یک شنبه ۲۶ مرداد (اسد) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۲۶ ذی الحجه ۱۴۴۱ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۵۹) بدون شک رشد سیاسی و اقتصادی بدون رشد فرهنگی، نه تنها انسان را به سعادت نمی‌رساند، بلکه دیر یا زود سبب بدبختی او می‌شود؛ زیرا چنین رشد تک‌بُعدی و نامتعادلی، مانند شمشیری برّان در دست زنگی مست است که می‌تواند به او و دیگران آسیب‌های جدّی و جبران‌ناپذیری برساند. (مقاله‌ی ۶۳)
loading
گفتار
 

۱ . أَخْبَرَنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْهِرَوِيُّ، قالَ: سَأَلْتُ الْمَنْصُورَ الْهاشِمِيَّ الْخُراسانِيَّ عَنِ النَّجاساتِ، فَقالَ: كُلُّ ما حَرَّمَ اللَّهُ أَكْلَهُ أَوْ شُرْبَهُ فَهُوَ نَجَسٌ، قُلْتُ: لِماذا؟! قالَ: لِقَوْلِهِ تَعالَى: ﴿وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ[۱].

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن عبد الرّحمن هروی ما را خبر داد، گفت: از منصور هاشمی خراسانی درباره‌ی نجاسات پرسیدم، پس فرمود: هر چیزی که خداوند خوردن یا آشامیدنش را حرام کرده، نجس است، گفتم: به چه دلیل؟! فرمود: به دلیل سخن او که فرموده است: «و چیزهای پاک را برایشان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام می‌‌کند».

۲ . أَخْبَرَنا أَبُو إِبْراهِيمَ السَّمَرْقَنْدِيُّ، قالَ: سَأَلْتُ الْمَنْصُورَ عَنِ الْخِنْزِيرِ فَمَكَثَ ساعَةً لا يُجِيبُنِي ثُمَّ قالَ: إِنَّمَا الرِّجْسُ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ لا شَعْرُهُ وَلا جِلْدُهُ! قُلْتُ: أَلَيْسَ جِلْدُهُ مُلْتَصِقًا بِلَحْمِهِ؟ قالَ: بَلَى وَلَكِنْ يُطَهَّرُ بِالدِّباغِ، ثُمَّ قالَ: ما بَقِيَ مِنَ الْإِسْلامِ شَيْءٌ إِلّا وَقَدْ بَدَّلُوهُ!

ترجمه‌ی گفتار:

ابو ابراهیم سمرقندی ما را خبر داد، گفت: از منصور درباره‌ی (نجاست) خوک پرسیدم، پس ساعتی درنگ کرد و پاسخم را نداد، سپس فرمود: تنها گوشت خوک نجس است، نه موی آن و نه پوستش! گفتم: آیا پوستش به گوشتش چسبیده نیست؟ فرمود: چرا، ولی با دبّاغی پاک می‌شود، سپس فرمود: چیزی از اسلام بر جای نمانده است مگر اینکه تغییرش داده‌اند!

۳ . أَخْبَرَنا عِيسَى بْنُ عَبْدِ الْحَمِيدِ الْجُوزَجانِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ يَقُولُ: إِذا وَلَغَ الْكَلْبُ الْمُخَلَّى فِي إِنائِكَ فَأَهْرِقْهُ ثُمَّ اغْسِلْهُ سَبْعَ مَرّاتٍ إِحْداهُنَّ بِالتُّرابِ وَلا تَفْعَلُ ذَلِكَ تَقُولُ إِنَّهُ نَجَسٌ وَلَكِنَّهُ مُضِرٌّ مُضِرٌّ!

ترجمه‌ی گفتار:

عیسی بن عبد الحمید جوزجانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: هرگاه سگ ولگرد در کاسه‌ات زبان زد، آن را بریز و سپس هفت بار بشوی که یک بارش با خاک باشد و این کار را نمی‌کنی که بگویی آن نجس است، بلکه آن مضرّ است مضرّ!

۴ . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الطّالِقانِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ يَقُولُ: كُلُّ حَيٍّ طاهِرٌ إِلَّا الْمُشْرِكَ فَإِنَّهُ مَيِّتُ الْأَحْياءِ وَذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ تَعالَى: ﴿أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ[۲] يَعْني مَنْ كانَ مُشْرِكًا فَهَدَيْناهُ وَالْكَلْبُ أَطْهَرُ مِنَ الْمُشْرِكِ وَأَكْرَمُ!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: هر زنده‌ای پاک است مگر مشرک؛ چراکه او مرده‌ی زندگان است و این سخن خداوند است که می‌فرماید: «آیا کسی که مرده بود، پس زنده‌اش کردیم»، یعنی مشرک بود پس هدایتش کردیم و سگ پاک‌تر از مشرک و گرامی‌تر است!

۵ . أَخْبَرَنا وَلِيدُ بْنُ مَحْمُودٍ السَّجِسْتانِيُّ، قالَ: سَأَلْتُ الْمَنْصُورَ عَنْ نَجاسَةِ الْمُشْرِكِينَ، فَقالَ: هُمْ وَاللَّهِ نَجَسٌ! هُمْ وَاللَّهِ نَجَسٌ! قُلْتُ: أَما هَؤُلاءِ مِنَ الْبَشَرِ؟! قالَ: بَلَى وَلَكِنَّهُمْ أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا فَأَهانَهُمْ وَجَعَلَهُمْ شَرَّ الدَّوابِّ وَقالَ: ﴿أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ[۳] وَقالَ: ﴿كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ[۴]! قُلْت: فَإِنْ شَرِبَ مِنْ إِنائِي يَهُودِيٌّ أَوْ نَصْرانِيٌّ فَعَلَيَّ أَنْ أَغْسِلَ الْإِناءَ؟ قالَ: لا!

ترجمه‌ی گفتار:

ولید بن محمود سجستانی ما را خبر داد، گفت: از منصور درباره‌ی نجاست مشرکان پرسیدم، پس فرمود: آنان به خدا سوگند نجس هستند! آنان به خدا سوگند نجس هستند! گفتم: آیا نه این است که آنان از بشر هستند؟! فرمود: آری، ولی آنان با خداوند چیزی را شریک ساخته‌اند که برای آن حجّتی نازل نکرده است، پس آنان را تحقیر نموده و بدترین جانوران قرار داده و فرموده است: «آنان مانند چهارپایانند، بلکه آنان گمراه‌ترند» و فرموده است: «این گونه خداوند پلیدی را بر کسانی قرار می‌دهد که ایمان نمی‌آورند»! گفتم: پس اگر یک یهودی یا نصرانی از کاسه‌ی من آشامید، بر عهده‌ی من است که کاسه‌ام را بشویم؟ فرمود: نه!

۶ . أَخْبَرَنا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ حَبِيبٍ الطَّبَرِيُّ، قالَ: مَرَّ الْمَنْصُورُ عَلَى تِمْثالٍ لِبَعْضِ أَئِمَّةِ الْجَوْرِ قَدْ نُصِبَ فِي شارِعٍ فَمَسَّهُ بِيَدِهِ لِيَدُلَّنا عَلَيْهِ وَقالَ: مَنْ مَثَّلَ تِمْثالًا مِثْلَ هَذا فَقَدْ أَشْرَكَ، ثُمَّ دَخَلَ مَسْجِدًا لِيُصَلِّيَ فَلَمّا أَرادَ أَنْ يَدْخُلَ فِي الصَّلاةِ ذَكَرَ شَيْئًا فَانْصَرَفَ حَتَّى غَسَلَ يَدَهُ ثُمَّ جاءَ فَقالَ: إِنِّي ذَكَرْتُ أَنِّي مَسَسْتُ رِجْسًا مِنَ الْأَوْثانِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَغْسِلَ يَدِي، ثُمَّ دَخَلَ فِي الصَّلاةِ، فَلَمّا فَرِغَ مِنْها أَقْبَلَ عَلَيْنا وَقالَ: إِنَّ الْمُسْتَوْرِدَ الْعِجْلِيَّ تَنَصَّرَ بَعْدَ إِسْلامِهِ، فَبَعَثُوا بِهِ إِلَى عَلِيٍّ، فَاسْتَتابَهُ وَهُوَ يُرِيدُ الصَّلاةَ فَأَبَى عَلَيْهِ، فَقالَ عَلِيٌّ: إِنِّي أَسْتَعِينُ بِاللَّهِ عَلَيْكَ، فَقالَ الْمُسْتَوْرِدُ: وَأَنا أَسْتَعِينُ الْمَسِيحَ عَلَيْكَ، فَأَهْوَى عَلِيٌّ بِيَدِهِ إِلَى عُنُقِهِ فَإِذا هُوَ بِصَلِيبٍ فَقَطَعَها، فَلَمّا دَخَلَ فِي الصَّلاةِ قَدَّمَ رَجُلًا وَذَهَبَ، ثُمَّ أَخْبَرَ النّاسَ أَنَّهُ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ لِحَدَثٍ أَحْدَثَهُ، لَكِنَّهُ مَسَّ هَذِهِ الْأَنْجاسَ فَأَحَبَّ أَنْ يُحْدِثَ مِنْها وُضُوءًا، قُلْنا: وَما فَعَلَ بِالْمُسْتَوْرِدِ؟ قالَ: قَتَلَهُ فَطَلَبَتِ النَّصارَى جِيفَتَهُ بِثَلاثِينَ أَلْفًا فَأَبَى عَلِيٌّ وَأَحْرَقَهُ.

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن حبیب طبری ما را خبر داد، گفت: منصور بر مجسّمه‌ی یکی از امامان جور که در خیابانی نصب شده بود گذشت، پس آن را با دستش لمس کرد تا به ما نشانش دهد و فرمود: هر کس مجسّمه‌ای مانند این بسازد مشرک شده است، سپس به مسجدی درآمد تا نماز گزارد، پس چون خواست وارد نماز شود چیزی را به یاد آورد، پس برگشت تا اینکه دستش را شست، سپس بازآمد پس فرمود: من به یاد آوردم که نجاستی از بت‌ها را لمس کردم، پس خواستم که دستم را بشویم، سپس به نماز وارد شد، پس چون از آن فراغت یافت به ما روی کرد و فرمود: مستورد عجلی پس از اسلامش مسیحی شد، پس او را به نزد علی فرستادند، پس در حالی که راهی نماز بود از او خواست که توبه کند، ولی سر باز زد، پس علی فرمود: من از خداوند بر ضدّ تو یاری می‌خواهم، پس مستورد گفت: من از مسیح بر ضدّ تو یاری می‌خواهم، پس علی دستش را به گردن او برد، پس صلیبی را یافت، پس آن را پاره کرد، پس چون به نماز درآمد مردی را پیش کرد و خود رفت، سپس مردم را خبر داد که این کار را به خاطر حدثی که از او سر زده باشد انجام نداد، بلکه این نجاست‌ها را لمس کرد، پس خواست که وضوی خود را از آن‌ها تازه کند، گفتیم: با مستورد چه کرد؟ فرمود: او را کشت، پس مسیحیان جسد او را به سی هزار (سکّه) مطالبه کردند، ولی علی سر باز زد و آن را سوزاند.

شرح گفتار:

برای خواندن شرح‌هایی بر این گفتارهای نورانی، به پرسش‌ها و پاسخ‌های ۱۶۲، ۲۲۵ و ۲۶۳ مراجعه کنید.

↑[۱] . الأعراف/ ۱۵۷
↑[۲] . الأنعام/ ۱۲۲
↑[۳] . الأعراف/ ۱۷۹
↑[۴] . الأنعام/ ۱۲۵
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
می‌توانید این مطلب را به زبان‌های زیر نیز مطالعه کنید:
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
دانلود مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نام کتاب: مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم؛ مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
ناشر: دفتر منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نسخه: ششم
زمان انتشار: مهر (میزان) ۱۳۹۸ هجری شمسی
مکان انتشار: بلخ؛ افغانستان