یک شنبه ۲۶ مرداد (اسد) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۲۶ ذی الحجه ۱۴۴۱ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۶۵) نیاز به مهدی، از باب نیاز به شناخت احکام خداوند و اقامه‌ی آن‌هاست که جز از طریق خلیفه‌ی او در زمین حاصل نمی‌شود و روشن است که شناخت احکام خداوند و اقامه‌ی آن‌ها برای بندگی او و تبعاً رستگاری مردم در دنیا و آخرت ضروری است و با این وصف، هیچ چیز نمی‌تواند مردم را از مهدی بی‌نیاز کند. (نقد و بررسی ۷۷)
loading
گفتار
 

۱ . أَخْبَرَنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْهِرَوِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ الْهاشِمِيَّ الْخُراسانِيَّ يَقُولُ: يُعْرَفُ الْكَذّابُ بِسِتِّ خِصالٍ: يَدَّعِي ما لا يَقْدِرُ عَلَى إِثْباتِهِ وَيُغَيِّرُ دَعْواهُ وَيُخْبِرُ عَمّا فِي السَّماءِ وَهُوَ لا يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْضِ وَيُحَدِّثُ النّاسَ بِما لا يَعْرِفُونَ وَيُفَسِّرُ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ يَزْعُمُ أَنَّهُ باطِنُهُ وَيَحْتَجُّ بِخَبَرِ الْواحِدِ.

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن عبد الرّحمن هروی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور هاشمی خراسانی می‌فرماید: کذّاب با شش ویژگی شناخته می‌شود: [۱] چیزی را ادّعا می‌کند که نمی‌تواند آن را اثبات کند [۲] و ادّعای خود را تغییر می‌دهد [۳] و از آسمان خبر می‌دهد در حالی که از آنچه در زمین است خبر ندارد [۴] و به مردم چیزهایی (عجیب و غریب) می‌گوید که برایشان شناخته نیست [۵] و قرآن را به رأی خود تفسیر می‌کند، با این ادّعا که باطن آن است [۶] و به خبر واحد استناد می‌کند.

۲ . أَخْبَرَنا عِيسَى بْنُ عَبْدِ الْحَمِيدِ الْجُوزَجانِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ يَقُولُ: ما كَذَبَ النّاسُ عَلَى رَجُلٍ كَما كَذَبُوا عَلَى الْمَهْدِيِّ! فَمَنْ أَتاكُمْ يَدْعُوكُمْ إِلَى نَفْسِهِ مُحْتَجًّا عَلَيْكُمْ بِخَبَرِ واحِدٍ فَلا تُصَدِّقُوهُ! قُلْتُ: وَإِنْ وافَقَهُ ذَلِكَ الْخَبَرُ؟! قالَ: وَإِنْ وافَقَهُ ذَلِكَ الْخَبَرُ! ثُمَّ قالَ: اللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَن يُعْبَدَ بِخَبَرِ واحِدٍ!

ترجمه‌ی گفتار:

عیسی بن عبد الحمید جوزجانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: مردم چندان که بر مهدی دروغ بسته‌اند، بر کسی دروغ نبسته‌اند! پس هر کس به نزد شما آمد و شما را به سوی خود دعوت کرد در حالی که بر شما به خبر واحدی احتجاج می‌نمود، پس او را تصدیق نکنید! گفتم: اگر چه آن خبر با او موافق باشد؟ فرمود: اگر چه آن خبر با او موافق باشد! سپس فرمود: خداوند بزرگ‌تر از آن است که بنا بر خبر واحدی پرستش شود!

شرح گفتار:

«احتجاج نمودن» به معنای «حجّت آوردن» و «استدلال کردن» است و «خبر واحد»، روایتی است که راویان آن در هر طبقه به حدّ تواتر نمی‌رسند و مثلاً از یک یا دو یا سه نفر تجاوز نمی‌کنند و به همین سبب، موجب یقین نمی‌شود و تبعاً نمی‌تواند مبنای پرستش خداوند باشد.

۳ . أَخْبَرَنا عَلِيُّ بْنُ إِسْماعِيلَ الدّامْغانِيُّ، قالَ: قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ -يَعْنِي أَحْمَدَ الْبَصْرِيَّ- يَدْعُو النّاسَ إِلَى نَفْسِهِ مُحْتَجًّا عَلَيْهِمْ بِخَبَرِ الطُّوسِيِّ فِي الْوَصِيَّةِ! فَقالَ: لَقَدْ أَكْثَرْتُمْ عَلَيَّ فِي هَذَا الرَّجُلِ! أَلا أُعْطِيكُمْ قاعِدَةً تَعْرِفُوا بِها هَذا وَأَمْثالَهُ؟ قُلْتُ: ما أَحْوَجَنا إِلَى هَذِهِ الْقاعِدَةِ! قالَ: مَنْ دَعاكُمْ إِلَى نَفْسِهِ مُحْتَجًّا عَلَيْكُمْ بِخَبَرِ واحِدٍ فَكَذِّبُوهُ وَما أَصابَكُمْ مِنْهُ مِنْ إِثْمٍ فَهُوَ فِي عُنُقِي! ثُمَّ قالَ: يَأْبَى اللَّهُ أَن يُعْبَدَ بِخَبَرِ واحِدٍ! أَوْ قالَ: يُعْرَفَ! الشَّكُّ مِنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْماعِيلَ.

ترجمه‌ی گفتار:

علیّ بن اسماعیل دامغانی ما را خبر داد، گفت: به جناب منصور گفتم: هرآینه این مرد -یعنی احمد بصری- مردم را به سوی خود دعوت می‌کند در حالی که به خبر (محمّد بن حسن) طوسی درباره‌ی وصیّت احتجاج می‌نماید! پس فرمود: هرآینه درباره‌ی این مرد با من بسیار سخن گفتید! پس آیا به شما قاعده‌ای ندهم که با آن او و امثال او را بشناسید؟ گفتم: چه اندازه به این قاعده محتاجیم! فرمود: هر کس شما را به سوی خود دعوت کرد در حالی که بر شما به خبر واحدی احتجاج می‌نمود پس او را تکذیب کنید و هر گناهی که از این بابت به شما رسید، آن بر گردن من باشد! سپس فرمود: خداوند ابا دارد از اینکه با خبر واحدی پرستش شود! یا فرمود: شناخته شود! شک از علیّ بن اسماعیل است.

شرح گفتار:

«خبر محمّد بن حسن طوسی درباره‌ی وصیّت» خبر واحد و ضعیفی است که این عالم شیعه در یکی از کتب خود به نام «الغیبة» از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت کرده و در آن نام دوازده خلیفه‌ی رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آمده و گفته شده است که پس از این دوازده خلیفه، دوازده مهدی خواهند بود که نام نخستین آنان عبد الله، احمد و مهدی است و احمد حسن بصری ادّعا می‌کند که هموست؛ با این استدلال سخیف و گستاخانه که نامش احمد است و ادّعای او برای اثبات ادّعایش کافی است!!

۴ . أَخْبَرَنا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ حَبِيبٍ الطَّبَرِيُّ، قالَ: كُنْتُ أَنا وَالْحَسَنُ بْنُ الْقاسِمِ عِنْدَ الْمَنْصُورِ فَقالَ لَنا: إِنَّ عَلِيًّا لَمّا أَرادَ الْخُرُوجَ مِنَ الْبَصْرَةِ قامَ عَلَى أَطْرافِها وَقالَ: لَعَنَكِ اللَّهُ يا أَنْتَنَ الْأَرْضِ تُرابًا وَأَسْرَعَها خَرابًا وَأَشَدَّها عَذابًا، فِيكِ الدّاءُ الدَّوِيُّ، قِيلَ: وَمَا الدّاءُ الدَّوِيُّ يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنينَ؟! قالَ: الْكِذْبُ عَلَيْنا أَهْلِ الْبَيْتِ وَاسْتِحْلالُ الْكِذْبِ عَلَيْنا! ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ وَقالَ: أَلا تَرَى هَذَا الْبَصْرِيَّ كَيْفَ يَكْذِبُ عَلَيْهِمْ؟! -يَعْنِي أَحْمَدَ الْحَسَنَ! قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ، إِنَّ هَذَا الْكَذّابَ يَحْتَجُّ عَلَى النّاسِ بِرِوايَةٍ رَواهَا الطُّوسِيُّ فِي غَيْبَتِهِ! قالَ: إِنَّ اللَّهَ أَحْكَمُ وَأَعْدَلُ وأَكْرَمُ وَأَجَلُّ مِنْ أَنْ يَحْتَجَّ عَلَى النّاسِ يَوْمَ الْقِيامَةِ بِرِوايَةٍ رَواهَا الطُّوسِيُّ فِي غَيْبَتِهِ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن حبیب طبری ما را خبر داد، گفت: من و حسن بن قاسم (طهرانی) نزد جناب منصور بودیم، پس به ما فرمود: هرآینه علی (به دنبال جنگ جمل) هنگامی که خواست از شهر بصره خارج شود بر پیرامون آن ایستاد و فرمود: خداوند تو را لعنت کند ای که خاکت ناپاک‌ترین خاک و ویرانی‌ات زودترین ویرانی و عذابت سخت‌ترین عذاب در زمین است! درد جانکاه در توست! گفته شد: درد جانکاه چیست ای امیر مؤمنان؟! فرمود: دروغ بستن بر ما اهل بیت و حلال شمردن دروغ بستن بر ما! سپس آن جناب به من توجّه کرد و فرمود: آیا این مرد بصری را نمی‌بینی که چگونه بر آنان دروغ می‌بندد؟ -یعنی احمد حسن! گفتم: فدایت شوم، این کذّاب بر مردم به روایتی احتجاج می‌کند که طوسی در کتاب غیبتش نقل کرده است! فرمود: خداوند حکیم‌تر و عادل‌تر و کریم‌تر و بزرگ‌تر از آن است که بر مردم در روز قیامت به روایتی احتجاج کند که طوسی در کتاب غیبتش نقل کرده است!

۵ . أَخْبَرَنا صالِحُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّبْزَوارِيُّ، قالَ: قالَ لِيَ الْمَنْصُورُ: بِمَ يَحْتَجُّ هَؤُلاءِ الْحَمْقاءُ؟ قُلْتُ: مَنْ جُعِلْتُ فِداكَ؟! فَإِنَّ الْحَمْقاءَ لَكَثِيرٌ! قالَ: شَياطِينُ هَذَا الْبَصْرِيِّ! قُلْتُ: يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ رَأَوْهُ فِي النَّوْمِ! قالَ: كَذَبُوا وَاللَّهِ، فَإِنَّ دِينَ اللَّهِ أَعَزُّ مِنْ أَنْ يُرَى فِي النَّوْمِ! ثُمَّ خَرَجَ إِلَى السَّاحَةِ وَخَرَجْتُ مَعَهُ فَأَخَذَ بِيَدِهِ إِبْرِيقًا لِيَتَوَضَّأَ لِلصَّلاةِ فَذَهَبْتُ لِأَصُبَّ عَلَيْهِ الْماءَ فَقالَ: لا أُشْرِكُ بِعِبادَةِ رَبِّي أَحَدًا! ثُمَّ أَشارَ إِلَى الْإِبْرِيقِ وَقالَ: مَنِ ادَّعَى عَلَيْكُمْ هَذا مُحْتَجًّا عَلَيْكُمْ بِما رَأَى فِي النَّوْمِ أَوْ رُؤِيَ لَهُ فَلا تُعْطُوهُ هَذا وَإِنْ جُدِعَ أَنْفُهُ!

ترجمه‌ی گفتار:

صالح بن محمّد سبزواری ما را خبر داد، گفت: جناب منصور به من فرمود: این احمق‌ها به چه چیزی احتجاج می‌کنند؟ گفتم: چه کسانی فدایت شوم؟! احمق‌ها بسیارند! فرمود: شیاطینِ این بصری (یعنی یاران او)! گفتم: می‌پندارند که (حقّانیّت) او را در خواب دیده‌اند! فرمود: دروغ می‌گویند به خدا سوگند، هرآینه دین خداوند استوارتر از آن است که در خواب دیده شود! سپس به سوی حیاط بیرون رفت و من نیز با او بیرون رفتم، پس با دست خود آفتابه‌ای را برگرفت تا برای نماز وضو بگیرد، پس من پیش رفتم تا برای او آب بریزم، پس (اجازه نداد و) فرمود: در عبادت پروردگارم کسی را شریک نمی‌کنم! سپس به آفتابه اشاره کرد و فرمود: هر کس این را بر شما مدّعی شد در حالی که به آنچه خود یا کسی دیگر برای او در خواب دیده است احتجاج می‌کرد، پس این را به او ندهید، اگرچه بینی‌اش بریده شود!

شرح گفتار:

«اگرچه بینی‌اش بریده شود»، تعبیری کنایی و فصیح به معنای منکوب شدن و رسیدن به نهایت خواری و مشقّت است و مراد از آن این است که هرگاه کسی با استناد به خواب خود یا دیگران مدّعی مالکیّت یک آفتابه شد، مطلقاً آن را به او ندهید، تا چه رسد به اینکه مدّعی مقامات خاصّی در دین شود!

۶ . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الطّالِقانِيُّ، قالَ: قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: ما بَقِيَ مِنْ كَلْبٍ وَلا سِنَّوْرٍ إِلّا وَقَدِ ادَّعَى هَذَا الْأَمْرَ! قالَ: وَيْحَكَ! بِمَ يَحْتَجُّونَ؟ قُلْتُ: يَأْخُذُونَ رِوايَةً فَيُأَوِّلُونَها! قالَ: إِذا أَتاكُمْ مَنْ تُوعَدُونَ يَحْتَجُّ عَلَيْكُمْ بِأَبْيَنَ مِنْ هَذا! قُلْتُ: وَما هُوَ؟ قالَ: آيَةٌ باهِرَةٌ!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرّحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: به جناب منصور گفتم: هیچ سگ و گربه‌ای باقی نمانده مگر آنکه این امر را ادّعا کرده است! فرمود: وای بر تو! به چه چیزی احتجاج می‌کنند؟ گفتم: روایتی را می‌گیرند و آن را تأویل می‌کنند! فرمود: هرگاه کسی که وعده داده می‌شوید بیاید بر شما به چیزی روشن‌تر از این احتجاج می‌کند! گفتم: آن چیست؟ فرمود: آیتی آشکار!

۷ . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الطّالِقانِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ يَقُولُ: كُلُّ مَنْ تَسَلَّطَ عَلَى النّاسِ بِغَيْرِ إِذْنِ اللَّهِ ثُمَّ قالَ لَهُمْ مَنْ أَطاعَنِي فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَمَنْ عَصانِي فَقَدْ عَصَى اللَّهَ، فَهُوَ دَجّالٌ وَإِنْ كانَ ذا عِلْمٍ وَصَلاحٍ! قُلْتُ: بِماذا يُعْرَفُ إِذْنُ اللَّهِ؟ قالَ: إِنَّما يُعْرَفُ إِذْنُ اللَّهِ بِآيَةٍ بَيِّنَةٍ أَوْ وَصِيَّةٍ ظاهِرَةٍ! قُلْتُ: وَ ما آيَةٌ بَيِّنَةٌ؟ قالَ: آيَةٌ وَعَدَها نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ كَما قالَ نَبِيٌّ فِي طالُوتَ: ﴿إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَىٰ وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ[۱]! قُلْتُ: وَما وَصِيَّةٌ ظاهِرَةٌ؟ قالَ: هِيَ أَنْ تَقْدِمَ مَدِينَةَ نَبِيٍّ أَوْ وَصِيِّ نَبِيٍّ فَتَسْأَلَ عَنْهَا الْعامَّةَ وَالصِّبْيانَ وَالْعَجائِزَ إِلَى مَنْ أَوْصَى فُلانٌ؟ فَيَقُولُوا: إِلَى فُلانِ بْنِ فُلانٍ! قُلْتُ: وَاللَّهِ ما أَبْقَيْتَ لِلدَّجاجِلَةِ مَسْلَكًا يَسْلُكُوهُ! قالَ: أَنا ما أَبْقَيْتُ لَهُمْ؟! بَلِ اللَّهُ ما أَبْقَى لَهُمْ! أَرادَ أَن يَسُدَّ خَلَّةً فَفَعَلَ! ثُمَّ أَشارَ بِيَدِهِ إِلَى شَمْسٍ داخِلَةٍ فِي الْبَيْتِ فَقالَ: أَلَيْسَتْ هَذِهِ الشَّمْسُ بَيِّنَةً؟ قُلْتُ: بَلَى جُعِلْتُ فِداكَ، قالَ: فَإِنَّ دِينَ اللَّهِ أَبْيَنُ مِنْ هَذِهِ ﴿لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَىٰ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ ۗ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ[۲]!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرّحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: هر کس بدون اذن خداوند بر مردم سلطه یابد، سپس بگوید هر کس از من اطاعت کند از خداوند اطاعت کرده و هر کس از من نافرمانی کند از خداوند نافرمانی کرده، او دجّال است اگرچه دارای علم و صلاح باشد! گفتم: اذن خداوند با چه چیزی شناخته می‌شود؟ فرمود: اذن خداوند تنها با آیتی بیّنه یا وصیّتی ظاهره شناخته می‌شود! گفتم: آیتی بیّنه چیست؟ فرمود: آیتی که پیامبر یا وصیّ پیامبری آن را وعده داده است، چنانکه پیامبری درباره‌ی طالوت فرمود: «هرآینه آیت حکومت او این است که تابوت را برای شما می‌آورد که در آن آرامشی از پروردگارتان و بازمانده‌ای از چیزی است که آل موسی و آل هارون بر جای نهاده‌اند و فرشتگان آن را حمل می‌کنند، هرآینه در آن برای شما آیتی است اگر مؤمن باشید»! گفتم: وصیّتی ظاهره چیست؟ فرمود: آن این است که به شهر پیامبر یا وصیّ پیامبری داخل شوی پس در آن از عامّه و کودکان و پیرزنان بپرسی که فلانی به چه کسی وصیّت کرد؟ پس بگویند: به فلانی پسر فلانی! گفتم: به خدا سوگند برای دجّالان هیچ راهی باقی نگذاشتی که از آن وارد شوند! فرمود: من برایشان باقی نگذاشتم؟! بلکه خداوند برایشان باقی نگذاشت! خواست که رخنه‌ای را ببندد پس بست! سپس با دست خود به آفتابی در خانه اشاره کرد و فرمود: آیا این آفتاب روشن نیست؟ گفتم: چرا، فدایت شوم! فرمود: هرآینه دین خداوند از این روشن‌تر است «تا هر کس که هلاک می‌شود در روشنی هلاک شود و هر کس که زنده می‌ماند در روشنی زنده بماند و هرآینه خداوند شنوایی داناست» !

۸ . أَخْبَرَنا صالِحُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّبْزَوارِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ يَقُولُ: تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ فِتْنَةِ الْمَسِيحِ الدَّجّالِ! قُلْتُ: وَمَا الْمَسِيحُ الدَّجّالُ؟ قالَ: مَن يَدَّعِي ما يُخالِفُ كِتابَ اللَّهِ ثُمَّ يُقِيمُ عَلَيْهِ مُعْجِزَةً فَهُوَ الْمَسِيحُ الدَّجّالُ! قُلْتُ: لِماذا يُسَلِّطُهُ اللَّهُ عَلَى إِقامَةِ الْمُعْجِزاتِ؟! قالَ: لِيَعْلَمَ مَنْ يتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقالَ الرَّسُولُ: لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَقالَ لا نَبِيَّ بَعْدِي وَقالَ الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنا عَشَرَ إِمامًا!

ترجمه‌ی گفتار:

صالح بن محمّد سبزواری ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: از فتنه‌ی مسیح دجّال به خداوند پناه ببرید! گفتم: مسیح دجّال کیست؟ فرمود: کسی که چیزی مخالف با کتاب خداوند را ادّعا می‌کند و سپس برای آن معجزه‌ای اقامه می‌دارد او مسیح دجّال است! گفتم: برای چه خداوند او را بر اقامه‌ی معجزات توانا می‌سازد؟! فرمود: برای اینکه بداند چه کسی از پیامبر پیروی می‌کند و چه کسی به پشت سرش بر می‌گردد و پیامبر فرمود: خدایی جز الله وجود ندارد و فرمود: پیامبری پس از من نیست و فرمود: امامان پس از من دوازده نفرند!

۹ . أَخْبَرَنا عَبْدُ السَّلامِ بْنُ عَبْدِ الْقَيُّومِ الْبَلْخِيُّ، قالَ: دَخَلْتُ عَلَى الْعَبْدِ الصّالِحِ وَهُوَ فِي مَسْجِدٍ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ لِلنّاسِ: أَيُّهَا النَّاسُ! إِذا أَتاكُمْ آتٍ بِما أَتَى بِهِ الْمَسِيحُ عَلَيْهِ السَّلامُ، ثُمَّ قالَ إِنِّي إِلَهٌ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْ نَبِيٌّ مِنْ بَعْدِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ أَوْ إِمامٌ مِنْ بَعْدِ الْمَهْدِيِّ عَلَيْهِ السَّلامُ، فَلا تُصَدِّقُوهُ فَإِنَّهُ الْمَسِيحُ الدَّجّالُ! أَلا هَلْ بَيَّنْتُ؟! أَلا هَلْ عَلَّمْتُ؟! ﴿أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَٰذَا غَافِلِينَ[۳]!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد السلام بن عبد القیّوم بلخی ما را خبر داد، گفت: بر بنده‌ی صالح (یعنی منصور) وارد شدم در حالی که در مسجدی بود، پس شنیدم که به مردم می‌فرماید: ای مردم! هرگاه کسی با معجزات مسیح علیه السلام به نزد شما آمد، سپس گفت من خدایی جز الله هستم یا پیامبری پس از محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم هستم یا امامی پس از مهدی علیه السلام هستم، او را تصدیق نکنید؛ چراکه او مسیح دجّال است! هلا آیا تبیین کردم؟! هلا آیا تعلیم دادم؟! «مبادا در روز قیامت بگویید که ما از این بی‌خبر بودیم»!

شرح گفتار:

اکنون اگر عاقل هستی و هنوز در تقلید و تعصّب و تکبّر غرق نشده‌ای، این حکمت‌های ناب و گوهرهای نایاب را قدر بدان و آویزه‌ی گوش خود بکن تا در این هنگامه‌ی پرفتنه و روزگار پرشبهه، هر دروغگوی شیّادی تو را نفریبد و به سوی ضلالت و شقاوت نکشاند و از راه حق باز ندارد و بدان که صاحب این حکمت‌های ناب و معدن این گوهرهای نایاب، دوستی از دوستان خداوند و راهنمایی بزرگ از صدّیقان است که با انکار و إعراض تو کوچک نمی‌شود، هر چند در این دو کوشا باشی؛ چراکه هرگز آفتاب با دستان تو پوشانده نمی‌شود و دریا در زیر پاهایت پنهان نمی‌گردد و اگر تو زبان به بزرگداشت او نگشایی و به فضیلت او اقرار نکنی، زود باشد که سخن‌شناسان نکته‌سنج و باریک‌بینان آزاده از هر گوشه‌ی جهان سر برآورند و چیزی که تو قدر نمی‌دانی را قدر بدانند و چیزی که تو کتمان می‌کنی را آشکار نمایند و اگر آنان نیز سکوت کنند، زمین و آسمان به فریاد آیند و به فضیلت و صداقت او شهادت دهند و آن گاه برای تو و سایر منکران و سکوت کنندگان، بهره‌ای جز شرمساری نیست.

برای خواندن حکمت‌هایی دیگر از آن جناب درباره‌ی دجّالان، به گفتار ۱۱۷ مراجعه کن.

↑[۱] . البقرة/ ۲۴۸
↑[۲] . الأنفال/ ۴۲
↑[۳] . الأعراف/ ۱۷۲
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
می‌توانید این مطلب را به زبان‌های زیر نیز مطالعه کنید:
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
دانلود مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نام کتاب: مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم؛ مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
ناشر: دفتر منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نسخه: ششم
زمان انتشار: مهر (میزان) ۱۳۹۸ هجری شمسی
مکان انتشار: بلخ؛ افغانستان