چهار شنبه ۸ تیر (سرطان) ۱۴۰۱ هجری شمسی برابر با ۲۹ ذی القعده ۱۴۴۳ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
 گفتار جدید: ده گفتار از آن جناب در مقدّم داشتن اهل بیت و بیان اینکه مقدّم داشتن آنان رفض نیست، بلکه رفض تکفیر یا سبّ صحابه است. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. پرسش جدید: نظر شما در مورد کار در فست فود با توجه به اینکه غذای فست فود برای بدن مضر است و مکانی برای اختلاط نامحرمان فراهم می‌کند و ممکن است موسیقی حرام در آن پخش شود، چیست؟ برای مطالعه و دریافت پاسخ، اینجا را کلیک کنید. درس جدید: درسی از آن جناب درباره‌ی اینکه زمین از مردی عالم به همه‌ی دین که خداوند او را در آن خلیفه، امام و راهنمایی به امر خود قرار داده باشد، خالی نمی‌ماند؛ احادیث صحیحی از پیامبر که بر این دلالت دارند؛ حدیث ۱۰. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. برای مطالعه‌ی مهم‌ترین مطالب پایگاه، به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید. نکته‌ی جدید: نکته‌ی « مهدی را باور داشته باشیم و جدّی بگیریم...» نوشته‌ی «دکتر ذاکر معروف» منتشر شد. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. نقد جدید: ترتیب خلقت آسمان‌ها و زمین و اجرام آسمانی در قرآن چگونه است؟ آیا با آنچه در علم نوین گفته می‌شود سازگار است؟ برای مطالعه و دریافت بررسی، اینجا را کلیک کنید. نامه‌ی جدید: فرازی از نامه‌ی آن جناب که در آن درباره‌ی شدّت گرفتن بلا هشدار می‌دهد و علّت آن و راه جلوگیری از آن را تبیین می‌کند. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. فیلم جدید: فیلم جدیدی با موضوع «تفسیر آیه‌ی شریفه‌ی <إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً>» منتشر شد. برای مشاهده و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. کتاب جدید: نسخه‌ی هفتم کتاب ارزشمند «بازگشت به اسلام؛ تقریر درس‌های منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی» با ویرایش و صفحه‌آرایی جدید منتشر شد. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. برای مطالعه‌ی مهم‌ترین مطالب پایگاه، به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید.
loading
پرسش و پاسخ
 

اطلاق «امام» بر کسی جز رسول خدا و دوازده جانشینش چه حکمی دارد؟

«امام» به معنای کسی است که به او اقتدا می‌شود و با این وصف، اطلاق «امام» بر کسی جایز نیست مگر اینکه اقتدا به او مطلقاً جایز باشد؛ زیرا اطلاق «امام» بر کسی که اقتدا به او مطلقاً جایز نیست، دروغ است، اگرچه «امام» خواندن او به نحو مقیّد راست باشد، مانند «امام جماعت» برای کسی که در نماز به او اقتدا می‌شود و «امام لغت» یا «امام حدیث» برای کسی که سخنش در آن پذیرفته می‌شود و مانند این. بنابراین، کسی که خود را بدون قید «امام» می‌خواند یا دیگران او را بدون قید «امام» می‌خوانند و او آنان را از این کار باز نمی‌دارد، از دو حال بیرون نیست: یا خداوند به تبعیّت از او به نحو مطلق اذن داده که در این صورت، «امام» خواندن او پرستش خداوند است، یا خداوند به تبعیّت از او به نحو مطلق اذن نداده که در این صورت، «امام» خواندن او پرستش طاغوت یا شبیه به آن است؛ چراکه «امام» در کتاب خداوند بر دو کس اطلاق شده است: یکی کسی است که به امر خداوند رهبری می‌کند؛ چنانکه فرموده است: ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا[۱]؛ «آنان را امامانی قرار دادیم که به امر ما رهبری می‌کنند» و دیگری کسی است که بدون امر خداوند رهبری می‌کند؛ چنانکه فرموده است: ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ۖ[۲]؛ «و آنان را امامانی قرار دادیم که به سوی آتش فرا می‌خوانند» بدون قید ﴿بِأَمْرِنَا و با این وصف، «امام» خواندن کسی جز خلیفه‌ی خداوند در زمین، اگر با اعتقاد به وجوب تبعیّت از او مانند تبعیّت از خلیفه‌ی خداوند در زمین باشد، شرک است و اگر بدون این اعتقاد باشد، سوء تعبیر و تشبّه به مشرکان شمرده می‌شود، در حالی که خداوند فرموده است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا[۳]؛ «ای کسانی که ایمان آوردید! نگویید: <راعنا> (چون ممکن است باعث سوء برداشت یا سوء استفاده‌ی برخی شود) و بگویید <اُنظرنا>» و فرموده است: ﴿ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ ۖ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۚ أَنَّى يُؤْفَكُونَ[۴]؛ «این سخن آنان با دهان‌هاشان است، شبیه سخن کسانی را می‌گویند که پیش‌تر کافر شدند، خداوند آنان را بکشد، به کجا انحراف می‌یابند؟!» و از این رو، جناب منصور اکیداً از آن نهی فرموده است؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«قَامَ الْمَنْصُورُ فِينَا خَطِيبًا، فَوَعَظَنَا وَأَحْسَنَ وَعْظَنَا، حَتَّى اقْشَعَرَّتِ الْجُلُودُ وَرَجَفَتِ الْقُلُوبُ وَبَكَتِ الْعُيُونُ وَرُفِعَتِ الْأَصْوَاتُ! فَلَمَّا جَلَسَ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا فَمَدَحَهُ وَقَالَ لَهُ فِي مَدْحِهِ: إِنَّكَ لَأَنْتَ إِلَهُ الْوَاعِظِينَ! فَغَضِبَ الْمَنْصُورُ غَضَبًا شَدِيدًا وَقَالَ لَهُ: أُسْكُتْ -أَسْكَتَكَ اللَّهُ- فَإِنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَمَّا أَنَا فَمُعَلِّمُ خَيْرٍ! فَقَالَ لَهُ الْمَادِحُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، إِنِّي مَا عَنَيْتُ مِنَ الْإِلَهِ مَا يُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَلَكِنَّهُ كَلِمَةٌ يَقُولُونَهَا بِأَلْسِنَتِهِمْ! فَقَالَ لَهُ: وَهَلْ أَهْلَكَ النَّصَارَى إِلَّا كَلِمَةٌ يَقُولُونَهَا بِأَلْسِنَتِهِمْ؟! ﴿كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ ۚ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا![۵] ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ وَقَالَ: اعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ -يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ- فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَبِيضُ وَيُفَرِّخُ! فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، هَلْ لَنَا أَنْ نُسَمِّيَكَ الْإِمَامَ كَمَا يُسَمِّي النَّاسُ قَادَتَهُمْ؟ قَالَ: لَا، ذَاكَ اسْمٌ لَا يَتَسَمَّى بِهِ غَيْرُ الْمَهْدِيِّ إِلَّا دَجَّالٌ»[۶]؛ «منصور در میان ما به خطبه‌ای برخاست، پس ما را اندرز داد و نیکو اندرز داد تا جایی که پوست‌ها لرزید و دل‌ها تکان خورد و چشم‌ها گریست و صداها بالا رفت! پس چون نشست مردی از یارانمان به سوی او برخاست و او را ستایش کرد و در ستایش او گفت: هرآینه تو خدای واعظانی! پس منصور سخت به خشم آمد و به او فرمود: ساکت شو که خداوند ساکتت کند؛ چراکه جز خداوند خدایی نیست و من تنها معلّم خیری هستم! پس ستایشگر گفت: فدایت شوم، منظور من از خدا کسی که جز خداوند بلندمرتبه پرستش شود نبود، بل آن کلمه‌ای است که با زبان‌هاشان می‌گویند! پس به او فرمود: و آیا مسیحیان را جز کلمه‌ای که با زبان‌هاشان می‌گویند هلاک کرد؟! <کلمه‌ی بزرگی است که از دهان‌هاشان بیرون می‌آید، آنان جز دروغی نمی‌گویند!>. سپس به یاران خود روی نمود و فرمود: بدانید که چه می‌گویید -خداوند شما را بیامرزد-؛ چراکه شیطان تخم می‌گذارد و جوجه می‌کند! در این هنگام من گفتم: فدایت شوم، آیا ما می‌توانیم تو را امام بنامیم همان طور که مردم رهبرانشان را (امام) می‌نامند؟ فرمود: نه، این نامی است که جز مهدی کسی به آن نامیده نمی‌شود مگر دجّال!».

«امام» به معنای کسی است که به او اقتدا می‌شود. بنابراین، کسی که خود را «امام» می‌خواند یا دیگران او را «امام» می‌خوانند و او آنان را از این کار باز نمی‌دارد، از دو حال بیرون نیست: یا خداوند به تبعیّت از او اذن داده که در این صورت، «امام» خواندن او پرستش خداوند است، یا خداوند به تبعیّت از او اذن نداده که در این صورت، «امام» خواندن او پرستش طاغوت یا شبیه به آن است.
↑[۱] . الأنبیاء/ ۷۳
↑[۲] . القصص/ ۴۱
↑[۳] . البقرة/ ۱۰۴
↑[۴] . التّوبة/ ۳۰
↑[۵] . الكهف/ ۵
↑[۶] . گفتار ۱۱۷، فقره‌ی ۱۴
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
می‌توانید این مطلب را به زبان‌های زیر نیز مطالعه کنید:
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
نوشتن پرسش
کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی پرسش، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که به پرسش شما در پایگاه پاسخ داده شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن پرسش خود، پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . از ثبت و ارسال پرسش جدید پیش از دریافت پاسخ پرسش قبلی، خودداری کنید.
۳ . از ثبت و ارسال بیش از یک پرسش در هر نوبت، خودداری کنید.
۴ . اولویّت ما، پاسخگویی به پرسش‌های مرتبط با امام مهدی علیه السلام و زمینه‌سازی برای ظهور اوست؛ چراکه در حال حاضر، از هر چیزی مهم‌تر است.