دوشنبه 27 آذر (قوس) 1396 هجری شمسی برابر با 30 ربیع الأوّل 1439 هجری قمری Тоҷикӣ English

منصور هاشمی خراسانی

* پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی «به زبان انگلیسی» راه‌اندازی شد. * ترجمه‌ی کتاب «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی «به زبان انگلیسی» منتشر شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

خواندن پرسش‌ها و پاسخ‌ها

موضوع اصلی:

احکام

شماره پرسش: 17 کد پرسش: 308
موضوع فرعی:

احکام نماز

نویسنده‌ی پرسش: علی تاریخ پرسش: 1396/2/18

احکام نماز مسافر چیست؟ چرا باید نماز را در مسافرت به صورت شکسته خواند؟ درست است که در صورت مسافرت به مکه نماز شکسته نخواهد بود؟

پیشاپیش از پاسخ کامل شما کمال تشکر را دارم.

پاسخ به پرسش شماره: 17 تاریخ پاسخ به پرسش:

لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:

1 . خداوند «الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» است و پیامبری که فرستاده «رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» است و دینی که نازل کرده «الحَنِیفِیَّةُ السَّمْحَةُ» است و از این رو، تکلیف عبادی بندگانش در سفر -هنگامی که از خانه و شهر خود دور هستند و دغدغه‌ها و نگرانی‌های خاصّی دارند- را سبک کرده است تا برای آن‌ها عسر و حرجی پیش نیاید؛ چنانکه درباره‌ی نمازشان فرموده است: «وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ» (نساء/ 101)؛ «و هرگاه در زمین رهسپار شدید پس بر شما گناهی نیست که از نمازتان بکاهید اگر ترسیدید که کافران شما را به فتنه بیندازند» و فرموده است: «فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ۚ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضَىٰ ۙ وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ ۙ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ ۚ» (مزمّل/ 20)؛ «پس هر چه از قرآن که میسّر شد را بخوانید، دانست که از میان شما بیمارانی خواهند بود و دیگرانی که در زمین رهسپار می‌شوند تا از فضل پروردگارشان بجویند و دیگرانی که در راه خداوند می‌جنگند، پس هر چه از آن که میسّر شد را بخوانید» و درباره‌ی غسل و وضوءشان فرموده است: «وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا» (نساء/ 43)؛ «و اگر بیمار یا در سفری بودید یا یکی از شما از قضاء حاجت آمد یا با زنان نزدیکی کردید پس آب نیافتید، پس با خاکی پاکیزه تیمّم کنید» و درباره‌ی روزه‌ی‌شان فرموده است: «فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۚ» (بقره/ 184)؛ «پس هر کس از شما بیمار یا در سفری بود، پس به شماره از روزهایی دیگر (روزه بگیرد)». این‌ها تخفیف‌هایی از جانب خداوند است که سنّت پیامبرش بر آن‌ها جاری شده «وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا» (أحزاب/ 71)؛ «و هر کس از خداوند و پیامبرش اطاعت کند، به رستگاری بزرگی دست یافته است»، «وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» (نساء/ 13)؛ «و هر کس از خداوند و پیامبرش اطاعت کند، او را به بهشت‌هایی در می‌آورد که از زیرشان نهرها جاری است، در آن جاویدان هستند و آن همانا رستگاری بزرگی است».

2 . از کتاب خداوند دانسته می‌شود که ملاک برخورداری از این تخفیف‌ها «ضرب في الأرض» به معنای «سفر» است و آن مفهومی عرفی به معنای خروجی غیر معمول از شهر خود برای مدّت یا مسافتی قابل توجّه است. در اینکه تنها به چنین خروجی «سفر» گفته می‌شود میان عالمان مسلمان اختلافی نیست؛ با توجّه به اینکه مسلّماً خروجی معمول از شهر خود برای مدّت یا مسافتی ناچیز، «سفر» محسوب نمی‌شود و عسر و حرج خاصّی ندارد تا اقتضایی برای تخفیف داشته باشد، ولی در اینکه «مدّت یا مسافت قابل توجّه» چیست، میان عالمان مسلمان اختلاف نظر است. نظر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی این است که خروج غیر معمول از شهر خود به مدّت یک روز (بیاض یوم) «سفر» محسوب می‌شود و این نظر اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم (کلینی، الکافی، ج4، ص129؛ ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص455؛ طوسی، الإستبصار، ج1، ص222) و نظر برخی از صحابه مانند عبد الله بن عبّاس و عبد الله بن عمر است (مصنّف عبد الرزاق، ج2، ص524؛ مصنّف ابن أبی شیبه، ج2، ص333؛ سنن البیهقی، ج3، ص137)، بلکه اوزاعی آن را نظر «عامّة العلماء» دانسته است (ابن عبد البرّ، الإستذکار، ج2، ص242). با این وصف، کسی که دست کم به مدّت یک روز (طلوع تا غروب آفتاب) از شهر خود بیرون می‌رود، مسافر محسوب می‌شود و مکلّف است که نماز خود را قصر و روزه‌ی خود را افطار کند، بل کسی که به قصد یک روز سفر از شهر خود بیرون می‌رود، مسافر است و می‌تواند به محض بیرون رفتن، نماز خود را قصر و روزه‌ی خود را افطار کند، ولی کسی که چنین قصدی ندارد، بل می‌خواهد یا احتمال می‌دهد که پیش از غروب آفتاب به شهر خود بازگردد یا به مقصد خود برسد، مسافر محسوب نمی‌شود و نمی‌تواند نماز خود را قصر و روزه‌ی خود را افطار کند؛ مگر اینکه به اندازه‌ی یک روز راه (مسیرة یوم) طیّ طریق کند و آن پیش از رواج وسائل نقلیّه‌ی جدید، 8 فرسنگ معادل 48 کیلومتر بود که کاروان‌ها به طور معمول در روشنایی روز (بیاض یوم) طی می‌کردند تا با رسیدن شب در جایی منزل کنند، ولی هم‌اکنون که وسائل نقلیّه‌ی جدید رواج یافته، بسیار بیشتر است و شاید از 100 فرسنگ معادل 600 کیلومتر با احتساب سرعت متوسّط در اتوبوس‌های بین شهری تجاوز کند. با این وصف، کسی که دست کم به مدّت یک روز (بیاض یوم) یا مسافتی که معمولاً در یک روز پیموده می‌شود (مسیرة یوم) طیّ طریق می‌کند، مکلّف است که نماز خود را قصر و روزه‌ی خود را افطار کند، اگرچه به سبب سرعت سیر، پیش از غروب آفتاب به شهر خود بازگردد یا به مقصد خود برسد؛ زیرا چنین کسی هر چند با لحاظ مدّت خروجش مسافر محسوب نمی‌شود، با لحاظ مسافتی که پیموده است مسافر محسوب می‌شود؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: مَنْ خَرَجَ مِنْ مِصْرِهِ بَیاضَ یَوْمٍ فَهُوَ مُسافِرٌ، قُلْتُ: أَرَأَیْتَ إِنْ رَجَعَ إِلیٰ مِصْرِهِ قَبْلَ الْغُرُوبِ؟ قالَ: لا سَفَرَ أَقَلُّ مِنْ بَیاضِ یَوْمٍ فَإِنْ خَرَجَ بِقَصْدِ ذٰلِكَ فَهُوَ مُسافِرٌ، قُلْتُ: الرَّجُلُ یَذْهَبُ بِالطَّیّارَةِ مِنَ الْمَشْرِقِ إِلَی الْمَغْرِبِ ثُمَّ یَرْجِعُ قَبْلَ الْغُرُوبِ، أَلَیْسَ هُوَ مُسافِراً؟ قالَ: مَنْ خَرَجَ مِنْ مِصْرِهِ مَسِیرَةَ یَوْمٍ فَهُوَ مُسافِرٌ، قُلْتُ: وَ ما مَسِیرَةُ یَوْمٍ؟ قالَ: ما یَسِیرُ فِیهِ أَهْلُ مِصْرِهِ، قُلْتُ: ثَمانِیَةُ فَراسِخَ؟ قالَ: ما یَسِیرُ فِیهِ أَهْلُ مِصْرِهِ»؛ «شنیدم منصور می‌فرماید: هر کس از شهر خود یک روشنایی روز بیرون رود مسافر است، گفتم: اگر پیش از غروب به شهرش بازگردد چطور؟ فرمود: سفری کمتر از یک روشنایی روز نیست، پس اگر به قصد آن بیرون رود مسافر است، گفتم: (امروزه) یک کس با هواپیما از مشرق به مغرب می‌رود، سپس پیش از غروب باز می‌گردد، آیا او مسافر نیست؟ فرمود: هر کس از شهر خود به مقدار یک روز راه بیرون رود مسافر است، گفتم: یک روز راه چه مقدار است؟ فرمود: مقداری که اهل شهر او در آن سیر می‌کنند، گفتم: هشت فرسخ؟ فرمود: مقداری که اهل شهر او در آن سیر می‌کنند».

از اینجا دانسته می‌شود که ملاک تحقّق «سفر»، مدّت خروج از شهر است، نه مسافت آن، ولی مسافت پیموده شده در خارج شهر هرگاه به اندازه‌ای زیاد باشد که معمولاً در سفر پیموده می‌شود، «سفر» صدق می‌کند و مسافتی که معمولاً در سفر پیموده می‌شود، در زمان‌ها و مکان‌های مختلف متفاوت است و با مراجعه به عرف دانسته می‌شود. بنابراین، در زمان و مکانی که بیشتر سفرهای مردم با اسب و شتر انجام می‌شود، مسافتی که معمولاً در یک روز با اسب و شتر پیموده می‌شود ملاک است و در زمان و مکانی که بیشتر سفرهای مردم با اتوبوس و قطار انجام می‌شود، مسافتی که معمولاً در یک روز با اتوبوس و قطار پیموده می‌شود ملاک است؛ هر چند تعیین دقیق این مسافت خالی از عسر و حرج نیست و از این رو، ضرورتی ندارد و تعیین تقریبی آن کافی است؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَأَلْتُ الْمَنْصُورَ عَنْ قَصْرِ الصَّلاةِ، فَقالَ: إِذا کُنْتَ عَلیٰ سَفَرٍ فَقَصِّرْ، قُلْتُ: عَلیٰ أَيِّ سَفَرٍ؟ قالَ: إِذا سافَرْتَ بَیاضَ یَوْمٍ فَقَصِّرْ، قُلْتُ: فِي أَيِّ مَسافَةٍ؟ قالَ: إِذا سافَرْتَ مَسِیرَةَ یَوْمٍ فَقَصِّرْ، قُلْتُ: وَ ما مَسِیرَةُ یَوْمٍ؟ فَغَضِبَ وَ قالَ: وَاللّهِ ما خُضْتُمْ إِلّا کَما خاضَ بَنُو إِسْرائِیلَ إِذْ قَالَ لَهُمْ مُوسَىٰ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً»؛ «از منصور درباره‌ی قصر کردن نماز پرسیدم، پس فرمود: هرگاه در سفری بودی قصر کن، گفتم: در چه سفری؟ فرمود: هرگاه به مدّت یک روشنایی روز سفر کردی قصر کن، گفتم: در چه مسافتی؟ فرمود: هرگاه به مسافت یک روز راه سفر کردی قصر کن، گفتم: مسافت یک روز راه چیست؟ پس به خشم آمد و فرمود: به خدا سوگند فرو نرفتید مگر چونان که بنی اسرائیل فرو رفتند هنگامی که موسی به آنان گفت خداوند شما را امر می‌کند که گاوی را ذبح کنید»!

3 . برخورداری از تخفیف‌های شرعی در سفر برای کسی است که به قصد معصیت سفر نمی‌کند؛ چنانکه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرموده است: «لَیْسَ لِلظّالِمِ قَصْرُ صَلاةٍ وَ لا إِفْطارُ صَوْمٍ وَ لَا ٱضْطِرارٌ فِي مَخْمَصَةٍ وَ لا کِذْبٌ فِي مَصْلَحَةٍ وَ لا تَقَیِّةٌ فِي خِیفَةٍ»؛ «برای ظالم نه شکستن نمازی و نه خوردن روزه‌ای (در سفر) و نه اضطراری در مخمصه و نه دروغی در مصلحت و نه تقیّه‌ای در بیم است»؛ چراکه همه‌ی این رخصت‌ها از روی رحمت خداوند وضع شده‌اند و ظالمان مستحقّ رحمت خداوند نیستند؛ چنانکه فرموده است: «أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ» (هود/ 18)؛ «آگاه باشید که لعنت خداوند بر ظالمان است». به علاوه، کسانی که سفر شغل آنان است، به نحوی که بیشتر ایّام سال در حال رفت و آمد هستند، مسافر محسوب نمی‌شوند و تبعاً مکلّف به قصر نماز و افطار روزه نیستند؛ مگر در راه هنگامی که برایشان عسر و حرجی دارد.

4 . بنا بر نظر اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم (مسائل عليّ بن جعفر، ص194؛ برقی، المحاسن، ج2، ص372؛ حمیری، قرب الاسناد، ص230؛ کلینی، الکافی، ج4، ص133؛ ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص437؛ طوسی، الإستبصار، ج1، ص237) کسی که قصد اقامت 10 روز در جایی را دارد، مسافر محسوب نمی‌شود و باید نماز خود را در آنجا کامل بخواند و روزه‌ی خود را بگیرد و این نظر منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی است؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَأَلْتُ الْمَنْصُورَ عَنْ قَوْلِ اللّهِ تَعالیٰ: <يَتَخَافَتُونَ بَيْنَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا>، لِماذا یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ لَمْ یَلْبَثُوا إِلّا عَشْراً؟! قالَ: لِأَنَّ عَشَرَةَ أَیّامٍ أَکْثَرُ السَّفَرِ یُقْصَرُ فِیهَا الصَّلاةُ وَ یُفْطَرُ فِیهَا الصَّوْمُ فَمَنْ زادَ عَلَیْها فَهُوَ مُقِیمٌ فَیَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ کانُوا مُسافِرینَ فِي الدُّنْیا غَیْرَ مُقِیمِینَ! قُلْتُ: فَلِماذا <یَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يَوْمًا>؟! قالَ: لِأَنَّهُ أَقَلُّ السَّفَرِ وَ لا یَکُونُ سَفَرٌ أَقَلَّ مِنْ یَوْمٍ! قُلْتُ: اللّهُ أَکْبَرُ! أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أُوتِیتَ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ»؛ «از منصور درباره‌ی سخن خداوند بلندمرتبه پرسیدم که می‌فرماید: <(گناه‌کاران در روز قیامت) میان یکدیگر نجوا می‌کنند که جز ده روز درنگ نکردید> (طه/ 103)، چرا می‌پندارند که جز ده روز درنگ نکردند؟! فرمود: برای اینکه ده روز حدّاکثر سفر است، نماز در آن شکسته و روزه در آن افطار می‌شود، پس هر کس بر آن بیفزاید او مقیم است، پس آنان می‌پندارند که در دنیا مسافر بوده‌اند نه مقیم! گفتم: پس چرا <نیکوکارترین آنان می‌گویند که جز یک روز درنگ نکردید> (طه/ 104)؟! فرمود: برای اینکه یک روز حدّاقلّ سفر است و هیچ سفری کمتر از یک روز نیست! گفتم: الله اکبر! شهادت می‌دهم که به تو حکمت و گفتار فیصله کننده داده شده است»!

همچنین، بنا بر نظر اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم (کلینی، الکافی، ج3، ص435؛ طوسی، الإستبصار، ج1، ص237) کسی که بدون قصد اقامت، بیشتر از یک ماه در جایی می‌ماند، در حکم مقیم است و باید نماز خود را در آنجا کامل بخواند و روزه‌ی خود را بگیرد.

5 . بنا بر روایات متواتر اسلامی، پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نماز خود را در مکّه به قصر خواند و پس از او، ابو بکر نیز نماز خود را در مکّه به قصر خواند و پس از او، عمر نیز نماز خود را در مکّه به قصر خواند و پس از او، عثمان نیز نماز خود را در مکّه به قصر خواند، تا آنکه پس از مدّتی این کار را ترک کرد و نماز خود را در مکّه کامل خواند و از این رو، مورد اعتراض شدید صحابه قرار گرفت (بنگرید به: مسند الطیالسی، ص115؛ مصنّف عبد الرزاق، ج2، ص516؛ مسند الشافعی، ص56؛ مسند أحمد، ج1، ص378 و ج2، ص16 و 140 و ج3، ص144 و ج4، ص430؛ سنن الدارمی، ج1، ص354؛ صحیح البخاری، ج2، ص35؛ صحیح مسلم، ج2، ص146؛ سنن أبی داود، ج1، ص438؛ سنن الترمذی، ج2، ص183؛ سنن النسائی، ج3، ص120) و یکی از کسانی که به این سبب بر او اعتراض کردند علیّ بن ابی طالب بود (بنگرید به: طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج3، ص322؛ ابن حزم، المحلی، ج4، ص270). با این وصف، نمی‌توان کامل خواندن نماز در مکّه برای مسافر را سنّت دانست، اگرچه روایاتی متعارض از اهل بیت درباره‌ی جواز آن رسیده است (بنگرید به: طوسی، الإستبصار، ج2، ص331).

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
تعلیق شماره: 1
نویسنده‌ی تعلیق: صادق
تاریخ تعلیق: 1396/7/10

با تشکر از سایت بسیار مفید شما

در متون فقهی بحث وطن مطرح شده است و اینکه چه جایی وطن محسوب می‌شود و چه جایی نه که بشود با رسیدن به آن نماز را کامل کرد. می‌خواستم بدانم نظر جناب آقای هاشمی خراسانی در این باره چیست؟

از توجه دفتر محترم ایشان سپاسگزارم

پاسخ به تعلیق: 1 تاریخ پاسخ به تعلیق: 1396/7/17

وطن انسان، شهر یا روستایی است که عرفاً در آن ساکن محسوب می‌شود و به اصطلاح معروف، خانه و زندگی دارد و هنگامی که بیش از یک روز از آن بیرون می‌رود، گفته می‌شود که به سفر رفت. بنابراین، وطن انسان شهر یا روستای محلّ سکونت اوست، نه لزوماً شهر یا روستای محلّ تولّد یا کار یا تحصیل یا سکونت والدینش و آن می‌تواند متعدّد باشد؛ هنگامی که در بیش از یک شهر یا روستا خانه دارد و گاهی در یکی و گاهی در دیگری به اندازه‌ای زندگی می‌کند که در هیچ کدام او را مسافر نمی‌دانند.

آری، در شهر یا روستایی که سکونت ندارد، اگر قصد اقامت ده روز یا بیشتر داشته باشد، در حکم ساکن محسوب می‌شود و باید نماز خود را کامل بخواند و روزه‌ی خود را بگیرد.

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
نوشتن پرسش

کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.

توجّه: ممکن است نام شما به عنوان نویسنده‌ی پرسش در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
توجّه: لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
1 . ممکن است به پرسش شما در پایگاه پاسخ داده شده باشد. از این رو، بهتر است پیش از نوشتن پرسش خود، پرسش‌های مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
2 . مدّت معمول برای پاسخگویی به هر پرسش، 3 تا 10 روز است.
3 . بهتر است از نوشتن پرسش‌های متعدّد و غیر مرتبط با هم در هر نوبت خودداری کنید؛ چراکه چنین پرسش‌هایی در پایگاه به تفکیک و أحیاناً در مدّتی بیش از مدّت معمول پاسخ داده می‌شوند.
لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.