شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 7 کد: 46
موضوع:

دوازده گفتار از آن جناب در نهی از جدال و مخاصمه با مردم درباره‌ی آن جناب و دعوت آنان به سوی این کار

1 . أخْبَرَنا هاشمُ بْنُ عُبَیْدٍ الخُجَنْدِيُّ، قال: دَخَلْتُ عَلَی ٱلْمَنْصُورِ ٱلْهاشِميِّ ٱلْخُراسانِيِّ فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ لِأصْحابِهِ: إنِّي وَاللّهِ لَأَعْلَمُ أَنَّ حَدِیثَکُمْ هٰذا لَتَشْمَئِزُّ مِنْهُ قُلُوبُ الرِّجالِ، فَٱنْبِذُوهُ إلَیْهِمْ نَبْذاً، فَمَنْ أَقَرَّ بِهِ فَزِیدُوهُ وَ مَنْ أَنْکَرَ فَذَرُوهُ! إنَّهُ لا بُدَّ مِنْ أنْ تَکونَ فتنةٌ یَسْقُطُ فیها کُلُّ ضَلِیعٍ و داهِیَةٍ حتّیٰ یَسْقُطَ فیها مَن یَشُقُّ الشَّعْرَ بِشَعْرَتَیْنِ، حتّیٰ لا یَبْقیٰ إلّا أنا و أَصْحابي، فَنَرْتَحِلُ إلَی المَهْدِيّ!

ترجمه‌ی گفتار:

هاشم بن عبید خجندی ما را خبر داد، گفت: بر جناب منصور هاشمی خراسانی وارد شدم، پس شنیدم که به یارانش می‌فرماید: هرآینه به خدا سوگند من می‌دانم که دل‌های مردمان از این گفتار شما تنفّر می‌یابد، پس اندکی از آن را به سویشان بیندازید، پس هر کس به آن اقرار نمود برایش بیفزایید و هر کس آن را انکار کرد رهایش کنید! هرآینه ناگزیر فتنه‌ای خواهد بود که هر متبحّر و زیرکی در آن فرو می‌ریزد تا جایی که کسی که یک مو را به دو مو تقسیم می‌کند در آن فرو می‌ریزد، تا جایی که جز من و یارانم باقی نمی‌مانیم، پس به سوی مهدی کوچ می‌کنیم!

2 . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلطّالِقانِيُّ، قالَ: ما رَأَیْتُ أَحَداً أَفْصَحَ مِنَ ٱلْمَنْصُورِ، فَسَمِعْتُهُ یَوْماً یَقُولُ لِأَصْحابِهِ: أَرَأَیْتُمْ هٰذِهِ ٱلْفِتَنَ ٱلَّتِي قَدْ أَحاطَتْ بِٱلْقَوْمِ؟! فَإِنَّها لا تَعْنِیکُمْ وَ سَوْفَ تَظِلُّ مُدْبِرَةً وَ سَتَأْتِيکُمْ مِنْ بَعْدِها فِتَنٌ صَمّاءُ عَمْیاءُ مُظْلِمَةٌ تَشْهَرُ لَکُمْ سُیُوفَها وَ تَبْعَثُ إِلَیْکُمْ جُیُوشَها وَ أَنْتُمْ جُذَیْلُهَا ٱلْمُحَکَّكُ وَ عُذَیْقُهَا ٱلْمُرَجَّبُ! فَلا تَعْجَلُوا لِعَجَلَةِ ٱلنَّاسِ وَ لا تَغْتَرُّوا بِشِدَّةِ ٱلْبَأسِ، فَإِنَّ ٱلْیَوْمَ یَوْمُ ٱلْأَحْزابِ وَ لَیْسَ بِیَوْمِکُمْ وَ سَیَذْهَبُ قَرِیباً فَیَذْهَبُونَ مَعَهُ ثُمَّ یَأْتِي عَلَی ٱلنَّاسِ یَوْمٌ یَصْعَدُونَ فِیهِ فَلا یَجِدُونَ دُونَکُمْ وَ یَنْزِلُونَ فِیهِ فَلا یَجِدُونَ دُونَکُمْ فَیُهْرَعُونَ إِلَیْکُمْ کَما یُهْرَعُ ٱلْإِبِلُ إِلیٰ بَقِیَّةِ ٱلْمَنْهَل! قُلْنا: أَ فَنَدْعُوهُمْ إِلیٰ هٰذَا ٱلْأَمْرِ؟ قالَ: أُدْعُو بِشَرائِطِ ٱللّهِ مَنْ رَجَوْتُمْ إِجابَتَهُ وَ لا تَأْخُذُوا جُیُوبَ ٱلْکارِهِینَ وَ لا تَجُرُّوا أَکْمامَ ٱلْمُعْرِضِینَ فَإِنَّما عَلَیْکُمُ ٱلدَّعْوَةُ وَ لَیْسَ عَلَیْکُمُ ٱلْهِدایَةُ «وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ»!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرّحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: احدی را (چه به فارسی و چه به عربی) فصیح‌تر از جناب منصور ندیدم، پس روزی شنیدم که به یاران خود می‌فرماید: آیا این فتنه‌هایی که قوم را در میان گرفته‌اند می‌بینید؟! هرآینه آن‌ها به شما مربوط نمی‌شوند و به زودی رویگردان می‌شوند و پس از آن‌ها فتنه‌های کر و کور و تاریکی به سراغ شما می‌آیند که شمشیرهاشان را برای شما برهنه و لشکریانشان را به سوی شما روانه می‌کنند، در حالی که شما درمانگر شتر پیس‌شان و نخل گران‌بارِ در حفاظ‌شان هستید! پس با عجله‌ی مردم عجله نکنید و به شدّت گرفتن درگیری‌ها فریفته نشوید؛ چراکه امروز روز گروه‌ها است و روز شما نیست و به زودی می‌رود و آنان نیز با آن می‌روند، سپس بر مردم روزی می‌آید که در آن بالا می‌روند و کسی جز شما را نمی‌یابند و پایین می‌آیند و کسی جز شما را نمی‌یابند، پس به سوی شما می‌شتابند همان طور که شتران به سوی باقی مانده‌ی (آب در) آبشخور می‌شتابند! گفتیم: آیا با این وصف، آنان را به سوی این کار دعوت کنیم؟ فرمود: با شرایط خداوند هر کس که به اجابت او امیدوار هستید را دعوت کنید و گریبان کسانی که علاقه‌ای (به این کار) ندارند را نگیرید و آستین کسانی که (از آن) روی می‌گردانند را نکشید (یعنی بیش از حد اصرار نکنید)؛ چراکه بر شما تنها دعوت است و هدایت بر شما نیست «و خداوند هر کس را که بخواهد به راهی راست هدایت می‌کند» (بقره/ 213)!

شرح گفتار:

واژه‌ی «الجُذَیْلُ ٱلْمُحَکَّكُ» در گفتار فصیح آن جناب به معنای چوب محکمی است که در زمین نصب کرده باشند تا شتر جَرَب، بدنش را به آن بساید و درمان شود، هنگامی که شتران بسیاری را درمان کرده باشد و «العُذَیْقُ ٱلْمُرَجَّبُ» به معنای نخل گران‌باری است که شاخه‌های آن را به گرد خوشه‌هایش پیچیده و بسته باشند تا باد نتواند به آن‌ها آسیبی برساند و با این وصف، مراد آن جناب از عبارت «أَنْتُمْ جُذَیْلُهَا ٱلْمُحَکَّكُ وَ عُذَیْقُهَا ٱلْمُرَجَّبُ» این است که یارانش به برکت تربیت آن جناب، مانند چوبِ محکم و کارآزموده‌ای نصب شده در زمین هستند که فتنه‌های آینده مانند شتران پیس، خود را به آنان می‌سایند تا درمان شوند؛ همچنانکه تحت رهبری معصومانه‌ی آن جناب، مانند نخل گران‌باری با خوشه‌هایی بسته شده هستند که بادهای فتنه‌های آینده نمی‌توانند به آنان آسیبی برسانند.

3 . أَخْبَرَنا عَبْدُ ٱللّهِ بْنُ حَبِیبٍ ٱلطَّبَرِيُّ، قالَ: کُنْتُ أَنَا وَ ٱلْحَسَنُ بْنُ ٱلْقاسِمُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْراهِیمَ عِنْدَ ٱلْمَنْصُورِ فِي بَیْتِهِ، فَٱلْتَفَتَ إِلَیْنا وَ قالَ: إِنَّ هٰذَا ٱلْأَمْرَ ٱلَّذِي أَنْتُمْ عَلَيْهِ سَيُنکَرُ و يُبَطَّلُ و تُأْخَذُ رُواتُهُ وَ يُساءُ إِلیٰ مَنْ يُظْهِرُهُ جَهْلاً وَ عُدْواناً! فَکُفُّوا عَنِ ٱلنَّاسِ وَ لا تَدْعُوا إِلیٰ أَمْرِکُمْ مَنْ لَيْسَ لَهُ بِأَهْلٍ! أَلَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ لَهُ أَهْلاً ذَخَرَهُمُ ٱللّهُ تَعٰالیٰ فِي عِلْمِهِ فَإِذا شاءَ أَدْخَلَهُمْ فِي ذٰلِكَ لا يَزِيدُ واحِداً و لا يَنْقُصُ؟! «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا»!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن حبیب طبری ما را خبر داد، گفت: من و حسن بن قاسم و محمّد بن ابراهیم نزد منصور در خانه‌ی آن جناب بودیم، پس به ما متوجّه شد و فرمود: هرآینه این امری که شما بر آن هستید انکار خواهد شد و باطل شمرده خواهد شد و راویانش دستگیر خواهند شد و به کسانی که آن را اظهار می‌دارند از روی نادانی و دشمنی بدی خواهد شد! پس از مردم دست بردارید و کسی که اهلش نیست را به سوی امرتان دعوت نکنید! آیا نمی‌دانید برای آن اهلی هست که خداوند متعال آنان را در علم خود ذخیره کرده است و هرگاه بخواهد آنان را به آن داخل می‌کند و یک نفر را نمی‌افزاید و کم نمی‌کند؟! «هرآینه خداوند به کارش رسنده است، خداوند برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است» (طلاق/ 3)!

4 . أَخْبَرَنا صالِحُ بْنُ مُحَمَّدٍ ٱلسَّبْزَوارِيُّ، قالَ: قالَ لَنَا ٱلْمَنْصُورُ: لا تُحَدِّثُوا ٱلنَّاسَ بِما لا یَعْرِفُونَ! أَتُحِبُّونَ أَن يُکَذِّبُوا ٱللّهَ وَ رَسُولَهُ؟! إِنَّ مِنَ ٱلْقُرآنِ آیاتٍ لا يَعْلَمُ تَأْوِیلَها إِلَّا ٱللّهُ وَ ٱلرَّاسِخُونَ فِي ٱلْعِلْمِ، مِنْها قَوْلُهُ تَعٰالیٰ: «وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»! فَکُفُّوا عَنْ هٰؤُلاءِ ٱلسَّفْلَةِ وَ لا تَدْعُوهُمْ إِلیٰ أَمْرِکُمْ! فَوَٱلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَمْ یَزالُوا فِي ضَلالٍ وَ ٱخْتِلافٍ فِي ٱلدِّینِ وَ تَبْدِیلٍ لِما أَنْزَلَ ٱللّهُ فِي کِتابِهِ وَ إِظْهارِ ٱلْبِدَعِ وَ إِبْطالِ ٱلسُّنَنِ وَ ٱتِّباعِ ٱلْجَبابِرَةِ مُنْذُ قَبَضَ ٱللّهُ نَبِیَّهُ صَلَّی ٱللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ إِلیٰ یَوْمِهِمْ هٰذا! فَذَرُوهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّىٰ يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ!

ترجمه‌ی گفتار:

صالح بن محمّد سبزواری ما را خبر داد، گفت: جناب منصور به ما فرمود: به مردم چیزی که درک نمی‌کنند را نگویید! آیا دوست می‌دارید که خداوند و پیامبرش را تکذیب کنند؟! هرآینه آیاتی از قرآن هستند که تأویل آن‌ها را جز خداوند و راسخان در علم نمی‌دانند، یکی از آن‌ها این سخن خداوند بلندمرتبه است که فرموده است: «و دیگرانی از آنان که هنوز به آنان ملحق نشده‌اند را (بر می‌انگیزد) و او عزّت‌مند حکیم است» (جمعه/ 3)! پس از این فرومایگان دست بردارید و آنان را به کارتان دعوت نکنید؛ زیرا به کسی که جانم به دست اوست سوگند همواره از روزی که خداوند پیامبرش صلّی الله علیه و آله و سلّم را به نزد خود برده است تا امروز، در حال گمراهی و اختلافی در دین و دگرگون کردن چیزی که خداوند در کتابش نازل کرده است و آشکار کردن بدعت‌ها و تعطیل کردن سنّت‌ها و پیروی کردن از جبّاران بوده‌اند! پس آنان را وا گذارید که فرو روند و بازی کنند تا روزی که وعده داده می‌شوند را ببینند!

5 . أَخْبَرَنا ذاکِرُ بْنُ مَعْرُوفٍ، قالَ: کُنْتُ مَعَ ٱلْمَنْصُورِ فِي مَجْلِسٍ وَ کانَ ٱلنَّاسُ یَسْأَلُونَهُ عَنْ کُلِّ شَيْءٍ فَیُجِیبُهُمْ، فَلَمَّا فَرِغُوا مِنْ أَسْئِلَتِهِمْ قالَ لَهُ رَجُلٌ: إِنَّ ٱللّهَ قَدْ آتاكَ عِلْماً لَمْ یُؤْتِ أَحَداً مِنَ ٱلْعالَمِینَ وَ قَدْ وَعَدَنا عَلیٰ لِسانِ رَسُولِهِ رَجُلاً یَخْرُجُ مِنْ هٰذِهِ ٱلْبَلْدَةِ یُقالُ لَهُ ٱلْمَنْصُورُ یُوَطِّئُ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطانَهُ وَ أَنْتَ مَعَ عِلْمِكَ هٰذا وَ دَعْوَتِكَ إِلَی ٱلْمَهْدِيِّ یُقالُ لَكَ ٱلْمَنْصُورُ، فَهَلْ أَنْتَ هُو؟ قالَ: ما أَنا إِلّا رَجُلٌ مِنَ ٱلنَّاسِ! فَلَمَّا أَلَحَّ عَلَیْهِ ٱلرَّجُلُ قالَ: لَوْ أَنَّکُمْ قُلْتُمْ ما قُلْنا وَ سَکَتُّمْ عَمَّا سَکَتْنا لَکانَ خَیْراً لَکُمْ! فَقالَ ٱلرَّجُلُ: إِنَّهُمْ یُعَیِّرُونَكَ وَ یَقُولُونَ لَوْ جاءَ ذٰلكَ ٱلَّذِي وُعِدْنا لَتَظاهَرَ لِلنَّاسِ وَ لَمْ یَسْتَتِرْ عَنْهُمْ! قالَ: کَذَبُوا! أَما بَلَغَهُمْ قَوْلُ عَلِيٍّ فِیهِ: «أَلَا وَ إِنَّ مَنْ أَدْرَكَهَا مِنَّا يَسْرِي فِيهَا بِسِرَاجٍ مُنِيرٍ وَ يَحْذُو فِيهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِينَ لِيَحُلَّ فِيهَا رِبْقاً وَ يُعْتِقَ فِيهَا رِقّاً وَ يَصْدَعَ شَعْباً وَ يَشْعَبَ صَدْعاً فِي سُتْرَةٍ عَنِ النَّاسِ لَا يُبْصِرُ الْقَائِفُ أَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ»؟! قالَ ٱلرَّجُلُ: إِنَّا نَدْعُو ٱلنَّاسَ إِلیٰ هٰذَا ٱلْأَمْرِ وَ رُبَّما نُخاصِمُهُمْ! قالَ: إِيَّاكُمْ وَ ٱلْخُصُومَةَ فَإِنَّها تَشْغَلُ ٱلْقَلْبَ وَ تُورِثُ ٱلنِّفاقَ وَ تَكْسِبُ ٱلضَّغائِنَ! إِنَّما عَلَیْکُمُ ٱلدَّعْوَةُ وَ لَیْسَ عَلَیْکُمُ ٱلْخُصُومَةُ! قالَ ٱلرَّجُلُ: کَیْفَ لا نُخاصِمُهُمْ وَ هُمْ یَسْأَلُونَنا؟! قالَ: إِذا سَأَلُوکُمْ لِیُخاصِمُوکُمْ فَلا تُجِیبُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ: «اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ ۖ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ ۖ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ۖ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا ۖ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ»!

ترجمه‌ی گفتار:

ذاکر بن معروف ما را خبر داد، گفت: به همراه جناب منصور در مجلسی بودم و مردم درباره‌ی هر چیزی از آن جناب می‌پرسیدند و آن جناب پاسخ می‌داد، پس چون از پرسش‌های خود فارغ شدند، مردی به آن جناب گفت: خداوند به تو علمی داده که به احدی از جهانیان نداده، در حالی که به ما با زبان پیامبرش مردی را وعده داده است که از این سرزمین بیرون می‌آید و به او منصور گفته می‌شود و برای حکومت مهدی زمینه‌سازی می‌کند و به تو نیز با وجود این علمت و دعوتی که به سوی مهدی می‌کنی منصور گفته می‌شود، پس آیا تو همو هستی؟ فرمود: من جز یکی از مردم نیستم! پس چون آن مرد بسیار پافشاری کرد، آن جناب فرمود: اگر شما چیزی که ما می‌گوییم را بگویید و چیزی که ما مسکوت می‌گذاریم را مسکوت بگذارید برایتان بهتر است! پس آن مرد گفت: آن‌ها تو را سرزنش می‌کنند و می‌گویند اگر آن کسی که به ما وعده داده شده است آمده بود خود را به مردم نشان می‌داد و از آنان پنهان نمی‌شد! فرمود: دروغ می‌گویند! آیا سخن علی درباره‌ی او به آن‌ها نرسیده است که فرمود: «آگاه باشید! کسی از ما که آن دوران را درک می‌کند با چراغی فروزان در آن گام بر می‌دارد و پا بر جای پای صالحان می‌گذارد، تا بندی را در آن بگشاید و اسیری را در آن برهاند و جمعی را در آن پراکنده سازد و پراکندگانی را در آن گرد آورد، در حالی که از مردم پنهان است، تا حدّی که جستجوگران از او اثری نمی‌بینند اگرچه پی در پی نظر می‌کنند»! آن مرد گفت: ما مردم را به سوی این امر دعوت می‌کنیم و چه بسا با آنان به مخاصمه (یعنی مجادله‌ی خصمانه) می‌پردازیم! فرمود: از خصومت بپرهیزید؛ چراکه آن ذهن را درگیر می‌کند و نفاق را پدید می‌آورد و کینه را کسب می‌نماید! وظیفه‌ی شما تنها دعوت است و خصومت وظیفه‌ی شما نیست! آن مرد گفت: چگونه با آنان مخاصمه نکنیم در حالی که از ما می‌پرسند؟! فرمود: هرگاه برای این منظور از شما پرسیدند که با شما مخاصمه (یعنی مجادله‌ی خصمانه) کنند، به آنان پاسخ ندهید و بگویید: «خداوند پروردگار ما و شماست، کارهای ما برای خودمان و کارهای شما برای خودتان است، میان ما و شما بحثی نیست، خداوند میانمان جمع می‌کند و بازگشت (همه‌ی‌مان) به سوی اوست» (شوری/ 15)!

6 . أَخْبَرَنا وَلِیدُ بْنُ مَحْمُودٍ ٱلسَّجِسْتانِيُّ، قالَ: قالَ لِيَ ٱلْمَنْصُورُ: إِنِّي أُخْبِرْتُ أَنَّكَ تَدْعُو ٱلنَّاسَ إِلیٰ هٰذَا ٱلْأَمْرِ فَتُکْثِرُ عَلَیْهِمْ! قُلْتُ: نَعَمْ، قالَ: فَلا تَفْعَلْ، فَإِنَّ ٱللّهَ تَعٰالیٰ إِذا کَتَبَ عَلیٰ عَبْدٍ أَنْ یَدْخُلَ فِي هٰذَا ٱلْأَمْرِ کانَ أَسْرَعَ إِلَیْهِ مِنَ ٱلطَّیْرِ إِلیٰ وَکْرِهِ! ثُمَّ قالَ: حَرامٌ عَلیٰ عَبْدٍ کَذَّبَ ٱلْحَقَّ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَن یُؤْمِنَ بِهِ أَبَداً إِلّا أَن یَکُونَ شاکّاً أَوْ یَکُونَ مِنَ ٱلْمُعارِین! قُلْتُ: وَ مَنِ ٱلْمُعارُونَ؟! قالَ: ٱلَّذِینَ أَعارَهُمُ ٱللّهُ ٱلْإِیمانَ ثُمَّ سَلَبَهُمْ! أَما سَمِعْتَ قَوْلَهُ تَعٰالیٰ: «وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ»؟!

ترجمه‌ی گفتار:

ولید بن محمود سجستانی ما را خبر داد، گفت: جناب منصور به من فرمود: من آگاهی یافته‌ام که تو مردم را به این کار فرا می‌خوانی، پس با آنان زیاد بحث می‌کنی! گفتم: بله، فرمود: این کار را نکن؛ چراکه هرگاه خداوند بلندمرتبه بر بنده‌ای نوشته باشد که به این کار داخل شود، به آن سریع‌تر از پرنده به آشیانه‌اش داخل می‌شود! سپس فرمود: بر بنده‌ای که حق را در بار نخست تکذیب کرد حرام (یعنی محال) است که دیگر به آن ایمان آورد، مگر اینکه شک کننده یا از عاریه گیرندگان باشد! گفتم: عاریه گیرندگان کیانند؟! فرمود: کسانی که خداوند ایمان را به آنان عاریه می‌دهد و سپس از آنان واپس می‌گیرد! آیا سخن او را نشنیده‌ای که می‌فرماید: «و دل‌ها و دیدگانشان را بر می‌گردانیم همان طور که نخستین بار به آن ایمان نیاوردند و آنان را در طغیان‌شان وا می‌گذاریم تا سرگشته باشند» (أنعام/ 110)؟!

7 . أَخْبَرَنا عَبْدُ ٱللّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ ٱلْبَلْخِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ یَقُولُ: لا تُحَدِّثُوا ٱلنَّاسَ بِما لا يَعْرِفُونَ فَيَطْغُوا و يَکْفُرُوا! إِنَّ مِنَ ٱلْعِلْمِ لَصَعْباً ثَقِیلاً لَوْ حَمَلَتْهُ ٱلْجِبالُ عَجَزَتْ عَنْ حَمْلِهِ! فَلا تَحْمِلُوهُ عَلَی ٱلْأَعْناقِ ٱلضَّعِیفَةِ ٱلْخاضِعَةِ لِلْحَیاةِ ٱلدُّنْیا فَتَکْسِرُونَها کَما یَکْسِرُ ٱلْقَصّابُ عُنُقَ ٱلْبَعِیر! فَقُلْتُ فِي نَفْسِي: أَفَما حَدَّثَهُمْ بِما لا یَعْرِفُونَ؟! فَٱلْتَفَتَ إِلَيَّ وَ قالَ: لا وَٱللّهِ! إِنَّما حَدَّثْتُهُمْ بِما یَعْرِفُونَهُ کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ! حَدَّثْتُهُمْ بِکِتابِ ٱللّه!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن محمّد بلخی ما را خبر داد، گفت: شنیدم جناب منصور می‌فرماید: به مردم چیزی که نمی‌شناسند را نگویید که سر می‌کشند و منکر می‌شوند! هرآینه بخشی از علم بسیار دشوار و سنگین است، تا حدّی که اگر کوه‌ها آن را بردارند از حمل آن ناتوان می‌شوند! پس آن را بر گردن‌های ضعیف و خاضع در برابر زندگی دنیا نگذارید که آن‌ها را می‌شکنید، همان طور که قصّاب گردن شتر (قربانی) را می‌شکند! (عبد الله می‌گوید:) در این هنگام من با خودم گفتم: آیا او خود به آنان چیزی را نگفت که نمی‌شناسند؟! پس آن جناب به من روی نمود و فرمود: نه به خدا سوگند! من تنها چیزی را به آنان گفتم که می‌شناسند همان طور که پسرانشان را می‌شناسند! من کتاب خداوند را به آنان گفتم!

8 . أَخْبَرَنا یُونُسُ بْنُ عَبْدِ ٱللّهِ ٱلْخَتْلانِيُّ، قالَ: قالَ لِيَ ٱلْمَنْصُورُ: لا تُخاصِمُوا ٱلنَّاسَ فِینا، فَإِنَّ ٱلنَّاسَ لَوِ ٱسْتَطاعُوا أَن یُحِبُّونا لَأَحَبُّونا! قُلْتُ: وَ ما یَمْنَعُهُمْ مِنْ أَن یُحِبُّوکُمْ؟! قالَ: ما فِي بُطُونِهِمْ!

ترجمه‌ی گفتار:

یونس بن عبد الله ختلانی ما را خبر داد، گفت: جناب منصور به من فرمود: با مردم درباره‌ی ما بگومگو نکنید؛ چراکه مردم اگر می‌توانستند ما را دوست داشته باشند، حتماً دوست می‌داشتند! گفتم: چه چیزی آنان را باز می‌دارد از اینکه شما را دوست داشته باشند؟! فرمود: چیزی که در شکم‌هاشان است!

9 . أَخْبَرَنا ٱلْحَسَنُ بْنُ ٱلْقاسِمِ ٱلطِّهْرانِيُّ، قالَ: قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: أَدْعُو ٱلنَّاسَ إِلیٰ هٰذَا ٱلْأَمْرِ؟ قالَ: أَعْرِضْهُ عَلَیْهِمْ وَ لا تُخاصِمْهُمْ!

ترجمه‌ی گفتار:

حسن بن قاسم طهرانی ما را خبر داد، گفت: به منصور گفتم: آیا مردم را به این کار دعوت کنم؟ فرمود: آن را بر آنان عرضه کن، ولی با آنان بگومگو نکن!

10 . أَخْبَرَنا عَبْدُ ٱلسَّلامِ بْنُ عَبْدِ ٱلْقَیُّومِ، قالَ: قالَ ٱلْمَنْصُورُ: قالَ رَسُولُ ٱللّهِ صَلَّى ٱللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: أَرْبَعٌ يُمِتْنَ ٱلْقَلْبَ: ٱلذَّنْبُ عَلَى ٱلذَّنْبِ وَ كَثْرَةُ مُناقَشَةِ ٱلنِّساءِ وَ مُماراةُ ٱلْأَحْمَقِ تَقُولُ وَ يَقُولُ وَ لا يَرْجِعُ إِلىٰ خَيْرٍ أَبَداً وَ مُجالَسَةُ ٱلْمَوْتىٰ! قِيلَ: يا رَسُولَ ٱللّهِ! وَ مَا ٱلْمَوْتىٰ؟ قالَ: كُلُّ غَنِيٍّ مُتْرَف!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد السّلام بن عبد القیّوم ما را خبر داد، گفت: منصور فرمود: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: چهار چیز دل را می‌میرانند: گناه بر روی گناه و جرّ و بحث بسیار با زنان و جدال کردن با احمق که تو بگویی و او بگوید، در حالی که او هرگز به سوی خیر باز نمی‌گردد و همنشینی با مردگان! گفته شد: ای رسول خدا! مردگان کیانند؟ فرمود: هر ثروتمند بی‌درد!

11 . أخْبَرَنا هاشمُ بْنُ عُبَیْدٍ الخُجَنْدِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ یَقُولُ: طُوبیٰ لِمَنْ تَرَكَ ٱلْمِراءَ وَ إِنْ کانَ مُحِقّاً وَ تَرَكَ ٱلْکِذْبَ وَ إِنْ کانَ مازِحاً وَ تَرَكَ ٱلْقِصاصَ وَ إِنْ کانَ مَنْصُوراً!

ترجمه‌ی گفتار:

هاشم بن عبید خجندی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: خوشا به حال کسی که جدال را ترک کند اگرچه بر حق باشد و دروغ را ترک کند اگرچه به مزاح باشد و قصاص را ترک کند اگرچه مورد حمایت (قانون) باشد!

12 . أَخْبَرَنا عَبْدُ ٱللّهِ بْنُ حَبِیبٍ ٱلطَّبَرِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ یَقُولُ: مِنْ أَعْظَمِ ٱلنَّاسِ حَظّاً مَنْ تَرَكَ ٱلْمِراءَ وَ هُوَ صادِقٌ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن حبیب طبری ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: از برخوردارترین مردم کسی است که جدال را وا می‌نهد در حالی که راست می‌گوید!

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.