شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 1 کد: 41
موضوع:

دوازده گفتار از آن جناب درباره‌ی سوگواری برای اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و احکام آن

1 . أَخْبَرَنا وَلیدُ بْنُ مَحْمُودٍ ٱلسَّجِسْتانيُّ قالَ: کَتَبْتُ إِلَی ٱلْمَنْصُورِ ٱلْهاشِميِّ ٱلْخُراسانيِّ أَسْأَلُهُ عَمّا یَفْعَلُ ٱلنّاسُ فِي ٱلْحِدادِ لِأَهْلِ بَیْتِ ٱلنَّبِيِّ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، فَکَتَبَ إِلَيَّ: لا بَأسَ بِذِکْرِ أَهْلِ بَیْتِ ٱلنَّبِيِّ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ وَصْفِ أَعْمالِهِمْ وَ ٱلثَّناءِ عَلَیْهِمْ بِٱلْحَقِّ وَ یَحْرُمُ ٱلْکِذْبُ فِیهِمْ وَ ٱلْإفْتِراءُ عَلَیْهِمْ قَطْعاً وَ لا بَأسَ بِٱلْبُکاءِ عَلیٰ مَصائِبِهِمْ وَ إِنْشادِ ٱلشِّعْرِ فِیهِمْ إذا کانَ صِدْقاً وَ یُکْرَهُ ضَرْبُ ٱلرُّؤوسِ وَ ٱلْخُدُودِ وَ ٱلصُّدُورِ وَ ٱلظُّهُورِ کَما یَفْعَلُ ٱلْعامَّةُ، لِقَولِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: «لَیْسَ مِنّا مَنْ ضَرَبَ ٱلْخُدُودَ وَ شَقَّ ٱلْجُیُوبَ وَ دَعا بِدَعْوَی ٱلْجاهِلیَّةِ» وَ قَولِهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: «أَنا بَرِي‌ءٌ مِمَّنْ حَلَقَ وَ سَلَقَ وَ خَرَقَ» وَ إِنَّمَا ٱلْمَرْغُوبُ فِیهِ ٱلْبُکاءُ وَ لَیْسَ وَراءَ ذٰلِکَ شَيْ‌ءٌ مَشْرُوعٌ، لِقَولِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: «إِنَّهُ مَهْمٰا کانَ مِنَ ٱلْعَیْنِ وَ مِنَ ٱلْقَلْبِ فَمِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مِنَ ٱلرَّحْمَةِ وَ ما کانَ مِنَ ٱلْیَدِ وَ مِنَ ٱللِّسانِ فَمِنَ ٱلشَّیْطانِ» وَ کَذٰلِکَ ٱلضَّرْبُ فِي ٱلْأَرْضِ بِآلاتِ ٱللَّهْوِ مَعَ ٱلرّایاتِ وَ ٱلْأَعْلامِ ٱلْمُبْتَدِعَةِ، فَکُلُّ ذٰلِکَ بِدْعَةٌ وَ کُلُّ بِدْعَةٍ ضَلالَةٌ وَ کُلُّ ضَلالَةٍ سَبِیلُها إِلَی ٱلنّارِ وَ لا بَأسَ بِٱلْإِجْتِماعِ فِي ٱلْمَساجِدِ وَ ٱلْبُیُوتِ لِمَدْحِهِمْ وَ ذِکْرِ مَصائِبِهِمْ وَ ٱلْبُکاءِ عَلَیْهِمْ وَ تَعْزِیَةِ ذَوِي مَوَدَّتِهِمْ ما لَمْ یَکُنْ مَعَهُ کِذْبٌ أَو فُحْشٌ أَو ضَرْبٌ أَو جَرْحٌ أَو تَبْذِیرٌ أَو تَأخِیرُ صَلاةٍ عَنْ أَوَّلِ وَقْتِها وَ قَدْ بَکیٰ رَسُولُ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ عَلیٰ وَلَدِهِ إِبْراهِیمَ وَ ذَکَرَ خَدِیجَةَ عَلَیْهَا ٱلسَّلامُ فَمَدَحَها وَ بَکیٰ عَلَیْها وَ حَثَّ عَلَی ٱلْبُکاءِ عَلیٰ حَمْزَةَ رَضِيَ اللّهُ عَنْهُ وَ بَکَتْ فاطِمَةُ عَلَیْهَا ٱلسَّلامُ عَلیٰ رَسُولِ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ مَدَحَتْهُ وَ کانَ سَعْدُ بْنُ مُعاذٍ رَضِيَ اللّهُ عَنْهُ یُمْدَحُ عِنْدَ قَبْرِهِ وَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ یَسْمَعُ فَلا یَنْهیٰ عَنْهُ، فَکُلُّ هٰذا سُنَّةٌ وَ إِنَّمَا ٱلْحَرامُ ٱلْبِدْعَةُ.

ترجمه‌ی گفتار:

ولید بن محمود سجستانی ما را خبر داد، گفت: برای جناب منصور هاشمی خراسانی نامه‌ای نوشتم و از او درباره‌ی کارهایی که مردم در سوگ اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم انجام می‌دهند پرسیدم، پس برای من نوشت: یاد کردن از اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و توصیف کارهای آنان و ستایش آنان به حق، اشکالی ندارد و دروغ گفتن درباره‌ی آنان و افترا زدن بر آنان قطعاً حرام است و گریستن بر مصائب آنان و سرودن شعر برای آنان هرگاه راست باشد اشکالی ندارد و زدن بر سرها و روی‌ها و سینه‌ها و پشت‌ها به نحوی که عامّه می‌کنند کراهت دارد؛ به دلیل سخن رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم که فرمود: «از ما نیست کسی که بر روی‌ها می‌زند و گریبان‌ها می‌درد و به فراخوان جاهلیّت فرا می‌خواند» و سخن آن حضرت صلّی الله علیه و آله و سلّم که فرمود: «من از هر کسی که موی کَنَد و شیون کند و جامه درد بیزارم» و تنها کاری که پسندیده است گریستن است و فراتر از آن کار مشروعی نیست؛ به دلیل سخن رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم که فرمود: «هر چیزی که از چشم و از دل برآید آن از خداوند بلندمرتبه و از رحمت است و هر چیزی که از دست و از زبان برآید آن از شیطان است» و چنین است راهپیمایی در زمین با پرچم‌ها و علامت‌های ابداع شده؛ چراکه همه‌ی آن‌ها بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی به آتش راه می‌یابد و گرد آمدن در مسجدها و خانه‌ها برای مدح آنان و ذکر مصیبت‌هاشان و گریستن برایشان و تعزیت دوستدارانشان اشکالی ندارد هرگاه با آن دروغی یا ناسزایی یا ضربی یا جرحی یا اسرافی یا تأخیری در نماز از اوّل وقتش نباشد و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر فرزند خود ابراهیم گریست و خدیجه علیها السلام را یاد کرد و مدح فرمود و بر او گریست و به گریستن بر حمزه رضی الله عنه تشویق نمود و فاطمه علیها السلام بر رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم گریست و او را مدح کرد و سعد بن معاذ رضی الله عنه در نزد قبرش مدح می‌شد در حالی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم می‌شنید و از آن نهی نمی‌کرد، بنابراین همه‌ی این کارها سنّت است و تنها بدعت حرام است.

2 . أَخْبَرَنا وَلیدُ بْنُ مَحْمُودٍ قالَ: قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: إِنِّي حَدَّثْتُ فَریقاً مِنْ هٰذِهِ ٱلشِّیعَةِ بِنَهْیِکَ عَنْ لَطْمِ ٱلْوُجُوهِ وَ شَقِّ ٱلْجُیُوبِ فِي ٱلْمَأتَمِ لِأَهْلِ ٱلْبَیْتِ فَکَبُرَ عَلَیْهِمْ وَ ٱسْتَصْعَبُوهُ وَ قالُوا: إِنَّ زَیْنَبَ بِنْتَ عَلِيٍّ رَضِيَ اللّهُ عَنْها لَطَمَتْ وَجْهَها وَ شَقَّتْ جَیْبَها عَلیٰ قَتْلِ أَخیها! قالَ: کَذَبُوا عَلیٰ زَیْنَبَ بِنْتِ عَلِيٍّ! أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ أَخاها أَوصیٰ إِلَیْها لَیْلَةَ عاشُوراءَ وَ أَقْسَمَ عَلَیْها بِأَنْ لا تَلْطَمِي عَلَيَّ وَجْهاً وَ لا تَشُقِّي عَلَيَّ جَیْباً إذا أَنا هَلَکْتُ؟! أَ فَحَسِبُوا أَنَّها عَصَتْ أَخاها وَ لَمْ تَعْمَلْ بِوَصِیَّتِهِ؟! لا وَاللّهِ بَلْ أَطاعَتْهُ وَ کانَتْ صالِحَةً تَقِیَّةً! ثُمَّ قالَ: مَنْ کانَ عارِفاً بِحَقِّ ٱلْحُسَیْنِ فَلا یَلْطِمَنَّ عَلَیْهِ وَجْهاً وَ لا یَشُقَّنَّ عَلَیْهِ جَیْباً وَ لْیَعْمَلْ بِوَصِیَّتِهِ کَما عَمِلَتْ زَیْنَبُ بِنْتُ عَلِيٍّ!

ترجمه‌ی گفتار:

ولید بن محمود ما را خبر داد، گفت: به منصور گفتم: من گروهی از این شیعه را به نهی تو از زدن بر روی‌ها و دریدن گریبان‌ها در ماتم اهل بیت خبر دادم، پس بر آنان گران آمد و (قبول) آن را سخت شمردند و گفتند: زینب دختر علی رضی الله عنها در شهادت برادرش بر روی خود زد و گریبانش را درید! فرمود: بر زینب دختر علی دروغ بستند! آیا ندانستند که برادر او در شب عاشورا به او وصیّت کرد و او را قسم داد که هرگاه من از دنیا رفتم به خاطرم بر روی نزن و گریبان ندر؟! پس آیا پنداشتند که او برادرش را نافرمانی کرد و به وصیّتش عمل نکرد؟! نه به خدا سوگند، بلکه او را اطاعت کرد و زنی صالح و پرهیزکار بود! سپس فرمود: هر کس با حقّ حسین آشناست پس به خاطر او بر روی نزند و گریبان ندرد و به وصیّت او عمل کند همان طور که زینب دختر علی عمل کرد!

3 . أَخْبَرَنا عِیسَی بْنُ عَبْدِ ٱلْحَمیدِ ٱلْجُوزَجانِيُّ قالَ: دَخَلَ عَلَیْهِ رِجالٌ مِنَ ٱلشِّیعَةِ وَ سَأَلُوهُ عَنْ فِعالِهِمْ فِي ٱلشَّهْرَیْنِ ٱلْمُحَرَّمِ وَ ٱلصَّفَر، فَقالَ لَهُمْ: إِنَّکُمْ تُرِیدُونَ مِنِّي أَنْ أَرْقَصَ بِمِزْمارِکُمْ وَ لٰکِنِّي لا أَقُولُ إِلّا ٱلْحَقَّ! فَٱذْکُرُوا سَیِّدَ شَبابِ أَهْلِ ٱلْجَنَّةِ وَ ٱبْکُوا عَلَیْهِ وَ لا تَضْرِبُوا عَلَیْهِ رَأساً وَ لا صَدْراً وَ لا ظَهْراً فَإِنَّهُ وَاللّهِ لَو کانَ فِیکُمْ لَنَهاکُمْ عَنْ ذٰلِکَ کَما نَهیٰ أُخْتَهُ زَیْنَب! فَخَرَجَ ٱلرِّجالُ وَ هُمْ غَضْبانُ فَقُلْتُ لَهُ: لَو وَدَعْتَهُمْ یَضْرِبُوا رُؤُوسَهُمْ حَتّیٰ یَمُوتُوا! أَلا تَریٰ أَنَّهُمْ یَنْقِمُونَ مِنْکَ؟! قالَ: سُبْحانَ اللّهِ! فَأَیْنَ ٱلنَّهْيُ عَنِ ٱلْمُنْکَر؟!

ترجمه‌ی گفتار:

عیسی بن عبد الحمید جوزجانی ما را خبر داد، گفت: مردانی از شیعه به محضر آن جناب رسیدند و از او درباره‌ی کارهای خود در دو ماه محرّم و صفر پرسیدند، پس به آنان فرمود: شما می‌خواهید که من با ساز شما برقصم، ولی من جز حق را نمی‌گویم! پس سرور جوانان اهل بهشت را یاد کنید و بر او بگریید و برای او بر سر و سینه و پشت نکوبید؛ چراکه او به خدا سوگند اگر در میان شما بود شما را از این کار نهی می‌کرد همان طور که خواهرش زینب را نهی کرد! پس آن مردان در حالی که خشمگین بودند بیرون رفتند، پس من به آن جناب عرض کردم: ای کاش آنان را وا می‌گذاشتی که بر سر خود بکوبند تا بمیرند! آیا نمی‌بینی که بر تو خرده می‌گیرند؟! فرمود: سبحان الله! پس نهی از منکر کجا می‌شود؟!

4 . أَخْبَرَنا عَبْدُ ٱلسَّلامِ بْنُ عَبْدِ ٱلْقَیُّومِ قالَ: دَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ مِنَ ٱلشِّیعَةِ وَ قالَ لَهُ: أَنْتَ ٱلَّذِي کَرِهْتَ لَطْمَ ٱلْخُدُودِ وَ ضَرْبَ الرُّؤُوسِ -یَعْنِي فِي ٱلْمَأتَمِ لِلْحُسَیْنِ؟! قالَ: لا وَ لٰکِنْ کَرِهَهُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ! قالَ ٱلرَّجُلُ: أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ نِساءَ ٱلْحُسَیْنِ لَمّا قُتِلَ تِلْکَ ٱلْقَتْلَةَ خَرَجْنَ لاطِماتِ ٱلْوُجُوهِ؟! قالَ: کانَ یَنْهاهُنَّ عَنْ ذٰلِکَ! قالَ ٱلرَّجُلُ: وَ لٰکِنَّهُنَّ فَعَلْنَ! قالَ: إِذاً لا نُطِیعُهُنَّ فِي عِصْیانِهِنَّ! قالَ ٱلرَّجُلُ: کانَتْ فِیهِنَّ زَیْنَبُ بِنْتُ عَلِيٍّ! قالَ: وَ ما یُدْرِیکَ مَنْ کانَتْ فِیهِنَّ یا لُکَعُ؟! کانَتْ وَاللّهِ أَتْقیٰ لِلّهِ مِنْ أَنْ تَعْصِيَ أَخاها فَتَلْطِمَ خَدَّها أَمامَ ٱلرِّجالِ! ثُمَّ قالَ: ما أُمِرْنا بِطاعَتِها وَ لٰکِنْ أُمِرْنا بِطاعَةِ ٱلْحُسَیْنِ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد السّلام بن عبد القیّوم ما را خبر داد، گفت: مردی از شیعه به محضر آن جناب رسید و به او گفت: تو کسی هستی که از زدن بر روی‌ها و کوبیدن بر سرها -یعنی در سوگ حسین- کراهت داری؟! فرمود: نه، بلکه خداوند و پیامبرش از آن کراهت دارند! مرد گفت: آیا نمی‌دانی که زنان حسین هنگامی که او به آن صورت کشته شد بیرون دویدند در حالی که بر روی‌های خود می‌زدند؟! فرمود: آن حضرت آنان را از این کار نهی می‌کرد! مرد گفت: ولی آنان این کار را کردند! فرمود: در این صورت از آنان در نافرمانی‌شان اطاعت نمی‌کنیم! مرد گفت: در میان آنان زینب دختر علی بود! فرمود: تو چه می‌دانی که در میان آنان چه کسی بود ای نادان؟! به خدا سوگند او خداترس‌تر از آن بود که برادر خود را نافرمانی کند و در پیش روی مردان بر روی خود بزند! سپس فرمود: (به فرض که چنین باشد) ما به اطاعت از او امر نشده‌ایم، بلکه به اطاعت از حسین امر شده‌ایم!

5 . أَخْبَرَنا عَبْدُ اللّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ ٱلْبَلْخِيُّ قالَ: مَرَّ ٱلْمَنْصُورُ عَلیٰ جَماعَةٍ مِنَ ٱلشِّیعَةِ وَ هُمْ یَضْرِبُونَ ظُهُورَهُمْ بِٱلسَّلاسِل، فَقالَ: مَنْ هٰؤُلاء؟! قُلْنا: جَماعَةٌ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ مِنْ شِیعَةِ ٱلْحُسَیْن! قالَ: کَذَبُوا! لَو کانُوا مِنْ شِیعَتِهِ لَٱتَّبَعُوهُ! أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّهُ کانَ یَنْهیٰ عَنْ مِثْلِ هٰذا؟! قُلْنا: إِنَّ لَهُمْ عُلَماءَ بِإیرانَ وَ هُمْ یَأمُرُونَهُمْ بِهٰذا! قالَ: نَعَمْ، شِنْشِنَةٌ أَعْرِفُها مِنْ أَخْزَم!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن محمّد بلخی ما را خبر داد، گفت: منصور بر جماعتی از شیعه گذشت که با زنجیرها بر پشت‌های خود می‌زدند، پس فرمود: اینان کیستند؟! گفتیم: جماعتی هستند که می‌پندارند از شیعیان حسین‌اند! فرمود: دروغ می‌گویند! اگر از شیعیان او بودند از او پیروی می‌کردند! آیا نمی‌دانند که او از مانند این کار نهی می‌کرد؟! گفتیم: برای اینان عالمانی در ایران هستند که اینان را به این کار امر می‌کنند! فرمود: آری، خوی بدی است که از اخزم می‌شناسم!

شرح گفتار:

سخن آن جناب «خوی بدی است که از اخزم می‌شناسم»، ضرب المثلی در میان عرب است و «اخزم» نام مردی از بنی طیء بوده است و مراد از آن این است که با این رویکرد افراطی و عامیانه‌ی عالمان در ایران آشنایی دارم.

6 . أَخْبَرَنا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْراهیمَ ٱلشِّیرازيُّ قالَ: قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: إِنّا نَجْتَمِعُ فِي ٱلْبُیُوتِ فَنَذْکُرُ ما أَصابَ ٱلْحُسَیْنَ بْنَ عَلِيٍّ بِکَرْبَلاء! قالَ: لا بَأسَ بِهِ! قُلْتُ: وَ نُنْشِدُ فِیهِ شِعْراً! قالَ: لا بَأسَ بِهِ! قُلْتُ: وَ نَبْکِي عَلَیْهِ! قالَ: لا بَأسَ بِهِ! قُلْتُ: وَ نَلْعَنُ قاتِلَهُ! قالَ: لا بَأسَ بِهِ! قُلْتُ: وَ نَضْرِبُ صُدُورَنا وَ رُؤُوسَنا! قالَ: أَمّا هٰذا فَلا؛ فَإِنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ کانَ یَنْهیٰ عَنْهُ! ثُمَّ قالَ: أَما تَرْضَونَ أَنْ تَفْعَلُوا ما أُمِرْتُمْ بِهِ وَ تَتْرُکُوا ما نُهِیتُمْ عَنْهُ فَتُلاقُوا ٱلْحُسَیْنَ في ٱلْجَنَّةِ؟!

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن ابراهیم شیرازی ما را خبر داد، گفت: به منصور گفتم: ما در خانه‌ها جمع می‌شویم و آنچه در کربلا به حسین بن علی رسید را یاد می‌کنیم! فرمود: اشکالی ندارد! گفتم: و درباره‌ی آن حضرت شعر می‌سراییم! فرمود: اشکالی ندارد! گفتم: و بر آن حضرت گریه می‌کنیم! فرمود: اشکالی ندارد! گفتم: و قاتلش را لعنت می‌کنیم! فرمود: اشکالی ندارد! گفتم: و بر سینه‌ها و سرهامان می‌زنیم! فرمود: امّا این نه؛ چراکه رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از آن نهی می‌کرد! سپس فرمود: آیا دوست ندارید که هر چه به آن امر شدید را انجام دهید و هر چه از آن نهی شدید را ترک نمایید، پس با حسین در بهشت ملاقات کنید؟!

7 . أَخْبَرَنا یُونُسُ بْنُ عَبْدِ اللّهِ ٱلْخَتْلانيُّ قالَ: دَخَلَ ٱلْمَنْصُورُ عَلیٰ أَصْحابِهِ فِي یَومِ عاشُوراءَ وَ هُمْ یَتَذاکَرُونَ فَقالَ لَهُمْ: رَحِمَ اللّهُ ٱمْرَءً مِنْکُمْ ذَکَرَ ٱبْنَ بِنْتِ نَبِیِّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فِي هٰذَا ٱلْیَومِ فَبَکیٰ عَلَیْهِ! أَلا وَاللّهِ قَتَلُوهُ وَ هُوَ یَدْعُوهُمْ إِلَی ٱلْجَنَّةِ وَ هُمْ یَدْعُونَهُ إِلَی ٱلنّارِ! قالَ: فَٱجْتَمَعْنا عِنْدَهُ وَ ذَکَرْنَا ٱلْحُسَیْنَ بْنَ عَلِيٍّ وَ بَکَیْنا عَلَیْهِ وَ کَأَنِّي بِدُمُوعِ ٱلْمَنْصُورِ تَجْرِي عَلیٰ خَدَّیْهِ وَ لا یُسْمَعُ مِنْهُ أَنینٌ وَ لا عَوِیل!

ترجمه‌ی گفتار:

یونس بن عبد الله ختلانی ما را خبر داد، گفت: منصور در روز عاشورا بر اصحاب خود وارد شد در حالی که آنان با هم گفتگو می‌کردند، پس به آنان فرمود: خداوند رحمت کند کسی از شما را که پسر دختر پیامبرش صلّی الله علیه و آله و سلّم را در این روز یاد کند، پس بر او بگرید! آگاه باشید که به خدا سوگند او را کشتند در حالی که او آنان را به سوی بهشت دعوت می‌کرد و آنان او را به سوی آتش دعوت می‌کردند! (یونس) گفت: پس نزد آن جناب گرد آمدیم و حسین بن علی را یاد کردیم و بر او گریستیم و گویا من اشک‌های منصور را می‌دیدم که بر گونه‌های او جاری بود بی آنکه از او شیون یا فغانی شنیده شود.

8 . أَخْبَرَنا عَبدُ اللّهِ بْنُ حَبیبٍ ٱلطَّبَرِيُّ قالَ: دَخَلَ ٱلْمَنْصُورُ بَیْتاً فِیهِ جَماعَةٌ مِنَ ٱلشِّیعَةِ یَذْکُرُونَ مَصائِبَ حُسَیْنٍ وَ یَبْکُونَ عَلَیْهِ، فَجَلَسَ فِیهِمْ حَتّیٰ قالَ قائِلُهُمْ: أَنا کَلْبُ حُسَیْنٍ! فَلَمّا قالَ ذٰلِکَ قامَ ٱلْمَنْصُورُ وَ خَرَجَ وَ هُوَ یَقُولُ: وَاللّهِ ما جاءَهُمْ حُسَیْنٌ لِیَکُونُوا کِلاباً! أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ ٱلْمَلائِکَةَ لا یَدْخُلُونَ بَیْتاً فِیهِ کَلْبٌ؟! ثُمَّ ذَهَبَ حَتّیٰ دَخَلَ بَیْتاً آخَرَ فِیهِ جَماعَةٌ مِنَ ٱلشِّیعَةِ یَذْکُروُنَ مَصائِبَ حُسَیْنٍ وَ یَبْکُونَ عَلَیْهِ، فَجَلَسَ فِیهِمْ حَتّیٰ وَضَعُوا ثِیابَهُمْ وَ ضَرَبُوا صُدُورَهُمْ فِي صَفٍّ واحِدٍ، فَلَمّا فَعَلُوا ذٰلِکَ قامَ ٱلْمَنْصُورُ وَ خَرَجَ وَ هُوَ یَقُولُ: نُرافِقُکُمْ فِي ٱلسُّنَّةِ وَ نُفارِقُکُمْ فِي ٱلْبِدْعَةِ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن حبیب طبری ما را خبر داد، گفت: منصور به خانه‌ای درآمد که در آن گروهی از شیعه مصائب حسین را یاد می‌کردند و بر آن حضرت می‌گریستند، پس در میان آنان نشست تا آن گاه که گوینده‌ی‌شان گفت: من سگ حسین هستم! پس چون این سخن را گفت منصور برخاست و بیرون رفت در حالی که می‌فرمود: به خدا سوگند حسین به نزد آنان نیامد تا سگ باشند! آیا ندانستند که فرشتگان به خانه‌ای که در آن سگی باشد داخل نمی‌شوند؟! سپس رفت تا اینکه به خانه‌ای دیگر درآمد که در آن گروهی از شیعه مصائب حسین را یاد می‌کردند و بر آن حضرت می‌گریستند، پس در میان آنان نشست تا آن گاه که جامه‌های خود را درآوردند و در صفی واحد بر سینه‌های خود کوبیدند، پس چون این کار را کردند منصور برخاست و بیرون رفت در حالی که می‌فرمود: با شما در سنّت همراهی می‌کنیم و از شما در بدعت جدا می‌شویم!

9 . أَخْبَرَنا عَبْدُ ٱلْحَمیدِ بْنُ بَخْتیارَ قالَ: سَمِعَ ٱلْمَنْصُورُ أَنَّ رَجُلاً أَعْرَسَ بِیَومِ عاشُوراءَ، فَقالَ: أُفٍّ أُفٍّ! أَلا یَعْلَمُ أَنَّ هٰذا یَومٌ غَضِبَ اللّهُ فِیهِ عَلیٰ أَهْلِ ٱلْأَرْضِ؟! أَما وَاللّهِ لَو قُتِلَ فِي هٰذَا ٱلْیَومِ ٱبْنُهُ ما أَعْرَسَ فِیهِ وَ لٰکِنْ قُتِلَ فِیهِ ٱبْنُ رَسُولِ اللّه! ثُمَّ قالَ: ٱجْعَلُوهُ یَومَ حُزْنِکُمْ فَإِنَّ قَوماً مِنْ قَبْلِکُمْ جَعَلُوهُ یَومَ فُرْحَتِهِمْ فَسَخِطَ اللّهُ عَلَیْهِمْ -یَعْنِي بَني أُمَیَّةَ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الحمید بن بختیار ما را خبر داد، گفت: منصور شنید که مردی در روز عاشورا عروسی گرفته است، پس فرمود: اف اف! آیا نمی‌داند این روزی است که خداوند در آن بر اهل زمین غضب کرد؟! هان به خدا سوگند اگر در این روز پسرش کشته شده بود در آن عروسی نمی‌گرفت، ولی در این روز پسر رسول خدا کشته شده است! سپس فرمود: آن را روز اندوه خود قرار دهید؛ چراکه گروهی پیش از شما -یعنی بنی امیّه- آن را روز شادی خود قرار دادند، پس خداوند بر آنان خشم گرفت!

10 . أَخْبَرَنا هاشِمُ بْنُ عُبَیْدٍ ٱلْخُجَنْدِيُّ قالَ: سَأَلْتُ ٱلْعالِمَ عَنْ قَولِ اللّهِ تَعالیٰ: «وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ ۚ»، فَقالَ: یَومٌ بَعَثَ اللّهُ فِیهِ نَبِیَّهُ مِنْها وَ یَومٌ هاجَرَ فِیهِ إِلَی ٱلْمَدِینَةِ مِنْها وَ یَومُ بَدْرٍ مِنْها وَ یَومُ ٱلْأَحْزابِ مِنْها وَ یَومُ فَتْحِ مَکَّةَ مِنْها وَ ذَکَرَ أیّاماً أُخْریٰ ثُمَّ قالَ: وَ یَومُ عاشُوراءَ مِنْها وَ فِیهِ قُتِلَ ٱلزَّکِيُّ ٱلتَّقِيُّ ٱلْحُسَیْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلیٰ شاطِئِ ٱلْفُراتِ! قُلْتُ: ما بالُهُ خَرَجَ وَ قَدْ نَهاهُ عَبْدُ اللّهِ بْنُ عُمَر؟! قالَ: إِنَّ عَبْدَ اللّهِ بْنَ عُمَرَ نَهاهُ عَنِ ٱلْمَعْرُوفِ!

ترجمه‌ی گفتار:

هاشم بن عبید خجندی ما را خبر داد، گفت: از عالم درباره‌ی سخن خداوند بلندمرتبه پرسیدم که می‌فرماید: «و روزهای خدا را به یادشان بیاور» (ابراهیم/ 5)، پس فرمود: روزی که خداوند در آن پیامبرش را برانگیخت از آن‌ (روزها) است و روزی که آن حضرت به مدینه هجرت کرد از آن‌ (روزها) است و روز بدر از آن‌ (روزها) است و روز احزاب از آن‌ (روزها) است و روز فتح مکّه از آن‌ (روزها) است و روزهای دیگری را نیز ذکر کرد و سپس فرمود: و روز عاشورا از آن‌ (روزها) است و در آن پاکیزه‌ی پرهیزکار حسین بن علی بر کناره‌ی رود فرات کشته شد! گفتم: آن حضرت را چه شد که خروج کرد، در حالی که عبد الله بن عمر او را نهی نمود؟! فرمود: عبد الله بن عمر او را از معروف نهی نمود!

11 . أَخْبَرَنا صالِحُ بْنُ مُحَمَّدٍ ٱلسَّبْزوارِيُّ قالَ: سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ یَقُولُ: لا تَزْنُوا! فَوَاللّهِ ما قَتَلَ ٱلنَّبیِّینَ إلّا أَولادُ زِنا وَ ما قَتَلَ ٱلْحُسَیْنَ بْنَ عَلِيٍّ إلّا وَلَدُ زِنا! ثُمَّ هَمَسَ بِحَدِیثِهِ فَقالَ: ما لَقِيَ أَبُو عَبْدِ اللّهِ مِنَ ٱلْکَلْبِ ٱلْأَبْقَع!

ترجمه‌ی گفتار:

صالح بن محمّد سبزواری ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: زنا نکنید؛ چراکه به خدا سوگند پیامبران را نکشتند مگر فرزندان زنا و حسین بن علی را نکشت مگر فرزند زنا! سپس سخن خود را آهسته کرد و فرمود: ابو عبد الله چه‌ها دید از سگ سیاه و سپید!

12 . أَخْبَرَنا ٱلْحَسَنُ بْنُ ٱلْقاسِمِ ٱلطِّهْرانِيُّ قالَ: سَأَلْتُ ٱلْمَنْصُورَ عَنْ زِیارَةِ قَبْرِ ٱلْحُسَیْنِ فَقالَ: زُرْهُ وَ سَلِّمْ عَلَیْهِ وَ سَلِ اللّهَ حاجَتَکَ! قُلْتُ: کَیْفَ أُسَلِّمَ عَلَیْهِ عِنْدَ قَبْرِهِ؟ قالَ: قُلْ: السَّلامُ عَلَیْکَ یا أَبا عَبْدِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَٱبْنَ رَسُولِ اللّهِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَقَمْتَ ٱلصَّلاةَ وَ آتَیْتَ ٱلزَّکاةَ وَ أَمَرْتَ بِٱلْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ ٱلْمُنْکَرِ وَ جاهَدْتَ فِي اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ حَتّیٰ أَتاکَ ٱلْیَقینُ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللّهُ مَنْ أَمَرَ بِهِ وَ لَعَنَ اللّهُ مَنْ بَلَغَهُ ذٰلِکَ فَرَضِيَ بِهِ، أَنا إِلَی اللّهِ مِنْهُمْ بَرِيء! قُلْتُ: فَأَطُوفَ بِقَبْرِهِ؟ قالَ: لا وَ لا تُصَلِّ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لٰکِنْ تَنَحَّ ناحِیَةً وَ صَلِّ فِي بَعْضِ ٱلرُّواقات!

ترجمه‌ی گفتار:

حسن بن قاسم طهرانی ما را خبر داد، گفت: از منصور درباره‌ی زیارت قبر حسین پرسیدم، پس فرمود: آن را زیارت کن و بر آن حضرت سلام بده و حاجتت را از خداوند بخواه! گفتم: چگونه بر آن حضرت در نزد قبرش سلام دهم؟ فرمود: بگو: سلام بر تو ای ابا عبد الله! سلام بر تو ای پسر رسول خدا! گواهی می‌دهم که تو نماز را بر پا داشتی و زکات را پرداختی و به معروف امر کردی و از منکر باز داشتی و در راه خدا چنانکه شایسته بود جهاد کردی تا آن گاه که مرگ به تو رسید، پس خداوند لعنت کند کسی را که تو را کشت و خداوند لعنت کند کسی را که به آن امر کرد و خداوند لعنت کند کسی را که از آن آگاهی یافت و به آن راضی شد، من به سوی خداوند از آنان بیزارم! گفتم: آیا قبر او را طواف کنم؟ فرمود: نه و در پیش روی آن نماز نگزار، بلکه به کناری برو و در برخی رواق‌ها نماز بگزار!

شرح گفتار:

بی‌گمان کسانی که از عقل سلیم برخوردار و از موانع شناخت برکنارند می‌دانند که این آموزه‌های منصور هاشمی خراسانی، همگی آموزه‌های پاک و اصیل اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم است و هر کس به آن‌ها عمل کند، پیرو راستین اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شمرده می‌شود که از افراط‌ها و تفریط‌ها رهایی یافته و به اعتدال دینی و صراط مستقیم اسلام رهنمون شده است. آشکار است که منصور هاشمی خراسانی در هیچ یک از عقاید و اعمال خود، از خطّ پیامبر و اهل بیت او خارج نشده و فارغ از فتنه‌ها و آشوب‌های جهان، در حال تبیین این خطّ مبارک و مبارزه با بدعت‌ها و انحرافات است.

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.