شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 4 کد: 10
موضوع:

سه گفتار از آن جناب حاکی از اینکه درباره‌ی خود ادّعایی نمی‌کند، هر چند از فضل خداوند درباره‌ی خود ناامید نیست.

1 . أخبرنا عیسَی بنُ عبدِ الحَمیدِ الجوزَجانيُّ قال: سَأَلَنِي رجلٌ مِنْ أهلِ العلمِ أنْ أَسْتَأذِنَ لَهُ علی المنصورِ فَفَعَلْتُ ذلک فَأَذِنَ لَهُ فَلَمّا خَرَجَ مِنْ عِنْدِهِ قلتُ لَهُ: ما وَراءَک؟! قال: وَیْحَکَ یا أبا محمّد! خَرَجْتُ مِنْ عندِ رجلٍ لا یُفارِقُ القرآنَ و لا یُفارِقُهُ یُجْرِي اللّهُ الحَقَّ علی لِسانِهِ یُلْهِمُهُ إلهاماً فلا یُسْألُ عَنْ شَيْءٍ مِنَ الإسلامِ إلّا یُجیبُ یَتَفَجَّرُ مِنْهُ العِلْمُ! قلتُ: أما سَألْتَهُ مَنْ هو؟ قال: بلیٰ، قلتُ لَهُ: مَنْ أنتَ جُعِلْتُ فِداک؟ قال: أمّا أنا فرجلٌ مِنْ أمّةِ محمّدٍ صلَّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سَلَّم أُوَطِّئُ لِرجلٍ مِنْ عِترتِهِ یُقالُ لَهُ المَهديُّ و حَسْبُکَ هذا! قلتُ: إنّا نَجِدُ في الکُتُبِ أنّکَ خلیفةُ اللّهِ المَهديُّ! قال: وَ تَجِدُونَ ذلک؟! قلتُ: نَعَمْ واللّهِ، رَواهُ عليُّ بنُ أبي طالبٍ و عبدُ اللّهِ بنُ مسعودٍ و ثَوبانٌ مولی رسولِ اللّهِ صلّی اللّه علیه و آلِهِ و سلَّم بِهذا اللَّفظ! قال: أمّا أنا فرجلٌ مِنْ أمّةِ محمّدٍ صلَّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سَلَّم أُوَطِّئُ لِرجلٍ مِنْ عِترتِهِ یُقالُ لَهُ المَهديُّ و حَسْبُکَ هذا! قلتُ: إنّا نَجِدُ في الکُتُبِ أنَّکَ وَزیرُ المَهديِّ و وَصِیُّهُ الّذي یُوصِي إلیک! قال: وَ تَجِدُونَ ذلک؟! قلتُ: نَعَمْ وَاللّهِ، رَواهُ عبدُ اللّهِ بنُ عبّاسٍ و عبدُ اللّهِ بنُ مسعودٍ و عبدُ اللّهِ بنُ عمرٍ و عبدُ اللّهِ بنُ عَمْرِو بنِ العاصِ و جابرُ بنُ یَزیدٍ عَنْ أبي جَعْفَرٍ و رَوَی النّاسُ عَنْ عليٍّ اسْمَکَ و اسْمَ أَبیکَ و سائِرَ صِفَتِک! قال: أمّا أنا فرجلٌ مِنْ أمّةِ محمّدٍ صلَّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سَلَّم أُوَطِّئُ لِرجلٍ مِنْ عِترتِهِ یُقالُ لَهُ المَهديُّ و حَسْبُکَ هذا! قال: فما سَألْتُهُ عَنْ شَيْءٍ ممّا نَجِدُ في الکُتُبِ إلّا أَجابَنِي بِمِثْلِ هذا الجَواب!

ترجمه‌ی گفتار:

عیسی بن عبد الحمید جوزجانی ما را خبر داد، گفت: مردی از اهل علم از من خواست که برای او از جناب منصور اذن بگیرم تا به خدمت‌شان برسد. من این کار را انجام دادم و ایشان به او اذن داد. پس چون از نزد ایشان بیرون آمد از او پرسیدم: چه چیز را پشت سرت گذاشتی؟ گفت: وای بر تو ای ابا محمّد! از نزد مردی بیرون آمدم که از قرآن جدا نمی‌شود و قرآن از او جدا نمی‌شود، خداوند حق را بر زبانش جاری می‌سازد، به او الهام می‌کند الهام کردنی، پس درباره‌ی چیزی از اسلام پرسیده نمی‌شود مگر آنکه پاسخ می‌دهد، از او علم در فوران است! گفتم: آیا از او نپرسیدی که کیست؟! گفت: چرا، به او عرض کردم که تو کیستی فدایت شوم؟! فرمود: اما من مردی از امّت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم هستم که برای حکومت مردی از عترت او به نام مهدی زمینه‌سازی می‌کنم و همین برای تو بس است! عرض کردم: ما در کتاب‌ها می‌یابیم که تو خلیفه‌ی هدایت‌یافته‌ی خداوند هستی! فرمود: آیا این را می‌یابید؟! عرض کردم: آری به خدا قسم، عليّ بن أبي طالب و عبد الله بن مسعود و ثوبان خادم رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم آن را با همین لفظ روایت کرده‌اند! فرمود: اما من مردی از امّت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم هستم که برای حکومت مردی از عترت او به نام مهدی زمینه‌سازی می‌کنم و همین برای تو بس است! عرض کردم: ما در کتاب‌ها می‌یابیم که تو وزیر مهدی و وصیّ او هستی که به تو وصیّت خواهد کرد! فرمود: آیا این را می‌یابید؟! عرض کردم: آری به خدا قسم، عبد الله بن عبّاس و عبد الله بن مسعود و عبد الله بن عمر و عبد الله بن عمرو بن العاص (از پیامبر) و جابر بن یزید از أبي جعفر (باقر) آن را روایت کرده‌اند و مردم نام تو و نام پدرت و سایر صفات ظاهری‌ات را از علیّ روایت کرده‌اند! فرمود: اما من مردی از امّت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم هستم که برای حکومت مردی از عترت او به نام مهدی زمینه‌سازی می‌کنم و همین برای تو بس است! مرد گفت: پس درباره‌ی هیچ یک از این چیزهایی که در کتاب‌ها می‌یابیم از او سؤال نکردم مگر آنکه به همین صورت پاسخم را داد!

2 . أَخْبَرَنا ذاکِرُ بْنُ مَعْرُوفٍ، قالَ: کُنْتُ مَعَ ٱلْمَنْصُورِ فِي مَجْلِسٍ وَ کانَ ٱلنَّاسُ یَسْأَلُونَهُ عَنْ کُلِّ شَيْءٍ فَیُجِیبُهُمْ، فَلَمَّا فَرِغُوا مِنْ أَسْئِلَتِهِمْ قالَ لَهُ رَجُلٌ: إِنَّ ٱللّهَ قَدْ آتاكَ عِلْماً لَمْ یُؤْتِ أَحَداً مِنَ ٱلْعالَمِینَ وَ قَدْ وَعَدَنا عَلیٰ لِسانِ رَسُولِهِ رَجُلاً یَخْرُجُ مِنْ هٰذِهِ ٱلْبَلْدَةِ یُقالُ لَهُ ٱلْمَنْصُورُ یُوَطِّئُ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطانَهُ وَ أَنْتَ مَعَ عِلْمِكَ هٰذا وَ دَعْوَتِكَ إِلَی ٱلْمَهْدِيِّ یُقالُ لَكَ ٱلْمَنْصُورُ، فَهَلْ أَنْتَ هُو؟ قالَ: ما أَنا إِلّا رَجُلٌ مِنَ ٱلنَّاسِ! فَلَمَّا أَلَحَّ عَلَیْهِ ٱلرَّجُلُ قالَ: لَوْ أَنَّکُمْ قُلْتُمْ ما قُلْنا وَ سَکَتُّمْ عَمَّا سَکَتْنا لَکانَ خَیْراً لَکُمْ! فَقالَ ٱلرَّجُلُ: إِنَّهُمْ یُعَیِّرُونَكَ وَ یَقُولُونَ لَوْ جاءَ ذٰلكَ ٱلَّذِي وُعِدْنا لَتَظاهَرَ لِلنَّاسِ وَ لَمْ یَسْتَتِرْ عَنْهُمْ! قالَ: کَذَبُوا! أَما بَلَغَهُمْ قَوْلُ عَلِيٍّ فِیهِ: «أَلَا وَ إِنَّ مَنْ أَدْرَكَهَا مِنَّا يَسْرِي فِيهَا بِسِرَاجٍ مُنِيرٍ وَ يَحْذُو فِيهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِينَ لِيَحُلَّ فِيهَا رِبْقاً وَ يُعْتِقَ فِيهَا رِقّاً وَ يَصْدَعَ شَعْباً وَ يَشْعَبَ صَدْعاً فِي سُتْرَةٍ عَنِ النَّاسِ لَا يُبْصِرُ الْقَائِفُ أَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ»؟! قالَ ٱلرَّجُلُ: إِنَّا نَدْعُو ٱلنَّاسَ إِلیٰ هٰذَا ٱلْأَمْرِ وَ رُبَّما نُخاصِمُهُمْ! قالَ: إِيَّاكُمْ وَ ٱلْخُصُومَةَ فَإِنَّها تَشْغَلُ ٱلْقَلْبَ وَ تُورِثُ ٱلنِّفاقَ وَ تَكْسِبُ ٱلضَّغائِنَ! إِنَّما عَلَیْکُمُ ٱلدَّعْوَةُ وَ لَیْسَ عَلَیْکُمُ ٱلْخُصُومَةُ! قالَ ٱلرَّجُلُ: کَیْفَ لا نُخاصِمُهُمْ وَ هُمْ یَسْأَلُونَنا؟! قالَ: إِذا سَأَلُوکُمْ لِیُخاصِمُوکُمْ فَلا تُجِیبُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ: «اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ ۖ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ ۖ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ۖ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا ۖ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ»!

ترجمه‌ی گفتار:

ذاکر بن معروف ما را خبر داد، گفت: به همراه جناب منصور در مجلسی بودم و مردم درباره‌ی هر چیزی از آن جناب می‌پرسیدند و آن جناب پاسخ می‌داد، پس چون از پرسش‌های خود فارغ شدند، مردی به آن جناب گفت: خداوند به تو علمی داده که به احدی از جهانیان نداده، در حالی که به ما با زبان پیامبرش مردی را وعده داده است که از این سرزمین بیرون می‌آید و به او منصور گفته می‌شود و برای حکومت مهدی زمینه‌سازی می‌کند و به تو نیز با وجود این علمت و دعوتی که به سوی مهدی می‌کنی منصور گفته می‌شود، پس آیا تو همو هستی؟ فرمود: من جز یکی از مردم نیستم! پس چون آن مرد بسیار پافشاری کرد، آن جناب فرمود: اگر شما چیزی که ما می‌گوییم را بگویید و چیزی که ما مسکوت می‌گذاریم را مسکوت بگذارید برایتان بهتر است! پس آن مرد گفت: آن‌ها تو را سرزنش می‌کنند و می‌گویند اگر آن کسی که به ما وعده داده شده است آمده بود خود را به مردم نشان می‌داد و از آنان پنهان نمی‌شد! فرمود: دروغ می‌گویند! آیا سخن علی درباره‌ی او به آن‌ها نرسیده است که فرمود: «آگاه باشید! کسی از ما که آن دوران را درک می‌کند با چراغی فروزان در آن گام بر می‌دارد و پا بر جای پای صالحان می‌گذارد، تا بندی را در آن بگشاید و اسیری را در آن برهاند و جمعی را در آن پراکنده سازد و پراکندگانی را در آن گرد آورد، در حالی که از مردم پنهان است، تا حدّی که جستجوگران از او اثری نمی‌بینند اگرچه پی در پی نظر می‌کنند»؟! آن مرد گفت: ما مردم را به سوی این امر دعوت می‌کنیم و چه بسا با آنان به مخاصمه (یعنی مجادله‌ی خصمانه) می‌پردازیم! فرمود: از خصومت بپرهیزید؛ چراکه آن ذهن را درگیر می‌کند و نفاق را پدید می‌آورد و کینه را کسب می‌نماید! وظیفه‌ی شما تنها دعوت است و خصومت وظیفه‌ی شما نیست! آن مرد گفت: چگونه با آنان مخاصمه نکنیم در حالی که از ما می‌پرسند؟! فرمود: هرگاه برای این منظور از شما پرسیدند که با شما مخاصمه (یعنی مجادله‌ی خصمانه) کنند، به آنان پاسخ ندهید و بگویید: «خداوند پروردگار ما و شماست، کارهای ما برای خودمان و کارهای شما برای خودتان است، میان ما و شما بحثی نیست، خداوند میانمان جمع می‌کند و بازگشت (همه‌ی‌مان) به سوی اوست» (شوری/ 15)!

3 . أخبرنا ذاکرُ بنُ معروفٍ قال: کنّا عندَ المنصورِ في مسجدٍ نَسْأَلُهُ عَنِ العقیدةِ و الشَّریعةِ فَیُجیبُنا فَدَخَلَ علیهِ رجالٌ لا نَعْرِفُهُمْ فَقالوا: أَ فیکُمْ رجلٌ یُقالُ لَهُ المنصورُ؟! فَسَکَتْنا و لَمْ نَرُدَّ عَلَیْهِمْ، حتّی قالَ لَهُمُ المنصورُ: نَعَمْ، أنا هو! فٱلْتَفَتُوا إلیهِ و قالوا: هل أنتَ خلیفةُ المَهديّ؟! قال: و هل جاءَ المَهديُّ حتّیٰ یَکونَ لَهُ خلیفةٌ؟! قالوا: لا نَدْرِي و لکنَّ فُلاناً و فُلاناً و فُلاناً مِنْ أصحابِکَ أَخْبَرُونا بأنَّکَ خلیفةُ المَهديّ! قال: ما أنا أَمَرْتُهُمْ بِذٰلک! قالوا: ألَیْسُوا هٰؤلاءِ مِنْ أصْحابِکَ یَدْخُلُونَ علیکَ صَباحاً و مَساءً؟! فَظَهَرَ في وَجْهِ المنصورِ الغَضَبُ فقال: ما هٰؤلاءِ مِنْ أصْحابي و لَو کانوا مِنْ أصْحابي لَاتَّبَعُوني! فَلمّا رأوا أنَّهُمْ قَدْ أَغْضَبُوهُ خَرَجُوا مِنْ عِنْدِهِ، فَأَقْبَلَ المنصورُ علینا و قال: ما بالُ أقوامٍ یَحْمِلُونَ النّاسَ علیٰ أَکْتافِنا؟! ألا یَخافُونَ یَوماً تَتَقَلَّبُ فیهِ القُلُوبُ و الأبصارُ؟! حَدِّثُوا النّاسَ بِما یَعْرِفُونَ و لا تُحَدِّثُوهُمْ بِما لا یَعْرِفُونَ فَتُغْرُونَهُمْ بِنا!

ترجمه‌ی گفتار:

ذاکر بن معروف ما را خبر داد، گفت: نزد جناب منصور در مسجدی بودیم و از ایشان درباره‌ی عقاید و احکام سؤال می‌کردیم و ایشان پاسخ می‌داد. در این هنگام مردانی داخل شدند که آن‌ها را نمی‌شناختیم، پس گفتند: آیا در میان شما مردی است که به او منصور گفته می‌شود؟! پس ما سکوت کردیم و به آن‌ها پاسخی ندادیم، تا اینکه جناب منصور خود به آن‌ها فرمود: آری، من او هستم! پس به او روی کردند و گفتند: آیا تو خلیفه‌ی مهدی هستی؟! آن جناب فرمود: مگر مهدی آمده است تا برای او خلیفه‌ای باشد؟! گفتند: نمی‌دانیم، ولی فلانی و فلانی و فلانی از اصحاب تو ما را خبر دادند که تو خلیفه‌ی مهدی هستی! آن جناب فرمود: من آن‌ها را به این امر نکردم! گفتند: آیا آن‌ها از اصحاب تو نیستند و صبح و شام بر تو وارد نمی‌شوند؟! پس آثار غضب در روی جناب منصور پدیدار شد و فرمود: آن‌ها از اصحاب من نیستند، اگر از اصحاب من بودند از من پیروی می‌کردند! پس آن‌ها چون دیدند که آن جناب را به غضب آورده‌اند از نزد او خارج شدند. در این هنگام جناب منصور روی به ما کرد و فرمود: گروهی را چه می‌شود که مردم را بر شانه‌های ما سوار می‌کنند؟! آیا از روزی که دل‌ها و دیده‌ها در آن باژگون می‌گردد نمی‌ترسند؟! چیزی را به مردم بگویید که می‌شناسند و چیزی را به آنان نگویید که نمی‌شناسند، پس آنان را بر ما می‌شورانید!

شرح گفتار:

از این گفتارها دانسته می‌شود که یاران جناب منصور، هرگاه با هر دلیل به این عقیده رسیده‌اند که آن جناب همان زمینه‌ساز موعود ظهور مهدی علیه السلام است و مقامات معنوی خاصّی دارد، نباید عقیده‌ی خود را به دیگران تحمیل کنند یا با کسانی در میان بگذارند که به سبب نادانی و کوته‌بینی، از رحمت خداوند درباره‌ی این عبد صالح ناامید هستند و آن را برای او محال می‌پندارند، بل باید تأکید خود را بر روی یقینیّات و مسلّمات اسلامی قرار دهند که در کتاب شریف «بازگشت به اسلام» آمده و از تأکید بر روی موضوعات دیگر که در این کتاب شریف نیامده است، بپرهیزند؛ چراکه تأکید بر روی این قبیل موضوعات فرعی و حاشیه‌ای، یقینیّات و مسلّمات اسلامی که در کتاب شریف «بازگشت به اسلام» آمده است را تحت الشّعاع قرار می‌دهد و دشمنان کتاب خدا و خلیفه‌ی او در زمین را به دشمنی بیشتر با جناب منصور بر می‌انگیزد، تا از طریق جوسازی و تبلیغات کاذب، کسانی که از لحاظ معرفتی، در موضع انفعال و ضعف هستند را نسبت به این بزرگوار بدبین سازند و از توجّه به محتوای دعوت ایشان به سوی اسلام خالص و کامل باز دارند. هیچ تردیدی نیست که حمایت از این بزرگوار، به اقتضای دعوت ایشان به سوی اسلام خالص و کامل و زمینه‌سازی عملی‌شان برای ظهور مهدی علیه السلام که واقعیّتی مشهود است، بر هر مسلمانی واجب است و با این وصف، تأکید بر روی جنبه‌های باطنی و فوق العاده‌ی شخصیّت ایشان، اگرچه قابل اثبات از طرق معتبر عقلی و شرعی باشد، ضرورتی ندارد و مایه‌ی اختلاف مسلمانان می‌شود.

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.