جمعه ۳۰ اردیبهشت (ثور) ۱۴۰۱ هجری شمسی برابر با ۱۹ شوال ۱۴۴۳ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
 گفتار جدید: دو گفتار از آن جناب درباره‌ی حکم خروج بر حاکم ظالم و یاری رساندن به کسانی که بر او خروج می‌کنند. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. برای مطالعه‌ی مهم‌ترین مطالب پایگاه، به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید. درس جدید: درسی از آن جناب درباره‌ی اینکه زمین از مردی عالم به همه‌ی دین که خداوند او را در آن خلیفه، امام و راهنمایی به امر خود قرار داده باشد، خالی نمی‌ماند؛ احادیث صحیحی از پیامبر که بر این دلالت دارند؛ حدیث ۱۰. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. پرسش جدید: آیا خداوند با نشان دادن راه درمان کرونا از طریق ساخت واکسن‌ها، این عذاب را به پایان رسانده است، یا این طور نیست و واکسن‌های ساخته‌شده منشأ بسیاری از کشتارها و بیماری‌های صعب العلاج با هزینه‌های هنگفت جهت رسیدن ابرقدرت‌ها به اهداف شومشان هستند؟! برای مطالعه و دریافت پاسخ، اینجا را کلیک کنید. نکته‌ی جدید: نکته‌ی « مهدی را باور داشته باشیم و جدّی بگیریم...» نوشته‌ی «دکتر ذاکر معروف» منتشر شد. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. نقد جدید: ترتیب خلقت آسمان‌ها و زمین و اجرام آسمانی در قرآن چگونه است؟ آیا با آنچه در علم نوین گفته می‌شود سازگار است؟ برای مطالعه و دریافت بررسی، اینجا را کلیک کنید. برای مطالعه‌ی مهم‌ترین مطالب پایگاه، به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید. نامه‌ی جدید: فرازی از نامه‌ی آن جناب که در آن درباره‌ی شدّت گرفتن بلا هشدار می‌دهد و علّت آن و راه جلوگیری از آن را تبیین می‌کند. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. فیلم جدید: فیلم جدیدی با موضوع «تفسیر آیه‌ی شریفه‌ی <إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً>» منتشر شد. برای مشاهده و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. کتاب جدید: نسخه‌ی هفتم کتاب ارزشمند «بازگشت به اسلام؛ تقریر درس‌های منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی» با ویرایش و صفحه‌آرایی جدید منتشر شد. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید.
loading
نقد و بررسی
 

جناب علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در صفحه‌ی ۱۸۲ کتاب شریف «بازگشت به اسلام» در باب «ضرورت پیامبران» فرموده‌اند: «روشن است که این کار [یعنی آگاه کردن هر انسان از اسباب کمال و زوالش و از موجبات رضایت و کراهت خداوند]، یا به صورت مستقیم انجام می‌شود، به این ترتیب که خداوند بدون واسطه، هر انسانی را از اسباب کمال و زوالش و موجبات رضایت و کراهت خود آگاه می‌گرداند و یا به صورت غیر مستقیم انجام می‌شود، به این ترتیب که خداوند برخی انسان‌ها را از اسباب کمال و زوالشان و موجبات رضایت و کراهت خود آگاه می‌گرداند تا برخی دیگر، به آن‌ها رجوع کنند و از طریق آن‌ها، اسباب کمال و زوالشان و موجبات رضایت و کراهت خداوند را بشناسند.» در پاسخ به این سؤال که چرا خداوند راه دوم را برگزید، نه راه اول را، چه باید گفت؟ به عبارت دیگر، چه ضرورت یا حکمتی وجود داشته در اینکه خداوند راه کمال و زوال انسان‌ها را به برخی انسان‌ها نشان داده است، نه به همه‌ی آن‌ها؟ با تشکّر از وقتی که صرف می‌کنید.

کاری که بر خداوند واجب بوده، صرفاً این بوده که مردم را از اسباب کمال و زوالشان و موجبات رضایت و کراهت خود، آگاه گرداند و او این کار را به صورت غیر مستقیم و با واسطه انجام داده؛ چراکه انجام آن به صورت مستقیم و بدون واسطه، از یک سو با قابلیّت و ظرفیّت همه‌ی آنان سنخیّت و تناسبی نداشته است؛ با توجّه به اینکه همه‌ی آنان اهلیّت و توانایی عقلی و روحی لازم برای ارتباط با خداوند و دریافت وحی را ندارند و از سوی دیگر بر خلاف سنّت و برنامه‌ی خداوند برای ابتلاء و امتحان آنان بوده است؛ با توجّه به اینکه آنان، به اقتضای عقل و اختیارشان، باید آزموده شوند تا به کمال خود دست یابند و آزمودن آنان هنگامی معنا دارد که اراده‌ی خداوند و سایر حقایق غیبی، برایشان محسوس و غیر قابل انکار نباشد، تا معلوم شود که کدامشان آن‌ها را تصدیق و پیروی می‌کند و کدامشان آن‌ها را دروغ می‌شمارد یا نادیده می‌گیرد. از این رو، خداوند توقّع نزول وحی بر همه‌ی انسان‌ها را توقّعی نابجا دانسته و فرموده است: ﴿بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتَى صُحُفًا مُنَشَّرَةً[۱]؛ «بل هر یک از آنان توقّع دارد که کتاب‌هایی جداگانه (از جانب خداوند) داده شود» و فرموده است: ﴿وَإِذَا جَاءَتْهُمْ آيَةٌ قَالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ ۘ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ ۗ[۲]؛ «و چون آیتی برایشان آید گویند: ایمان نمی‌آوریم تا آن گاه که مانند آنچه به رسولان خداوند داده شده است به ما نیز داده شود، خداوند بهتر می‌داند که رسالتش را کجا قرار دهد».

این علّتِ آگاه کردن مردم از اسباب کمال و زوالشان و موجبات رضایت و کراهت خداوند به صورت غیر مستقیم و با واسطه‌ی پیامبران بوده است، ولی حتّی اگر چنین علّتی وجود نداشت نیز جایی برای اعتراض به خداوند نبود؛ زیرا بر او واجب نبوده که این کار را به صورت مستقیم و بدون واسطه انجام دهد و از این رو، با انجام آن به صورت غیر مستقیم و با واسطه، به مردم ظلم نکرده؛ چنانکه فرموده است: ﴿وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ[۳]؛ «و خداوند به آنان ظلمی نکرده است». او کاری که بر عهده‌اش بوده را انجام داده و در رابطه با شیوه‌ی انجام آن مختار بوده است و از این رو، جایی برای اعتراض به او وجود ندارد؛ چنانکه فرموده است: ﴿وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ[۴]؛ «و پروردگارت هر چیزی که می‌خواهد را می‌آفریند و اختیار می‌کند، اختیار به دست آنان نیست» و فرموده است: ﴿لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ[۵]؛ «از کاری که می‌کند سؤال نمی‌شود و آنان سؤال می‌شوند». این مقتضای الوهیّت و ربوبیّت اوست که بدون ظلم، برای آفریدگانش تصمیم بگیرد، همان طور که مقتضای مالکیّت شما بر دسته‌ی کلید یا کیف پولتان است که آن را در هر یک از دو جیب خود که می‌خواهید قرار دهید، به نحوی که عجیب و گاه مصداق فضولی خواهد بود اگر کسی از شما بپرسد که چرا آن را در جیب راست خود قرار داده‌اید و در جیب چپ خود قرار نداده‌اید! این توضیح از آن جهت ضرورت دارد که بسیاری از مردم خود را بنده و مملوک خداوند نمی‌دانند و به حقّ او به عنوان آفریننده و روزی‌دهنده‌ی‌شان توجّه ندارند، بل او را مانند حاکمی از جنس خود می‌پندارند که بدون رأی و رضایت‌شان بر آنان سلطه یافته و برایشان تصمیم گرفته است و به این دلیل، از او ناراضی و طلبکار هستند و گلایه و بازخواست می‌کنند که چرا برای ما چنین کردی و چنان نکردی! در حالی که این نگرش و روحیه‌ی آنان، خالی از شناخت خداوند و ایمان به اوست و به روحیه و نگرش شیطان می‌ماند که در برابر او قد علم کرد و به چون و چرا پرداخت! نگرش و روحیه‌ی مؤمنان، آکنده از احساس عبودیّت و تسلیم در برابر خداوند است، تا حدّی که اگر آنان را به هر فقر، بیماری، مشقّت و مصیبتی مبتلا کند، از او راضی هستند و او را عادل می‌دانند و از صمیم قلب شکر می‌گزارند؛ زیرا اعتقاد راسخ و التفات دائم دارند که او آفریننده و روزی‌دهنده‌ی آنان است و هر کاری با آنان می‌کند، از روی حکمت و رحمت است. ظلم را به ساحت او راهی نیست و از هر نقص و عیبی منزّه است و کاری بهتر از آنچه انجام داده، ممکن نبوده است.

↑[۱] . المدّثّر/ ۵۲
↑[۲] . الأنعام/ ۱۲۴
↑[۳] . آل عمران/ ۱۱۷
↑[۴] . القصص/ ۶۸
↑[۵] . الأنبیاء/ ۲۳
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی بخش بررسی نقدها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
نوشتن نقد
کاربر گرامی! شما می‌توانید نقدهای علمی خود بر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش به بررسی علمی گرفته شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی نقد، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که نقد شما، در پایگاه بررسی شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن نقد خود، نقدهای مرتبط را مرور، یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . بهتر است که از نوشتن نقدهای متعدّد و غیر مرتبط با هم در هر نوبت، خودداری کنید؛ چراکه چنین نقدهایی در پایگاه به تفکیک و أحیاناً در مدّتی بیش از مدّت معمول بررسی می‌شوند.