دوشنبه 15 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 6 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

پرسش‌ها و پاسخ‌ها

پرسش‌ها و پاسخ‌ها درباره‌ی 
کد
پرسش
شمارهموضوع و متن پرسشنویسنده پرسشتاریخ پرسشتعلیق
1
مقدّمات
ناشناس1393/10/5
2
مقدّمات
حبیب الرحمن بارکزی1393/10/11
3
مقدّمات
مرتضی1393/10/12
4
مقدّمات
فاروق ملازهی1393/10/12
5
عقاید
سعید1393/10/13
6
مقدّمات
محمّد صادقیان1393/10/13
7
مقدّمات/ عقاید
حمید1393/10/14
8
عقاید
صدّیق عمر1393/10/15
9
مقدّمات
امیرمحمّد1393/10/17
10
عقاید
زهرا موسوی1393/10/24
11
مقدّمات
وحید کرامتی‌زاده1393/10/26
12
مقدّمات/ عقاید
مجتبی حسن‌دوست1393/10/27
13
عقاید
مسعود قنبری1393/10/29
14
عقاید
خسرو کریمی1393/10/30
15
عقاید
ناشناس1393/10/30
16
عقاید
ناشناس1393/11/1
17
عقاید
مرتضی سواری1393/11/1
18
عقاید
مرتضی سواری1393/11/1
19
عقاید
محسن فلا‌‌ح‌نژاد1393/11/2
20
مقدّمات
به تازگی رهبر محترم ایران اقدام به نوشتن نامه‌ای برای جوانان اروپا و آمریکای شمالی کرده که با عنوان «نامه‌ای برای تو؛ مقدّمه‌ای برای ظهور» و «دعوت به اسلام حقیقی» در فضای مجازی منتشر شده است. ایشان در این نامه‌ی بی‌سابقه جوانان جهان را به «شناخت مستقیم و بی‌واسطه‌ی اسلام از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اول آن یعنی قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن صلّی الله علیه و آله و سلّم» دعوت کرده و تصریح نموده است: «من اصرار نمی‌کنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید»! با توجّه به آنکه این نامه‌ی خاص به دنبال انتشار گسترده‌ی کتاب «بازگشت به اسلام» در ایران خصوصاً در میان نخبگان منتشر شده و همسو با اندیشه‌های بنیادین حضرت منصور هاشمی خراسانی در این کتاب مانند عدم کفایت تقلید و لزوم مراجعه‌ی مستقیم به کتاب خدا و سنّت پیامبر و از همه جالب‌تر عدم اصرار بر ولایت مطلقه‌ی فقیه به صورت ضمنی است، از نظر برخی آگاهان می‌تواند واکنشی غیر مستقیم به این کتاب و دعوت صورت گرفته در آن تلقّی شود. ارزیابی حضرت منصور هاشمی خراسانی در این باره چیست؟
عبد الله یزدان‌پناه1393/11/5
21
احکام
شاهین1393/11/7
22
عقاید
من باشنده‌ی افغانستان استم. د اینجا داعش کار خودش را شروع کرده و برای خودش به بهانه ناحق خلافت نفر جلب و جذب می‌کند و بیعت می‌گیرد! گفته می‌شود که پلان دارد از برج حمل به این سو کاری که در عراق کرده راهی است را د اینجا شروع کند! من از منصور صاحب که بیعت را صرف برای الله می‌گوید و به خلافت مهدی دعوت می‌کند التماس می‌کنم که پیش روی این‌ها را بگیرد و د رویشان ایستاد شود و هر رقم که می‌تاند، نماند خون مردم مسلمان خصوصاً شیعه‌های بیچاره این وطن را از طالبان کرده بدتر، بریزند؛ چراکه اگر این‌ها کارشان را در این وطن شروع کنند بیخی معلوم نیست چه بلایی بر سر این مردم و به خصوص شیعه‌ها می‌آورند! من فکر می‌کنم کسی جز منصور صاحب برای ما نمانده که بتاند جلو این یأجوج و مأجوج را بگیرد! چون فقط ایشان بیعت را برای الله می‌گوید و مثل طالبان و القاعده و داعش و ماعش نیست که به بیعت با خودشان دعوت می‌کنند و د پشت نام خلافت و امارت اسلامی، گپ خودشان را پیش می‌برند! شما را به لحاظ خدا کاری کنید چون کم وقت مانده و دولت هم د اینجا بیخی ضعیف است و کار زیادی کرده نمی‌تاند! یگان نفرات از طالبا هم با این‌ها یکجا شده‌اند! جناب منصور صاحب! دعوت شما به بیعت با الله و خلافت امام مهدی صاحب، حق است! به لحاظ خدا کوشش کنید که بیجاشدگی و در به دری ما مردم افغانستان از نو شروع نشود و به حال و روز مردم عراق دچار نشویم! هر چه زودتر امام مهدی صاحب را پیدا کرده بیاورید که ما را از دهان این اژدهای هفت سر بیرون بکشد!
نذیر احمد1393/11/12
23
عقاید
ضمن عرض سلام می‌خواستیم نظر ایشان را در مورد این حدیث بدانیم: امير المؤمنين علي عليه السلام مي‌فرمايد: رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلّم فرمود: «مردي از ماوراء النّهر قيام خواهد کرد که به او «حارث بن حارث» گفته مي‌شود، فرمانده سپاه و پيشرو لشکريان او مردي است که به وي «منصور» مي‌گويند و حکومت و سلطنت را براي آل محمّد صلي الله عليه و آله و سلّم آماده و مهيّا مي‌کند و يا قدرت و سلطه‌اي براي ايشان فراهم مي‌سازد هم چنانکه قريش براي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم زمينه‌ي حکومت او را فراهم نمودند. بر هر فرد مسلمان مؤمن واجب است وي را ياري دهد». («عقد الدُرر»، ص130). [همچنین] می‌خواستیم نظر ایشان را در مورد این حدیث بدانیم: میان مرّیخ (بهرام) و زحل (کیوان) هر دو سال یک بار مقارنه رخ می‏دهد. امام علی (علیه ‏السّلام)، حرکت نیروهای خراسانی و شعیب بن صالح از سمرقند به سوی عراق را در پیِ مقارنۀ کامل این دو ستاره (1) در سال پیش از قیام امام مهدی (علیه السلام) می‌داند: . . . آگاه باشید، شما پس از مدّتی، زمانی کوتاه خواهید داشت که در آن، گوشه‏‌ای از گفتارهای من و نیز انواع برهان و درستی آن‌ها برای شما، هنگام طلوع بهرام و کیوان با اقتران دقیق (1) آشکار خواهد شد. در این هنگام، لرزش‌ها و زلزله‌‏ها پیاپی رخ خواهند داد و از ساحل جیحون به سوی بیابان بابل پرچم‌هایی روی می‌‏آورند ... (2). 1. از دیدگاه منجّمین قدیم، اقتران دقیق آن است که دو ستاره، در یک برج، به یک درجه و دقیقه جمع شوند، و به تعبیر منجّمین جدید، فاصلۀ آن‌ها، در نگاه ناظر زمینی، کمتر از پنج درجۀ نجومی باشد. 2. مشارق أنوار الیقین، ص 266، خطبۀ تَطَنْجیّه.
جمعی از جوانان دوستدار حضرت مهدی1393/11/13
24
مقدّمات
باقر اسکندری1393/11/15
25
عقاید
علی اصغر1393/11/20
26
عقاید
علی علوی1393/11/20
27
عقاید
ما شیعیان اعتقاد داریم حضرت مهدی دارای دو غیبت هستند: غیبت صغری و غیبت کبری. در غیبت صغری ایشان از طریق چهار نایب خاص با مردم در ارتباط بودند و بعد از فوت نایب چهارم غیبت کبری شروع شده است. این چهار نایب خاص عبارتند از: 1- ابوعَمروی، عثمان بن سعید عمروی اسدی 2- ابو جعفر محمّد بن عثمان بن سعید عمروی 3- ابوالقاسم، حسین بن روح نوبختی 4- ابوالحسن، علی بن محمّد سَمُری (سَیمُری) وکالت این افراد عام و مطلق بوده‌است. البته در این دوران در موارد خاص و در شهرهای مختلف افراد دیگری نیز بوده‌اند که وکالت امام را بر عهده داشته‌اند که برخی معتقدند این وکالت بدون واسطه‌‌ی نواب خاص بوده‌است. از جمله‌ی این افراد احمد بن حمزة بن الیسع، محمد بن ابراهیم بن مهزیار، محمد بن صالح و ابو محمد وجنائی را می‌توان نام برد. حضرت مهدی در توقیعی به علی بن محمد شروع غیبت کبری را چنین اعلام کردند: بسم الله الرّحمن الرّحیم ای علی بن محمد سمری! خداوند در سوگ فقدان تو پاداشی بزرگ به برادرانت عطا کند. تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت. کارهایت را مرتب کن و هیچ کس را به جانشینی خود مگمار. دوران غیبت کامل فرا رسیده ‌است و من جز با اجازه خداوند متعال ظهور نخواهم کرد و ظهور من پس از گذشت مدتی طولانی و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم خواهد بود. افرادی نزد شیعیان من مدّعی مشاهده من (ارتباط با من به عنوان نایب خاص) خواهند شد. آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی چنین ادعایی بکند، دروغگو و افترا زننده‌است و هیچ حرکت و نیرویی جز به خداوند عظیم نیست. الغیبه، شیخ طوسی، صفحه 242- 243 نظر منصور هاشمی خراسانی در این مورد چیست؟ همچنین نظر ایشان در مورد ظهور صغری و ظهور کبری که ما شیعیان به آن اعتقاد داریم چیست؟
فرح اثباتی1393/11/21
28
عقاید
سیّد‌ جان‌ سادات1393/11/24
29
عقاید
سیّد1393/11/27
30
عقاید
همایون دانش1393/11/29
31
عقاید
احمد تایوردی؛ علی‌رضا رضوانی1393/11/30
32
مقدّمات
علی پارسا1393/12/2
33
عقاید
منا سلطانی1393/12/12
34
عقاید
بنده چند سالی درباره علائم ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مطالعه داشته‌ام و مدّتی است که پیگیر جریان شما در منطقه هستم و کتاب جناب منصور هاشمی خراسانی را به طور کامل خوانده‌ام و مطالب مخالفان ایشان را هم دیده‌ام و به این جمع‌بندی رسیده‌ام که ایشان بدون هیچ تردیدی بر حق است و همان صاحب پرچم‌های سیاه خراسانی است، چه خود را همان فرد بداند و چه خود را همان فرد نداند. منتها برای من چند شبهه وجود دارد که مانع می‌شود به ایشان ملحق شوم و استدعا دارم که ابتدا به این شبهاتم پاسخ دهید. اول اینکه در روایتی آمده است که خراسانی و یمانی و سفیانی در یک سال و یک ماه و یک روز خروج می‌کنند و از میان آن‌ها یمانی به اجابت سزاوارتر است؛ چون به سوی امام مهدی دعوت می‌کند. این روایت باعث تحیّر من و برخی دیگر از مردم شده؛ چراکه از یک طرف این سه نفر در یک روز خروج نکرده‌اند و از طرف دیگر هیچ کس در عمل به اندازه منصور هاشمی خراسانی به سوی امام مهدی دعوت نمی‌کند و دیگران در مقایسه با ایشان، همگی به سوی خودشان دعوت می‌کنند و این به فتنه‌ای برای منتظران تبدیل شده است! دوم اینکه برخی پیروان احمد الحسن یمانی مدّعی هستند که حقانیّت او را در خواب دیده‌اند، در حالی که اگر او حق باشد، منصور هاشمی خراسانی باطل می‌شود؛ چراکه او را تصدیق نمی‌کند. من با برخی از این افراد ارتباط دارم. آن‌ها هیچ دلیلی برای باطل بودن منصور هاشمی خراسانی جز مخالفتش با احمد الحسن ندارند! هر چند نقدهای بسیار ضعیفی دارند، ولی اصل انکارشان به خاطر این است که ایشان احمد الحسن را در توهّم دانسته است. من فکر می‌کنم که اگر ایشان در برابر احمد الحسن موضع نمی‌گرفت، این‌ها ایشان را تأیید می‌کردند؛ چون سایر مواضع ایشان هیچ اشکالی ندارد و اصلاً قابل انکار نیست. البته قبول دارم که این‌ها مقداری حسادت هم دارند؛ چون سطح علمی جناب منصور خیلی بالاتر از سطح علمی احمد الحسن است، تا حدّی که مطلقاً قابل مقایسه نیست و همین باعث حسادت آن‌ها شده است، ولی با این حال فکر می‌کنم که دلیل اصلی مخالفت آن‌ها ردّ احمد الحسن توسّط ایشان است. کاش این بزرگوار با این افراد مدارای بیشتری می‌کرد و این‌ها را از خودشان نمی‌راند؛ چون بسیاری از این‌ها افراد خوبی هستند و به خاطر خواب‌هایی که دیده‌اند از احمد الحسن پیروی می‌کنند. به نظر من هر چند ممکن است نظرم درست نباشد، دافعه این بزرگوار خیلی زیادتر از جاذبه ایشان است؛ چراکه خیلی تند و قاطع سخن می‌گویند و همین باعث شده است که بسیاری از اطراف ایشان پراکنده شوند. سوم اینکه جناب منصور هاشمی خراسانی «البیعة لله» را شعار خود قرار داده است، در حالی که احمد الحسن هم که مورد تأیید ایشان نیست، همین شعار را می‌دهد و این برای برخی شبهه شده است. لطفاً درباره این ابهامات توضیحات کافی بدهید تا ان شاء الله باعث هدایت و بصیرت منتظران حضرت مهدی بشود؛ خصوصاً با توجّه به اینکه تبلیغات منفی بر ضدّ شما در حال افزایش است.
علی منتظر المهدی1393/12/16
35
عقاید
محمّد1393/12/18
36
احکام
سیّد جواد1394/1/12
37
عقاید
همایون دانش1394/1/14
38
مقدّمات
عقیده‌ی جناب منصور هاشمی خراسانی برای این جانب قابل تصدیق است. مطابق با عقیده‌ی ایشان آن طور که بنده از کتاب ارزشمندشان برداشت کردم، اولاً ظنّ به احکام شرع برای مردم کافی نیست و یقین برای آن‌ها لازم است و ثانیاً تنها طریق دست یافتن آن‌ها به یقین، رجوع به خلیفه‌ی خداوند در زمین است و ثالثاً رجوع به خلیفه‌ی خداوند در زمین برای آن‌ها ممکن است و عدم امکان آن ذاتی نیست و در صورت اراده و اقدام آن‌ها تحقّق پیدا می‌کند. اما سؤالی که برای بنده باقی مانده این است که الآن من به عنوان کسی که دعوت جناب منصور را پذیرفته و مصمّم به زمینه‌سازی برای ظهور مهدی است، چگونه می‌توانم تکالیف شرعی خودم مانند نماز و روزه و حجّ و زکات را انجام بدهم؟ با توجه به اینکه تقلید و اجتهاد مصطلح، هر دو من را به ظن می‌رسانند و ظنّ بنا بر فرمایش متین این بزرگوار حجّت نیست و اراده و اقدام من به تنهایی نیز برای دسترسی به مهدی کفایت نمی‌کند تا بتوانم با رجوع به آن حضرت یقین به تکالیف شرعی خودم پیدا بکنم و ممکن است تا زمانی که عدّه‌ای کافی از مردم با من در این زمینه همراه می‌شوند و به جناب منصور می‌پیوندند تا زمینه برای ظهور مهدی فراهم شود مدّت زیادی طول بکشد و من قاعدتاً نمی‌توانم در این مدّت، تکالیف شرعی خودم را ترک کنم. البته جناب منصور به درستی فرموده‌اند که بار گناه این عدم یقین بر گردن خود من است و من هستم که به نوبه‌ی خودم در این عدم دسترسی به مهدی نقش داشته‌ام و تبعاً خودم را از یقین به احکام شرع محروم کرده‌ام، ولی با این حال من که الآن به اصطلاح توبه کرده‌ام و دعوت این بزرگوار را پذیرفته‌ام و در صدد زمینه‌سازی برای ظهور مهدی برآمده‌ام، باز هم نمی‌توانم یقین به احکام شرع پیدا کنم؛ چراکه سایر مردم با من همراهی نمی‌کنند. لذا سؤال بزرگ این است که من در این مدّت چه خاکی باید بر سرم بکنم و بدون تقلید و اجتهاد و رجوع به مهدی چگونه به تکالیف شرعی‌ام عمل کنم؟! آیا با اینکه من به سوی اسلام خالص بازگشت کرده‌ام و حق را شناخته‌ام و به جناب منصور پیوسته‌ام، وضعم از این جهت با گذشته فرقی نکرده و با دیگرانی که این کار را نکرده‌اند برابر است؟! در این صورت، قبول دعوت جناب منصور صرف نظر از اینکه برای ظهور مهدی لازم است، چه فایده‌ای برای من از جهت عمل به تکالیف شرعی دارد؟! من جواب همه‌ی سؤالاتم را تاکنون گرفته‌ام و این آخرین سؤالی است که برایم باقی مانده است و فکر می‌کنم که اگر جواب این سؤالم را بدهید، حجّت از هر لحاظ بر من تمام می‌شود و می‌توانم جان خودم و هر چیز دیگری که دارم را با خوشحالی در راه این انسان بزرگ بدهم إن شاء الله. با تشکّر از پاسخ شما که مشتاقانه منتظرش هستم.
سیّد محمود طباطبایی1394/1/16
39
عقاید
مهدیه1394/1/21
40
مقدّمات
سیّد علی1394/2/2
41
مقدّمات
ساحل آزادی1394/2/25
42
مقدّمات
محمّد تقوی1394/2/25
43
مقدّمات
محمّد تقوی1394/3/9
44
احکام
بهنام1394/3/13
45
عقاید
نظری1394/3/20
46
عقاید
حسن علی1394/3/30
47
مقدّمات/ عقاید
حسن علی1394/3/30
48
احکام
آرمین1394/4/1
49
عقاید/ احکام
مهدوی1394/4/2
50
عقاید/ احکام
حسن علی1394/4/5
51
عقاید
حسن علی1394/4/5
52
عقاید
چند سؤال: 1 . در صفحه 170 کتاب، کلمه «اذن خدا» در دو سطر هشتم و چهاردهم دقیقاً منظور چیست و از کجا معلوم شده که جناب منصور و همراهانشان چنین اذنی دارند و دیگرانی مثل آقای فلانی [یکی از حاکمان ایران] چنین اذنی نداشته‌اند؟ لطفاً صریح و قاطع و بدون مسامحه بفرمایید. 2 . [در رابطه با] صفحه 240 کتاب [که گفته‌اند هر چه بیشتر در پی مردمان شایسته گشته‌ام کمتر یافته‌ام]، تاکنون به کجاها سفر نموده و با چه یا بهتر بگویم چگونه شخصیت‌هایی ملاقات نموده‌اند که به این نتیجه رسیده‌اند که گویا زمین از مردمان شایسته خالی است؟!! 3 . در صفحات 255 و 256 با استفاده از آیات قرآن استنباط کرده‌اید که حاکمان فعلی همگی! طاغوت هستند و از جمله آقای فلانی! لطفاً با صغرا و کبرای کامل و روشن و با استدلال صحیح و بیّنه روشن بفرمایید چگونه ایشان همگی طاغوت هستند و شما به مهدی دعوت می‌کنید؟ 4 . در صفحه 274 دو خط مانده به آخر کلمه «آیتی قطعی» استفاده شده است! آیا می‌توانم سؤال کنم آیت قطعی جناب منصور از طرف حضرت مهدی چیست؟ با تشکّر و امتنان؛ بنده قصد دارم اگر تغییر مسیری دادم همان هجرت الی الله باشد و نمی‌خواهم که تغییر مسیرم بدون شناخت کافی باشد. لذا عذر بنده در پرسش این گونه سؤالات را بپذیرید و ادّعایی هم ندارم با بضاعت مزجات دانش خودم سؤالاتم برخاسته از درک بالایم بوده باشد، بلکه اذعان کامل دارم فهم خودم قاصر است و گرنه هم جملات [کتاب] گویا و جامع و هم گوینده تواناست.
حسن علی1394/4/5
53
عقاید
حسن علی1394/4/5
54
عقاید
حسن علی1394/4/5
55
احکام
محمد1394/4/12
56
عقاید
محمد1394/4/12
57
مقدّمات
محمد1394/4/14
58
عقاید
حسن علی1394/4/20
59
عقاید
محمد1394/4/26
60
عقاید
محمد1394/4/26
61
عقاید
محمد1394/4/26
62
مقدّمات/ عقاید
سبحان1394/5/26
63
اخلاق
محمد جواد1394/5/27
64
اخلاق
هادی هنرجو1394/6/10
65
مقدّمات/ عقاید
محمّد جواد1394/6/11
66
عقاید
داوود1394/6/22
67
احکام
علی راضی1394/7/26
68
احکام
علی راضی1394/7/26
69
احکام
علی راضی1394/7/26
70
عقاید
علی راضی1394/7/26
71
احکام
علی راضی1394/7/26
72
عقاید
علی راضی1394/7/29
73
احکام
علی راضی1394/7/29
74
احکام
علی راضی1394/7/29
75
احکام
علی راضی1394/7/29
76
عقاید
علی راضی1394/7/29
77
عقاید
علی راضی1394/7/29
78
احکام
علی راضی1394/7/29
79
احکام
علی راضی1394/7/29
80
مقدّمات
حامد مقدّم1394/8/4
81
عقاید
زهره. م1394/8/6
82
عقاید
تعدادی دیگر از سؤال‌های دوستان تقدیم می‌گردد: 1- علامه خراسانی در ص256 کتاب «بازگشت به اسلام» فرموده‌اند:‌ «و من اگر در زمين تمکّن يابم، آنان [حاکمان محارب و مفسد] را به سزاي عملشان خواهم رساند؛ چراکه برداشتن آنان از سر راه مهدي، بر هر مسلماني که متمکّن از آن باشد، واجب است.» سؤال این است که آیا ایشان برای انجام این کار از حضرت مهدی اذن دارند و یا به رأی و اجتهاد یقینی خود عمل می‌کنند؟ منظور از تمکّن تشکیل حکومت است؟ در این صورت فرق این حکومت با سایر حکومت‌های اسلامی چیست؟ 2- در یکی از گفتارها ایشان خود را با حضرت مسلم تشبیه نموده‌اند. حضرت مسلم از امام زمان خود اذن داشتند. آیا ایشان از حضرت مهدی اذن دارند؟ برخی از علما مثل امام خمینی نیز حرکت انقلابی خود را برگرفته از قیام امام حسین می‌دانستند، با این حال مدّعی اذن از حضرت مهدی نبودند و به رأی و اجتهاد خود عمل می‌نمودند که البته طبق نظر علامه رأی و اجتهاد به تنهایی یقین ایجاد نمی‌کند. 3- همان طور که حضرت مهدی (ع) موعود هستند، دعوت کنندگان و زمینه‌سازان ظهور ایشان به حکم عقل سلیم باید موعود باشند؛ زیرا عقل حکم می‌کند که رسول خدا و سایر ائمه اهل بیت به آن‌ها بشارت دهند و مردم را به سوی آن‌ها سوق دهند. حال چگونه است که علامه خراسانی اصرار دارند فقط بر موارد یقینی کتاب «بازگشت به اسلام» تکیه کنیم و به مواردی که به خراسانی موعود در احادیث معتبر اشاره شده تکیه نکنیم؟‌ در این صورت چگونه به یقین کامل برسیم؟ در مجموع روایاتی که از رسول خدا (ص) و امیر مؤمنان و سایر ائمه اهل بیت نقل شده به صراحت موارد ذیل برای شناخت یکی از نایبان خاص حضرت مهدی (ع) اشاره شده: - صاحب پرچم های سیاه - هاشمی و خراسانی بودن - فاطمی بودن - حسنی یا حسینی بودن - جوانی زیبا روی - در کف دست چپش خالی است. - پیشاپیش لشکرش شعیب بن صالح تمیمی است. - گنج های طالقان او را اجابت می کنند. - با بنی امیه آخر زمان (سفیانی) جنگ می‌کند و او را شکست می‌دهد. - حضرت مهدی در لشکرش پنهان است و او را هدایت می‌کند و ... همه موارد نشان از آن دارد که رسول خدا و ائمه اهل بیت نشانه‌هایی را لازم دیده‌اند برای شناسایی او  مطرح نمایند، همان طور که سلمان فارسی هنگام ورود به مدینه نشانه‌هایی را که از کتب آسمانی برداشت کرده بود با رسول خدا تطبیق داد و  به یقین کامل رسید و به حضرت ایمان آورد. لطفاً در این مورد بیشتر توضیح دهید.
علی راضی1394/8/10
83
مقدّمات
علی راضی1394/8/10
84
احکام
علی راضی1394/8/10
85
اخلاق
علی راضی1394/8/10
86
اخلاق
علی راضی1394/8/10
87
مقدّمات
علی راضی1394/8/10
88
عقاید
علی راضی1394/8/10
89
احکام
علی راضی1394/8/10
90
عقاید
علی راضی1394/8/16
91
مقدّمات
علی راضی1394/8/16
92
عقاید
علی راضی1394/8/16
93
عقاید
1- از ص203 تا ص206 [کتاب «بازگشت به اسلام»] به بحث عصمت پیامبران پرداخته شده است. شیعه‌ی امامیه، پیامبران را از هر نوع خطا و گناه، چه کبیره و چه صغیره،‌ عمداً و یا سهواً، قبل و بعد از پیامبری مصون می‌داند و موارد اشاره شده در مورد گناه یا طلب استغفار آن بزرگواران را از نوع ترک اولی می‌داند. نظر ایشان در مورد این عقیده چیست؟ 2- در ص205 در مورد حضرت داوود (ع) اشاره شده که با داشتن نود و نه زوجه، از برادرش خواست که يگانه زوجه‌اش را طلاق دهد تا با او ازدواج کند. سؤالی که پیش می‌آید این است که چطور می‌شود که یک پیامبر معصوم از برادر خود چنین درخواستی داشته باشد؟! چه توجیهی برای این کار وجود دارد؟!  در تفاسیر شیعه بدین صورت اشاره نشده، بلکه از امام رضا (ع) نقل شده که حضرت داوود (ع) به دلیل اینکه آن دو نفر از دیوار خانه‌ی ایشان بالا آمده و به سرعت برای قضاوت نزد ایشان آمدند، لذا ایشان دچار اضطراب شده و با اینکه قضاوت درستی انجام داد، ولی به دلیل اضطراب و عدم آرامش اصول قضاوت را رعایت نکردند، یعنی از متّهم بازخواست کرد و از مدّعی سؤال و جوابی نکرد. در نتیجه بعد از اینکه متوجّه این مورد شدند طلب استغفار کردند. همچنین، در تفاسیر شیعه اشاره شده که ازدواج حضرت داوود (ع) با همسر اوریا بعد از اینکه ایشان در جنگ کشته شدند و بعد از اتمام عدّه به دستور خداوند انجام شده و هدف این بود که سنّت غلط رایج آن زمان برچیده شود؛ زیرا در آن زمان به غلط رسم بود که زن شوهر مرده دیگر حق ازدواج ندارد. لطفاً در این مورد بیشتر توضیح دهید.
علی راضی1394/8/16
94
عقاید
علی راضی1394/8/16
95
احکام
علی راضی1394/8/16
96
احکام
علی راضی1394/8/16
97
احکام
علی راضی1394/8/16
98
احکام
علی راضی1394/8/16
99
احکام
علی راضی1394/8/16
100
احکام
علی راضی1394/8/16
101
مقدّمات
علی راضی1394/8/16
102
عقاید
هادی هنرجو1394/8/18
103
مقدّمات
هادی هنرجو1394/8/18
104
احکام
هادی هنرجو1394/8/18
105
عقاید
هادی هنرجو1394/8/18
106
عقاید
علی راضی1394/8/23
107
مقدّمات
علی راضی1394/8/23
108
عقاید
علی راضی1394/8/23
109
احکام
علی راضی1394/8/23
110
احکام
علی راضی1394/8/23
111
عقاید
علی راضی1394/8/23
112
عقاید
داوود1394/8/26
113
احکام
داوود1394/8/26
114
احکام
حکیمی1394/8/28
115
احکام
علی راضی1394/8/30
116
احکام
علی راضی1394/8/30
117
اخلاق/ احکام
عبدالمحمّد ملاقلی‌پور1394/9/1
118
احکام
محمّد جواد1394/9/6
119
عقاید
با توجه به قاعده‌ای که علامه حفظه الله در مورد ظهور امام مهدی مطرح کرده‌اند که ظهور او نیازی به اجتماع همه‌ی مردم ندارد و نیازمند اجتماع شمار کافی از آن‌هاست، برای بنده چند سؤال مطرح می‌شود که به ترتیب زیر است: 1 . آیا کمیت و کیفیت این شمار کافی برای ایشان معلوم شده یا علم آن نزد خداست؟ 2 . آیا در زمان خلفاء گذشته این شمار کافی وجود نداشته است؟ 3 . با توجه به اینکه خلفاء گذشته در مقاطعی از تاریخ، نیروی زیادی در اختیار داشتند، به طور مثال رسول الله در جنگ با رومیان 30000 نفر، امام علی در صفین حدود 100000 نفر، امام حسن در جنگ با معاویه حدود 12000 نفر، امام حسین در کوفه حدود 18000 نفر، امام صادق در زمان قیام خراسانی حدود 100000 نفر از خراسانی‌ها که طالب قیام ایشان بودند [در اختیار داشتند]، حتی در زمان غیبت امام مهدی بارها جامعه‌ی شیعه برای ظهور منسجم و مهیّا شد، به طور مثال، در زمان صفویان انتظار و آمادگی برای ظهور بالا بود، به طوری که بزرگان علمای شیعه مثل مجلسی و دیگران، زمان را زمان ظهور و صفویان را زمینه‌سازان ظهور می‌دانستند؛ چون اکثر روایات با شرایط زمانشان مطابقت داشت، اما اتفاق نیفتاد. با این مقدمه بفرمایید اشکال کار در کجا بود و کاستی‌ها چه بود که ائمه‌ی اهل بیت به اهداف خود نرسیدند؟ 4 . آیا اشکالات و کاستی‌های گذشتگان در ما نیست؟ 5 . نسل ما چه ویژگی خاصی دارد که در آن‌ها نبوده، در حالی که به نظر می‌رسد آن‌ها از نظر قوت جسمی و روحی از ما بهتر بوده‌اند؟ با توجّه به سخت شدن شرایط و پیچیده شدن اوضاع و ضعف‌های جسمی و روحی ما که در گذر زمان ایجاد شده، برای فراهم شدن شمار کافی از یارانی که مثل و مانندی در ادوار گذشته نداشته‌اند، نیاز به الطاف خاص خداوند و همچنین توجّهات خاص امام مهدی ارواحناه فداه است. از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان زین راه بی‌نهایت در این شب سیاهم گم گشته راه مقصود از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت
هادی هنرجو1394/9/7
120
احکام
کریم1394/9/11
121
عقاید
علی راضی1394/9/15
122
احکام
علی راضی1394/9/15
123
عقاید
علی راضی1394/9/15
124
احکام
علی راضی1394/9/15
125
احکام
علی راضی1394/9/15
126
احکام
علی راضی1394/9/15
127
احکام
علی راضی1394/9/15
128
عقاید
علی راضی1394/9/15
129
مقدّمات
رضا راضی1394/9/16
130
مقدّمات
حامد ستوده1394/9/20
131
مقدّمات/ عقاید
مجتبی1394/9/21
132
احکام
بنده یک منبری و از ارادت‌مندان حضرت علامه خراسانی حفظه الله تعالی هستم و گاهی در منبرم برای آگاهی مردم از معارف حقّه‌ی اسلام، از فرمایش‌های نورانی این بزرگوار و مواعظ بلیغه‌ی ایشان استفاده می‌کنم، ولی متأسفانه با توجّه به فضای امنیّتی موجود در ایران و جوّ مسمومی که بر ضدّ این عالم مظلوم ایجاد کرده‌اند، قادر به ذکر نام ایشان نیستم و نمی‌توانم این موارد را با صراحت از ایشان نقل کنم؛ خصوصاً که در میان اهل مسجد متعصّبینی حضور دارند که اگر نام این بزرگوار را از دهان من بشنوند دیگر پشت سر من نماز هم نمی‌خوانند و برای من مشکلات عدیده‌ای ایجاد می‌کنند. با این حال، من گاهی به صورت کلّی و مجمل به این بزرگوار اشاره می‌کنم و مثلاً می‌گویم: «به قول یکی از بزرگان» یا «به قول یکی از علما» یا «برخی حکما فرموده‌اند» و مانند این، ولی نمی‌دانم که آیا این اشارات کفایت می‌کند یا نه؟ به هر حال سؤالم این است که آیا این کار برای بنده با توجّه به اینکه قصد ترویج معارف حقّه‌ی اسلام را دارم، جایز است؟ اگر جایز نیست، چه کار باید انجام بدهم؟ با تشکّر از شما و این عالم بزرگ که مصداق بارز «إنّک علی الحقّ المبین» هستند و با آثار ارزشمند خود، سطح فکر و بینش ما را نسبت به اسلام چندین درجه بالاتر برده‌اند و نگاه‌های غلط ما را خصوصاً به مسأله‌ی مهدویت اصلاح فرموده‌اند و یک انقلاب فرهنگی عظیم و بی‌سابقه را در جهان اسلام آغاز کرده‌اند که نویدبخش انقلاب جهانی مهدوی است ان شاء الله.
اسماعیلی1394/10/5
133
احکام
رضا راضی1394/10/5
134
احکام
رضا راضی1394/10/5
135
اخلاق
رضا راضی1394/10/5
136
اخلاق
رضا راضی1394/10/5
137
احکام
رضا راضی1394/10/5
138
اخلاق
محمّد جواد1394/10/6
139
احکام
محمّد جواد1394/10/12
140
عقاید
رضا راضی1394/10/15
141
احکام
محمّد جواد1394/10/15
142
احکام
رضا راضی1394/10/28
143
احکام
محمّد جواد1394/10/28
144
احکام
مرصعی1394/10/30
145
عقاید/ احکام
علی1394/11/2
146
عقاید/ احکام
علی1394/11/2
147
احکام
علی1394/11/2
148
عقاید
علی1394/11/2
149
عقاید
رضا راضی1394/11/11
150
احکام
رضا راضی1394/11/11
151
احکام
محمّد جواد1394/11/11
152
احکام
محمّد جواد1394/11/19
153
احکام
ابو الفضل وفاییان1394/11/24
154
احکام
الهه مصفّا1394/11/25
155
عقاید
حمیدرضا1394/12/6
156
مقدّمات/ عقاید
حمید رضا1394/12/6
157
عقاید
ابو الفضل وفاییان1394/12/7
158
احکام
رضا راضی1394/12/15
159
مقدّمات
یعقوب1394/12/15
160
عقاید
یعقوب1394/12/15
161
عقاید
یعقوب1394/12/15
162
عقاید
یعقوب1394/12/15
163
عقاید
یعقوب1394/12/15
164
مقدّمات/ عقاید
رضا راضی1394/12/17
165
مقدّمات/ اخلاق
رضا راضی1394/12/17
166
مقدّمات
رضا راضی1394/12/17
167
احکام
رضا راضی1394/12/17
168
احکام
رضا راضی1394/12/17
169
احکام
یعقوب1394/12/20
170
احکام
یعقوب1394/12/20
171
عقاید
یعقوب1394/12/20
172
عقاید
یعقوب1394/12/20
173
احکام
ف. درجاتی1395/1/11
174
احکام
علی راضی1395/1/18
175
مقدّمات/ احکام
عاطفه وفا1395/1/19
176
احکام
عاطفه وفا1395/1/19
177
عقاید
محمّد جواد1395/1/22
178
عقاید
مشتاق امام مهدی1395/1/31
179
احکام
علی راضی1395/1/31
180
احکام
علی راضی1395/1/31
181
احکام
علی راضی1395/1/31
182
اخلاق
علی راضی1395/1/31
183
احکام
وحید1395/2/4
184
عقاید
علی راضی1395/2/8
185
احکام
رضا راضی1395/2/11
186
مقدّمات/ عقاید
فرهاد گلستان1395/2/22
187
مقدّمات
فرهاد گلستان1395/2/23
188
احکام
رضا راضی1395/3/1
189
عقاید
هادی1395/3/1
190
مقدّمات
فرهاد گلستان1395/3/2
191
مقدّمات/ احکام
بیاتی1395/3/3
192
مقدّمات
فرهاد گلستان1395/3/4
193
عقاید
فرهاد گلستان1395/3/4
194
احکام
رضا راضی1395/3/5
195
عقاید
رضا راضی1395/3/5
196
احکام
بیاتی1395/3/10
197
احکام
بیاتی1395/3/10
198
احکام
علی راضی1395/3/10
199
احکام
رضا راضی1395/3/11
200
احکام
رضا راضی1395/3/11
201
عقاید
شما در چند جا از سایت خود به این نکته تصریح فرموده‌اید که علامه منصور هاشمی خراسانی مدّعی نیست که «منصور خراسانی موعود» در روایات متواتر اسلامی است، ولی برخی افراد با توجّه به نشانه‌های ایشان و پیام محوری نهضت‌شان، چنین اعتقادی درباره‌ی ایشان دارند و از نظر شما صحّت چنین اعتقادی درباره‌ی ایشان «ممکن است». البته این جانب منکر امکان عقلی یا شرعی این موضوع نیستم، ولی معتقدم صرف امکان عقلی یا شرعی برای چنین موضوعی کافی نیست و ما باید در این باره به یقین برسیم؛ همان طور که خود علامه هم بر روی یقین خیلی تأکید دارند و اساساً ظن را حجّت نمی‌دانند، در حالی که برای رسیدن به یقین در این باره به آگاهی‌های بیشتری از نشانه‌های ایشان احتیاج است. به عنوان مثال، این جانب بنا بر تخصّص خودم در زمینه‌ی علوم حدیث، تسلّط خوبی بر احادیث اسلامی در منابع شیعه و اهل سنّت دارم و می‌دانم که در برخی از این احادیث حتّی به نام خراسانی موعود به عنوان کسی که پیش از ظهور امام مهدی علیه السّلام از خراسان (ما وراء النهر) ظهور می‌کند و برای دولت آن حضرت زمینه‌سازی می‌نماید و پرچم را به دست آن حضرت می‌رساند و فلسطین را فتح می‌کند، اشاره شده است و از مجموع این احادیث دانسته می‌شود که نام خراسانی موعود «علی» است، نه «منصور»، هر چند «یقال له المنصور»؛ «به او منصور گفته می‌شود» یعنی لقب او منصور است. البته در روایتی که قاضی نعمان مغربی در کتاب شرح الأخبار به نقل از حضرت علی علیه السّلام آورده، از نام «مرضی» یا «رضی» با الف مقصوره که در فارسی «رضا» نوشته می‌شود هم برای نایب امام مهدی علیه السّلام یاد شده و ممکن است لقب دیگری برای این فرد یا جزئی دیگر از نام او باشد که در فرض دوم نام «علی رضا» را به ذهن می‌رساند که با نام «علیّ بن موسی الرّضا» علیهما السّلام امام مدفون در خراسان مطابقت دارد. با این اوصاف، بنده از شما تقاضا دارم که تکلیف ما را روشن کنید و صریحاً اعلام بفرمایید که آیا «منصور» نام جناب هاشمی خراسانی است یا لقب ایشان؟ و در صورت دوم بفرمایید که نام ایشان چیست؟ اگر نام ایشان «علی» یا «رضا» یا «علی رضا» است که در روایات مذکور آمده است بفرمایید تا ما وظیفه‌ی خود درباره‌ی ایشان را انجام دهیم و اگر نام ایشان چیز دیگری است باز هم بفرمایید تا ما بیهوده دل به ایشان نبندیم و امیدوار نباشیم! ضمناً تقاضا دارم که به سؤال بنده در سایت پاسخ دهید و آن را به ایمیل بنده ارسال نکنید. با تشکّر
اسماعیلی1395/3/14
202
احکام
رضا راضی1395/3/22
203
احکام
سلمان شیرازی1395/3/25
204
احکام
بیاتی1395/3/26
205
احکام
هادی1395/3/31
206
عقاید
بیاتی1395/4/4
207
احکام
رضا راضی1395/4/5
208
احکام
بیاتی1395/4/8
209
عقاید
هادی1395/4/9
210
احکام
رضا راضی1395/4/13
211
احکام
رضا راضی1395/4/13
212
عقاید
رضا راضی1395/4/14
213
احکام
رضا راضی1395/4/14
214
احکام
رضا راضی1395/4/14
215
احکام
محمد حسین نوری1395/4/21
216
احکام
بیاتی1395/4/30
217
احکام
رضا راضی1395/5/3
218
عقاید
محمد حسین نوری1395/5/3
219
عقاید
احمد1395/5/3
220
احکام
سیادتی1395/5/7
221
احکام
راضیه حقگو1395/5/17
222
احکام
احمد1395/5/17
223
احکام
علی طاهری1395/5/17
224
احکام
رضوان1395/5/21
225
عقاید
کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس سزای حور بده رونق پری بشکن پاسخ مستدلّ شما به پرسش شماره‌ی 34 را چندین بار خواندم. خداوند جناب علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی را پاداش نیکو دهد که چنین یاران و شاگردان فرزانه‌ای را برای امام مهدی علیه السّلام تربیت کرده است. انصافاً دلایل شما از حیث علمی بسیار محکم و قانع کننده است و به نظر من دقیق‌ترین و بنیادی‌ترین دلایلی است که تاکنون در این باره نوشته شده است. من این دلایل را برای برخی طرفداران احمد الحسن ارسال کردم، ولی متأسفانه آن‌ها در اوهام خود غوطه‌ورند و به قدری متعصّب و عامّی هستند که با این قبیل دلایل قانع نمی‌شوند و در آن‌ها اندیشه نمی‌کنند و ظاهراً چیز زیادی هم از آن‌ها سر در نمی‌آورند! پاسخ آن‌ها به من این بود که برای ما دلیل نیاورید! ما به این دلایل کاری نداریم و تنها حدیث را حجّت می‌دانیم! لذا این دلایل را رها کنید و اگر راست می‌گویید برای ما یک حدیث بیاورید که نشان دهد ما باید حجّت خدا را با چیزی جز حدیث بشناسیم یا باید به جای پرچم یمانی از پرچم خراسانی پیروی کنیم! این‌ها می‌گویند که این قبیل دلایل ساخته‌ی آخوندها در حوزه‌های علمیّه است و در اسلام فقط حدیث اعتبار دارد! حدیث هم صحیح و ضعیف ندارد یا نمی‌توان صحیح و ضعیف آن را با علم رجال تشخیص داد! البته منظورشان حدیث مربوط به پرچم یمانی است که از نظر علم رجال ضعیف محسوب می‌شود! لذا توقّع این‌ها آن است که شما به جای این همه دلایل، یک حدیث بیاورید تا این‌ها به جای پرچم یمانی از پرچم خراسانی پیروی کنند! به علاوه، این‌ها اقرار دارند که احمد الحسن برای اثبات ادّعای خود معجزه‌ای ندارد، ولی معتقدند که برای شناخت حجّت خداوند نیازی به معجزه نیست، بلکه وجود نص درباره‌ی او کافی است؛ همان طور که برای شناخت حجّت‌های گذشته نیازی به معجزه نبود. بنابراین، حدیث مربوط به وصیّت که شیخ طوسی در کتاب غیبت روایت کرده، برای شناخت احمد الحسن به عنوان حجّت خداوند و امام، مهدی، وصی، قائم آل محمّد و منجی بشریّت کافی است! در این حدیث آمده است که بعد از حضرت مهدی، دوازده مهدیّ دیگر هستند که نخستین آن‌ها سه نام دارد: عبد الله، احمد و مهدی و نام احمد الحسن هم احمد است و از اینجا معلوم می‌شود که همان شخص مذکور در روایت است و دلیلش هم این است که کسی پیش از او چنین ادّعایی نکرده است و امکان ندارد که یک شخص دروغگو چنین ادّعایی بکند؛ چون مستلزم گمراه شدن مردم با وصیّت پیامبر است، در حالی که پیامبر فرموده است هر کس از وصیّت من پیروی کند هرگز گمراه نمی‌شود! خصوصاً با توجّه به حدیثی که کلینی در کتاب کافی آورده و در آن آمده است: «این امر را شخصی جز صاحبش ادّعا نمی‌کند مگر اینکه خداوند عمر او را قطع می‌کند»، در حالی که این شخص هنوز زنده است و خداوند عمر او را قطع نکرده است و از اینجا معلوم می‌شود که صاحب این امر است! ضمناً این‌ها مدّعی هستند که حدیث وصیّت حدیث واحد نیست، بلکه حدیث متواتر است! این‌ها مهم‌ترین مستمسک این افراد است که قابل ذکر بود و مستمسکات دیگرشان به قدری سست و عامیانه است که بسیاری از خودشان هم آن‌ها را قبول ندارند یا خیلی بر روی آن‌ها تأکید نمی‌کنند و به قول معروف بیشتر مصرف داخلی دارد! مثل خواب‌هایی که می‌گویند خود احمد الحسن دیده یا طرفدارانش دیده‌اند و استخاره‌هایی که خودش گرفته یا دیگران درباره‌ی او گرفته‌اند و خوب آمده است و دعوت او به مباهله و ادّعای برخی که می‌گویند چیزی شبیه نام او یعنی «احمد» در دود آتشفشان ایسلند دیده شده و از اینجا معلوم می‌شود که او فرزند حضرت مهدی علیه السّلام و نیز یمانی موعود و امام، مهدی، وصی، قائم آل محمّد و منجی عالم بشریّت است! بلکه معلوم می‌شود هر چیزی که او درباره‌ی خودش ادّعا کرده درست است؛ مثل اینکه ادّعا کرده است پدرش یعنی حضرت مهدی علیه السّلام (!) به او امر کرده است که بگوید: «من همان سنگی در دستان علی بن أبی طالب هستم که آن را انداخت تا کشتی نوح را با آن نجات دهد. بار دیگر با آن ابراهیم را از آتش نمرود نجات داد و بار دیگر با آن یونس را از شکم ماهی خلاص کرد. به وسیله‌ی آن با موسی سخن گفت و آن را عصایی برای شکافتن دریا و سپری برای داوود قرار داد، همان سپری که در روز أحد از آن استفاده کرد و در صفّین آن را به دستش بست»!!! و ادّعا کرده او همان کسی است که به خاطر شباهتش با عیسی مسیح، به جای او به صلیب کشیده شده است!!! حال تقاضا دارم که درباره‌ی تک تک این ادّعاها توضیح بفرمایید تا حجّت از هر جهت بر فریب‌خوردگان این شخص تمام شود و بسیاری‌شان که به خاطر جهل و زودباوری از این شخص پیروی می‌کنند به سوی حق باز گردند؛ چراکه هیچ کس در این زمان به اندازه‌ی شما با حق آشنا نیست و دیگران همه سر در گریبان حیرت فرو برده‌اند و ما واقعاً خوشوقت هستیم که شخصیّتی مانند علامه منصور هاشمی خراسانی در میان ما حضور دارد و با گفتار فیصله کننده‌ی خود معضلات غامض ما را حل می‌کند و میان حقّ و باطل فرق می‌نهد و این در حالی است که متأسفانه مدّعیان دروغینی مانند احمد الحسن بصری باعث بدبینی شدید مردم نسبت به این بزرگوار و نهضت پاک و وزین ایشان برای زمینه‌سازی ظهور حضرت مهدی علیه السّلام شده‌اند و این واقعاً ظلم و جفای بزرگی است که این شیّادان در حقّ اسلام و در حقّ حضرت مهدی علیه السّلام کرده‌اند و ما واقعاً از این بابت شرمسار و متأسّف هستیم. با تشکّر
مصطفی صابری1395/5/27
226
عقاید
حامد پهلوان1395/6/4
227
احکام
رضوان1395/6/4
228
احکام
رضا راضی1395/6/13
229
احکام
رضا راضی1395/6/13
230
عقاید/ احکام
حمید1395/6/14
231
احکام
رضا راضی1395/6/14
232
عقاید
سریر1395/6/31
233
احکام
رضا راضی1395/6/31
234
احکام
فاطمه1395/7/9
235
احکام
بیاتی1395/7/15
236
مقدّمات
محمّد عمر1395/7/17
237
عقاید/ اخلاق
بنت الهدی1395/7/18
238
عقاید/ احکام
سلمان شیرازی1395/7/22
239
احکام
رضا راضی1395/7/24
240
مقدّمات
بیاتی1395/7/28
241
عقاید
بختیار1395/7/30
242
احکام
محمّد کاظم مقتدایی1395/7/30
243
عقاید
عمر1395/8/2
244
احکام
باقر1395/8/5
245
مقدّمات
بیاتی1395/8/6
246
عقاید
سریر1395/8/6
247
احکام
رضا راضی1395/8/8
248
احکام
سلام خدمت بزرگواران زحمتکش و همچنین درود بر سرور عزیزتر از جانم جناب منصور هاشمی خراسانی سؤالی ذهنم را مشغول کرده است خواستم در صورت امکان از جناب علامه بپرسید و جواب ایشان را برای ما بفرستید تا ان شاء الله حق برایمان روشن‌تر شود. سؤال و «درد دلم» درباره مدارس ایران است که امروزه به نظر بنده شیطان یکی از دام‌های مهمش را در این مکان‌ها گسترانیده و تا حدود زیادی مسئولیت و زحمت بی‌تربیتی کودکان ما را به دوش زخمیش گرفته و نقش دایه دلسوزتر از مادر را برای بچه‌های ما بازی می‌کند. حقیر به امید آن که جای سالمی در بدن زخم‌خورده تربیت و تعلیم باقی مانده باشد می‌خواستم از کیفیت فساد در مدارس و دانشگاه‌ها سخن بگویم، وقتی خوب نگریستم جای سالمی در آن نیافتم تا از آن سخنی بگویم. بی شک خودتان از وضعیّت و فساد در آن‌ها بهتر از بنده آگاه هستید. آیا با این حال جایز است فرزندان خود را بدست خود به این دام‌های ابلیس گرفتار کنیم؟! آیا این کار با زنده به گور کردن دختران عرب جاهلی فرقی می‌کند؟! آیا تعلیم خواندن و نوشتن به کودک در خانه بهتر نیست؟ چون بفرض از هر چه بگذریم و طاقت زنده بگور شدن دختران خود را داشته باشیم، کودک که مراحل مدارس شیطانی را طی می‌کند استعدادش هم کُشته می‌شود و از بین می‌رود؛ چون مثلاً استعداد کودک من در «پرورش زنبور عسل» بوده، ولی بخاطر برنامه‌ریزی شیطانی ظلمات فوق ظلمات، با پارتی یا مثلاً بدون پارتی، «مهندس شیمی» از آب درآمده که پشت میز فقط چُرت می‌زند و حال امضاء کردن یک برگه را ندارد و خواسته یا ناخواسته به مهندسان شیمی که در حال نگهداری گاو هستند ظلم می‌کند و همچنین خیانت گاودارها از شیر و ماست در خانه مردم پیدا می‌شود! در ثانی اگر بتوانم کمی بیشتر پول داشته باشم، معلم و استاد دانشگاه و مدرک دکترای جراحی قلب را هم با پول می‌خرم و برای یادگیری بهتر جراحی می‌توانم با مرحوم کردن دو سه «جراح قلب» که در حال «چوپانی» به سکته قلبی دچار شده بودند، تجربه بیشتری کسب کنم تا بتوانم تیغ و قیچی جراحی را داخل بدن بیمار جا نگذارم و آن وقت هست که بازنشسته می‌شوم! جناب علامه عزیز و گمنام که از فلان حوزه مدرک چاپلوسی و علم لغت و الفاظ ندارید! بی‌شک شیطان و حزبش از تیر حکمت‌های سینه مبارک شما در امان نیستند و مُهر و امضاءشان از برگه حکمت‌های تو در فرارند. پس من محال می‌دانم که شیطان بخواهد تو عزیز دل و سرور ما و یاور مهدی ما را تأیید کند. هر چند تأییدیه خدا ما را بس است و بندگان مخلص خدا در آسمان‌ها معروف و در زمین گمنامند و دنبال مال، مقام، شهرت و آسایش دنیا برای خود نیستند، هر چند برای ضعفا آسایش مهیا می‌کنند. طاقت دیدن زندگی سخت بندگان را ندارند و بر آن‌ها بی‌اختیار می‌گریند، اما خود را به سخت‌ترین زندگی‌ها عادت می‌دهند و در سختی‌های خود می‌خندند. سلام و درود خدا بر بندگان شایسته خداوند و کسانی که آن‌ها را حمایت، اطاعت و صیانت می‌کنند و تا مهدی فاطمه را بر سر کرسی خلافت و عدالت ننشانند آرام و قرار ندارند، گویی برای همین مأموریت زاده شده‌اند و با دنیا مثل رهگذر رفتار می‌کنند.
یاسین1395/8/18
249
احکام
دانشجوی پزشکی1395/8/23
250
احکام
علی هزاره1395/9/6
251
مقدّمات
دانیال رزمجو1395/9/8
252
عقاید
هادی1395/9/8
رفتن
به کد
ابتدا/12345678910/انتها
رفتن به
صفحه
دانلود مجموعه‌ی پرسش‌ها و پاسخ‌ها
بازگشت به اسلام - منصور هاشمی خراسانی - پرسش
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.