جمعه 15 آذر (قوس) 1398 هجری شمسی برابر با 9 ربیع الثانی 1441 هجری قمری
     
منصور هاشمی خراسانی
* امکان مطالعه‌ی آنلاین با قابلیت جستجو در متن و عکس‌برداری از صفحات، به بخش «کتاب‌ها» افزوده شد. * کتاب شریف «سبل السّلام» حاوی مجموعه‌ی نامه‌ها و گفتارهای فارسی حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «هندسه‌ی عدالت» اثری ارزشمند از علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

خواندن گفتار

   
شماره: 4 کد: 13
موضوع:

گفتاری از آن جناب درباره‌ی روایت متواتر و حجّیّت آن

أخبرنا عبدُ السّلامِ بْنُ عبدِ القَیُّوم قال: سألتُ المنصورَ الهاشِميَّ الخُراسانيَّ عَنِ الأخْذِ بِالرِّوایةِ فَكَرِهَهُ و قال: ما أنْزَلَ اللّهُ مِنْ رِوایةٍ إلّا ما تَواتَرَ عَلَیْهَا الألْسُنُ و ذلِكَ لِأنَّ اللّهَ لا یُعْبَدُ بِالظَّنِّ و إنَّما یُعْبَدُ بِالیَقین! قلتُ: و ما حَدُّ التَّواتُر؟ قال: ما یَسْتَیْقِنُ بِهِ عُقَلاءُ النّاس! قلتُ: و كَمْ ذا؟ قال: أَرْبَعَةُ رِجالٍ ذَوي عَدْلٍ إذا لَمْ یَخْتَلِفُوا، كَما قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: «لَوْلَا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ ۚ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَٰئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ»! قُلْتُ: رُبَّما یَخْتَلِفُونَ في أَلْفاظِهِمْ و المَعْنِيُّ واحِدٌ! قالَ: لا بَأسَ بِهِ و لا یَكُونَ بَعْضُهُمْ قُرَناءَ بَعْضٍ فَیُتَّهَمُوا في رِوایَتِهِمْ! ثُمَّ مَكَثَ هُنَیْئَةً ثُمَّ قالَ: إنَّ السَّلَفیَّةَ تَرَكُوا العَقْلَ فَشاهَتْ وُجُوهُهُمْ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد السّلام بن عبد القیّوم بلخی ما را خبر داد، گفت: از منصور هاشمی خراسانی درباره‌ی اخذ کردن به روایت پرسیدم، پس آن را ناپسند شمرد و فرمود: خداوند روایتی را نازل نکرده، مگر چیزی که زبان‌ها بر آن تواتر یافته‌ است و این از آن روست که خداوند با ظن پرستش نمی‌شود، بلکه تنها با یقین پرستش می‌شود! عرض کردم: حدّ تواتر چیست؟ فرمود: چیزی که عقلای مردم با آن یقین پیدا می‌کنند! عرض کردم: آن چند نفر است؟ فرمود: چهار مرد عادل هنگامی که با یکدیگر اختلاف نکرده باشند؛ چنانکه خداوند بلندمرتبه فرموده است: «چرا چهار شاهد بر آن نیاوردند؟! پس چون چهار شاهد بر آن نیاوردند، آنان نزد خداوند دروغگویان هستند» (نور/ 13)! عرض کردم: چه بسا آنان در الفاظ خود اختلاف کرده‌اند، ولی معنا یکی است! فرمود: اشکالی ندارد و برخی‌شان همنشین برخی دیگر نباشند تا در روایت‌شان (به اخذ از یکدیگر یا تبانی با هم) متّهم شوند! در این هنگام مدّتی سکوت نمود و سپس فرمود: هرآینه سلفیان عقل را وا نهادند، پس روی‌ها‌شان زشت شد!

شرح گفتار:

از این گفتار و سایر گفتارهای آن جناب دانسته می‌شود که «تواتر»، روایت حدیث به واسطه‌ی شماری از راویان است که اتّفاق آنان بر کذب یا خطا به اعتبار فراوانی و پراکندگی‌شان معقول نیست و از این رو، موجب یقین عقلا به صدور حدیث می‌شود و البته برای شمار راویانش حدّ معیّنی نیست؛ چراکه آن جناب در ابتدا حدّی برای آن تعیین نکرد، بلکه فرمود: «ما یَسْتَیْقِنُ بِهِ عُقَلاءُ النّاسِ»؛ «چیزی که عقلای مردم با آن یقین پیدا می‌کنند»، ولی پس از اینکه پرسش کننده پرسش خود را تکرار نمود، برای آن حدّی تعیین کرد و آن چهار مرد است؛ زیرا این شماری است که خداوند برای مهم‌ترین شهادت‌ها نزد خود تعیین کرده و کمتر از آن را در حکم دروغ قرار داده و فرموده است: «لَوْلَا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ ۚ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَٰئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ» (النور/ 13)؛ «چرا چهار شاهد بر آن نیاوردند؟! پس چون چهار شاهد بر آن نیاوردند، آنان نزد خداوند دروغگویان هستند» و حسّ نیز با این حدّ موافق است، هرگاه چهار مرد عادل باشند و با یکدیگر اختلاف مهمّی نداشته باشند و برخی‌شان قرین برخی دیگر نباشند به نحوی که در روایت‌شان به اخذ از یکدیگر یا تبانی با هم متّهم باشند. بنابراین، حدیث متواتر چهار شرط دارد:

1 . راویان آن در هر طبقه، کمتر از چهار مرد نیستند.

2 . راویان آن عادل هستند، هرگاه در هر طبقه، بیشتر از چهار مرد نباشند، ولی اگر بیشتر باشند، این شرط برداشته می‌شود.

3 . راویان آن در معنای آن اختلافی ندارند، اگرچه در الفاظ آن اختلاف داشته باشند.

4 . راویان آن به تبانی با یکدیگر متّهم نیستند، هرگاه در هر طبقه، بیشتر از چهار مرد نباشند، ولی اگر بیشتر باشند، این شرط برداشته می‌شود؛ چراکه با توجّه به فراوانی و پراکندگی‌شان، نمی‌توانند با یکدیگر تبانی کنند (برای آگاهی بیشتر در این باره، بنگرید به: پرسش و پاسخ 347).

اما گفتار آن جناب درباره‌ی سلفیان که برای شناخت خداوند و دین او از عقل بهره نمی‌برند، دو معنا می‌تواند داشته باشد: یکی نفرین بر آنان به سبب این کوتاهی بزرگ که منجر به انحرافات فراوان آنان در عقاید و اعمال شده است؛ چنانکه رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در جنگ بدر، مشتی خاک گرفت و بر روی مشرکان زد و فرمود: «شاهَتِ الْوُجُوهُ»؛ «روی‌هاشان زشت باد» و دیگری خبر دادن از چیزی که روی‌های بسیاری از مفتیان و بزرگان آنان را زشت کرده و این چیزی است که بر ناظران پوشیده نیست و با این معنا، وانهادن عقل است که آنان را به این روز درآورده است؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: إِنِّي رَأَيْتُ فِي الْمَسْجِدِ رَجُلاً كَأَنَّ رَأْسَهُ رَأْسُ حِمارٍ فَكَلَّمْتُهُ فَإِذا هُوَ مِنْ أَصْحابِ الْحَدِيثِ! قالَ: أَعَجِبْتَ مِنْ ذٰلِكَ؟! أَلا وَاللَّهِ إِنِّي لَأَظُنُّ أَنَّهُ لَوْ كانَ فِي هٰذِهِ الْأُمَّةِ مَسْخٌ لَكانَ فِي أَصْحابِ الْحَدِيثِ! قُلْتُ: لِمَ ذٰلِكَ؟! قالَ: لِأَنَّهُمْ فُتِنُوا بِالْحَدِيثِ فَتَرَكُوا كِتابَ اللَّهِ وَتَرَكُوا عُقُولَهُمْ وَلَوْ أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطّابِ أَدْرَكَهُمْ لَأَلْحَقَهُمْ بِجَزائِرِ الْبَحْرِ»؛ «به منصور گفتم: من در مسجد مردی را دیدم که گویی سر او سر الاغ بود، پس با او صحبت کردم و دریافتم که از اهل حدیث است! فرمود: آیا از آن تعجّب کردی؟! بدان که به خدا سوگند من می‌پندارم اگر در این امّت مسخی روی دهد، در اهل حدیث روی خواهد داد! گفتم: برای چه؟! فرمود: برای اینکه آنان به حدیث مفتون شده‌اند، پس کتاب خداوند را وانهاده‌اند و عقل‌هاشان را وانهاده‌اند و اگر عمر بن خطّاب آنان را درک می‌کرد، به جزایر دریا تبعیدشان می‌کرد»!

هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
دانلود مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نام کتاب: مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم؛ مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
ناشر: دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نسخه: ششم
زمان انتشار: مهر (میزان) 1398 هجری شمسی
مکان انتشار: بلخ؛ افغانستان
هرگونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.
×
آیا مایلید در خبرنامه‌ی پایگاه عضو شوید؟