پنجشنبه 18 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 9 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن نقدها و بررسی‌ها

شماره نقد: 2 کد نقد: 9
موضوع نقد:

ضرورت و امکان بازگشت به اسلام

نویسنده‌ی نقد: مجتبی صالحی تاریخ نقد: 1393/11/2

من کتاب «بازگشت به اسلام» را دو بار با دقّت مطالعه کردم. بار اول خیلی خوب نفهمیدم ولی بار دوم جا افتاد. انصافاً کتاب پخته‌ و متفاوتی است و من خیلی استفاده کردم خصوصاً از مباحثی که درباره‌ی شناخت و موانع اون مطرح کرده و مباحث مربوط به موانع بازگشت به اسلام و رشته‌ی من هم الهیات ادیان و عرفان هست. به نظرم حرف این‌ها که می‌گویند کتاب ضالّه است و دلیل ندارد و از این حرف‌ها چرند است، چون خودشان نمی‌توانند کتابی در این سطح بنویسند و اگر این کتاب ضالّه باشد کتاب‌های خودشان کفریات است!! منتها من راستش یک جای کتاب را نفهمیدم و اشکال دارم و فکر می‌کنم تناقض هست. در یک جا نویسنده در بحث «مشروط بودن اقامه‌ی برخی اجزاء اسلام به اقامه‌ی کلّ آن» نوشته است: «اقامه‌ي حدود اسلامي توسّط کساني که عالم به همه‌ي احکام اسلام و قادر به اجراي همه‌ي آن‌ها نيستند، جايز نيست، بي‌آنکه عدم اقامه‌ي حدود اسلامي توسّط آنان، جايز باشد»! این چه طور ممکن است که اقامه‌ی حدود اسلامی توسّط آن‌ها هم جایز نباشد و هم واجب باشد؟!! این که تناقض می‌شود و ممکن نیست! البته شاید من اشتباه می‌کنم. لطفاً راهنمایی بفرمایید.

پاسخ به نقد شماره: 2 تاریخ پاسخ به نقد:

برادر باانصاف و حقیقت‌جو!

اگر نیمی از مردم بلکه یک دهم آنان بلکه یک صدم آنان روحیه‌ی شما را داشتند و بدون پیش‌داوری و تعصّب و بدون اعتنا به تبلیغات مغرضان و بیماردلان، کتاب شریف «بازگشت به اسلام» را «با دقّت» و در صورت لزوم «دو بار» مطالعه می‌کردند و هر پرسش یا نقدی که برایشان پیش می‌آمد را با ادب و احترام به این پایگاه اطلاع‌رسانی منتقل و پاسخ و توضیح لازم را دریافت می‌کردند، ظهور مهدی علیه السلام بسیار نزدیک‌تر و آسان‌تر بود، ولی افسوس که حتّی یک صدم مردم مانند شما نیستند و جز با پیش‌داوری و تعصّب، کتاب «بازگشت به اسلام» را نمی‌گشایند و جز با بی‌دقّتی و عجله، آن را نمی‌خوانند و با نهایت انفعال و ساده‌لوحی، تحت تأثیر تبلیغات کاذب و بی‌اساس علیه آن قرار می‌گیرند و هیچ پرسش و نقدی درباره‌ی آن را به این پایگاه اطلاع‌رسانی منتقل نمی‌کنند؛ چراکه اساساً پرسش و نقدی درباره‌ی آن ندارند و در پی شناخت حقیقت نیستند و اگر پرسش و نقدی درباره‌ی آن داشته باشند نیز تنها با مستکبرینی در میان می‌گذارند که خود این کتاب را بهتر از آنان نخوانده‌اند و تحت تأثیر تبلیغات کاذب و بی‌اساسند و همّی جز بازداشتن آنان از خواندن این کتاب و اعتنا به پایگاه اطلاع‌رسانی درباره‌ی آن ندارند تا با بستن چشم و گوش و زبان آنان، آزادی و اختیارشان را سلب کنند و آنان را به مومی در دستان خود تبدیل نمایند. این است که آنان و همگنانشان در روز قیامت می‌گویند: «رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ۝ رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا» (أحزاب/ 67 و 68)؛ «پروردگارا! ما از سران و بزرگانمان اطاعت کردیم، پس آن‌ها ما را گمراه کردند! پروردگارا! آن‌ها را دو چندان عذاب بده و لعنت‌شان کن لعنتی بزرگ»! پس این گونه از تأثیرپذیری و انفعال خود در برابر ظالمان پشیمان می‌شوند در روزی که این پشیمانی برای آنان سودی نخواهد داشت و هر دروغ و تهمت و قضاوت عجولانه و ناعادلانه‌ی‌شان با آتش کیفر داده خواهد شد؛ زیرا آنان به سبب تبلیغات ظالمان در تکذیب حق معذور شمرده نمی‌شوند؛ با توجّه به اینکه خداوند به آنان عقل بخشیده و آنان را به شنیدن همه‌ی سخنان و پیروی از احسن آن امر کرده و تبلیغات ظالمان همیشه در تاریخ وجود داشته است؛ چراکه هیچ گاه شیطان مردم را نمی‌گذارد تا به آسانی هدایت شوند، بلکه به اقتضای «عدوّ مبین» بودن خود، هر کاری که بتواند برای جلوگیری از هدایت آنان انجام می‌دهد و در این راستا، از همه‌ی سربازان انسی و جنّی خود و از همه‌ی ابزارهای سیاسی، امنیّتی و تبلیغاتی بهره می‌گیرد و این رویّه‌ای عادی و همیشگی است.

اما در پاسخ به پرسش شما برادر گرامی باید گفت که حرمت «اقامه‌ی حدود اسلامی» بر مقصّران، توأمان با وجوب آن بر آنان، می‌تواند از باب اجتماع امر و نهی شرعی در عنوان واحد باشد که امکان دارد و واقع شده است و به آن در اصطلاح اهل فقه «تزاحم» گفته می‌شود؛ به این معنا که گاهی انجام عملی واجب مانند اقامه‌ی نماز، با انجام عمل واجب دیگری مانند ترک غصب تعارض پیدا می‌کند، به نحوی که انجام هر دو در یک زمان ممکن نیست و یا می‌تواند از باب حرمت انجام ذی المقدّمه بدون انجام مقدّمه باشد که ناشی از سوء اختیار مکلّف است و به موضوع بحث شباهت بیشتری دارد؛ به این معنا که مثلاً اقامه‌ی نماز در آخر وقت بر مکلّف واجب منجّز و مضیّق است، ولی بدون وضو یا تیمّم جایز نیست. روشن است که در چنین مواردی، تزاحم پیش آمده، ناشی از سوء اختیار مکلّف است و البته تناقض شمرده نمی‌شود؛ چراکه وجوب و حرمت عمل، از یک جهت نیست، بلکه از دو جهت مختلف است و با اختلاف جهات، تناقض صدق نمی‌کند.

آری، از کلام حضرت منصور هاشمی خراسانی به دست می‌آید که وجوب «اقامه‌ی حدود اسلامی» بر مسلمانان، وجوبی ضمنی است؛ به این معنا که در ضمن «اقامه‌ی کلّ اسلام» بر آنان واجب است و در غیر آن، بر آنان واجب نیست؛ مانند رکوع که در ضمن نماز واجب است و در غیر آن، واجب شمرده نمی‌شود، هر چند نماز واجب است و به تبع آن رکوع هم واجب شمرده می‌شود. بنابراین، اگر کسی نماز نگزارد و به جای آن تنها رکوع نماید، به اندازه‌ی رکوع نماز نگزارده و بخشی از اجر آن را نگرفته، بلکه رکوع او در خارج نماز باطل است و چیزی از نماز را کفایت نمی‌کند. اقامه‌ی حدود اسلامی نیز مانند رکوع نسبت به نماز، در ضمن اقامه‌ی کلّ اسلام واجب است و به تنهایی وجهی ندارد و سودمند نیست؛ بلکه از کلام حضرت منصور هاشمی خراسانی به دست می‌آید که چه بسا زیانبار است و می‌تواند حرام باشد؛ چراکه ایشان در بخشی از کتاب شریف خود (ص105) فرموده است:

«احکام جزايي اسلام، به اعتبار تحقّق کامل اسلام و متناسب با زمان و مکاني جعل شده‌اند که ساير احکام اسلام، به عنوان عواملي بازدارنده، جريان يافته‌اند و با جريان آن‌ها، موجبي براي ارتکاب جرايم نيست و تبعاً ارتکاب آن‌ها در اين وضعيت، غير طبيعي و مستلزم جزاي مقرّر است. چنانکه مثلاً حکم قطع دست سارق، به اعتبار تحقّق کامل اسلام و متناسب با زمان و مکاني جعل شده که احکام اقتصادي اسلام و اقدامات پيش‌گيرانه‌ي آن از قبيل توزيع عادلانه‌ي ثروت و مالياتي چون زکات و خمس، اقامه شده است؛ نه زمان و مکاني که احکام اقتصادي اسلام اقامه نشده و توزيع ثروت ظالمانه است و مالياتي مانند زکات و خمس، چنانکه بايد پرداخته نمي‌شود و تبعاً مقتضي براي سرقت وجود دارد و مانع آن مفقود است. اين به آن معناست که اگر کسي در زمان حاکميّت غير اسلام و مکاني که احکام عيني و عمومي آن اجرا نمي‌شود، مرتکب سرقت شود، مستحقّ جزاي مقرّر براي سرقت نيست و إعمال آن در حقّ او، غير عادلانه و مخالف با مقصود شارع است. همچنانکه إجراي ساير احکام جزايي، منوط به تحقّق حکومت اسلامي و اجراي عين و کلّ احکام اسلام است و پيش از آن، مفيد و متناسب نيست؛ چراکه خداوند اين احکام را براي إجرا در حکومت خويش و متناسب با زمان و مکاني تشريع کرده است که کسي از جانب او، با علم کامل به همه‌ي آن و توانايي کامل براي تطبيق آن بر مصاديقش، زمام امور را در دست دارد و بر پايه‌ي آن، حکومت او را إعمال مي‌کند و عدالت او را متجلّي مي‌سازد؛ همچنانکه مجري اصلي احکام در وقت نزول، پيامبر بوده و اين واقعيّت در تشريع آن‌ها، تأثير داشته و لحاظ شده است؛ تا حدّي که دور نيست اگر اين احکام براي کسي جز آن حضرت يا کسي مانند او، نازل مي‌شد، ماهيّتي متفاوت مي‌داشت.»

حاصل آنکه بر مسلمانان واجب است از طریق ظاهر ساختن مهدی علیه السلام و رساندن او به حکومت، حدود اسلامی را اقامه‌ کنند و اگر آن حضرت را ظاهر نسازند و به حکومت نرسانند، اقامه‌ی حدود اسلامی توسّط آنان مانند نماز بی‌وضو یا رکوع بی‌نماز است.

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش بررسی نقدها
نوشتن نقد

کاربر گرامی! شما می‌توانید نقدهای علمی خود بر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش به بررسی علمی گرفته شود.

توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.

لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.