پنجشنبه 18 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 9 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن دیدگاه‌ها

شماره: 23 نویسنده مقاله: تاریخ مقاله:
موضوع مقاله:

ماه مبارک رمضان؛ فرصتی برای بازگشت به اسلام

ماه مبارک رمضان؛ فرصتی برای بازگشت به اسلام

آنچه امروز همه‌ی مسلمانان جهان برای شناخت صحیح از اسلام و نیز اقامه‌ی آن در سرتاسر جهان به عنوان مقدّمه‌ای لازم به آن نیازمند هستند، تهذیب نفس، صفای باطن، وارستگی از آلایش‌ها و زنگارهای درون و نیز رهایی از رذائل نفسانی و مفاسد اخلاقی است. حقیقت تلخ موجود در جهان اسلام آن است که مسلمانان تحت تأثیر رسوخ فرهنگی و نفوذ گسترده‌ی تبلیغاتی کافران، دچار انحطاط اخلاقی و اضمحلال فرهنگی شده‌اند و رفتار فردی و اجتماعی آنان تحت تأثیر عوامل مخرّب مذکور، دچار التقاط شده و تغییرات بنیادین کرده است. این موضوع هر مسلمان آزاده و خیرخواهی را به فکر فرو می‌برد و برای یافتن راه حلّی مؤثّر و ماندگار به تکاپو وا می‌دارد. اما می‌بینیم که با کمال تأسّف علمای مسلمان در این باره سکوت اختیار کرده‌اند و اعتنای چندانی به آن نمی‌کنند و دست اندرکاران در حوزه فرهنگ و تبلیغات اسلامی که در این حوزه ادّعاهای فراوان دارند نیز برای اصلاح اوضاع اخلاقی جوامع اسلامی کاری از پیش نبرده‌اند. در حالی که برخی از علمای فرزانه و اهل بصیرت در جهان اسلام پیرامون این امر هشدارهای جدّی داده‌اند و در این حوزه به روشنگری‌ پرداخته‌اند. همچنانکه به عنوان نمونه حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی از علمای برجسته و آزاداندیش دوران، در کتاب گرانسنگ خود «بازگشت به اسلام» به این موضوع خطیر توجّه وافری دارند و انحطاط اخلاقی مسلمانان را در شمار یکی از موانع اقامه‌ی اسلام ذکر کرده‌اند. ایشان ضمن ارائه‌ی تصویری واقع‌بینانه و درعین حال تأسّف‌بار، اوضاع کنونی مسلمانان از حیث اخلاقی را این‌گونه تحلیل می‌فرمایند:

«اکنون در بسياري از کشورهاي اسلامي، مفاسد اخلاقي گسترش يافته و بيشتر مسلمانان خصوصاً از طبقه‌ي جوان، به جلوه‌هايي آشکار از فحشا و منکر مبتلا شده‌اند. اين به آن معناست که بخش قابل توجّهي از وقت و نيروي آنان، به جاي اصلاح خود و جامعه‌ي‌شان، صرف بطالت و التذاذ مي‌شود و علاوه بر آن، به بيماري‌هاي گوناگون جسمي و رواني گرفتار مي‌گردند که هر يک، توانايي آنان براي درک اسلام و اقامه‌ي آن را کاهش مي‌دهد. به عنوان نمونه، اعتياد به موادّ مخدّر، يکي از پي‌آمدهاي مرگبار ضعف اخلاقي است که در ميان مسلمانان شيوع يافته و هزينه‌هاي مادّي و معنوي هنگفتي را به آنان تحميل نموده است. همچنانکه کام‌جويي جنسي افسارگسيخته، بلايي خانمان‌سوز است که آنان را در سنين مختلف آلوده ساخته و توسط ابزارهاي تبليغاتي کافران، به منظور تضعيف هر چه بيشتر آنان، دامن زده شده است. همچنانکه مصرف‌زدگي و تجمّل‌گرايي در زندگي دنيا، بيشتر آنان را به انسان‌هايي کم‌کار و پرتوقّع تبديل ساخته و تنبلي و فرومايگي را در ميان آنان گسترش داده و سرگرمي‌هاي مختلف در شبانه‌روز، آنان را از توجّه به مسائل مهمّ زندگي و پرداختن به وظايف انساني و اسلامي‌شان، بازداشته است. همچنانکه تربيت غلط و غير اسلامي آنان و اقتضائات جوامع جديد پرفتنه‌ي‌شان، آنان را به انسان‌هايي دروغگو و متملّق تبديل نموده و صداقت و صراحت را در ميانشان کمياب ساخته و تبعاً اعتماد و حسن ظنّ متقابل را از ميانشان برداشته است؛ زيرا هر دروغ، حفره‌اي است که در سدّ اعتماد جامعه وارد مي‌شود و هر تملّق، آفتي است که به ريشه‌ي سلامت آن لطمه مي‌رساند؛ همچنانکه احساس مسئوليّت آنان نسبت به يکديگر کمرنگ شده و امر به معروف و نهي از منکر که مهم‌ترين وظيفه‌ي اسلامي آنان در ارتباط با يکديگر است، جاي خود را به سکوت و بي‌تفاوتي داده است؛ زيرا هيچ يک از آنان دوست نمي‌دارد که ديگري در کار او، هر چند نادرست باشد، دخالت کند و تبعاً خود او نيز در کار ديگري، هر چند نادرست باشد، دخالت نمي‌کند؛ تا جايي که تذکّر خيرخواهانه‌ي مسلمانان به يکديگر، فضولي در کار ديگران و خلاف ادب و احترام دانسته شده است. همچنانکه خودخواهي و انزوا، به بيماري همه‌گيري تبديل شده و تنهايي، همگان را با وجود ارتباطشان با هم، فراگرفته و به رنج انداخته است؛ چراکه هيچ کس به ديگري اعتماد کافي ندارد و کسي را غم‌خوار و دلسوز خود نمي‌يابد. به علاوه، کينه‌توزي و دشمني در ميان مسلمانان بسيار شده و محبّت و گذشت، به صورت مشهودي کاهش يافته است. همچنانکه احساس شرف و مردانگي، در ميان آنان کمرنگ شده و جاي خود را به ظلم‌پذيري و قبول ذلّت داده و ترس از تغيير را در ميانشان نهادينه ساخته است.» (بازگشت به اسلام، ص163).

این‌ها حقایقی است که هم اکنون در جهان اسلام به عینه مشاهده می‌شود و انکار یا حاشای آن نیز گذشته از آنکه مصداق سفاهت و چشم بستن به روی حقایق است، دردی را دوا نمی‌کند. بلکه رویکرد شایسته آن است که به جای کتمان آن، ساز و کارهای پیش‌گیرانه و راهکارهای عملی مؤثّر و بنیادین برای اصلاح و جلوگیری از آن از سوی مسئولان امر و مدّعیان حراست از فرهنگ اسلامی اندیشیده شود. اما آنچه بیشتر مایه‌ی نگرانی می‌شود آن است که این انحطاط اخلاقی صرفاً به حوزه‌ی عملی و رفتاری مسلمانان محدود نمی‌شود و جدا از آنکه اخلاق آنان را فاسد و منحط می‌کند و معنویت و سلامت روح آنان را می‌بلعد، به حوزه‌ی عقیده و اندیشه نیز سرایت می‌کند و موجب فساد اعتقادی و انحطاط فکری آنان نیز می‌شود. به عبارت دیگر بی‌اخلاقی یا بداخلاقی مسلمانان تأثیر غیر مستقیم اما مؤثّری بر روی حق‌گرایی، حق‌جویی و حق‌طلبی آنان می‌گذارد و در واقع آنان را از درون تهی و بی‌مایه نموده و دیر یا زود در مقابل حق قرار می‌دهد. همچنانکه حضرت علامه هاشمی خراسانی در این باره هشدار داده و می‌فرمایند:

«هيچ شکّي نيست که هر يک از اين رذائل اخلاقي مانند موانع شناخت، آثار مستقيم و غير مستقيم فراواني بر روي وضعيّت مسلمانان دارد؛ چراکه جهان، نظامي پيوسته و وابسته و مبتني بر تأثير و تأثّر است و هر عملي در آن، عکس العملي محسوس يا نامحسوس دارد؛ تا جايي که هر گناهي، گناه ديگري را تسهيل مي‌کند و زنجيره‌اي از گناهان را پديد مي‌آورد که در نهايت به انکار حق و استهزاء آن منتهي مي‌شود؛ چنانکه خداوند فرموده است: «ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ» (روم/ 10)؛ «سپس عاقبت کساني که بدي در پي بدي کردند اين بود که آيات خدا را تکذيب و به آن استهزا نمودند»! چراکه گناهان پي در پي، زمينه‌ي مساعد براي شناخت حق و التزام به آن را در نفس آدمي از بين مي‌برد و توفيق لازم براي آن از جانب خداوند را سلب مي‌کند» (بازگشت به اسلام، ص163 و 164).

این امر به مثابه‌ی زنگ خطر و هشداری جدّی برای مسلمانان تلقّی می‌شود و بایسته است که توسّط آنان جدّی گرفته شود و تهدیدی برای حیات معنوی و اعتقادی آنان ارزیابی گردد. این هشدار از آن روست که امروز مسلمانان به واسطه‌ی پیش‌فرض‌ها و ذهنیّت‌های غلط و ناقصی که دارند گمان می‌کنند که انحطاط اخلاقی در میان مسلمانان به هیچ عنوان تهدیدی برای اعتقادات آنان محسوب نمیشود و اساساً ارتباطی به جنبه‌های نظری ندارد، در حالی که به طور قطع این‌گونه نیست.

اما با این وجود، در چنین شرایط بحرانی و نا‌به‌هنجاری می‌توان حلول ماه مبارک رمضان را که حقیقتاً فرصتی استثنایی و مجالی مغتنم برای پیراسته شدن قلب‌ها از رذائل نفسانی و زدودن آلایش‌ها و زنگارها از آیینه‌ی جان است به فال نیک گرفت و نیز فرا رسیدن این ماه عزیز و شریف را بهانه‌ای برای آغاز روند اصلاح اخلاقی و اعتقادی جوامع مسلمان و به صورت کلّی همه‌ی مسلمانان جهان به شمار آورد؛ چراکه در کنار همه‌ی برکات، فضائل و کرامات این ماه شریف از جمله نزول قرآن کریم و نیز وجود شب پر فیض و رحمت قدر در این ماه، روزه به عنوان فریضه‌ای اسلامی جایگاه خاص و ویژه‌ای دارد و آثار و ثمرات مبارک فردی و اجتماعی آن قابل احصاء نیست. به عنوان نمونه‌ بر اساس صریح آیه‌ی قرآن، روزه از آن جهت برای مسلمانان واجب شد که با وجود آن امید می‌رود گوهری گرانبها و سرمایه‌ای ارزشمند را برای آنان به ارمغان می‌آورد و آن گوهر، همانا تقواست؛ چراکه خداوند یکی از اغراض اصلی خود در تشریع روزه را کسب تقوا می‌شمارد و می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره/ 183)؛ یعنی «ای کسانی که ایمان آوردید! روزه بر شما واجب شد، همان گونه که بر کسانی که قبل از شما بودند واجب شد، باشد که تقوا پیشه کنید». بدون تردید این حاکی از میزان اهمیت و نقش مفید و منحصر به فرد تقوا در زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان است و نشان می‌دهد که تنها روزه‌ای مورد نظر و مطلوب خداوند است که تقوا را برای روزه‌دار به ارمغان آورد. در همین راستا حضرت علامه هاشمی خراسانی معتقدند که تقوا در میان مسلمانان از یک سو مانع کجروی آنان در مقام عمل و از سوی دیگر مانع کج‌اندیشی ایشان در مقام نظر می‌شود. ایشان در این باره می فرمایند:

«هيچ شکّي نيست که تقوا به معناي بر حذر بودن از خداوند و ترس از عقاب او در آخرت، بهترين عامل بازدارنده براي کجروي و کج‌انديشي مسلمانان است؛ چراکه بر حذر بودن و ترس از عقاب ديگران، طبعاً نمي‌تواند هميشگي باشد و در جايي که ديگران را علم يا قدرتي نيست، بازدارندگي ندارد، ولي بر حذر بودن و ترس از عقاب خداوند، به دليل علم و قدرت هميشگي او، همواره بازدارنده است؛ چنانکه خداوند فرموده است: «وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ ۚ» (بقره/ 197)؛ «و توشه برگيريد که بهترين توشه تقواست» و فرموده است: «وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِكَ خَيْرٌ ۚ» (أعراف/ 26)؛ «و پوشش تقوا آن بهتر است»! با اين وصف، مي‌توان گفت که فقدان تقوا در ميان مسلمانان، با هيچ عامل ديگري جبران نمي‌شود و هرگاه در ميان آنان، تقوا وجود نداشته باشد، کجروي و کج‌انديشي آنان قطعي است» (بازگشت به اسلام، ص162).

از همین رو تردیدی نیست که ماه مبارک رمضان، فرصتی طلایی و منحصر به فرد برای آغاز حرکت مبارک مسلمانان برای «بازگشت به اسلام» است؛ چراکه از یک سو فضای روحانی و ملکوتی حاکم بر این ماه مبارک، توجّهات مسلمانان را از لهو و لعب دنیا منصرف نموده و به سوی معنویت و مکارم اخلاق سوق می‌دهد و از سوی دیگر در حوزه‌ی اعتقادی و نظری زمینه را برای هدایت، بصیرت و معرفت آنان فراهم می‌کند؛ چراکه به فرموده‌ی حضرت علامه «تقوا و پرهيز از رذائل اخلاقي، زمينه‌ي مساعد براي شناخت حق و التزام به آن را در نفس آدمي پديد مي‌آورد و او را مشمول توفيق الهي براي آن مي‌گرداند؛ چنانکه خداوند فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا» (أنفال/ 29)؛ «اي کساني که ايمان آورديد! اگر از خداوند تقوا پيشه کنيد براي شما ابزار فرق نهادن قرار مي‌دهد»!» (بازگشت به اسلام، ص164).

امید است که همه‌ی مسلمانان جهان از این ماه پر فیض و برکت برای یک تحوّل بنیادین و بی‌سابقه در جهت بازگشت به سوی اسلام خالص و کامل و آموزه‌های اصیل آن استفاده کنند و با اراده‌ای پولادین و عزمی راسخ بحران‌های کنونی و فتنه‌های موجود در جهان اسلام را به سویی که خداوند خواسته است مدیریت نمایند و این در وهله‌ی اول مستلزم آن است که تقوا داشته باشند و از خداوند آسمان‌ها و زمین بترسند و بر خلاف خواست و اراده‌ی او گام برندارند؛ چراکه مدیریت بحران‌های کنونی جهان اسلام به سوی آرامش و ثبات تنها در یک صورت ممکن خواهد بود و آن هم سوق دادن حاکمیت و خلافت جهان اسلام به سوی کسی است که خداوند او را به خلافت در آخر الزمان برگزیده و منصوب فرموده است و او کسی جز مهدی آل محمد نیست. لذا مسلمانان اگر تقوا داشته باشند و از خداوند پروا کنند، این را به خوبی متذکّر می‌شوند که هیچ‌کس جز مهدی شایسته‌ی حکومت نیست و تنها اوست که می‌تواند زمین را از عدل و قسط پر کند، همان‌گونه که از ظلم و جور پر شده باشد. پس بر مسلمانان باد به تقوای الهی؛ چراکه تقوا دیر یا زود آنان را به سوی بهترین راه هدایت می‌کند و دنیایشان را از عدالت و انصاف لبریز می‌گرداند و آنان را در آخرت به سعادت و رستگاری می‌رساند ان شاء الله.

نوشتن دیدگاه

کاربر گرامی! شما می‌توانید مقالات، نظرات، خاطرات و دل‌نوشته‌های خود در پیوند با آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش به نمایش گذاشته شود.

توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.

لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.