پنج شنبه ۹ بهمن (دلو) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۱۴ جمادی الثانی ۱۴۴۲ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۱۱۳) به شما راست می‌گویم: اگر کسی میان صفا و مروه یا آویخته به پرده‌های کعبه، با عملِ صالحِ همه‌ی جنّ و انس بمیرد در حالی که حق و اهل آن را از باطل و اهل آن نشناخته، همانا به مرگِ جاهلیّت مرده و به دوزخ در آمده است. پس، از این‌جا واجب می‌شود بر شما که حق و اهل آن را از باطل و اهل آن بشناسید و این شناخت را بر هر عمل صالحی مقدّم بدانید و آگاه باشید که بدون این «معرفت»، هیچ ایمانی برای شما نیست و هیچ نماز و روزه و حجّ و زکاتی به شما سود نمی‌رساند و شما از زیان‌کاران خواهید بود. [فرازی از نامه‌ی ۴ منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی]
loading

زیرا چنانکه روشن شد، حاکمیّت برای خداوند است و حاکمیّت آنان، اگرچه با حسن نیّت باشد، خلافت اسلامی شمرده نمی‌شود؛ با توجه به اینکه خداوند آنان را از جانب خود منصوب نکرده و مسلمانان را به پیروی از آنان فرمان نداده است و آنان خود به این واقعیّت، واقف و معترفند. با این وصف، تصرّفات آنان در زمین و مرزبندی‌هایی که در آن می‌کنند، عدوانی است؛ چراکه زمین برای خداوند است و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد ارزانی می‌دارد؛ چنانکه فرموده است: ﴿إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ۖ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾[۱]؛ «هرآینه زمین برای خداوند است، آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد میراث می‌دهد و عاقبت برای پرهیزکاران است»؛ همچنانکه دارایی‌های عمومی برای خدا و گماشته‌ی اوست و کسی حقّ حیازت آن‌ها بدون اذن‌شان را ندارد و تبعاً برای آنان جایز است که آن‌ها را از تحت حیازت دیگران خارج کنند؛ چنانکه به روشنی فرموده است: ﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ ۖ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ ۖ﴾[۲]؛ «از تو درباره‌ی نفل‌ها می‌پرسند، بگو نفل‌ها برای خدا و پیامبر است» و فرموده است: ﴿وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَىٰ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾[۳]؛ «و اما خداوند پیامبرانش را بر هر کس که بخواهد مسلّط می‌کند و خداوند بر هر چیزی تواناست»!

از اینجا دانسته می‌شود که هیچ یک از جنبش‌ها و حکومت‌های فعلی در جهان اسلام، مشروعیت ندارد و تنها راه مسلمانان برای بازگشت به اسلام، روی گرفتن از آن‌ها و زمینه‌سازی برای جنبش و حکومت کسی از اهل بیت پیامبر است که خداوند او را از جانب خویش منصوب کرده و به پیروی‌اش فرمان داده و این کاری است که با شناخت او حاصل می‌شود و شناخت او، چنانکه به خواست خداوند خواهم گفت، ممکن است.

۲ . حاکمیّت غیر خداوند

دومین سبب عدم اقامه‌ی اسلام پس از رسول خدا ، تحقّق نیافتن حاکمیّت خداوند پس از آن حضرت بود؛ زیرا رقابت اصحاب آن حضرت پس از او، قطع نظر از آنکه با چه انگیزه‌هایی همراه بود، به پیروزی جریان مخالف با خاندان آن حضرت، منتهی شد و نظامی سیاسی را روی کار آورد که صرف اعتقاد حاکم به اسلام را برای تحقّق حکومت اسلامی، کافی می‌دانست و به لزوم انتصاب او از جانب خداوند به عنوان خلیفه‌ی او در زمین، باور نداشت. هر چند این جهت‌گیری نادرست در دهه‌های آغازین اسلامی، به دلیل تعهّد نسبی حاکمان نخستین به اسلام، آثار مخرّب و هولناک خود را آشکار نکرد، به زودی با درگذشت آنان و روی کار آمدن گروهی دیگر که هیچ تعهّدی

↑[۱] . أعراف/ ۱۲۸
↑[۲] . أنفال/ ۱
↑[۳] . حشر/ ۶