جمعه 27 مرداد (اسد) 1396 هجری شمسی برابر با 26 ذي القعده 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

خواندن گفتار

شماره: 10 کد: 117
موضوع:

چهارده گفتار از آن جناب درباره‌ی دجّال

١ . أَخْبَرَنا عَبْدُ اللّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَلْخِيُّ، قالَ: کُنّا عِنْدَ الْمَنْصُورِ الْهاشِمِيِّ الْخُراسانِيِّ فَأَقْبَلَ عَلَیْنا وَ قالَ: إِنَّ الدَّجّالَ یَأْتِیکُمْ مِنْ هاهُنا -و أشارَ بِیَدِهِ إِلَی الْمَغْرِبِ- فَیَقُولُ: «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ» وَ یَکْذِبُ لِأَنَّهُ أَعْوَرُ وَ إِنَّ رَبَّکُمْ لَیْسَ بِأَعْوَرَ مَکْتُوبٌ بَیْنَ عَیْنَیْهِ: کافِرٌ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن محمّد بلخی ما را خبر داد، گفت: نزد منصور هاشمی خراسانی بودیم، پس به ما روی نمود و فرمود: دجّال از آن سو به نزدتان می‌آید -و با دستش به سوی غرب اشاره کرد- پس می‌گوید: «من پروردگار برترتان هستم» (نازعات/ 24)، در حالی که دروغ می‌گوید؛ چراکه او یک چشم است و پروردگارتان یک چشم نیست، بر پیشانی‌اش نوشته شده است: کافر!

٢ . أَخْبَرَنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمٰنِ الْهِرَوِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: إِنَّ الدَّجّالَ یُعارِضُ الرَّبَّ فِي عِلْمِهِ وَ قُدْرَتِهِ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَیْهِ مِنَ الذُّبابِ فَیَقُولُ: «أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ» وَ یَقُولُ: «سَأُنْزِلُ مِثْلَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ» وَ یَقُولُ: «إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ عِنْدِي»! أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَكْثَرُ جَمْعًا؟! أَلا إِنَّ الدَّجّالَ کافِرٌ بِرَبِّهِ! أَلا إِنَّ الدَّجّالَ شَیْطانٌ مَرِیدٌ! «كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ»!

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن عبد الرّحمن هروی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: هرآینه دجّال با پروردگار در علم و قدرت او معارضه می‌کند، در حالی که نزد او از مگس ناچیزتر است! پس می‌گوید: «من هم زنده می‌کنم و می‌میرانم» (بقره/ 258) و می‌گوید: «مانند چیزی که خداوند نازل کرد را نازل خواهم کرد» (أنعام/ 93) و می‌گوید: «آن را تنها با علمی نزد خودم به دست آورده‌ام» (قصص/ 78)! آیا ندانست که خداوند پیش از او قرن‌هایی را نابود کرد که از او نیرومندتر بودند و جمعیّت بیشتری داشتند؟! آگاه باشید که دجّال به پروردگار خود کافر است! آگاه باشید که دجّال شیطانی سرکش است! «بر او نوشته شده است که هر کس ولایتش را بپذیرد هرآینه او گمراهش می‌کند و به آتش سوزان رهنمونش می‌سازد» (حج/ 4)!

٣ . أَخْبَرَنا وَلِیدُ بْنُ مَحْمُودٍ السَّجِسْتانِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: إِنَّ الدَّجّالَ یَنْظُرُ بِعَیْنٍ واحِدَةٍ فَیَرَی الدُّنْیا وَ لا یَرَی الْآخِرَةَ وَ إِنَّهُ یَأتِي النّاسَ وَ فِي کَفِّهِ الْیُمْنیٰ جَنَّةٌ وَ فِي کَفِّهِ الْیُسْریٰ نارٌ فَمَنْ آمَنَ بِهِ دَخَلَ جَنَّتَهَ وَ مَنْ کَفَرَ بِهِ دَخَلَ نارَهُ وَ إِنَّ جَنَّتَهُ نارٌ وَ إِنَّ نارَهُ جَنَّةٌ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ لا تَدْخُلُوا جَنَّةَ الدَّجّالِ!

ترجمه‌ی گفتار:

ولید بن محمود سجستانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: دجّال با یک چشم می‌نگرد، پس دنیا را می‌بیند و آخرت را نمی‌بیند و در حالی به نزد مردم می‌آید که در کف دست راستش بهشتی و در کف دست چپش دوزخی دارد، پس هر کس به او ایمان آورد به بهشت او داخل می‌شود و هر کس به او کافر شود به دوزخ او داخل می‌شود، در حالی که بهشت او دوزخ و دوزخ او بهشت است، پس از خداوند بترسید و به بهشت دجّال داخل نشوید!

٤ . أَخْبَرَنا جُبَیْرُ بْنُ عَطاءٍ الْخُجَنْدِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: ما مِنْ نَبِيٍّ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ عَلَیْهِ السَّلامُ إِلّا أَنْذَرَ أُمَّتَهُ الْمَسِیحَ الدَّجّالَ وَ إِنَّ نَبِیَّکُمْ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ أَنْذَرَکُمْ بِهِ وَ قالَ: إِنَّهُ أَعْوَرُ وَ إِنَّهُ یَجِيءُ بِمِثْلِ الْجَنَّةِ وَ النّارِ وَ إِنِّي أُنَبِّئُکُمْ بِاسْمِهِ لِتَعْرِفُوهُ اسْمُهُ: الْحَداثَةُ بْنُ إِبْلِیسَ!

ترجمه‌ی گفتار:

جُبیر بن عطاء خُجندی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: هیچ پیامبری از بعد نوح علیه السلام نبود مگر اینکه امّتش را از مسیح دجّال بیم داد و هرآینه پیامبر شما صلّی الله علیه و آله و سلّم نیز شما را از او بیم داد و فرمود که او یک چشم است و او با مانند بهشت و دوزخ می‌آید و هرآینه من شما را از نام او آگاه می‌کنم تا او را بشناسید، نام او مدرنیته پسر ابلیس است!

٥ . أَخْبَرَنا ذاکِرُ بْنُ مَعْرُوفٍ الْخُراسانِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: إِنَّ الدَّجّالَ ذُو عَیْنٍ واحِدَةٍ یَنْظُرُ بِها إِلیٰ مَشارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغارِبِها لا یَکادُ یَخْفیٰ عَلَیْهِ شَيْءٌ یَزْعُمُ النَّاسُ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَيْءٍ قَدِیرٌ فَیُحْیِي الْمَوْتیٰ وَ یُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ یُنَبِّئُ بِما فِي الْأَرْحامِ وَ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ یَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ یَعْرُجُ فِي السَّماءِ وَ یَسْتَخْرِجُ الْکُنُوزَ وَ یَخْلُقُ الْإِنْسانَ فِي قارُورَةٍ کَما یَخْلُقُهُ اللّهُ فِي الْأَرْحامِ وَ یَسِیرُ کَما یَسِیرُ الرِّیحُ الصَّرْصَرُ یَمْلِكُ الْمالَ وَ الْمَکِنَةَ فَلا یُعْطِیهِما إِلّا مَنْ عَبَدَهُ وَ هُمُ الْیَهُودُ ثُمَّ النَّصاریٰ ثُمَّ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ مِنَ الْمُسْلِمِینَ یَنْزِلُ بَیْتَ الْمَقْدِسِ! فَسَکَتَ فَرَءانا نَنْظُرُ إِلَیْهِ وَ کَأَنَّ عَلیٰ رُؤُوسِنَا الطَّیْرَ فَقالَ: أَنا أُنَبِّئُکُمْ بِتَأْوِیلِهِ إِنَّهُ الْحَداثَةُ!

ترجمه‌ی گفتار:

ذاکر بن معروف خراسانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: هرآینه دجّال دارای یک چشم است که با آن به مشرق‌ها و مغرب‌های زمین می‌نگرد و نزدیک است که چیزی از آن پنهان نماند، مردم می‌پندارند که او بر هر کاری تواناست، پس مردگان را زنده می‌کند و نابینا و پیس را درمان می‌نماید و از چیزی که در رحم‌هاست خبر می‌دهد و باران را نازل می‌کند و در زمین فرو می‌رود و به آسمان بالا می‌شود و گنج‌ها را بیرون می‌کشد و انسان را در یک شیشه می‌آفریند چونانکه خداوند در رحم‌ها می‌آفریند و مانند تندباد حرکت می‌کند، ثروت و قدرت را تصاحب می‌نماید، پس آن دو را نمی‌دهد مگر به کسانی که او را می‌پرستند و آنان یهودی‌ها و سپس مسیحی‌ها و سپس کسانی از مسلمانان هستند که تابع آنانند، در بیت المقدس منزل می‌کند! پس آن جناب ساکت شد و ما را دید که (با تعجّب) به او می‌نگریم چنانکه گویی بر سرهایمان پرنده نشسته است، پس فرمود: من شما را از تأویل آن خبر می‌دهم؛ آن مدرنیته است!

٦ . أَخْبَرَنا یُونُسُ بْنُ عَبْدِ اللّهِ الْخَتْلانيُّ، قالَ: سَأَلَ الْمَنْصُورَ رَجُلٌ عَنِ الدَّجّالِ فَقالَ: إِنَّهُ ساحِرٌ یَهُودِيٌّ یَأتِي مِنَ الْمَغْرِبِ فَیَقُولُ: إِنِّي مَسِیحٌ لَکُمْ أُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْیِي الْمَوْتیٰ وَ أَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ فَیَسْحَرُ النّاسَ فَیُؤْمِنُونَ بِهِ عَلیٰ خَوْفٍ وَ طَمَعٍ إِلّا عِصابَةٌ مِنْهُمْ فَیَأتِي هٰؤُلاءِ الْعِصابَةُ إِلیٰ رَجُلٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ فَیُبایِعُونَهُ فَیَخْرُجُونَ عَلَی الدَّجّالِ ثُمَّ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَهُ حَتّیٰ یَنْزِلَ فِیهِمْ عِیسَی بْنُ مَرْیَمَ!

ترجمه‌ی گفتار:

یونس بن عبد الله ختلانی ما را خبر داد، گفت: مردی از منصور درباره‌ی دجّال پرسید، پس فرمود: او جادوگری یهودی است که از غرب می‌آید، پس می‌گوید: من مسیح شما هستم، کور و پیس را شفا می‌دهم و مردگان را زنده می‌کنم و شما را از آسمان و زمین روزی می‌رسانم، پس مردم را مسحور می‌کند، پس به او از روی ترس و طمع ایمان می‌آورند، مگر گروهی از آنان، پس این گروه به نزد مردی از مسلمانان می‌آیند و با او بیعت می‌کنند، پس بر دجّال می‌شورند، سپس همواره با او می‌جنگند تا آن گاه که عیسی بن مریم در میانشان فرود آید!

٧ . أَخْبَرَنا أَبُو إِبْراهِیمَ السَّمَرْقَنْدِيُّ، قالَ: قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: إِنّا کُنّا نَزْعُمُ أَنَّ الدَّجّالَ رَجُلٌ حَتّیٰ أَخْبَرْتَنا بِأَنَّهُ الْحَداثَةُ! قالَ: إِنَّهُ رَجُلٌ! قُلْتُ: أَفَلا أَخْبَرْتَنا بِأَنَّهُ الْحَداثَةُ؟! قالَ: إِنَّهُ رَئِیسُها وَ قائِدُها وَ إِنَّ الدَّجّالَ لَقَبٌ کَفِرْعَونَ یَتَوارَثُهُ رِجالٌ مِنْ آلِ إِبْلِیسَ! قُلْتُ: نَعُوذُ بِاللّهِ! فَمَنْ هٰذَا الدَّجّالُ الَّذِي یَقْتُلُهُ عِیسَی بْنُ مَرْیَمَ؟ قالَ: هُوَ الدَّجّالُ الْأَکْبَرُ وَ هُوَ آخِرُ الدَّجّالِینَ!

ترجمه‌ی گفتار:

ابو ابراهیم سمرقندی ما را خبر داد، گفت: به منصور گفتم: ما گمان می‌کردیم که دجّال یک انسان است تا آن گاه که ما را خبر دادی که او مدرنیته است! فرمود: او یک انسان است! گفتم: آیا ما را خبر ندادی که او مدرنیته است؟! فرمود: او رئیس و رهبر آن است و هرآینه «دجّال» لقبی مانند «فرعون» است که مردانی از آل ابلیس آن را از هم ارث می‌برند! گفتم: پناه می‌بریم به خدا! پس این دجّالی که عیسی بن مریم او را می‌کشد کیست؟ فرمود: او دجّال اکبر است و او آخرین دجّالان خواهد بود!

٨ . أَخْبَرَنا عَلِيُّ بْنُ داوُودَ الْفَیْض‌آبادِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْعالِمَ یَقُولُ: إِنَّ الدَّجّالَ رَجُلٌ وَلَدَهُ إِبْلِیسُ وَ رَبّاهُ وَ جَعَلَهُ فِي رَأْسِ الْهِرَمِ! قُلْتُ: وَ مَا الْهِرَمُ؟! قالَ: نِظامُ السُّلْطَةِ!

ترجمه‌ی گفتار:

علیّ بن داوود فیض‌آبادی ما را خبر داد، گفت: شنیدم عالم (یعنی منصور) می‌فرماید: دجّال مردی است که ابلیس او را زاییده و پرورانده و در رأس هرم قرار داده است! گفتم: هرم چیست؟ فرمود: نظام سلطه!

٩ . أَخْبَرَنا عِیسَی بْنُ عَبْدِ الْحَمِیدِ الْجُوزَجانِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: الدَّجّالُونَ ثَلاثَةٌ: مِنْهُمْ مَنْ یَتَشَبَّهُ بِالرَّبِّ حَتّیٰ یَقُولَ النّاسُ إِنَّهُ رَبٌّ وَ ما هُوَ بِرَبٍّ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَتَشَبَّهُ بِالنَّبِيِّ حَتّیٰ یَقُولَ النّاسُ إِنَّهُ نَبِيٌّ وَ ما هُوَ بِنَبِيٍّ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَتَشَبَّهُ بِالْإِمامِ حَتّیٰ یَقُولَ النّاسُ إِنَّهُ إِمامٌ وَ ما هُوَ بِإِمامٍ وَ هٰذا أَکْبَرُهُمْ! قُلْتُ: کَیْفَ صارَ هٰذا أَکْبَرَهُمْ وَ هُوَ یَتَکَلَّفُ دُونَ الْإِثْنَیْنِ؟! قالَ: لِأَنَّ فِتْنَتَهُ أَشَدُّ عَلَی الْمُؤْمِنینَ!

ترجمه‌ی گفتار:

عیسی بن عبد الحمید جوزجانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: دجّالان سه کسند: یکی از آنان کسی است که به پروردگار تشبّه می‌جوید تا جایی که مردم می‌گویند او پروردگار است، در حالی که پروردگار نیست و یکی از آنان کسی است که به پیامبر تشبّه می‌جوید تا جایی که مردم می‌گویند او پیامبر است، در حالی که پیامبر نیست و یکی از آنان کسی است که به امام تشبّه می‌جوید تا جایی که مردم می‌گویند او امام است، در حالی که امام نیست و این بزرگ‌ترین آنان است! گفتم: چگونه این بزرگ‌ترین آنان شد در حالی که ادّعایی کمتر از دو دیگر دارد؟! فرمود: برای اینکه فتنه‌اش بر مؤمنان شدیدتر است!

١٠ . أَخْبَرَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْقاسِمِ الطِّهْرانِيُّ، قالَ: جَزَی اللّهُ الْمَنْصُورَ خَیْراً! ما تَکَلَّمَ بِشَيْءٍ إِلّا وَ فَتَحَ باباً مِنَ الْعِلْمِ أَوْ أَغْلَقَ باباً مِنَ الْجَهْلِ وَ إِنِّي سَمِعْتُهُ یَقُولُ: لَیْسَ الْإِمامُ مَنْ یُسَمّیٰ إِماماً وَ لٰکِنَّ الْإِمامَ مَنْ یُقَلَّدُ وَ هُوَ فِي کِتابِ اللّهِ إِمامانِ: إِمامٌ جَعَلَهُ اللّهُ لِلنّاسِ إِماماً فَیَهْدِي بِأَمْرِ اللّهِ وَ هُوَ خَلِیفَةُ اللّهِ الْمَهْدِيُّ وَ إِمامٌ مِنْ دُونِهِ وَ هُوَ خَلِیفَةُ الشَّیْطانِ الدَّجّالُ! فَاتَّقُوا اللّهَ یا بَنِي آدَمَ وَ لا تَتَّخِذُوا الدَّجّالَ إِماماً!

ترجمه‌ی گفتار:

حسن بن قاسم طهرانی ما را خبر داد، گفت: خداوند به منصور پاداش نیک دهد! هیچ گاه به چیزی تکلّم نکرد مگر اینکه بابی از علم را گشود یا بابی از جهل را بست و هرآینه من شنیدم که می‌فرماید: امام کسی نیست که امام نامیده می‌شود، بل امام کسی است که از او تقلید می‌شود و او در کتاب خداوند دو امام است: امامی که خداوند او را برای مردم امام قرار داده است، پس به امر خداوند رهبری می‌کند و او خلیفه‌ی خداوند مهدی است و امامی جز او و او خلیفه‌ی شیطان دجّال است! پس از خداوند بترسید ای بنی آدم و دجّال را امام نگیرید!

١١ . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمٰنِ الطّالِقانِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: کُلُّ مَنْ تَسَلَّطَ عَلَی النّاسِ بِغَیْرِ إِذْنِ اللّهِ ثُمَّ قالَ لَهُمْ مَنْ أَطاعَنِي فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ وَ مَنْ عَصانِي فَقَدْ عَصَی اللّهَ فَهُوَ دَجّالٌ وَ إِنْ کانَ ذا عِلْمٍ وَ صَلاحٍ! قُلْتُ: بِماذا یُعْرَفُ إِذْنُ اللّهِ؟ قالَ: إِنَّما یُعْرَفُ إِذْنُ اللّهِ بِآیَةٍ بَیِّنَةٍ أَوْ وَصِیَّةٍ ظاهِرَةٍ! قُلْتُ: وَ ما آیَةٌ بَیِّنَةٌ؟ قالَ: آیَةٌ وَعَدَها نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ کَما قالَ نَبِيٌّ فِي طالُوتَ: «إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَىٰ وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»! قُلْتُ: وَ ما وَصِیَّةٌ ظاهِرَةٌ؟ قالَ: هِيَ أَنْ تَقْدِمَ مَدِینَةَ نَبِيٍّ أَوْ وَصِيِّ نَبِيٍّ فَتَسْأَلَ عَنْهَا الْعامَّةَ وَ الصِّبْیانَ وَ الْعَجائِزَ إِلیٰ مَنْ أَوْصیٰ فُلانٌ؟ فَیَقُولُوا: إِلیٰ فُلانِ بْنِ فُلانٍ! قُلْتُ: وَاللّهِ ما أَبْقَیْتَ لِلدَّجاجِلَةِ مَسْلَکاً یَسْلُکُوهُ! قالَ: أَنا ما أَبْقَیْتُ لَهُمْ؟! بَلِ اللّهُ ما أَبْقیٰ لَهُمْ! أَرادَ أَن یَسُدَّ خَلَّةً فَفَعَلَ! ثُمَّ أَشارَ بِیَدِهِ إِلیٰ شَمْسٍ داخِلَةٍ فِي الْبَیْتِ فَقالَ: أَلَیْسَتْ هٰذِهِ الشَّمْسُ بَیِّنَةً؟ قُلْتُ: بَلیٰ جُعِلْتُ فِداكَ، قالَ: فَإِنَّ دِینَ اللّهِ أَبْیَنُ مِنْ هٰذِهِ «لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَىٰ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ ۗ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ»!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرّحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: هر کس بدون اذن خداوند بر مردم سلطه یابد، سپس بگوید هر کس از من اطاعت کند از خداوند اطاعت کرده و هر کس از من نافرمانی کند از خداوند نافرمانی کرده، او دجّال است اگرچه دارای علم و صلاح باشد! گفتم: اذن خداوند با چه چیزی شناخته می‌شود؟ فرمود: اذن خداوند تنها با آیتی بیّنه یا وصیّتی ظاهره شناخته می‌شود! گفتم: آیتی بیّنه چیست؟ فرمود: آیتی که پیامبر یا وصیّ پیامبری آن را وعده داده است، چنانکه پیامبری درباره‌ی طالوت فرمود: «هرآینه آیت حکومت او این است که تابوت را برای شما می‌آورد که در آن آرامشی از پروردگارتان و بازمانده‌ای از چیزی است که آل موسی و آل هارون بر جای نهاده‌اند و فرشتگان آن را حمل می‌کنند، هرآینه در آن برای شما آیتی است اگر مؤمن باشید» (بقره/ 248)! گفتم: وصیّتی ظاهره چیست؟ فرمود: آن این است که به شهر پیامبر یا وصیّ پیامبری داخل شوی پس در آن از عامّه و کودکان و پیرزنان بپرسی که فلانی به چه کسی وصیّت کرد؟ پس بگویند: به فلانی پسر فلانی! گفتم: به خدا سوگند برای دجّالان هیچ راهی باقی نگذاشتی که از آن وارد شوند! فرمود: من برایشان باقی نگذاشتم؟! بلکه خداوند برایشان باقی نگذاشت! خواست که رخنه‌ای را ببندد پس بست! سپس با دست خود به آفتابی در خانه اشاره کرد و فرمود: آیا این آفتاب روشن نیست؟ گفتم: چرا، فدایت شوم! فرمود: هرآینه دین خداوند از این روشن‌تر است «تا هر کس که هلاک می‌شود در روشنی هلاک شود و هر کس که زنده می‌ماند در روشنی زنده بماند و هرآینه خداوند شنوایی داناست» (أنفال/ 42)!

١٢ . أَخْبَرَنا صالِحُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّبْزَوارِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: تَعَوَّذُوا بِاللّهِ مِنْ فِتْنَةِ الْمَسِیحِ الدَّجّالِ! قُلْتُ: وَ مَا الْمَسِیحُ الدَّجّالُ؟ قالَ: مَن یَدَّعِي ما یُخالِفُ کِتابَ اللّهِ ثُمَّ یُقِیمُ عَلَیْهِ مُعْجِزَةً فَهُوَ الْمَسِیحُ الدَّجّالُ! قُلْتُ: لِماذا یُسَلِّطُهُ اللّهُ عَلیٰ إِقامَةِ الْمُعْجِزاتِ؟! قالَ: لِیَعْلَمَ مَنْ يتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ ينْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيهِ وَ قالَ الرَّسُولُ: لا إِلٰهَ إِلَّا اللّهُ وَ قالَ لا نَبِيَّ بَعْدِي وَ قالَ الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنا عَشَرَ إِماماً!

ترجمه‌ی گفتار:

صالح بن محمّد سبزواری ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: از فتنه‌ی مسیح دجّال به خداوند پناه ببرید! گفتم: مسیح دجّال کیست؟ فرمود: کسی که چیزی مخالف با کتاب خداوند را ادّعا می‌کند و سپس برای آن معجزه‌ای اقامه می‌دارد او مسیح دجّال است! گفتم: برای چه خداوند او را بر اقامه‌ی معجزات توانا می‌سازد؟! فرمود: برای اینکه بداند چه کسی از پیامبر پیروی می‌کند و چه کسی به پشت سرش بر می‌گردد و پیامبر فرمود: خدایی جز الله وجود ندارد و فرمود: پیامبری پس از من نیست و فرمود: امامان پس از من دوازده نفرند!

١٣ . أَخْبَرَنا عَبْدُ السَّلامِ بْنُ عَبْدِ الْقَیُّومِ الْبَلْخِيُّ، قالَ: دَخَلْتُ عَلَی الْعَبْدِ الصّالِحِ وَ هُوَ فِي مَسْجِدٍ فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ لِلنّاسِ: أَیُّهَا النَّاسُ! إِذا أَتاكُمْ آتٍ بِما أَتیٰ بِهِ الْمَسِیحُ عَلَیْهِ السَّلامُ ثُمَّ قالَ إِنِّي إِلٰهٌ مِنْ دُونِ اللّهِ أَوْ نَبِيٌّ مِنْ بَعْدِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ أَوْ إِمامٌ مِنْ بَعْدِ الْمَهْدِيِّ عَلَیْهِ السَّلامُ فَلا تُصَدِّقُوهُ فَإِنَّهُ الْمَسِیحُ الدَّجّالُ! أَلا هَلْ بَیَّنْتُ؟! أَلا هَلْ عَلَّمْتُ؟! «أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَٰذَا غَافِلِينَ»!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد السلام بن عبد القیّوم بلخی ما را خبر داد، گفت: بر بنده‌ی صالح (یعنی منصور) وارد شدم در حالی که در مسجدی بود، پس شنیدم که به مردم می‌فرماید: ای مردم! هرگاه کسی با معجزات مسیح علیه السلام به نزد شما آمد، سپس گفت من خدایی جز الله هستم یا پیامبری پس از محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم هستم یا امامی پس از مهدی علیه السلام هستم، او را تصدیق نکنید؛ چراکه او مسیح دجّال است! هلا آیا تبیین کردم؟! هلا آیا تعلیم دادم؟! «مبادا در روز قیامت بگویید که ما از این بی‌خبر بودیم» (أعراف/ 172)!

١٤ . أَخْبَرَنا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْراهِیمَ الشِّیرازِيُّ، قالَ: قامَ الْمَنْصُورُ فِینا خَطِیباً فَوَعَظَنا وَ أَحْسَنَ وَعْظَنا حَتَّی اقْشَعَرَّتِ الْجُلُودُ وَ رَجَفَتِ الْقُلُوبُ وَ بَکَتِ الْعُیُونُ وَ رُفِعَتِ الْأَصْواتُ! فَلَمّا جَلَسَ قامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ أَصْحابِنا فَمَدَحَهُ وَ قالَ لَهُ فِي مَدْحِهِ: إِنَّكَ لَأَنْتَ إِلهُ الْواعِظِینَ! فَغَضِبَ الْمَنْصُورُ غَضَباً شَدِیداً وَ قالَ لَهُ: أُسْکُتْ -أَسْکَتَكَ اللّهُ- فَإِنَّهُ لا إِلهَ إِلّا اللّهُ وَ أَمّا أَنا فَمُعَلِّمُ خَیْرٍ! فَقالَ لَهُ الْمادِحُ: جُعِلْتُ فِداكَ إِنِّي ما عَنَیْتُ مِنَ الْإِلهِ ما یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَلٰکِنَّهُ کَلِمَةٌ یَقُولُونَها بِأَلْسِنَتِهِمْ! فَقالَ لَهُ: وَ هَلْ أَهْلَكَ النَّصاریٰ إِلّا کَلِمَةٌ یَقُولُونَها بِأَلْسِنَتِهِمْ؟! «كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ ۚ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا»! ثُمَّ الْتَفَتَ إِلیٰ أَصْحابِهِ وَ قالَ: إِعْلَمُوا ما تَقُولُونَ -یَغْفِرُ اللّهُ لَکُمْ- فَإِنَّ الشَّیْطانَ یَبِیضُ وَ یُفَرِّخُ! فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِداكَ هَلْ لَنا أَن نُسَمِّیَكَ الْإِمامَ کَما یُسَمِّي النّاسُ قادَتَهُمْ؟ قالَ: لا ذٰاكَ اسْمٌ لا یَتَسَمّیٰ بِهِ غَیْرُ الْمَهْدِيِّ إِلّا دَجّالٌ!

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن ابراهیم شیرازی ما را خبر داد، گفت: منصور در میان ما به خطبه‌ای برخاست، پس ما را اندرز داد و نیکو اندرز داد تا جایی که پوست‌ها لرزید و دل‌ها تکان خورد و چشم‌ها گریست و صداها بالا رفت! پس چون نشست مردی از یارانمان به سوی او برخاست و او را ستایش کرد و در ستایش او گفت: هرآینه تو خدای واعظانی! پس منصور سخت به خشم آمد و به او فرمود: ساکت شو که خداوند ساکتت کند؛ چراکه جز خداوند خدایی نیست و من تنها معلّم خیری هستم! پس ستایشگر گفت: فدایت شوم، منظور من از خدا کسی که جز خداوند بلندمرتبه پرستش شود نبود، بل آن کلمه‌ای است که با زبان‌هاشان می‌گویند! پس به او فرمود: و آیا مسیحیان را جز کلمه‌ای که با زبان‌هاشان می‌گویند هلاک کرد؟! «کلمه‌ی بزرگی است که از دهان‌هاشان بیرون می‌آید، آنان جز دروغی نمی‌گویند» (کهف/ 5)! سپس به یاران خود روی نمود و فرمود: بدانید که چه می‌گویید -خداوند شما را بیامرزد-؛ چراکه شیطان تخم می‌گذارد و جوجه می‌کند! در این هنگام من گفتم: فدایت شوم، آیا ما می‌توانیم تو را امام بنامیم همان طور که مردم رهبرانشان را (امام) می‌نامند؟ فرمود: نه، این نامی است که جز مهدی کسی به آن نامیده نمی‌شود مگر دجّال!

شرح گفتار:

به راستی این‌ها حکمت‌های بالغه‌ای است که چشم را روشن و دل را زنده می‌کند. خداوند را بر ظاهر ساختن این نور الهی سپاس می‌گزاریم که به وسیله‌ی او حق را آشکار کرد و باطل را رسوا ساخت و ما را از تاریکی‌های جهل و حیرت بیرون آورد و به روشنایی علم و بصیرت رهنمون شد و برای یاری خلیفه‌اش و تشکیل حکومتش در زمین برانگیخت. هر چند هم‌اینک فتنه‌ی دجّالان جهان را تاریک نموده، ولی خداوند بندگانش را در این تاریکی رها نکرده، بلکه برای هدایت‌شان چراغی را برافروخته و با این وصف، هر کس از آنان گمراه شود در روشنی گمراه شده و بر او حجّتی نخواهد داشت. ما شهادت می‌دهیم -و شاهد بودن خداوند کافی است- که منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی دین را زنده کرده و مرزهایش را مشخّص نموده و راه‌هایش را نشان داده و مقصدش را نمایان ساخته و سرپرستش را معرّفی فرموده و برای کسی بهانه‌ای باقی نگذاشته است، هر چند بیشتر مردم در نمی‌یابند؛ چنانکه خداوند فرموده است: «وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا» (أعراف/ 146)؛ «اگر راه رشد را ببینند آن را در پیش نمی‌گیرند و اگر راه گمراهی را ببینند آن را در پیش می‌گیرند»!

اما مراد از «مدرنیته» در گفتار آن جناب، نظام جدید حاکم بر جهان است که بر بنیاد انکار خداوند، عدم اعتقاد به آخرت، جدا ساختن دین از سیاست و اصالت دادن به انسان با رویکردی فردگرایانه و سودجویانه ساخته شده و در ازای بخشیدن آب‌نبات‌چوبی امکانات رفاهی، گنجینه‌ی فرهنگ، هنر و اخلاق را به یغما برده و در نظر دلدادگانش چونان الهه‌ای جلوه کرده و جایگزین خداوند شده است. همین نظام جدید جهانی با این مبانی «کفرآمیز» و کارکردهای «شیطانی» است که از «غرب» آمده و مردم را «مسحور خود» ساخته و برایشان «بهشت و دوزخی دروغین» فراهم آورده و خود را «پروردگار برتر آنان» شمرده و غرّه از پیشرفت‌های علمی و صنعتی خود به «معارضه با پروردگار در علم و قدرت او» برخاسته، در حالی که ساخته‌ی «شیطان» و موجودی «یک چشم» یعنی ناقص و یک‌ بُعدی است و «دنیا را می‌بیند و آخرت را نمی‌بیند» و از این رو، «پیروان خود را به سوی آتشی سوزان رهنمون می‌شود»؛ همان «یهودیان، مسیحیان و مسلمانان سرسپرده‌ای» که منفعل از جلوه‌گری‌های ساحرانه‌ی او و با انگیزه‌ی «داخل شدن به بهشت و رهایی از دوزخش»، در برابر قواعد و اقتضائاتش تسلیم می‌شوند و در خدمت توسعه و تحقّق اهدافش قرار می‌گیرند و بدین سان او را به جای خداوند می‌پرستند.

بی‌گمان این «نظام سلطه» مصداق اکمل «دجّال» است، ولی به تبع آن کسی که در رأس آن قرار گرفته و آشکارا یا پنهان مشغول مدیریت آن است هم «دجّال» دانسته می‌شود؛ همچنانکه هر کس بدون اذن خداوند در روشنایی «آیتی بیّنه» یا «وصیّتی ظاهره»، مردم را به اطاعت از خود فرا بخواند یا خود را پیامبری پس از محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم یا امامی پس از مهدی علیه السلام بداند، یکی از «دجّالان» است.

ضمن توصیه به تدبّر درباره‌ی هر یک از حکمت‌های فوق برای درک نکات آشکار و پنهان آن‌ها، دعوت می‌کنیم که برای خواندن حکمت‌ها و اشارات دیگری از آن جناب در این باره، به کتاب شریف «بازگشت به اسلام» مبحث «آمیزش با ملل و فرهنگ‌های غیر اسلامی» (ص139) و مبحث «ممانعت دشمنان اسلام» (ص165) و نیز به گفتارهای 104، 62، 60 و 11 و برای خواندن توضیحاتی در این باره، به پرسش‌ها و پاسخ‌های 26، 37 و 226 مراجعه کنید.

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.