱۴۴۲ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۱۵) توحید در تشریع به معنای آن است که تنها قانون‌گذار در جهان خداوند است و با این وصف، نباید کسی جز او را قانون‌گذار پنداشت و نباید قانونی جز قانون او را معتبر دانست و نباید از قانونی جز قانون او پیروی کرد، اگرچه مورد رضای اکثریّت مردم باشد. (پرسش و پاسخ ۳۱۲)
loading
پرسش و پاسخ
 

سلام و درود خدمت اساتید و سلام و درود ویژه خداوند بر علامه منصور هاشمی خراسانی و بر خلیفه خداوند امام مهدی علیه السّلام

لطفاً توضیح دهید که اگر فردی در محلّی مالی پیدا کند و بداند که یافتن صاحب آن ممکن نیست و مال هم گران‌بها باشد، چه می‌تواند انجام دهد؟ آیا می‌تواند آن را برای خودش نگه دارد؟

اجرکم عند الله

اصل در رابطه با مال دیگران، عدم جواز تصرّف در آن است، تا آن گاه که دلیلی برای جواز تصرّف در آن برسد؛ چنانکه خداوند فرموده است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ ۚ[۱]؛ «ای کسانی که ایمان آوردید! اموالتان را میانتان به باطل نخورید، مگر اینکه داد و ستدی با رضایت دو طرف‌تان باشد». بنابراین، تصرّف در مال پیدا شده از دیگران که در اصطلاح «لُقطَة» با فتح یا سکون قاف نامیده می‌شود، جایز نیست، مگر اینکه عرفاً یا از روی قرائن معلوم باشد که به تصرّف در آن راضی هستند و آن سه مصداق دارد:

۱ . مالی کم‌ارزش که معلوم است آن را به دور انداخته‌اند یا به گم شدن آن اهمّیتی نمی‌دهند و آن بنا بر روایتی واحد و ضعیف از اهل بیت[۲] و عایشه[۳]، کمتر از یک درهم است و بنا بر نظر ابو حنیفه و مالک، مالی است که دست سارقش بریده نمی‌شود، ولی حق این است که مقدار معیّنی برای آن نیست، بل هر مالی است که مردم از آن چشم می‌پوشند و این قول منسوب به شافعی و منقول از علی، عمر، ابن عمر، عطاء، نخعی و طاووس است.

۲ . مالی ارزشمند که بدون استفاده‌ی عاجل تلف می‌شود، در حالی که معلوم است مالک آن راضی به تلف شدنش نیست و از این رو، می‌توان پس از اعلان آن در محلّ یافتنش تا پیش از تلف شدنش، از آن استفاده کرد و در صورت پیدا شدن مالکش، مثل یا قیمتش را به او پرداخت؛ زیرا فرض این است که آن بدون استفاده‌ی عاجل تلف می‌شود و مالکش قادر به استفاده‌ی عاجل از آن نیست؛ مانند خوردنی‌ها و آشامیدنی‌های فاسد شدنی. هر چند در این صورت، اگر یابنده‌ی آن نیازی به آن ندارد، بهتر است که آن را به نیازمند ببخشد؛ چراکه در این صورت، اگر مالک آن پیدا شود، می‌تواند او را از بخشیدن آن به نیازمند خبر دهد و میان بردن اجر این کار و گرفتن مثل یا قیمت مال مخیّر کند و روشن است که بخشیدن آن به نیازمند به تقوا نزدیک‌تر است؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: وَجَدْتُ بِالْمُنْتَزَهِ سَلَّةً مِنَ الْفاكِهَةِ فَسَأَلْتُ النّاسَ عَنْ صاحِبِها فَلَمْ یَعْرِفُوهُ فَأَطْعَمْتُها أَهْلَ بَیْتِي، قالَ: ما مَنَعَكَ أَنْ تُطْعِمَهَا الْمَساكِینَ فَیُطْعِمَكَ اللّهُ بِها سَلَّةً مِنْ فاكِهَةِ الْجَنَّةِ؟!»؛ «به منصور گفتم: در گردشگاه یک سبد میوه پیدا کردم، پس از مردم درباره‌ی صاحبش پرسیدم، ولی او را نشناختند، پس آن را به خانواده‌ام خوراندم، فرمود: چه چیزی تو را بازداشت از اینکه آن را به نیازمندان بخورانی تا خداوند در ازایش به تو یک سبد از میوه‌های بهشت بخوراند؟!»

۳ . مالی ارزشمند که بدون نگهداری تلف می‌شود، در حالی که معلوم است مالک آن راضی به تلف شدنش نیست و از این رو، به نگهداری از آن راضی است و تبعاً می‌توان آن را برایش نگه داشت، تا هنگامی که پیدا شود؛ چراکه این احسان است و خداوند فرموده است: ﴿مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ ۚ[۴]؛ «بر احسان کنندگان راهی (به مؤاخذه) نیست» و با این وصف، برداشتن آن برای نگهداری و پیدا کردن مالکش کراهتی ندارد، بلکه مستحبّ است؛ چراکه خداوند به احسان ترغیب کرده و فرموده است: ﴿وَأَحْسِنُوا ۛ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ[۵]؛ «و احسان کنید؛ چراکه خداوند احسان کنندگان را دوست می‌دارد»، بلکه وجوب این کار در صورت اهمّیت مال و ظنّ به تلف شدنش، بعید نیست، مگر برای کسی که استطاعت نگهداری از آن یا جستجوی مالکش را ندارد؛ چراکه وجوب این کار برای او بر خلاف قاعده است؛ چنانکه خداوند فرموده است: ﴿لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ[۶]؛ «و خداوند کسی را جز به اندازه‌ی توانش تکلیف نمی‌کند»، بلکه برداشتن مال برای چنین کسی جایز نیست؛ چراکه اقدام به اتلاف آن محسوب می‌شود و با این وصف، اگر آن را بردارد و به سبب نگهداری نکردن یا نجستن مالکش تلف شود، مسؤول است و باید مثل یا قیمتش را به مالکش بپردازد و جستجوی مالکش بنا بر روایتی متواتر و مشهور که بر مضمون آن ادّعای اجماع شده است[۷]، از طریق تعریف آن به مدّت یک سال انجام می‌شود[۸]؛ به این ترتیب که به مدّت یک سال، اوصاف کلّی و اجمالی آن را به اطّلاع اهل محل و رهگذران می‌رساند، تا کسی پیدا شود که مدّعی مالکیّت آن باشد و از اوصاف جزئی و تفصیلی آن خبر دهد. پس اگر با گذشت یک سال، چنین کسی پیدا نشد، می‌تواند آن را تملّک کند؛ زیرا پیدا نشدن چنین کسی پس از یک سال جستجو، قرینه‌ی این است که مالک آن دیگر طالب آن نیست و از مالکیّت آن گذشته است و با این وصف، یابنده‌ی آن می‌تواند آن را به اقتضای حیازتش تملّک کند؛ خصوصاً با توجّه به هزینه و تلاش یک ساله‌اش برای یافتن مالک آن که شایسته‌ی عوض و پاداش است، هر چند در صورت بی‌نیازی از آن، بهتر است که آن را صدقه دهد و در هر حال، دیگر مکلّف به جستجوی مالکش نیست، ولی اگر مالک آن پیدا شد، باید مثل یا قیمت آن را به او برگرداند، مگر اینکه به تملّک یا تصدّق آن راضی شود.

البته بیشتر فقیهان مسلمان، مال پیدا شده در مکّه را از این قاعده مستثنا دانسته‌اند؛ به این معنا که تملّک آن را هر چند ناچیز باشد یا یک سال از جستجوی مالکش گذشته باشد، حرام دانسته‌اند و این به سبب روایتی مشهور از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم درباره‌ی حرمت این شهر است که در آن آمده است: «لا تَحِلُّ لُقْطَتُها إِلّا لِمُنْشِدٍ»؛ «برداشتن گم شده‌ی آن حلال نیست، مگر برای کسی که آن را اعلان کند»[۹]. این روایت مشهور، سازگار با سخن خداوند درباره‌ی مکّه است که آن را ﴿الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا[۱۰]؛ «شهری که حرام کرده» نامیده[۱۱] و فرموده است: ﴿أَوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا[۱۲]؛ «آیا حرم امنی در اختیارشان نگذاشتیم؟»؛ زیرا حرم امن بودن آن مقتضی این است که اموال ساکنان و مسافرانش مصونیّت خاصّی داشته باشد و با این وصف، هر کس مال گم شده‌ای را در این شهر بیابد، بهتر است که آن را برندارد تا مالکش بیاید و آن را پیدا کند و اگر آن را برداشت، واجب است که آن را از یک سال تا هر زمانی که می‌تواند، اعلان کند و سپس به نیازمندان صدقه دهد؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَأَلْتُ الْمَنْصُورَ عَنِ اللُّقْطَةِ، فَقالَ: هِيَ فِتْنَةٌ فَاتَّقِ اللّهَ وَ لا تَحْسَبْها غَنِیمَةً وَ اصْنَعْ بِها كَما تُحِبُّ أَنْ یُصْنَعَ بِمالِكَ إِذا تَفْقِدُهُ، قُلْتُ: كَیْفَ أَصْنَعُ بِها؟ قالَ: عَرِّفْها سَنَةً ثُمَّ تَصَدَّقْ بِها فَإِنْ جاءَ صاحِبُها فَاغْرِمْها لَهُ إِلّا أَنْ یَرْضِيَ بِالصَّدَقَةِ وَ لا أُحِبُّ لَكَ أَنْ تَأْكُلَها إِلّا أَنْ تَكُونَ مُحْتاجاً إِلَیْها وَ لا یَأْخُذُ لُقْطَةَ الْحَرَمِ إِلّا مُنْشِدٌ أَوْ مُفْسِدٌ»؛ «از منصور درباره‌ی مال گم شده پرسیدم، پس فرمود: آن فتنه است، پس از خداوند پروا کن و آن را غنیمت نپندار و با آن کاری انجام بده که دوست می‌داری با مال خودت هرگاه آن را گم می‌کنی انجام شود، گفتم: با آن چه کار انجام دهم؟ فرمود: آن را یک سال اعلان کن، سپس صدقه بده، پس اگر صاحبش آمد، تاوانش را به او بپرداز، مگر اینکه به صدقه راضی شود و برای تو نمی‌پسندم که آن را بخوری مگر اینکه به آن نیازمند باشی و گم شده‌ی حرم را بر نمی‌دارد مگر اعلان کننده یا افساد کننده».

↑[۱] . نساء/ ۲۹
↑[۲] . الكافي للكليني، ج۵، ص۱۳۷؛ الإستبصار للطوسي، ج۳، ص۶۸
↑[۳] . عمدة القاري للعيني، ج۱۲، ص۲۷۲
↑[۴] . توبة/ ۹۱
↑[۵] . بقرة/ ۱۹۵
↑[۶] . بقرة/ ۲۸۶
↑[۷] . عمدة القاري للعيني، ج۱۲، ص۲۶۶
↑[۸] . بنگرید به: مسند الشافعي، ص۲۲۱؛ مسند أحمد، ج۲، ص۲۰۳؛ همان، ج۴، ص۱۱۶؛ همان، ج۵، ص۱۲۶؛ سنن الدارمي، ج۲، ص۲۶۵؛ صحيح البخاري، ج۳، ص۹۲؛ صحيح مسلم، ج۵، ص۱۳۴؛ سنن ابن ماجة، ج۲، ص۸۳۷؛ سنن أبي داود، ج۱، ص۳۸۳؛ سنن الترمذي، ج۲، ص۴۱۵؛ مسائل علي بن جعفر، ص۱۶۵؛ قرب الإسناد للحميري، ص۲۶۹؛ الكافي للكليني، ج۵، ص۱۳۷؛ من لا يحضره الفقيه لابن بابويه، ج۳، ص۲۹۲؛ الإستبصار للطوسي، ج۳، ص۶۷
↑[۹] . برای این روایت، بنگرید به: مسند أحمد، ج۱، ص۳۴۸؛ همان، ج۲، ص۲۳۸؛ سنن الدارمي، ج۲، ص۲۶۵؛ صحيح البخاري، ج۳، ص۹۴؛ صحيح مسلم، ج۴، ص۱۱۰؛ سنن ابن ماجة، ج۲، ص۱۰۳۸؛ سنن أبي داود، ج۱، ص۴۴۸؛ سنن النسائي، ج۵، ص۲۱۱؛ الكافي للكليني، ج۴، ص۲۲۶؛ من لا يحضره الفقيه لابن بابويه، ج۲، ص۲۴۶. همچنین، برای این مضمون در روایات اهل بیت، بنگرید به: الكافي للكليني، ج۴، ص۲۲۸؛ من لا يحضره الفقيه لابن بابويه، ج۲، ص۲۵۶؛ تهذيب الأحكام للطوسي، ج۵، ص۴۲۱
↑[۱۰] . نمل/ ۹۱
↑[۱۱] . البته کلمه‌ی ﴿الَّذِي در آیه‌ی ﴿إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَٰذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا (نمل/ ۹۱)؛ «جز این نیست که امر شده‌ام تا پروردگار این شهر را بپرستم که آن را حرام کرده»، نعت برای کلمه‌ی ﴿رَبَّ است و نباید آن را نعت برای کلمه‌ی ﴿الْبَلْدَةِ انگاشت.
↑[۱۲] . قصص/ ۵۷
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
نوشتن پرسش
کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی پرسش، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که به پرسش شما در پایگاه پاسخ داده شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن پرسش خود، پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . از ثبت و ارسال پرسش جدید پیش از دریافت پاسخ پرسش قبلی، خودداری کنید.
۳ . از ثبت و ارسال بیش از یک پرسش در هر نوبت، خودداری کنید.
۴ . اولویّت ما، پاسخگویی به پرسش‌های مرتبط با امام مهدی علیه السلام و زمینه‌سازی برای ظهور اوست؛ چراکه در حال حاضر، از هر چیزی مهم‌تر است.
* لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید. Captcha loading