چهار شنبه ۲۵ شهریور (سنبله) ۱۴۰۵ هجری شمسی برابر با ۴ ربیع الثانی ۱۴۴۸ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
 پرسش جدید: بنده نذری کردم با این مضمون که اگر خداوند حاجت من را برآورده کرد، ماهانه مبلغ معیّنی را به تولیت حرم امام رضا علیه السلام پرداخت کنم. از آنجا که با نهضت شریف «بازگشت به اسلام» آشنا شدم و دریافتم که این وجه چه بسا در جهت تقویت حکومت ظلم‌ یا ثروت‌اندوزی عناصر و حامیان آن یا از این قبیل موارد صرف می‌شود، حکم نذر مذکور چیست و آیا می‌توانم همان مبلغ را در جهت حمایت مالی از نهضت پرداخت کنم؟ برای مطالعه و دریافت پاسخ، اینجا را کلیک کنید. نقد جدید: من از نظر علامه درباره‌ى عدم حجّیّت خبر واحد اطلاع دارم، ولی آیا نمی‌توان برای حجّیّت آن، به خبر «مردی که از دورترین جای شهر آمد در حالی که می‌شتافت، گفت: ای موسی! انجمن درباره‌ی تو مشورت می‌کنند تا تو را به قتل برسانند، پس بیرون شو که من برای تو از خیرخواهانم»، استناد کرد؟ عمل موسی علیه السلام به خبر این مرد را چگونه توجیه می‌کنید؟ برای مطالعه و دریافت بررسی، اینجا را کلیک کنید. گفتار جدید: هفده گفتار از آن جناب درباره‌ى غربت او و اینکه چرا یاران و پیروانش کم هستند. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. درس جدید: درس‌هایی از آن جناب درباره‌ی اینکه زمین از مردی عالم به همه‌ی دین که خداوند او را در آن خلیفه، امام و راهنمایی به امر خود قرار داده باشد، خالی نمی‌ماند؛ آیاتی از قرآن در این باره؛ آیه‌ی ۲۲. برای مطالعه‌ی آن، اینجا را کلیک کنید. برای مطالعه‌ی مهم‌ترین مطالب پایگاه، به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید. ویدیوی جدید: ویدیوی جدیدی با عنوان «رابطه‌ی دین و سیاست» منتشر شد. برای مشاهده و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. مقاله‌ی جدید: مقاله‌ی «ایرانِ ویران» نوشته‌ی «عماد فضلی» منتشر شد. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. کتاب جدید: نسخه‌ی سوم کتاب ارزشمند «سبل السّلام؛ مجموعه‌ی نامه‌ها و گفتارهای فارسی حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی» منتشر شد. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. نامه‌ی جدید: فرازی از نامه‌ی آن جناب که در آن درباره‌ی شدّت گرفتن بلا هشدار می‌دهد و علّت آن و راه جلوگیری از آن را تبیین می‌کند. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. برای مطالعه‌ی مهم‌ترین مطالب پایگاه، به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید.
loading

«باری کسانی که کافر شدند، در دل‌های خود جانب‌داری، جانب‌داری جاهلانه قرار دادند»؛ مانند اعراب پیش از اسلام که قبیله‌ی خود را معیار حق می‌دانستند و از آن، حتّی اگر ظالم بود، حمایت می‌کردند و پس از اسلام نیز، بر پایه‌ی همین روحیه، رقابت‌های سیاسی نامیمونی را با بنی هاشم پی گرفتند که به بروز اختلاف پس از درگذشت پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و حوادث خونین در قرن‌های نخستین اسلامی، منجر شد و امروز نیز با شکلی متفاوت، باقی است.

[منشأ و تبعات تعصّب]

این محسوس و مجرّب است که تعصّب برای یک چیز، آدمی را به حمایت کورکورانه از آن و مقابله با مخالفانش از طریق جدل، کذب و ظلم وا می‌دارد؛ در حالی که جدل، کذب و ظلم، هر چند مخالفانش را ساکت نماید، عقل را قانع نمی‌سازد و هیچ ارزشی در نزد آن ندارد؛ چنانکه خداوند درباره‌ی اهل آن فرموده است: ﴿يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُونَ﴾[۱]؛ «با تو درباره‌ی حق پس از روشن شدنش جدال می‌کنند، چونانکه گویی به سوی مرگ کشانیده می‌شوند، در حالی که تماشا می‌کنند» و فرموده است: ﴿فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾[۲]؛ «پس چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر خدا دروغ می‌بندد تا مردم را با غیر علم گمراه کند؟! هرآینه خداوند قوم ستمکاران را هدایت نمی‌کند»!

به نظر می‌رسد که تعصّب، ترکیبی از جهل و اهواء نفسانی است؛ چراکه متعصّب از یک سو، به قوم یا مذهب یا گروه خود جاهل است، به این معنا که بدی‌های آن را نمی‌شناسد و از سوی دیگر، به آن تعلّق خاطر دارد، تا حدّی که مایل به شناخت بدی‌های آن نیست، بلکه با جزمیّتی بی‌پایه، بدی‌های آن را محتمل نمی‌داند. از این رو، هنگامی که بدی‌های آن به او شناسانده می‌شود، آزرده می‌گردد و واکنشی احساسی نشان می‌دهد. شکّی نیست که این حالت، مانع از شناخت حق است، ولی با این وصف، در میان مسلمانان، رایج و مشهود است؛ چراکه بسیاری از آنان، به دلیل ناآشنایی با ضعف‌های عقاید خود و دلبستگی به آن‌ها، آماده‌ی بازنگری در آن‌ها بر مبنای عقل نیستند و هر گونه بازنگری در آن‌ها ولو بر مبنای عقل را خصمانه و با سوء نیّت می‌پندارند و به همین سبب، بر نمی‌تابند و پیشاپیش، مردود می‌شمارند و بدتر آنکه این خودفریبی و واقعیّت‌گریزی را دفاع از عقاید خود می‌انگارند، در حالی که آن چیزی جز ابراز احساسات نیست و ابراز احساسات، عقاید آنان را اثبات نمی‌کند، بلکه اثبات آن‌ها مبتنی بر عقل است؛

↑[۱] . الأنفال/ ۶
↑[۲] . الأنعام/ ۱۴۴