چهارشنبه 29 شهریور (سنبله) 1396 هجری شمسی برابر با 29 ذي الحجه 1438 هجری قمری Тоҷикӣ English

منصور هاشمی خراسانی

* پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی «به زبان انگلیسی» راه‌اندازی شد. * ترجمه‌ی کتاب «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی «به زبان انگلیسی» منتشر شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

خواندن پرسش‌ها و پاسخ‌ها

موضوع اصلی:

عقاید

شماره پرسش: 28 کد پرسش: 324
موضوع فرعی:

شناخت خلیفه‌ی خداوند در زمین؛ احوال مهدی و زمینه‌سازی برای ظهور او

نویسنده‌ی پرسش: علی تاریخ پرسش: 1396/4/1

در حکومت حضرت مهدی علیه السلام، فرماندهان، امیران، وزیران، مدیران، حاکمان و روساء چگونه تعیین می‌شوند؟ طی چه فرآیندی تغییر می‌کنند؟ سلسله مراتب سازمان‌ها، پست‌ها، سمت‌ها و مشاغل چگونه طراحی می‌شوند؟ آیا حضرت مهدی برای اداره زمین با مردم مشورت می‌کنند؟ مکانیزم مشورت و شورا در حکومت مهدوی چگونه است؟ قانون‌گذاری چگونه انجام می‌شود؟ در صورتی که نیاز باشد مجالس یا شوراها تشکیل شوند چگونه این کار انجام می‌شود؟ آیا مردم حق رأی دارند و می‌توانند نمایندگان یا وکیلان خود را تعیین کنند؟ در صورت نیاز به نظرخواهی از عموم مردم یا نیاز به کسب نظر آنان آیا ممکن است انتخابات یا همه‌پرسی نیز برگزار شود؟ آیا ممکن است در امور مباح یا در مواردی که حضرت مهدی صلاح می‌بینند، نظر اکثریت ملاک تصمیم‌گیری‌ها قرار گیرد؟

دستگاه قضایی در حکومت حضرت مهدی چگونه شکل می‌گیرد؟ دستگاه‌های نظارتی و امنیتی چگونه شکل می‌گیرند؟ آیا زنان در حکومت حضرت مهدی دارای پست‌های اجرایی و مدیریتی می‌شوند؟ در حکومت حضرت مهدی تقسیم‌بندی جغرافیایی و تقسیمات کشورها، شهرها و استان‌ها و ... چگونه و بر چه مبنایی شکل می‌گیرند؟

آیا احزاب و گروه‌های سیاسی و اجتماعی در حکومت مهدوی وجود دارند؟ گفته می‌شود که در حکومت مهدوی قدرت‌طلبی وجود ندارد، بنابراین در صورت وجود احزاب و گروه‌های سیاسی و اجتماعی، رقابت بین آن‌ها بر چه مبنایی خواهد بود؟

نظام آموزش و پرورش در حکومت مهدوی چگونه است؟ نظام انتقادات، نظرات و پیشنهادات در حکومت مهدوی چگونه است؟ چگونه می‌توان به حضرت مهدی انتقاد نمود؟ با توجه به وجود زبان‌ها، نژادها، فرهنگ‌ها، منافع و سلیقه‌های مختلف و گسترده در میان مردم زمین، حضرت مهدی چگونه اختلاف نظرها را مدیریت می‌کنند؟

از آنجایی که در اسلام معیار تصمیم‌گیری‌ها معقول بودن و مشروع بودن آن‌هاست و نظر اکثریت ملاک نیست، در این صورت عاقلانه‌ترین تصمیم‌ها چگونه اتخاذ می‌شوند؟ آیا باید برای هر موضوعی مستقیم به خود حضرت مهدی مراجعه کرد یا اینکه ساز و کاری وجود دارد که بر اساس آن عقلانی‌ترین تصمیم‌ها اتخاذ می‌شوند؟ در این صورت اگر عاقلانه‌ترین تصمیم طرفدار کمتری داشته باشد، چگونه اقلّیت، اکثریت را مجاب به قبول می‌کنند در حالی که ممکن است رأی‌گیری هم وجود نداشته باشد؟

پاسخ به پرسش شماره: 28 تاریخ پاسخ به پرسش:

پرسش‌های شما متعدّدند، ولی می‌توان آن‌ها را در سه موضوع کلّی جای داد و پاسخ گفت:

أ. نقش امام مهدی علیه السّلام در حکومت

بنا بر روایات متواتر اسلامی، امام مهدی علیه السلام خلیفه‌ی خداوند و خلیفه‌ی پیامبر اوست که توسّط آن دو برای حکومت بر مردم اختیار و منصوب شده است تا همه‌ی احکام آن دو در پیوند با دین و دنیا را اجرا کند و با این شیوه، زمین را از عدالت پر سازد پس از آنکه از ظلم پر شده است (بنگرید به: بازگشت به اسلام، مهدی واپسین خلیفه‌ی پیامبر، ص227). وظیفه‌ی امام مهدی علیه السلام «قانون‌گذاری» نیست؛ چراکه قانون‌گذار تنها خداوند و پیامبر اوست و وظیفه‌ی امام مهدی علیه السلام تنها اجرای قوانین آن دو به طور کامل و خالص است؛ همچنانکه شیوه‌ی حکومت‌داری او مبتنی بر احکام آن دو است که در قرآن و سنّت تبیین شده است؛ با توجّه به آنکه این احکام، از کمال الهی و عصمت نبوی نشأت گرفته است و بر خلاف قوانین دیگران متأثّر از اهواء و اوهام بشری نیست و با این وصف، در صورت اجرا شدن به طور کامل و خالص می‌تواند سعادت مردم در دنیا و آخرت را تضمین کند (بنگرید به: بازگشت به اسلام، توحید خداوند در تشریع، ص249). بی‌گمان امام مهدی علیه السلام به همه‌ی این احکام عالم است و به همه‌ی موضوعات آن‌ها هدایت می‌شود و این چیزی است که او را -بر خلاف دیگران- متمکّن از اجرای آن‌ها به طور کامل و خالص می‌کند (بنگرید به: بازگشت به اسلام، امکان اقامه‌ی کلّ اسلام، ص102)؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَأَلْتُ الْمَنْصُورَ عَنِ الْمَهْدِيِّ فَقالَ: إِنَّما یُقالُ لَهُ الْمَهْدِيُّ لِأَنَّ اللّهَ یَهْدِیهِ لِلْحَقِّ فِي کُلِّ شَيْءٍ وَ یَهْدِیهِ إِلیٰ أَمْرٍ خَفِيٍّ»؛ «از منصور درباره‌ی مهدی پرسیدم، پس فرمود: به او مهدی گفته می‌شود برای اینکه خداوند او را در هر چیزی به حق هدایت می‌کند و او را به امری پنهان هدایت می‌کند».

همچنانکه یکی دیگر از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: لِماذا سُمِّيَ الْمَهْدِيُّ مَهْدِیّاً؟ قالَ: لِأَنَّ اللّهَ یَهْدِیهِ إِلیٰ شَيْءٍ لَمْ یَهْدِ إِلَیْهِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ وَ إِنْ یَکُنِ الْحَقُّ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَیَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ یَهْدِیهِ اللّهُ إِلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِير»؛ «به منصور گفتم: برای چه مهدی مهدی نامیده شد؟ فرمود: برای اینکه خداوند او را به چیزی هدایت می‌کند که احدی از جهانیان را به آن هدایت نکرده است و اگر حق به اندازه‌ی دانه‌ی خردلی باشد، پس در صخره‌ای یا در آسمان‌ها یا در زمین باشد، خداوند او را به آن هدایت می‌کند، هرآینه خداوند باریک‌بینی آگاه است».

ب. نقش مردم در حکومت

1 . حکومت امام مهدی علیه السلام هنگامی شکل می‌گیرد که اکثریّت مسلمانان خواستار آن شوند؛ چنانکه حکومت علیّ بن ابی طالب هنگامی شکل گرفت که اکثریّت مسلمانان خواستار آن شدند و این علّت تبلیغ و دعوت منصور هاشمی خراسانی است (بنگرید به: آشنایی با نهضت). استمرار حکومت امام مهدی علیه السلام نیز مبتنی بر خواست اکثریّت مردم است؛ زیرا بدون حفاظت و حمایت آنان از آن در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی، قابل تداوم نیست. به علاوه، احکام حکومتی آن حضرت تنها هنگامی قابلیّت اجرا پیدا می‌کنند که اکثریّت مردم با اجرای آن‌ها موافق باشند؛ چراکه اجرای آن‌ها با وجود مخالفت اکثر مردم، عملی نیست و اگر عملی شود، دیری نمی‌پاید. از این رو، اقلّیّت بر حق -اگرچه کسانی مانند امام مهدی علیه السّلام باشند- چاره‌ای ندارند جز اینکه اکثریّت بر باطل را به همراهی با خود راضی کنند و این با اکراه آنان ممکن نیست؛ چنانکه خداوند فرموده است: «أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ» (یونس/ 99)؛ «آیا تو مردم را اکراه می‌کنی تا مؤمن باشند؟!» و فرموده است: «وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ ۖ» (ق/ 45)؛ «و تو مجبور کننده‌ی آنان نیستی»، بلکه تنها با تبیین مصالح نظر خود و مفاسد نظر آنان از طریق استدلال و تبلیغ ممکن است؛ چنانکه خداوند فرموده است: «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ ۝ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ» (غاشیه/ 21 و 22)؛ «پس تذکّر بده؛ چراکه تو تنها تذکّر دهنده‌ای و بر آنان سیطره‌ای نداری» و فرموده است: «ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ» (نحل/ 125)؛ «با حکمت و موعظه‌ی نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به گونه‌ای که بهتر است مجادله نما» و این علّت تبلیغ و دعوت منصور هاشمی خراسانی است.

آری، هرگاه اکثریّت مردم خواستار شکل‌گیری و استمرار حکومت امام مهدی علیه السلام یا اجرای احکام حکومتی او باشند، ولی اقلّیّت آنان با سوء استفاده از قدرت و ثروت خود مانع از آن بشوند، اکراه اقلّیّت به تسلیم شدن در برابر خواست اکثریّت، اجتناب‌ناپذیر است؛ چنانکه خداوند فرموده است: «وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ ۖ وَسَاءَتْ مَصِيرًا» (نساء/ 115)؛ «و هر کس پس از اینکه هدایت برایش روشن شد با پیامبر مخالفت کند و غیر راه مؤمنان را در پیش گیرد، چیزی که برگزیده است را با او یکجا می‌کنیم و به جهنّم می‌فرستیم و بد بازگشت‌گاهی است»؛ همچنانکه اگر اکثریّت مردم مستضعف باشند و به سبب ترس از اقلّیّت مستکبر یا تأثیرپذیری از تبلیغات یکسویه‌ی آنان، خواستار شکل‌گیری و استمرار حکومت امام مهدی علیه السلام یا اجرای احکام حکومتی او نباشند، غلبه بر اقلّیّت مستکبر برای رهایی و آگاهی اکثریّت مستضعف، اشکالی ندارد، اگرچه غلبه‌ی اقلّیّت بر اکثریّت تلقّی شود؛ چنانکه خداوند فرموده است: «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» (بقره/ 249)؛ «چه بسیار گروه اندکی که با اذن خداوند بر گروه بسیاری غلبه کرده‌اند و خداوند به همراه صابران است».

2 . اجرای همه‌ی احکام خداوند و پیامبر او توسّط امام مهدی علیه السلام، به پشتوانه‌ی «هدایت» و «تأیید» خداوند از یک سو و «اطاعت» و «نصیحت» مردم از سوی دیگر انجام می‌شود. بنابراین، وظیفه‌ی مردم آن است که امام مهدی علیه السلام را نصیحت و اطاعت کنند تا او بتواند با هدایت و تأیید خداوند به اجرای همه‌ی احکام اسلام موفق شود و آن به این ترتیب است که هر چه خیر او و خیر خود و خیر دیگران می‌پندارند را به او بگویند و سپس بر طبق فرمانی که او می‌دهد عمل کنند؛ چنانکه خداوند فرموده است: «إِذَا نَصَحُوا لِلَّهِ وَرَسُولِهِ ۚ» (توبه/ 91)؛ «هنگامی که برای خداوند و پیامبرش نصیحت کنند» و فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ» (نساء/ 59)؛ «ای کسانی که ایمان آوردید! از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر و اولیاء امر از خودتان اطاعت کنید» و پیامبرش فرموده است: «الدِّینُ النَّصِیحَةُ الدِّینُ النَّصِیحَةُ الدِّینُ النَّصِیحَةُ لِلّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَئِمَّةِ الْمُؤْمِنینَ» (مسند الشافعي، ص233؛ مسند أحمد، ج4، ص102؛ سنن الدارمی، ج2، ص311؛ صحیح البخاری، ج1، ص20؛ سنن أبی داود، ج2، ص465؛ سنن الترمذی، ج3، ص217؛ سنن النسائی، ج7، ص156؛ سنن البیهقی، ج8، ص163؛ فیض کاشانی، الوافی، ج2، ص97)؛ «دین نصیحت است، دین نصیحت است، دین نصیحت است برای خداوند و برای پیامبرش و برای امامان مؤمنین» و در حدیث ثقلین، تمسّک به اهل بیتش را در کنار تمسّک به قرآن ضامن هدایت مردم تا روز قیامت دانسته است (بنگرید به: بازگشت به اسلام، ص119). این به معنای آن است که اظهار نظری متفاوت با نظر امام مهدی علیه السلام توسّط مردم اشکالی ندارد، بلکه گاه واجب است؛ مشروط به اینکه از یک سو پیشنهادی خیرخواهانه برای آن حضرت با هدف اصلاح باشد و از سوی دیگر به اطاعت رضایت‌مندانه از نظر نهایی آن حضرت منتهی شود.

3 . مشورت با مردم بر امام مهدی علیه السلام واجب است، همان طور که بر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم واجب بود؛ چراکه خداوند او را به آن امر کرده و فرموده است: «وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» (آل عمران/ 159)؛ «و با آنان در کار مشورت کن، پس چون تصمیم گرفتی بر خداوند توکّل کن؛ چراکه خداوند توکّل کنندگان را دوست می‌دارد» و با این وصف، به حکم «وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ» بر امام مهدی علیه السلام واجب است که زمینه‌ی مناسب برای مشورت با مردم را فراهم کند و فرصت لازم برای نصیحت را به آنان بدهد، هر چند به حکم «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ» تصمیم‌گیری نهایی بر عهده‌ی اوست که با هدایت و تأیید خداوند انجام می‌شود؛ همچنانکه به تبع آن بر او واجب است از نظر بهتر ارائه شده توسّط مردم پیروی کند، اگرچه بر خلاف نظر ابتدایی او باشد؛ چراکه بدون این، مشورت با آنان کاری بیهوده است، در حالی که خداوند به کاری بیهوده امر نمی‌کند؛ چنانکه فرموده است: «فَبَشِّرْ عِبَادِ ۝ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ» (زمر/ 17 و 18)؛ «پس بندگانم را بشارت ده؛ همانان که هر سخنی را می‌شنوند و از بهترینش پیروی می‌کنند، آنان کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده است و آنان همان خردمندانند». این به معنای آن است که مردم مشاوران امام مهدی علیه السلام در حکومت او هستند و نظر آنان در حکومت او، مطلقاً بی‌ارزش و بی‌اثر نیست، هر چند مطلقاً ارزشمند و مؤثّر نیز محسوب نمی‌شود؛ زیرا امام مهدی علیه السلام تابع حقّ است، نه تابع نظر آنان؛ چنانکه خداوند فرموده است: «وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ» (مائده/ 48)؛ «و از اهواء آنان به جای چیزی از حق که به تو رسید پیروی نکن» و فرموده است: «وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ۙ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ» (بقره/ 145)؛ «و اگر بعد از علمی که به تو رسید از اهواء آنان پیروی کنی تو آن هنگام از ظالمان خواهی بود»، ولی حق گاهی موافق با نظر آنان است، بلکه گاهی با نظر آنان شناخته می‌شود و تردیدی نیست که در این هنگام عمل بر طبق نظر آنان بر امام مهدی علیه السلام واجب است و او به پشتوانه‌ی طهارتش از هر رجسی بر طبق نظر آنان عمل می‌کند. از اینجا دانسته می‌شود که مردم می‌توانند با نظر خود، امام مهدی علیه السلام را یاری کنند تا بهترین تصمیم ممکن را بگیرد و این نقش بسیار ارزشمند و مؤثّری است که در اسلام برای آنان تعریف شده است.

ج. چگونگی عزل و نصب مسؤولان، فعّالیت احزاب، تقسیم کشورها و آموزش و پرورش

1 . حاکمان و قاضیان در حکومت امام مهدی علیه السلام، توسّط آن حضرت منصوب می‌شوند؛ زیرا حکومت و قضاوت بدون اذن خداوند یا خلیفه‌ی او در زمین مشروعیّت ندارد، ولی ممکن است امام مهدی علیه السلام پیش از نصب آنان با همه یا برخی از مردم مشورت کند. قدر متیقّن این است که مبنای نصب آنان، خویشاوندی آنان با آن حضرت یا رأی اکثریّت مردم نیست، بلکه اصلح بودن آنان به معنای بیشتر بودن تخصّص و تعهّدشان در مقایسه با دیگران است، اگرچه در نظر مردم حقیر باشند؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: إِنَّ الْمَهْدِيَّ إِذا جاءَ لا یَدَعُ أَحَداً حَتّیٰ یَسْتَعْمِلَهُ فِیما هُوَ أَهْلُهُ، فَکَأنِّي أَنْظُرُ إِلیٰ رَجُلٍ نائِمٍ فِي بَیْتِهِ لا شَأْنَ لَهُ عِنْدَ النّاسِ وَ لا یَعْبَئُونَ بِهِ فَیَأْتِیهِ آتٍ وَ یَقُولُ لَهُ: یَدْعُوكَ الْإِمامُ، فَیَتَعَجَّبُ الرَّجُلُ وَ یَقُولُ: لَعَلَّهُ شُبِّهَ عَلَیْكَ! فَلَمّا یَأْتِي الْمَهْدِيَّ یَقُولُ لَهُ: قَدْ أَمَّرْتُكَ عَلیٰ بَلَدِ کَذا»؛ «شنیدم منصور می‌فرماید: هرآینه مهدی هنگامی که بیاید هیچ کس را وا نمی‌گذارد مگر اینکه او را به کاری که شایستگی‌اش را دارد می‌گمارد، پس گویا من مردی را می‌بینم که در خانه‌ی خود خوابیده است و نزد مردم جایگاهی ندارد و به او اعتنایی نمی‌کنند، پس کسی به نزد او می‌آید و به او می‌گوید: امام تو را فرا می‌خواند، پس مرد تعجّب می‌کند و می‌گوید: شاید اشتباه گرفته‌ای! پس چون به نزد مهدی می‌آید به او می‌فرماید: تو را حاکم فلان سرزمین قرار دادم»!

همچنانکه یکی دیگر از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: کَأَنِّي بِراعٍ فِي جَبَلٍ یَرعِي غَنَمَهُ، فَیَأْتِیهِ رَسُولٌ یَدْعُوهُ إِلَی الْمَهْدِيِّ فَلَمّا یَحْضُرُهُ یَقُولُ لَهُ: قَدْ أَمَّرْتُكَ عَلیٰ بَنِي فُلانٍ! فَسَکَتَ هُنَیْئَةً ثُمَّ قالَ: وَ کَأَنِّي بِأَمِیرِ قَوْمٍ قَدِ اتَّکَأَ عَلیٰ أَرِیکَتِهِ فَیَأْتِیهِ رَسُولٌ یَدْعُوهُ إِلَی الْمَهْدِيِّ فَلَمّا یَحْضُرُهُ یَقُولُ لَهُ: إِرْعَ غَنَمَ بَنِي فُلانٍ»؛ «شنیدم منصور می‌فرماید: گویا من چوپانی را در کوهی می‌بینم که گوسفندانش را می‌چراند، پس فرستاده‌ای به نزدش می‌آید و او را به نزد مهدی می‌خواند، پس چون به نزدش می‌آید، به او می‌فرماید: تو را امیر فلان قوم قرار دادم! پس آن جناب اندکی درنگ کرد و سپس فرمود: و گویا من امیر قومی را می‌بینم که بر تخت خود تکیه داده است، پس فرستاده‌ای به نزدش می‌آید و او را به نزد مهدی می‌خواند، پس چون به نزدش می‌آید، به او می‌فرماید: گوسفندان فلان قوم را بچران»!

وانگهی حاکمان و قاضیان منصوب از جانب امام مهدی علیه السلام تحت نظارت او حکومت و قضاوت می‌کنند؛ زیرا حکومت و قضاوت جز تحت نظارت خداوند یا خلیفه‌ی او در زمین به فساد می‌گراید. به علاوه، مردم می‌توانند در صورت عدم رضایت از حاکمان و قاضیان امام مهدی علیه السلام، به آن حضرت شکایت برند؛ مشروط به اینکه فیصله‌ی آن حضرت را از صمیم قلب بپذیرند؛ چنانکه خداوند فرموده است: «فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا» (نساء/ 59)؛ «پس اگر در چیزی تنازع کردید آن را به خداوند و پیامبر ارجاع دهید اگر به خداوند و روز واپسین ایمان آورده‌اید، این بهتر است و نتیجه‌ی نیکوتری دارد» و فرموده است: «فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» (نساء/ 65)؛ «پس نه به پروردگارت سوگند، ایمان نیاورده‌اند تا آن گاه که تو را در چیزی که میانشان درگیرد داور سازند، سپس در خودشان تشویشی از چیزی که قضاوت کنی نیابند و کاملاً تسلیم شوند».

2 . ملاک انتصاب نزد امام مهدی علیه السلام، علم و تقوای کافی برای منصب است و با این وصف، هر کسی که علم و تقوای کافی برای منصبی را داشته باشد، ممکن است توسّط او به آن منصوب شود، خواه مرد باشد و خواه زن و خواه جوان باشد و خواه پیر و خواه سپید باشد و خواه سیاه و خواه غنی باشد و خواه فقیر.

3 . احزاب سیاسی در حکومت امام مهدی علیه السلام جایی ندارند؛ چراکه با وجود او رقابت برای رسیدن به حکومت بی‌معناست؛ هر چند اگر به سبب جهل گروهی از مردم، حزبی پدید آید که به معارضه با او برای رسیدن به حکومت بپردازد، ممکن است تا هنگامی که اقدامی مسلّحانه نکرده یا به فتنه‌انگیزی روی نیاورده است، تحمّل شود؛ چنانکه علیّ بن ابی طالب حزب خوارج را تا پیش از اقدام مسلّحانه و فتنه‌انگیزی تحمّل کرد؛ همچنانکه احزاب سیاسی موجود در حال حاضر، مشروع نیستند؛ چراکه امام مهدی علیه السلام در حال حاضر نیز وجود دارد (بنگرید به: پرسش و پاسخ 8) و با وجود او، رقابت برای رسیدن به حکومت جایز نیست، ولی رقابت فردی یا گروهی مردم برای رسیدن به قدرتی کمتر از حکومت مانند استانداری، شهرداری، دهداری و مدیریت مجموعه‌های فرهنگی و اقتصادی تحت نظارت او، هرگاه مانند مسابقات علمی مبتنی بر اظهار توانمندی هر یک برای مقایسه با توانمندی دیگران در شرایطی عادلانه باشد، نه مانند انتخابات مبتنی بر جلب رأی اکثریّت مردم، اشکالی ندارد و در حکومت او ممکن است. هر چند رقابت برای رسیدن به قدرت در اسلام به طور کلّی نشان دهنده‌ی ضعف است و از این رو، کسانی که حرص بیشتری برای رسیدن به قدرت دارند، کمتر شایسته‌ی آن محسوب می‌شوند؛ چنانکه خداوند فرموده است: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا ۚ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» (قصص/ 83)؛ «آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می‌دهیم که در زمین برتری یا فسادی نمی‌جویند و عاقبت برای پرهیزکاران است».

4 . مرزبندی و تقسیم کشورها، امری اعتباری است که غالباً توسّط مستکبران و به صورتی غیر عادلانه و غیر متناسب انجام شده است و با این وصف، ضرورتی برای حفظ آن‌ها وجود ندارد و تبعاً امام مهدی علیه السلام می‌تواند همه یا برخی از آن‌ها را تغییر دهد؛ چنانکه در کتاب شریف «بازگشت به اسلام» (ص140) آمده است:

«کافران پس از سيطره بر مسلمانان، سرزمين‌هاي آنان را متناسب با اميال و منافع درازمدّت خود، تقسيم کردند و خطوطي موهوم با عنوان مرز را بدون در نظر گرفتن مصالح ساکنان مسلمان، در ميان آنان ترسيم نمودند و با اين شيوه، احساس يگانگي را از آنان گرفتند و اتّحاد آنان با يکديگر را به آرزويي دور و دراز تبديل کردند. با مروري بر نقشه و تاريخ سرزمين‌هاي اسلامي آشکار مي‌شود که بيشتر اين خطوط مرزي در ميان مسلمانان، مستقيماً با قلم کافران غربي و براي تأمين منافع يکسويه‌ي آنان رسم شده و هيچ بنيادي بر عقل و شرع نداشته و هيچ خيري براي مسلمانان به ارمغان نياورده است. با اين وصف، همه‌ي تعجّب از مسلماناني است که اين خطوط خيالي را وطن خود مي‌نامند و مقدّس مي‌شمارند و معرّف ماهيّت خود مي‌پندارند! بلکه برخي از آنان مي‌کوشند که همين تکّه‌هاي کوچک باقي مانده را نيز از يکديگر تجزيه کنند و به تکّه‌هاي کوچک‌تري تقسيم نمايند؛ چراکه از فرط تنگ‌نظري و انحصارطلبي، نمي‌توانند با هم در يک جا به سر آورند و هر گروه دوست مي‌دارد که کوچه و محله‌ي خود را به عنوان کشوري مستقل اعلام نمايد! در حالي که مسلّماً خداوند زمين را به صورت کشورهايي مختلف خلق نکرده، بلکه به صورت واحدي يکپارچه خلق کرده است که هر بخش آن بخش ديگر را کامل مي‌کند و در مجموع به تأمين نيازهاي انسان و تحقّق سعادت او در پرتو عدالت منجر مي‌شود و در صورت از هم گسستگي، ناقص و نامتناسب باقي مي‌ماند. از اين رو، مرزهاي ادّعايي، هيچ وجودي در عالم واقع ندارند و تنها در ذهن کساني که آن‌ها را اعتبار کرده‌اند، يافت مي‌شوند و البته بسيار بي‌فايده، بلکه زيا‌نبار هستند؛ چراکه تنها به جدايي مسلمانان از يکديگر و ضعف و انحطاطشان مي‌انجامند و از امکان مقاومت آنان در برابر کافران مي‌کاهند. از اين رو، کافران غربي که اين مرزها را براي مسلمانان ترسيم کرده‌اند و آنان را به صيانت از آن‌ها تحريض مي‌کنند، خود در حال برداشتن مرزهاشان از يکديگر و متّحد شدن با هم هستند و به اين ترتيب، سرزمين‌هاي اسلام هر روز کوچک‌تر و سرزمين‌هاي کفر هر روز بزرگ‌تر مي‌شود! در اين ميان، تنها راه نجات مسلمانان، قطع وابستگي به کافران و دست‌يابي به استقلال فرهنگي و اقتصادي است که جز از طريق برداشتن مرزهاي ساختگي و متّحد شدن با يکديگر در زير پرچم گماشته‌ي خداوند در زمين ممکن نيست؛ زيرا هنگامي که کافران با يکديگر متّحد شده‌اند، مسلمانان پريشان و پراکنده، قادر به مقاومت در برابر آنان نيستند و اين قانوني طبيعي از قوانين خداوند است. با اين وصف، ايجاد يک کشور پهناور اسلامي با ادغام همه‌ي سرزمين‌هاي مسلمان در آن، زير پرچم حاکمي که خداوند او را نام برده و تعيين کرده، تنها راه رستگاري مسلمانان و سيطره‌ي آنان بر جهان است.»

البته کشورهای مختلف در حکومت ظالمان، هرگاه به استان‌های مختلف در حکومت خلیفه‌ی خداوند تبدیل شوند، مشکل عمده‌ای را به وجود نمی‌آورند و چه بسا می‌توانند حفظ شوند؛ چنانکه در حکومت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و حکومت علیّ بن ابی طالب حفظ شدند.

5 . آموزش و پرورش مهم‌ترین کار در حکومت امام مهدی علیه السلام است؛ همان طور که مهم‌ترین کار در حکومت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بود؛ با توجّه به سخن خداوند که فرموده است: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ» (آل عمران/ 164)؛ «هرآینه خداوند بر مؤمنان منّت نهاده که در میانشان پیامبری از خودشان برانگیخته است که آیاتش را بر آنان می‌خواند و آنان را پرورش می‌دهد و کتاب و حکمت می‌آموزد، اگرچه از پیش در گمراهی آشکاری بودند». بنابراین، آموزش و پرورش توسّط امام مهدی علیه السلام و بزرگ‌ترین عالمان مسلمان از شاگردان او، بر پایه‌ی «کتاب» و «حکمت» و به تناسب طبیعت و استعداد افراد از یک سو و نیازهای جامعه از سوی دیگر انجام می‌شود و از آموزش خواندن و نوشتن در کنار تعقّلی بدون جهل، تقلید، اهواء نفسانی، دنیاگرایی، تکبّر، تعصّب و خرافه‌گرایی آغاز می‌شود و به پرورش بندگانی مؤمن و صالح برای خداوند و نیروی کار متخصّص و کافی برای مردم می‌انجامد.

این‌ها آگاهی‌هایی کلّی درباره‌ی چگونگی حکومت امام مهدی علیه السلام و ارتباط متقابل او و مردم است که از قرآن و سنّت دانسته می‌شود.

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
نوشتن پرسش

کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.

توجّه: ممکن است نام شما به عنوان نویسنده‌ی پرسش در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
توجّه: لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
1 . ممکن است به پرسش شما در پایگاه پاسخ داده شده باشد. از این رو، بهتر است پیش از نوشتن پرسش خود، پرسش‌های مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
2 . مدّت معمول برای پاسخگویی به هر پرسش، 3 تا 10 روز است.
3 . بهتر است از نوشتن پرسش‌های متعدّد و غیر مرتبط با هم در هر نوبت خودداری کنید؛ چراکه چنین پرسش‌هایی در پایگاه به تفکیک و أحیاناً در مدّتی بیش از مدّت معمول پاسخ داده می‌شوند.
لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.