شنبه 27 آبان (عقرب) 1396 هجری شمسی برابر با 29 صفر 1439 هجری قمری Тоҷикӣ English

منصور هاشمی خراسانی

* پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی «به زبان انگلیسی» راه‌اندازی شد. * ترجمه‌ی کتاب «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی «به زبان انگلیسی» منتشر شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

خواندن پرسش‌ها و پاسخ‌ها

موضوع اصلی:

عقاید

شماره پرسش: 5 کد پرسش: 335
موضوع فرعی:

شناخت کتاب خداوند؛ ارتباط قرآن و سنّت

نویسنده‌ی پرسش: ابو حسن الحساني تاریخ پرسش: 1396/5/10

سلام بر ياران حق

آيا هر حكم حرام يا واجبى بايد أصل يا مفهوم آن در كتاب خداوند ذكر شده باشد؟ پس آيا خداوند در آيه‌ی شريفه‌ی «ما آتاكم الرّسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا» مقصودش اين نيست كه اگر پيامبر از چيزى نهى كند حرام است و اگر به چيزى امر كند واجب است حتى اگر حكمش در كتاب خداوند نباشد؟

پاسخ به پرسش شماره: 5 تاریخ پاسخ به پرسش:

بر خلاف پندار کسانی که شعار «حَسبُنا کتابُ الله» سر می‌دهند، تردیدی نیست که اطاعت از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم واجب است؛ چراکه خداوند در آیات فراوانی از قرآن، به اطاعت از او امر کرده و به عنوان نمونه، فرموده است: «وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (نور/ 56)؛ «و از پیامبر اطاعت کنید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید» و فرموده است: «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (نور/ 63)؛ «پس باید کسانی که از امر او سرپیچی می‌کنند بترسند که آنان را فتنه‌ای برسد یا عذابی دردناک برسد» و فرموده است: «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ» (حشر/ 7)؛ «و هر چه پیامبر به شما داد آن را اخذ کنید و هر چه شما را از آن نهی کرد خودداری کنید و از خداوند بترسید؛ چراکه عقاب خداوند شدید است»، ولی واضح است که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بنده و تسلیم خداوند است و با این وصف، در عرض خداوند قرار ندارد و شریک او در تشریع نیست؛ چنانکه فرموده است: «لَا شَرِيكَ لَهُ ۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ» (أنعام/ 163)؛ «برای او شریکی نیست و من به آن امر شده‌ام و من نخستین مسلمانانم» و فرموده است: «إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ ۖ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ» (یونس/ 15)؛ «من جز از چیزی که به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم، من اگر پروردگارم را نافرمانی کنم از عذاب روزی عظیم می‌ترسم»، بلکه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در طول خداوند قرار دارد و مبلّغ و مبیِّن تشریع اوست؛ چنانکه فرموده است: «وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا ۚ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ» (نور/ 54)؛ «و اگر از او اطاعت کنید هدایت می‌یابید و بر عهده‌ی پیامبر جز ابلاغی آشکار نیست» و فرموده است: «وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/ 44)؛ «و ذکر را بر تو نازل کردیم تا برای مردم چیزی که برایشان نازل شده است را تبیین کنی و باشد که آنان تفکّر کنند». این به معنای آن است که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را نمی‌رسد که حلال خداوند را حرام یا حرام خداوند را حلال گرداند و بر خلاف کتاب خداوند حکم کند؛ چنانکه فرموده است: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ۖ» (تحریم/ 1)؛ «ای پیامبر! چرا چیزی را حرام می‌کنی که خداوند برای تو حلال کرده است؟!» و فرموده است: «اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ» (أنعام/ 106)؛ «از چیزی که از جانب پروردگارت به تو وحی شد پیروی کن که خدایی بجز او نیست» و فرموده است: «وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ ۖ» (مائده/ 48)؛ «و کتاب را بر تو به حق نازل کردیم تا تصدیق کننده‌ی کتاب‌های پیش از خود و پاسدار آن‌ها باشد، پس میان آنان با چیزی که خداوند نازل کرد حکم کن». بنابراین، کتاب خداوند و سنّت پیامبر با هم تنافی ندارند، بلکه توافق دارند و از این رو، خداوند به اطاعت از هر دو امر کرده و فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ» (محمّد/ 33)؛ «ای کسانی که ایمان آوردید! از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر اطاعت کنید»، در حالی که اطاعت از هر دو در صورت تنافی کتاب خداوند و سنّت پیامبر ممکن نیست؛ با توجّه به اینکه اطاعت از یکی به عدم اطاعت از دیگری می‌انجامد. از این رو، پیامبر در حدیث متواتر ثقلین با اشاره به کتاب خداوند و اهل بیت خود که مبیّن سنّتش هستند، بر این نکته تأکید کرده و فرموده است: «إِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّیٰ یَرِدا عَلَيَّ الْحَوْضَ»؛ «هرآینه آن دو هرگز از هم جدایی نمی‌پذیرند تا آن گاه که در حوض بر من وارد شوند» و اهل بیت او نیز مانند او در احادیثی متواتر بر این نکته پای فشرده و فرموده‌اند: «كُلُّ حَدِيثٍ لا يُوافِقُ كتابَ اللّهِ فَهُوَ زُخْرُفٌ» (برقی، المحاسن، ج1، ص221؛ كليني، الكافي، ج1، ص69)؛ «هر حدیثی که با کتاب خداوند موافقت ندارد مزخرف است».

از اینجا دانسته می‌شود که سنّت پیامبر، کتاب خداوند را نسخ نمی‌کند و تخصیص نمی‌زند و تعمیم نمی‌دهد، بلکه تبیین می‌کند؛ به این معنا که معانی عبارات، مصادیق عمومات و کیفیّت عبادات آن در موارد اجمال یا اختلاف را آشکار می‌سازد؛ چنانکه مثلاً در کتاب خداوند آمده است: «يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ ۚ» (نساء/ 176)؛ «از تو استفتاء می‌کنند، بگو خداوند شما را درباره‌ی کلاله فتوا می‌دهد»، ولی درباره‌ی معنای «کلاله» با توجّه به غرابت آن، اجمال یا اختلاف وجود دارد و از این رو، سنّت پیامبر معنای آن را تبیین می‌کند و در کتاب خداوند آمده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ» (نساء/ 59)؛ «ای کسانی که ایمان آوردید! از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر اطاعت کنید و از صاحبان امر از خودتان»، ولی درباره‌ی «صاحبان امر» با توجّه به وجوب اطاعتشان و عدم وجوب اطاعت غیر معصوم، اجمال یا اختلاف وجود دارد و از این رو، سنّت پیامبر مصادیق آن را تبیین می‌کند و در کتاب خداوند آمده است: «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ» (بقره/ 43)؛ «و نماز را بر پا دارید»، ولی درباره‌ی کیفیّت «نماز» با توجّه به عبادی بودن و جدید بودن آن اجمال یا اختلاف وجود دارد و از این رو، سنّت پیامبر کیفیّت آن را تبیین می‌کند. بنابراین، هر عبارت مجملی در قرآن که معنای آن مورد اختلاف است و با قرآن دانسته نمی‌شود، با سنّت دانسته می‌شود و هر حکم عامّی در قرآن که مصادیق آن مورد اختلاف است و با قرآن دانسته نمی‌شود، با سنّت دانسته می‌شود و هر عبادت خاصّی در قرآن که کیفیّت آن مورد اختلاف است و با قرآن دانسته نمی‌شود، با سنّت دانسته می‌شود و این نقش بسیار مهمّی برای سنّت است؛ چنانکه خداوند فرموده است: «وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ ۙ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» (نحل/ 64)؛ «و کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه درباره‌ی آن اختلاف کردند را برایشان تبیین کنی و هدایت و رحمتی برای گروهی باشد که ایمان می‌آورند».

آری، عبارات مبیّنی که معنای آن‌ها مشهور است، نیازی به تبیین سنّت ندارند؛ چراکه تبیین آن‌ها با سنّت هرگاه موافق با معنای مشهور باشد، تحصیل حاصل و هرگاه مخالف با معنای مشهور باشد، إغراء به جهل است؛ مانند اینکه در کتاب خداوند آمده است: «وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ ۖ» (مائده/ 5)؛ «و طعام کسانی که کتاب داده شدند برای شما حلال است و طعام شما برای آنان حلال است»، در حالی که معنای «طعام» مشهور است و شامل هر چیزی که نوع بشر از آن تغذیه می‌کند می‌شود، تا حدّی که مردم نیازی به پرسیدن معنای آن از پیامبر احساس نمی‌کنند و با این وصف، سنّت هرگاه آن را به همین معنا تفسیر کند، توضیح واضحات است و هرگاه آن را به معنایی مباین یا اعم یا اخص تفسیر کند، إغراء به جهل است؛ به این معنا که خداوند با این عبارت در قرآن مردم را گمراه کرده، در حالی که او عادل‌تر و مهربان‌تر از آن است. همچنین، احکام عامّی که مصادیق آن‌ها مشهور است، نیازی به تبیین سنّت ندارند؛ چراکه تبیین آن‌ها با سنّت هرگاه شامل مصادیق مشهور باشد، تحصیل حاصل و هرگاه شامل مصادیق دیگری باشد، إغراء به جهل است؛ مانند اینکه در کتاب خداوند آمده است: «وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ» (مائده/ 5)؛ «و (نکاح با) زنان خویشتن‌دار از مؤمنان و زنان خویشتن‌دار از کسانی که پیش از شما کتاب داده شدند (برایتان حلال است)»، در حالی که مصداق «نکاح» مشهور است و دست کم شامل نکاح دائم می‌شود، تا حدّی که مردم نیازی به پرسیدن آن از پیامبر احساس نمی‌کنند و با این وصف، سنّت هرگاه آن را شامل نکاح دائم بداند، توضیح واضحات است و هرگاه آن را شامل نکاح دائم نداند، إغراء به جهل است؛ به این معنا که خداوند با این عبارت در قرآن مردم را گمراه کرده، در حالی که او عادل‌تر و مهربان‌تر از آن است. همچنین، احکام خاصّی که مصادیق آن‌ها در قرآن ذکر شده است، نیازی به تبیین سنّت ندارند؛ چراکه تبیین آن‌ها با سنّت هرگاه مطابق با مصادیق مذکور باشد، تحصیل حاصل و هرگاه مغایر با مصادیق مذکور باشد، إغراء به جهل است؛ مانند اینکه در کتاب خداوند آمده است: «قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ ۚ» (أنعام/ 145)؛ «بگو در چیزی که به من وحی شده است، چیزی که بر خورنده‌ی آن حرام باشد نمی‌یابم مگر اینکه مرداری یا خونی ریخته شده یا گوشت خوکی باشد که نجس است یا فسقی باشد که نام غیر خداوند بر آن برده شده است» و با این وصف، سنّت هرگاه خوردنی‌های حرام را شامل این‌ها بداند، توضیح واضحات است و هرگاه آن‌ها را شامل چیزهایی دیگر بداند، إغراء به جهل است؛ به این معنا که خداوند با این عبارت در قرآن مردم را گمراه کرده، در حالی که او عادل‌تر و مهربان‌تر از آن است.

آری، سنّت هرگاه معنا یا مصداق یا کیفیّتی مبیّن در قرآن را بیان کند، تأکید و یادآوری کرده است که اشکالی ندارد، بلکه بسیار مفید است و هرگاه معنا یا مصداق یا کیفیّتی اعمّ یا اخصّ یا مباین را بیان کند، در صورت امکان بر استحباب یا کراهت حمل می‌شود تا با کتاب خداوند مخالفت نیابد؛ مانند روایاتی که بر خلاف کتاب خداوند، از گزاردن نماز نافله در برخی از ساعات روز یا خوردن گوشت الاغ اهلی و ماهی بدون فلس و ذبایح اهل کتاب یا نکاح با زنان اهل کتاب نهی می‌کنند و ناگزیر بر کراهت حمل می‌شوند و در صورتی که حمل آن بر استحباب یا کراهت ممکن نباشد، تأویل یا ترک می‌شود. بنابراین، وجوب پیروی از سنّت محدود به مواردی نیست که عیناً در کتاب خداوند آمده، بل محدود به مواردی است که با کتاب خداوند مخالفت ندارد.

حاصل آنکه عمل به سنّت پیامبر -اگرچه صریحاً در کتاب خداوند نیامده باشد- واجب است، مادامی که بر خلاف کتاب خداوند نباشد؛ پس اگر بر خلاف کتاب خداوند باشد، معلوم می‌شود که مراد پیامبر از سنّتش وجوب نبوده، بلکه استحباب بوده و با این وصف، کتاب خداوند مانند قرینه‌ای است که مراد جدّی و حقیقی پیامبر از سنّتش را معلوم می‌کند و از اینجا دانسته می‌شود که پیروی از سنّت پیامبر مطلقاً واجب است؛ جز آنکه سنّت پیامبر گاهی وجوبی و گاهی استحبابی است و از هر کدام باید به تناسب آن پیروی کرد (در این باره، همچنین بنگرید به: گفتار 23 و 39 و پرسش‌ها و پاسخ‌ها درباره‌ی ارتباط قرآن و سنّت).

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
نوشتن پرسش

کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.

توجّه: ممکن است نام شما به عنوان نویسنده‌ی پرسش در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
توجّه: لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
1 . ممکن است به پرسش شما در پایگاه پاسخ داده شده باشد. از این رو، بهتر است پیش از نوشتن پرسش خود، پرسش‌های مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
2 . مدّت معمول برای پاسخگویی به هر پرسش، 3 تا 10 روز است.
3 . بهتر است از نوشتن پرسش‌های متعدّد و غیر مرتبط با هم در هر نوبت خودداری کنید؛ چراکه چنین پرسش‌هایی در پایگاه به تفکیک و أحیاناً در مدّتی بیش از مدّت معمول پاسخ داده می‌شوند.
لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.