شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 1 کد: 37
موضوع:

دو گفتار از آن جناب حاکی از اینکه اقامه‌ی حدود تنها در حاکمیّت خلیفه‌ی خداوند جایز است.

1 . أخْبَرَنا یونُسُ بْنُ عبدِ اللّهِ الخَتْلانيُّ، قالَ: قلتُ للمنصور الهاشميّ الخراسانيّ: إنَّهُم یَقُولونَ: ما لا یُدْرَکُ کُلُّهُ لا یُتْرَکُ کُلُّهُ! قالَ: کَذَبُوا الجُهّالُ الحَمْقاءُ کَأَشْباهِ الْحُمُرِ! ما جَعَلَ اللّهُ دِیناً إلّا وَ جَعَلَ لَهُ مَنْ أَدْرَکَ کُلَّهُ! فَإِنْ عَجَزُوا عَنْ إدْراکِ کُلِّهِ فَلْیَذهَبُوا وَلْیأتِ مَن یَقْدِرُ علیٰ ذٰلکَ، لِأنَّهُ لا یُغنِي إلّا کُلُّهُ و لا یَزِیدُهُمْ جُزْئُهُ غَیْرَ تَخْسِیرٍ! قلتُ: ألیسَ ذٰلکَ تَعْلیقُ حُدودِ اللّه؟ قالَ: لا یَذْهَبَنَّ بِکَ المَذاهِبُ یا بُنَيَّ! إنَّ حُدودَ اللّهِ لا یُجْرِیها غَیْرُ وَليِّهِ، فَلا بُدَّ مِنْ أن یُحَکِّموهُ و ذٰلِکَ بِأنَّ اللّهَ ما جَعَلَ حَدّاً إلّا بِٱعْتِبارِهِ دَولَةَ العَدْلِ و أمّا دَولةُ الجَورِ فَلَیْسَ لَها أنْ تُجْرِيَ حَدّاً بَل لِلّهِ عَلَیْها حُدودٌ سَوفَ تُجْریٰ عَلَیْها!

ترجمه‌ی گفتار:

یونس بن عبد الله ختلانی ما را خبر داد، گفت: به حضرت منصور هاشمی خراسانی عرض کردم: آن‌ها می‌گویند چیزی که همه‌اش به دست نمی‌آید همه‌اش واگذاشته نمی‌شود! فرمود: دروغ می‌گویند جاهل‌های احمق که مانند خرهایند! خداوند دینی را قرار نداده مگر اینکه برای آن کسی را قرار داده است که همه‌ی آن را به دست آورد! پس اگر آن‌ها از به دست آوردن همه‌ی آن ناتوانند باید بروند و کسی بیاید که توانایی این کار را دارد؛ چراکه آن جز همه‌اش کفایت نمی‌کند و یک جزئش به تنهایی جز بر زیان آن‌ها نمی‌افزاید! عرض کردم: آیا این حدود خداوند را به تعلیق نمی‌کشاند؟! فرمود: مذهب‌های گوناگون تو را به سوی خود نبرند فرزندم! هرآینه حدود خداوند را جز ولیّ او جاری نمی‌کند، پس چاره‌ای نیست جز آنکه او را حاکم سازند و این از آن جهت است که خداوند حدّی را وضع نکرده است مگر به اعتبار دولت عدل و امّا دولت ظلم را نمی‌رسد که حدّی را جاری کند، بل برای خداوند بر آن حدودی است که به زودی بر آن جاری خواهد شد!

شرح گفتار:

منظور از «حدود خداوند» در این گفتار، مجازات‌های خاصّ شرعی مانند قطع کردن دست در سرقت و زدن هشتاد تازیانه در شراب‌خواری و صد تازیانه در زنای غیر محصن و سنگسار کردن در زنای محصن است که در صورت اجتماع همه‌ی شروط لازم، تعیّن پیدا می‌کند و بنا بر نظر صائب آن بزرگوار، یکی از این شروط لازم، حاکمیّت خلیفه‌ی خداوند در زمین است. برای آگاهی بیشتر در این باره، به کتاب شریف «بازگشت به اسلام»، «مبحث مشروط بودن اقامه‌ی برخی اجزاء اسلام به اقامه‌ی کلّ آن» (ص104) مراجعه کنید.

2 . أَخْبَرَنا ٱلْحُسَیْنُ بْنُ عَبْدِ ٱلْغَنِيِّ ٱلْخارُوغِيُّ، قالَ: أَتَیْتُ بَیْتَ ٱلْمَنْصُورِ لِأَسْأَلَهُ عَنْ إِقامَةِ ٱلْحُدُودِ فِي غَیْبَةِ ٱلْمَهْدِيِّ، فَقِیلَ لي: إِنَّهُ فِي ٱلْمَزْرَعَةِ -وَکانَ لِبَعْضِ جِیرانِهِ مَزْرَعَةٌ یَعْمَلُ فِیها- فَأَتَیْتُ ٱلْمَزْرَعَةَ فَوَجَدْتُهُ یَحْرُثُ ٱلْأَرْضَ وَ کانَتِ ٱلْحِراثَةُ تُعْجِبُهُ فَقُلْتُ لَهُ: یا حارِثُ! أَیُقِیمُ ٱلنّاسُ ٱلْحُدُودَ فِي غَیْبَةِ ٱلْمَهْدِيِّ؟ فَنَظَرَ إِلَيَّ وَ قالَ: إِنْ أَقامُوها ظَلَمُوا وَ إنْ لَمْ یُقِیمُوها ظَلَمُوا فَهُمُ ٱلظّالِمُونَ فِي کُلِّ حالٍ! قُلْتُ: لِماذا؟! قالَ: لِأَنَّهُمْ أَرْغَمُوهُ عَلَی ٱلْغَیْبَةِ! قُلْتُ: إِنَّ هٰذا لَمَخْمَصَةٌ فَهَلْ لَهُمْ مِنْ مَنْدُوحَةٍ؟! قالَ: نَعَمْ، یُرْغِمُونَهُ عَلَی ٱلظُّهُور! ثمّ قرأ: «وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ ۗ وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»!

ترجمه‌ی گفتار:

حسین بن عبد الغنی خاروغی ما را خبر داد، گفت: به درِ خانه‌ی جناب منصور آمدم تا از او درباره‌ی اقامه‌ی حدود در زمان ظاهر نبودن مهدی بپرسم، پس به من گفته شد که آن جناب در مزرعه است -و برای برخی همسایگان او مزرعه‌ای بود که او در آن کار می‌کرد- پس به مزرعه آمدم و آن جناب را در حالی یافتم که زمین را برای کشت شخم می‌زد و چنین بود که شخم‌زنی را دوست می‌داشت، پس به او عرض کردم: ای شخم زننده! آیا مردم حدود را در زمان غیبت مهدی اقامه می‌کنند؟ پس به من نگاهی افکند و فرمود: اگر آن را اقامه کنند ستم کرده‌اند و اگر آن را اقامه نکنند ستم کرده‌اند، پس آنان در هر حالی ستمکارند! گفتم: برای چه؟! فرمود: برای اینکه آنان او را به غیبت وادار کرده‌اند! گفتم: بی‌گمان این یک مخصمه است، پس آیا برای آنان راه چاره‌ای هست؟! فرمود: آری، او را به ظهور وادار می‌کنند! سپس تلاوت فرمود: «و نیکی آن نیست که به خانه‌ها از پشت‌هاشان درآیید، بل نیکی آن است که پرهیزکار شوید و به خانه‌ها از درهاشان درآیید و از خداوند پروا کنید، باشد که رستگار شوید» (بقره/ 189)!

شرح گفتار:

مراد آن جناب از تلاوت این آیه‌ی شریفه، توجّه دادن به این نکته‌ی خطیر بود که حدود خداوند مانند خانه‌ای است که برای آن دری وجود دارد و آن در، خلیفه‌ی خداوند در زمین است و با این وصف، نیکی آن نیست که حدود خداوند از غیر طریق خلیفه‌ی خداوند در زمین اجرا شود، بل نیکی آن است که حدود خداوند از طریق او اجرا شود؛ زیرا خداوند او را برای این کار صالح دانسته و تعیین کرده، بل حدود خود را با لحاظ اجرای مناسب و عادلانه‌ی او تشریع فرموده است.

همچنین، برای آگاهی بیشتر از «وجوب ظاهر کردن مهدی بر مردم» و «تبعات ظاهر نبودن مهدی برای مردم»، به کتاب بزرگ «بازگشت به اسلام» (ص236 و 241) مراجعه کنید.

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.