سه شنبه ۳ شهریور (سنبله) ۱۴۰۵ هجری شمسی برابر با ۱۲ ربیع الأوّل ۱۴۴۸ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
 پرسش جدید: اخیراً در افغانستان، یک مرد ۷۰ ساله با یک دختر ۱۶ ساله ازدواج کرده است! ... نظر اسلام در مورد چنین ازدواجی چیست؟ اختلاف سنّی میان زوجین تا چه حد اشکالی ندارد؟ برای مطالعه و دریافت پاسخ، اینجا را کلیک کنید. نقد جدید: من از نظر علامه درباره‌ى عدم حجّیّت خبر واحد اطلاع دارم، ولی آیا نمی‌توان برای حجّیّت آن، به خبر «مردی که از دورترین جای شهر آمد در حالی که می‌شتافت، گفت: ای موسی! انجمن درباره‌ی تو مشورت می‌کنند تا تو را به قتل برسانند، پس بیرون شو که من برای تو از خیرخواهانم»، استناد کرد؟ عمل موسی علیه السلام به خبر این مرد را چگونه توجیه می‌کنید؟ برای مطالعه و دریافت بررسی، اینجا را کلیک کنید. گفتار جدید: هفده گفتار از آن جناب درباره‌ى غربت او و اینکه چرا یاران و پیروانش کم هستند. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. درس جدید: درس‌هایی از آن جناب درباره‌ی اینکه زمین از مردی عالم به همه‌ی دین که خداوند او را در آن خلیفه، امام و راهنمایی به امر خود قرار داده باشد، خالی نمی‌ماند؛ آیاتی از قرآن در این باره؛ آیه‌ی ۲۲. برای مطالعه‌ی آن، اینجا را کلیک کنید. برای مطالعه‌ی مهم‌ترین مطالب پایگاه، به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید. ویدیوی جدید: ویدیوی جدیدی با عنوان «رابطه‌ی دین و سیاست» منتشر شد. برای مشاهده و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. مقاله‌ی جدید: مقاله‌ی «ایرانِ ویران» نوشته‌ی «عماد فضلی» منتشر شد. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. کتاب جدید: نسخه‌ی سوم کتاب ارزشمند «سبل السّلام؛ مجموعه‌ی نامه‌ها و گفتارهای فارسی حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی» منتشر شد. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. نامه‌ی جدید: فرازی از نامه‌ی آن جناب که در آن درباره‌ی شدّت گرفتن بلا هشدار می‌دهد و علّت آن و راه جلوگیری از آن را تبیین می‌کند. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. برای مطالعه‌ی مهم‌ترین مطالب پایگاه، به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید.
loading

البته باور به خلافت پیشوایان اهل بیت، تاریخی به بلندای تاریخ اسلام دارد و از سلطنت اهل تصوّف ناشی نشده است، ولی نوع نگرش اهل تشیّع به آنان که مشحون از خرافه‌گرایی و واقعیت‌گریزی است، بدون شک از سلطنت اهل تصوّف تأثیر پذیرفته است؛ زیرا این اهل تصوّف بوده‌اند که مرشدان خویش را در جایگاهی فرابشری قرار داده‌اند و برای آنان حالاتی غیر عادی توصیف کرده‌اند که عقل از تصورّش متحیّر می‌شود! هیچ شکّی نیست که اهل تشیّع، تحت تأثیر اوهام آنان، پیشوایان خود را نیمه‌خدایانی تصوّر کرده‌اند که هاله‌ای از نور به گرد سرهای آنان است و مردگان را زنده می‌کنند و بیماران را شفا می‌دهند و حوائج را برآورده می‌سازند و از هر چه در دل‌هاست آگاهی دارند و با این وصف، روشن است که آنان را چنان دور می‌یابند که به پیروی آنان نمی‌اندیشند و به یاری آنان التفاتی ندارند و مانند کودکان یا پیرزنان، به ذکر مصائب آنان و گریستن برایشان بسنده می‌کنند و اگر یکی از آنان را چنانکه هست بیابند، نمی‌شناسند؛ چراکه به زعم آن‌ها، پیشوایان اهل بیت، در ظاهر خویش از دیگران متمایزند و علاوه بر این، مانند خداوند ﴿بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾ و ﴿عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾ هستند.

متأسفانه بیشتر عالمان‌شان نیز در این زمینه با عوام‌شان همداستانند؛ چراکه دست کم از بعد عالمان واقع‌گرایی مانند محمد بن حسن بن ولید قمی (د.۳۴۳ق) و عالمان عقل‌گرایی مانند محمد بن محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید (د.۴۱۳ق) و شاگردان وفادار او مانند شریف مرتضی (د.۴۳۶ق) و ابو جعفر طوسی (د.۴۶۰ق)، به تدریج پنداره‌های غلوآمیز درباره‌ی پیشوایان اهل بیت، در ذهن آنان رسوخ کرده و از بعد استیلاء صوفیان صفوی، به باورهای رسمی و رایجشان تبدیل شده است؛ تا جایی که امروز بیشتر اهل تشیّع، جز ابراز احساسات درباره‌ی پیشوایان اهل بیت، برداشتی از تشیّع ندارند و جز شعرخوانی و گزافه‌گویی در مدح آن‌ها به کاری در دین همّت نمی‌گمارند و برخی‌شان در سوگ آن‌ها، کارهایی می‌کنند که مایه‌ی وهن اسلام و شرمندگی مسلمانان است. در حالی که بنا بر آنچه از تاریخ ثابت است، پیشوایان اهل بیت، انسان‌هایی دانا و وارسته بوده‌اند که در ظاهر با دیگران تفاوتی نداشته‌اند و مدّعی معجزه و علم به غیب نبوده‌اند و از کسانی که درباره‌ی آن‌ها غلو می‌کرده‌اند، برائت می‌جسته‌اند، همچنانکه از دشمنان خود و کسانی که منکر فضل‌شان بوده‌اند، نفرت داشته‌اند.

به هر حال، اکنون خیال‌پردازی در اهل تشیّع، به قدری نهادینه شده است که اگر مسلمانی آنان را به سوی واقع‌گرایی درباره‌ی پیشوایان اسلام دعوت کند، او را به ناصبی‌گری متّهم می‌کنند! بل خرافه‌گرایی در آنان به قدری ریشه دوانده است که اگر مصلحی آنان را به سوی اصلاح عقیده یا عملی دعوت کند، به جای دلایل عقلی و شرعی، از او معجزه می‌طلبند و به جای قول أحسن، از او توقّع کرامت دارند؛ آن هم به صورتی که از هر فال‌بین دوره‌گرد یا جادوگر تازه‌کاری ساخته است!