شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 3 کد: 12
موضوع:

چهار گفتار از آن جناب حاکی از اینکه هر کس خلیفه‌ی خداوند در زمین را می‌شناسد، ولی به سبب عذری به او دسترسی نمی‌یابد، می‌تواند به روایت اصحابش از او در زمان حیات او اخذ نماید.

1 . أخبرنا ولیدُ بنُ محمودٍ السَّجِسْتانيُّ قال: سَمِعْتُ المنصورَ الهاشميَّ الخراسانيَّ یقول: الرّأيُ ظنٌّ و الرِّوایةُ ظنٌّ و الظّنُّ لا یُغْنِي مِنَ ٱلْحَقِّ شیئاً، إنَّمَا ٱلْعِلْمُ السَّماعُ مِنَ المَجْعُول! قلتُ: و ما تُریدُ مِنَ المَجْعُول؟ قال: مَنْ جَعَلَهُ اللّهُ خَلیفةً في الأرضِ و إماماً لِلنّاس! قلتُ: رُبَّما یَسْمَعُ الرَّجُلُ مِنَ المَجْعُولِ فَیَخْرُجُ مِنْ عِنْدِهِ فَیَرْوِي لِـإخْوانِهِ ما سَمِعَهُ مِنْهُ فَیَأخُذُونَ بِروایَتِه! قال: لیسَ هذا مُرادِي مِنَ الرِّوایةِ إنَّما أَرَدْتُ الرِّوایةَ عَنِ ٱلْأَمْواتِ! فَحَدِّثوا عَنِ المَجْعُولِ مادامَ حَیّاً فإذا ماتَ فَٱرْجِعُوا إلیٰ خلیفتِهِ و حَدِّثُوا عَنْهُ و لا تَتَّخِذُوهُ مَهْجُوراً تُحَدِّثُوا عَنِ المیّتِ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها و تَذُوقُوا السُّوءَ بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبیلِ اللّهِ و لَکُمْ عذابٌ عظیم!

ترجمه‌ی گفتار:

ولید بن محمود سجستاني ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور هاشمی خراسانی می‌فرماید: رأی ظنّ است و روایت ظنّ است و ظن چیزی را از حق کفایت نمی‌کند؛ علم تنها شنیدن از گماشته است! عرض کردم: منظورتان از گماشته چیست؟ فرمود: کسی که خداوند او را به عنوان خلیفه‌ای در زمین و امامی برای مردم گماشته است! عرض کردم: چه بسا مردی از گماشته می‌شنود، پس از نزد او بیرون می‌رود و چیزی که از او شنیده است را برای برادرانش روایت می‌کند، پس آن‌ها به روایت او اخذ می‌کنند! فرمود: منظورم از روایت این نیست، منظورم تنها روایت از مردگان است! پس از گماشته تا هنگامی که زنده است روایت کنید، پس چون از دنیا رفت به خلیفه‌ی او رجوع کنید و از او روایت نمایید و او را وا نگذارید که از درگذشته روایت کنید، پس گامتان پس از استواری بلغزد و بدی را بچشید به سبب اینکه از راه خداوند باز داشتید و برای شما عذابی عظیم است!

2 . أخبرنا أبو بکر بنُ عبدِ الباري قال: صادَفْتُ المنصورَ في بَعْضِ هٰذِهِ الجبالِ -و أومَأَ بِیَدِهِ إلیٰ جبالِ بامیرَ- و هو علیٰ حِمارٍ و لَیْسَ مَعَهُ أحدٌ مِنْ أصْحابِهِ، فَقُلْتُ لَهُ: أنتَ الّذِي تَقُولُ إنَّ لِلّهِ خلیفةً في الأرضِ مَنْ لَقِيَ اللّهَ و هو لا یَعْرِفُهُ فَقَدْ لَقِیَهُ و هو علیهِ ساخِطٌ؟! قال: نَعَمْ! قلتُ: فَأَخْبِرْني عَنْ هٰذا ٱلْخَلیفةِ أهو مِنْکُمْ خاصّةً أو مِنْکُمْ و مِنْ سائرِ قُرَیْشٍ علیٰ حَدٍّ سَواء؟ قال: لا واللّهِ بل هُوَ مِنّا خاصَّةً و لَیْسَ لِقرشيٍّ غیرَنا فیهِ نَصیبٌ! قلتُ: فَأَخْبِرْني عَنِ النّاسِ هل عَلَیْهِمْ إذا بَلَغُوا ٱلْحُلُمَ أن یَرِدُوا عَلَیْکُمْ و یَأخُذُوا عَنْکُمْ مُشافَهَةً؟ قال: نَعَمْ واللّهِ کما عَلَیْهِمْ حِجُّ البَیْتِ مَنِ ٱسْتَطاعَ إلیهِ سَبیلاً! قلتُ: فَأخْبِرْني عَمَّن لا یَسْتَطیعُ إلیکُمْ سَبیلاً أ لَهُ أن یَأخُذَ بِما یَرْوِي الثِّقاتُ عَنْکُمْ؟ قال: یَأخُذُ بِما یَرْوِي الثّقاتُ عَنْ حَیِّنا و لا یَأخُذُ بِما یَرْوُونَ عَنْ مَیِّتِنا! قلتُ: لِماذا؟! قال: لِأنَّ کُلَّ حَيٍّ منّا إمامٌ لِأهلِ زَمانِهِ و لا یُتْرَكُ ٱلْحَيُّ منّا لِلْمَیِّتِ! قلتُ: فإن لَمْ یَرْووا عَنِ الحَيِّ مِنْکُمْ فَلَهُ أن یَأخُذَ بِما یَرْوُونَ عَنْ أمْواتِکم؟ قال: یَأخُذُ غیرَ مَرْضيٍّ و لا مَأجُورٍ و إنَّما إثْمُهُ عَلَی الّذینَ لَمْ یَرووا عَنِ الحَيِّ مِنّا و ذلكَ قولُهُ تعالیٰ: «لِيُنْذِرَ مَنْ كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ»!

ترجمه‌ی گفتار:

ابو بکر بن عبد الباري ما را خبر داد، گفت: با منصور در برخی از این کوه‌ها -و با دست به کوه‌های پامیر اشاره کرد- برخورد کردم، در حالی که سوار بر خری بود و کسی از اصحابش با او نبود، پس به او گفتم: آیا تو کسی هستی که می‌گویی: خدا را در زمین خلیفه‌ای هست که هر کس بدون شناخت او به ملاقات خدا برود، در حالی به ملاقات او رفته که بر او خشمگین است؟! فرمود: آری! گفتم: من را از این خلیفه خبر بده که آیا صرفاً از میان شما (هاشمیان) است یا از میان شما و سایر قریش به گونه‌ای یکسان؟ فرمود: نه به خدا سوگند، بلکه صرفاً از میان ماست و هیچ قریشی‌ای جز ما را در او نصیبی نیست! گفتم: پس من را خبر بده از مردم که آیا بر آن‌ها پس از رسیدن به حدّ تکلیف واجب است که به نزد شما بیایند و مستقیماً از شما اخذ کنند؟ فرمود: آری به خدا سوگند، همان طور که حجّ خانه‌ی خدا بر هر کس از آن‌ها که استطاعت رهسپار شدن به سوی آن را دارد واجب است! گفتم: پس من را خبر بده از کسی که استطاعت رهسپار شدن به سوی شما را ندارد، آیا می‌تواند به چیزی که افراد قابل اعتماد برای او از شما روایت می‌کنند اخذ کند؟ فرمود: به چیزی اخذ می‌کند که افراد قابل اعتماد از زنده‌ی ما روایت می‌کنند و به چیزی که از مرده‌ی ما روایت می‌کنند اخذ نمی‌کند! گفتم: به چه خاطر؟! فرمود: به خاطر اینکه هر زنده‌ای از ما امامی برای اهل زمان خود است و زنده‌ی ما برای مرده‌ی‌مان واگذاشته نمی‌شود! گفتم: اگر آن‌ها از زنده‌ی شما روایت نکرده باشند، آیا او می‌تواند به چیزی که از مردگان شما روایت کرده‌اند اخذ کند؟ فرمود: اخذ می‌کند بی‌آنکه پسندیده و شایسته‌ی پاداش باشد و گناه آن بر گردن کسانی است که از زنده‌ی ما روایت نکرده‌اند و این سخن خداوند بلندمرتبه است که فرمود: «تا کسی را بیم دهد که زنده است و سخن بر کافران راست آید» (یس/ 70)!

3 . أخبرنا هاشمُ بنُ عُبَیْدٍ الخُجَنْديُّ قال: سَمِعْتُ المنصورَ یَقولُ لِرَجُلٍ: عَلَیْكَ بِما سَمِعْتَهُ مِنْ خلیفةِ اللّهِ في الأرضِ بِأُذُنَیْكَ هٰذَیْنِ أو حَدَّثَكَ عنهُ أحَدٌ مِنْ أصْحابِهِ و هو حَيٌّ فإنَّ الحَيَّ یَکادُ لا یُکْذَبَ عَلیهِ و لَو کُذِبَ عَلَیْهِ لَرَدَّهُ و هُوَ یُبیِّنُ لِأهلِ زَمانِهِ الشّاهِدینَ مِنْهُمْ و الغائِبینَ حتّیٰ إذا هَلَكَ یَرْجِعُ الّذینَ مِنْ بَعْدِهِمْ إلیٰ خلیفتِهِ فیهِمْ فَیَسْمَعُونَ مِنْهُ و یُحَدِّثُونَ عنهُ و لا یَقِفُونَ علَی الهالِكِ و لا یَنْقَلِبُونَ إلیهِ و لا یَقُولُونَ کَما قالَ الّذینَ ضَلّوا مِنْ قَبْلُ إنّا وَجَدْنا آباءَنا علیٰ أمَّةٍ و إنّا علیٰ آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ فَإنَّ اللّهَ قَدْ جَعَلَ لَهُمْ مِثْلَ ما جَعَلَ لِآباءِهِمْ کتاباً عَزیزاً و خلیفةً هادیاً و أمَرَهُمْ بِمِثْلِ ما کانوا یُؤْمَرُونَ فَمَنْ أخَذَ عَنْ کتابِ اللّهِ و خلیفتِهِ فَقَدْ أخَذَ عَنِ اللّهِ و رَسُولِهِ و مَنْ أخَذَ عَنْ هٰؤلآءِ المُحَدِّثینَ أُرْجِئَ فإنْ صَدَقُوهُ نَجیٰ و إنْ کَذَبُوهُ هَلَكَ و إنَّ أکْثَرَهُمْ کاذِبون!

ترجمه‌ی گفتار:

هاشم بن عبید خجندی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور به مردی می‌فرماید: بر تو باد به چیزی که با این دو گوش خود از خلیفه‌ی خداوند در زمین شنیدی یا یکی از اصحابش در حالی که او زنده است برایت از او حدیث کرد؛ چراکه نزدیک است بر زنده دروغ بسته نشود و اگر بر او دروغ بسته شود حتماً آن را رد می‌کند و او برای اهل زمان خود، چه شاهدان آن‌ها و چه غایبان‌شان، تبیین می‌نماید، تا آن گاه که از دنیا برود، کسانی که پس از آن‌ها هستند به خلیفه‌ی او در میانشان رجوع می‌کنند، پس از او می‌شنوند و از او حدیث می‌کنند و بر کسی که از دنیا رفته است توقّف نمی‌کنند و به سوی او باز نمی‌گردند و مانند کسانی که از پیش گمراه شدند نمی‌گویند که ما پدرانمان را بر آیینی یافتیم و ما در پی آن‌ها روانیم؛ زیرا خداوند برای آن‌ها مانند چیزی را قرار داده است که برای پدرانشان قرار داد، کتابی استوار و خلیفه‌ای راهنما و آن‌ها را به مانند چیزی امر کرده است که آنان به آن مأمور بودند! پس هر کس از کتاب خداوند و خلیفه‌ی او اخذ کند، از خداوند و پیامبرش اخذ کرده و هر کس از این محدّثان اخذ کند، باز داشته می‌شود؛ پس اگر به او راست گفته باشند نجات می‌یابد و اگر به او دروغ گفته باشند هلاک می‌گردد و اکثر آن‌ها دروغگویانند!

4 . أخبرنا أحمدُ بنُ عبدِ الرّحمٰنِ الطّالقانيُّ قال: سَمِعْتُ المنصورَ یقول: فَرَضَ اللّهُ عَلَیْکُمْ مَعْرِفَةَ خلیفتِهِ في الأرضِ و النَّفْرَ إلیهِ لِتَسْمَعُوا مِنْهُ و لِتَتَفَقَّهُوا في الدِّینِ ثُمَّ عَلِمَ أن لَنْ تَنْفِرُوا کافَّةً فَتابَ عَلَیْکُمْ و خَفَّفَ عَنْکُمْ و رَضِيَ أنْ تَنْفِرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْکُمْ طائفةٌ لِیَتَفَقَّهُوا في الدِّینِ و لِیُنْذِرُوا قَومَهُمْ إذا رَجَعُوا إلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ! فَأذِنَ لِلْمُسْتَضْعَفِینَ مِنْکُمْ و المُتَخَلِّفِینَ مِنَ المَرْضیٰ و النِّساءِ و الوِلْدانِ و الّذینَ یَضْرِبُونَ في الأرضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ و المُجاهِدینَ أن یَأخُذُوا بِما یَرْوي لَهُمْ ذَوُوا عَدْلٍ مِنْهُمْ مِنَ الّذینَ یَنْفِرُونَ لِئَلّا یَکونَ عَلَیْهِمْ حَرَجٌ في دِینِهِمْ إذا عَرَفُوا خلیفةَ اللّهِ في الأرضِ و لَمْ یَسْتَطِیعُوا إلیهِ سَبیلاً و ما فَرَضَ اللّهُ لَکُمْ أنْ تَجْهَلُوا خلیفتَهُ في الأرضِ أو تَهْجُروهُ و تَتَّبِعُوا ما وَجَدْتُمْ علیهِ آباءَکُمْ و آثاراً مِنْ آثارِ الّذینَ خَلَوا مِنْ قَبْلُ لِتَقْطَعُوا ما أمَرَ اللّهُ بِهِ أن یُوصَلَ و تُفْسِدُوا في الأرضِ بَعْدَ إصْلاحِها و تَخْتَلِفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَکُمْ العِلْمُ بَغْیاً بَیْنَکُمْ یُقَلِّدَ طائفةٌ مِنْکُمْ رِجالاً و یُقَلِّدَ طائفةٌ أُخْریٰ آخَرینَ و مَن یَتَّبِعْ خلیفةَ اللّهِ في الأرضِ الَّذِي جَعَلَهُ اللّهُ لِلنّاسِ إماماً فَقَدْ هُدِيَ إلی الطّیِّبِ مِنَ القَولِ و هُدِيَ إلیٰ صِراطِ الحَمِید.

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: خداوند شناخت خلیفه‌ی خود در زمین و کوچیدن به سوی او را بر شما فرض کرد تا از او بشنوید و درباره‌ی دین دانش آموزید، سپس دانست که همگی شما کوچ نخواهید کرد، پس بر شما بخشید و برایتان تخفیف داد و راضی شد که از هر گروهتان شماری کوچ کنند تا درباره‌ی دین دانش آموزند و قوم خود را پس از اینکه به نزدشان باز می‌گردند بیم دهند باشد که آن‌ها هوشیار شوند! پس به مستضعفان از شما و جا ماندگان از بیماران و زنان و کودکان و کسانی که در زمین سفر (تجاری) می‌کنند تا از فضل خداوند بجویند و مجاهدان اذن داد تا به چیزی که برخورداران عدالت از میانشان که کوچ می‌کنند برایشان روایت می‌نمایند اخذ کنند، تا بر آن‌ها در دین‌شان تنگنایی نباشد هنگامی که خلیفه‌ی خداوند در زمین را می‌شناسند و استطاعت رهسپار شدن به سوی او را ندارند، ولی خداوند برای شما فرض نکرد که خلیفه‌ی او در زمین را نشناسید یا وا گذارید و از چیزی که پدرانتان را بر آن یافتید و باقی مانده‌ای از آثار کسانی که پیش‌تر گذشتند پیروی کنید تا چیزی که خداوند امر کرده است تا پیوسته نگاه داشته شود را قطع کنید و در زمین پس از اصلاحش فساد برانگیزید و با یکدیگر پس از آنکه علم برایتان آمد از سر دشمنی اختلاف نمایید که گروهی از شما از مردانی و گروهی دیگر از مردانی دیگر تقلید کنید و هر کس از خلیفه‌ی خداوند در زمین که او را امامی برای مردم قرار داده است پیروی کند، هر آینه به گفتاری پاکیزه رهنمون شده و به راه ستوده رهنمون شده است.

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.