یک شنبه ۲۶ مرداد (اسد) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۲۶ ذی الحجه ۱۴۴۱ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۱۷) امامت در کتاب خدا بر دو گونه است و گونه‌ی سومی ندارد: یکی امامت به امر خداوند که مبنای حکومت خداوند است و دیگری امامت بدون امر خداوند که مبنای حکومت طاغوت است؛ چنانکه درباره‌ی آل ابراهیم فرموده است: «و آنان را امامانی قرار دادیم که به امر ما رهبری می‌کنند» و درباره‌ی آل فرعون فرموده است: «و آنان را امامانی قرار دادیم که به سوی آتش دعوت می‌کنند» بدون قید «به امر ما». (نقد و بررسی ۵۵)
loading
گفتار
 

۱ . أَخْبَرَنا وَلِيدُ بْنُ مَحْمُودٍ السَّجِسْتانِيُّ، قالَ: نَهَى الْعالِمُ عَنْ تَرْفِيعِ الْقَبْرِ وَالْبَناءِ عَلَيْهِ وَقالَ: هَذا ما أَخَذَ النّاسُ مِنْ مُلُوكِهِمْ وَإِنَّ مُلُوكَهُمْ كانُوا مُسْرِفِينَ وَدَخَلَ مَقابِرَ قَوْمٍ وَرَأَى فِيها أَبْنِيَةً، فَقالَ: هَذِهِ أَهْرامٌ صَغِيرَةٌ!

ترجمه‌ی گفتار:

ولید بن محمود سجستانی ما را خبر داد، گفت: عالم از بلند ساختن قبرها و بنا نهادن بر روی آن‌ها نهی کرد و فرمود: این چیزی است که مردم از پادشاهان‌شان فرا گرفتند، در حالی که پادشاهان‌شان مسرف بودند و (روزی) به قبرستان قومی داخل شد و در آن بناهایی را دید، پس فرمود: این‌ها أهرام کوچکند!

۲ . أَخْبَرَنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْهِرَوِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ يَقُولُ: مَنْ هَدَمَ قَبْرَ مُؤْمِنٍ فَكَأَنَّما هَدَمَ دارَهُ! قُلْتُ: أَرَأَيْتَ إِنْ وَجَدَ فِيهِ خَلَلًا أَوْ نَقْصًا، أَلَهُ أَنْ يُصْلِحَهُ؟ قالَ: لا بَأْسَ بِأَنْ يُصْلِحَهُ وَلَيْسَ الْهَدْمُ كَالْإِصْلاحِ! قُلْتُ: أَرَأَيْتَ إِنْ وَجَدَ عَلَيْهِ بُنْيانًا مِمَّا لا يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ عَلَى قَبْرٍ أَلَهُ أَن يَهْدِمَ الْبُنْيانَ؟ قالَ: لَيْسَ لَهُ أَنْ يَهْدِمَهُ هَدْمًا فَيُهِينُهُ وَلَكِنْ يَأْخُذُ مِنْهُ عَلَى رِفْقٍ حَتَّى إِذا سَوّاهُ جَعَلَ حَوْلَهُ مَوانِعَ لِكَيْلا يَطَئَهُ النّاسُ! قُلْتُ: أَما أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ عَلِيًّا بِهَدْمِ الْقُبُورِ؟! قالَ: إِنَّما أَمَرَهُ بِهَدْمِ قُبُورِ الْمُشْرِكِينَ لِيُذْهِبَ آثارَ الْجاهِلِيَّةِ وَأَنْجاسَها وَلَمْ يَأْمُرْهُ بِهَدْمِ قُبُورِ الْمُؤْمِنِينَ! قُلْتُ: فَماذا تَرَى إِنْ كانَ قَبْرُ نَبِيٍّ أَوْ إِمامٍ مِنْ أَئِمَّةِ الْمُؤْمِنِينَ؟ قالَ: أَرَى أَنْ لا يُهْدَمَ وَلا يُؤْخَذَ مِنْهُ شَيْءٌ إِلّا عَلَى وَجْهِ الْإِصْلاحِ لِكَيْلا يَكُونَ فِتْنَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا فَيُوقِعَ بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَالْبَغْضاءَ وَلا بَأْسَ بِأَنْ يَكُونَ الْقَبْرُ فِي بَيْتٍ لَمْ يُبْنَ لَهُ ما لَمْ يُرْفَعْ فَوْقَ أَرْبَعَةِ أَصابِعَ وَلا أَقُولُ كَما يَقُولُ هَؤُلاءِ الْأَحْجارُ -يَعْنِي الْوَهّابِيَّةَ! ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ وَكانَ يُصْلِحُ لَهُ قَمِيصًا، فَقالَ: يَهْدِمُونَ قُبُورَ الصَّالِحينَ وَيَعْمُرُونَ قُصُورَ الظّالِمِينَ! لا وَاللَّهِ ما بِذَلِكَ أُمِرُوا!

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن عبد الرّحمن هروی ما را خبر داد، گفت: شنیدم جناب منصور می‌فرماید: هر کس قبر مؤمنی را ویران کند مثل آن است که خانه‌ی او را ویران کرده باشد! گفتم: نظرتان چیست اگر در آن خللی یا نقصانی بیابد، آیا می‌تواند آن را اصلاح کند؟ فرمود: اشکالی ندارد که آن را اصلاح کند و ویران کردن مانند اصلاح کردن نیست! گفتم: نظرتان چیست اگر بر روی آن بنایی بیابد که جایز نیست بر روی قبری باشد، آیا می‌تواند بنا را ویران کند؟ فرمود: او را نمی‌رسد که آن را به یک باره ویران کند و این گونه به او بی‌احترامی نماید، ولی با نرمی از آن بر می‌دارد تا اینکه آن را هموار می‌سازد و پیرامونش موانعی قرار می‌دهد تا مردم بر روی آن پای نگذارند! گفتم: آیا رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم علی را به ویران کردن قبرها فرمان نداد؟! فرمود: او را به ویران کردن قبرهای مشرکان فرمان داد تا آثار جاهلیّت و آلودگی‌های آن را از بین ببرد و او را به ویران کردن قبرهای مؤمنان فرمان نداد! گفتم: پس نظرتان چیست اگر (بنا بر روی) قبر پیامبری یا امامی از ائمّه‌ی مؤمنان باشد؟ فرمود: چنین می‌بینم که ویران نشود و چیزی از آن برداشته نشود مگر از باب اصلاح تا فتنه‌ای برای کسانی که ایمان دارند نباشد پس میانشان دشمنی و کینه بیندازد و اشکالی ندارد که قبر در خانه‌ای باشد که برای آن ساخته نشده است مادامی که بیشتر از چهار انگشت بلند نشود و نمی‌گویم طوری که این سنگ‌ها می‌گویند -یعنی وهّابی‌ها! سپس روی خود را به طرف عبد الله بن حبیب گرداند که در حال رفو کردن پیراهنی برای آن جناب بود، پس فرمود: قبرهای صالحان را ویران می‌کنند و قصرهای ظالمان را آباد می‌سازند! نه به خدا سوگند به این کار امر نشده‌اند!

۳ . أَخْبَرَنا ذاكِرُ بْنُ مَعْرُوفٍ الْخُراسانِيُّ، قالَ: كُنْتُ عِنْدَ الْعَبْدِ الصَّالِحِ فَدَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنَ السَّلَفِيَّةِ، فَقالَ: كانَ فِي قَرْيَتِي قَبْرٌ لِفُلانٍ الصُّوفِيِّ وَكانَ يُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَهَدَمْتُهُ! قالَ: وَهَدَمْتَهُ؟! قالَ: نَعَمْ وَاللَّهِ وَنَفَضْتُ يَدَيَّ مِن تُرابِهِ، قالَ: هَدَمْتَ الْقَبْرَ الْأَصْغَرَ وَأَبْقَيْتَ الْقَبْرَ الْأَكْبَرَ! قالَ: وَمَا الْقَبْرُ الْأَكْبَرُ؟! قالَ: قَصْرُ الْحاكِمِ وَعُبّادُهُ أَكْثَرُ! فَتَأَمَّلَ الرَّجُلُ ساعَةً ثُمَّ قالَ: وَاللَّهِ لَوْ أَطَعْناكَ لَحَمَلْتَنا عَلَى الطَّرِيقِ الْواضِحِ وَلَكِنْ ما نَصْنَعُ بِالْمَذاهِبِ؟! ثُمَّ قامَ وَخَرَجَ!

ترجمه‌ی گفتار:

ذاکر بن معروف خراسانی ما را خبر داد، گفت: نزد بنده‌ی صالح (جناب منصور) بودم، پس مردی از سلفیّه بر او وارد شد و گفت: در قریه‌ی من قبری برای فلان صوفی بود که به جای خداوند پرستش می‌شد، پس آن را ویران کردم! فرمود: آن را ویران کردی؟! گفت: آری و دستم را از خاک آن تکان دادم! فرمود: قبر کوچک‌تر را ویران کردی و قبر بزرگ‌تر را باقی گذاشتی! گفت: قبر بزرگ‌تر کدام است؟! فرمود: قصر حاکم و پرستش کنندگان آن بیشترند! پس مرد ساعتی در اندیشه فرو رفت و سپس گفت: به خدا سوگند اگر از تو اطاعت کنیم ما را به راه روشن رهسپار می‌سازی، ولی چه کنیم با مذاهب؟! سپس برخاست و بیرون رفت.

شرح گفتار:

برای مطالعه‌ی شرحی بر این حکمت‌های نورانی، به نقد و بررسی ۶۷ مراجعه کنید.

هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
می‌توانید این مطلب را به زبان‌های زیر نیز مطالعه کنید:
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
دانلود مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نام کتاب: مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم؛ مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
ناشر: دفتر منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نسخه: ششم
زمان انتشار: مهر (میزان) ۱۳۹۸ هجری شمسی
مکان انتشار: بلخ؛ افغانستان