شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 1 کد: 35
موضوع:

گفتاری از آن جناب در تعریف علم و خاستگاه آن

أَخْبَرَنا عَبْدُ اللّهِ بْنُ حَبیبٍ ٱلطَّبَريُّ قالَ: سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ ٱلْهاشِميَّ ٱلْخُراسانيَّ یَقُولُ: ٱلْعِلْمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ ٱللّهُ في قَلْبِ مَن یَشاءُ لِیُرِیَهُ فِیهِ ما یَکُونُ وَ لَو أَنَّ ٱلنّاسَ أَجْهَدُوا أَنْفُسَهُمْ وَ رَکِبَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً عَلیٰ أَن یَعْلَمُوا مِمّا یَکُونُ شَیْئاً لا یَعْلَمُونَهُ حَتّیٰ یُعَلِّمَهُمُ ٱللّهُ! ثُمَّ قَرَأَ: «سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ»! قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ وَ ما خَیْرُ ٱلْعُلُومِ؟! قالَ: ما ثَمَّ عُلُومٌ یَٱبْنَ حَبِیبٍ وَ لٰکِنَّهُ عِلْمٌ واحِدٌ وَ ٱلْعلمُ لا یَتَفاوَتُ! قُلْتُ: فَما هٰذِهِ ٱللّاتِي تَکُونُ فِي أَیْدِي ٱلنّاسِ؟! قالَ: تِلْكَ ٱلظُّنُونُ تِلْكَ ٱلْعِباراتُ وَ هِيَ شَبِیهَةٌ بِٱلْعِلْمِ وَ لَیْسَتِ ٱلْعِلْمَ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن حبیب طبری ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور هاشمی خراسانی می‌فرماید: علم نوری است که خداوند در دل هر کسی که می‌خواهد می‌اندازدش تا در آن چیزی که هست را نشانش دهد و اگر مردم خودشان را به سختی بیندازند و برخی‌شان از برخی دیگر بالا روند تا به چیزی از آنچه هست علم پیدا کنند، به آن علم پیدا نمی‌کنند تا اینکه خداوند به آنان تعلیم دهد! سپس (این آیه را) قرائت فرمود: «(خداوندا!) تو منزّهی! ما را هیچ علمی نیست مگر چیزی که تو تعلیم‌مان فرمودی، هرآینه تو بسیار عالم و حکیم هستی» (بقره/ 32)! عرض کردم: فدایت شوم، بهترین علم‌ها کدام است؟ فرمود: علم‌هایی وجود ندارد ای پسر حبیب، بلکه آن علمی واحد است و علم تفاوت پیدا نمی‌کند! عرض کردم: پس این‌ها چیستند که در دست‌های مردمند؟! فرمود: این‌ها ظنون‌اند، این‌ها عبارات‌اند و آن‌ها شبیه علم‌اند و علم نیستند!

شرح گفتار:

از این حکمت گران‌بها دانسته می‌شود که علم نوری ملکوتی است که از خالق هستی صادر می‌شود و به عقل‌های سالم می‌رسد تا در روشنایی آن، چیزهایی که در جهان وجود دارند را همان گونه که هستند ببینند و با این وصف، علم به منزله‌ی نور و عقل سلیم به منزله‌ی چشم بیناست که می‌تواند در نور مشاهده کند و بدون آن قادر به مشاهده‌ی چیزی نیست اگر چه بسیار کوشش ورزد. با این وصف، علم مانند نور، وجودی واحد است، اگر چه سبب مشاهده‌ی چیزهایی متفاوت می‌شود؛ چراکه تفاوت معلومات مستلزم تفاوت علم نیست؛ همچنانکه تفاوت مرئیّات نور را متفاوت نمی‌کند؛ بل بر این مبنا روشن می‌شود که علم منحصراً برای خداوند است و برای غیر او نیست و این مراد از سخن خداوند است که فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» (نحل/ 74)؛ «هرآینه خداوند علم دارد و شما علم ندارید»؛ چراکه دیگران با علم او عالم می‌شوند؛ چونانکه با نور بینا. اما چیزهایی که با عنوان «علوم» در اختیار مردمند و با یکدیگر تفاوت و تعارض دارند، در واقع علم نیستند، بل مجموعه‌ای از گمان‌ها و اعتبارات آنانند که تنها شبیه علم‌اند و موجب فریب جاهلان می‌شوند؛ مانند سراب که تنها شبیه آب است و موجب فریب تشنگان می‌شود؛ چراکه علم نور خداوند در آسمان‌ها و زمین است که در آن اختلافی نیست و ساحت آن از گمان‌ها و اعتبارات مردم منزّه است.

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.