شنبه ۱۵ آذر (قوس) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۱۹ ربیع الثانی ۱۴۴۲ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۱۹) مبنای شکل‌گیری حکومت اسلامی و مشروعیت سیاسی آن، اذن خاصّ و قطعی خداوند است که برای هیچ یک از حاکمان کنونی در جهان اسلام وجود ندارد و از این رو، حکومت هیچ یک از آنان در حال حاضر حکومت اسلامی شمرده نمی‌شود. (مقاله‌ی ۱)
loading
متن درس
PDF ۳۲
[زمین از امامی از جانب خداوند خالی نمی‌شود مگر اینکه خداوند بر اهل آن غضب کند.]

[حدیث ۳۱]

أَمَّا الْحَدِيثُ الْحَادِي وَالثَّلَاثُونَ فَهُوَ مَا رَوَاهُ عَلِيُّ بْنُ بَابِوَيْه [ت۳۲۹ه‍] فِي «الْإِمَامَةِ وَالتَّبْصِرَةِ»[۱]، قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ، قَالَا: حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ -فِي حَالِ اسْتِقَامَتِهِ- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ، عَنْ زُرَارَةَ، قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَمْضِي الْإِمَامُ وَلَيْسَ لَهُ عَقِبٌ؟ قَالَ: لَا يَكُونُ ذَلِكَ، قُلْتُ: فَيَكُونُ مَاذَا؟ قَالَ: لَا يَكُونُ ذَلِكَ إِلَّا أَنْ يَغْضَبَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى خَلْقِهِ، فَيُعَاجِلَهُمْ.

ترجمه:

امّا حدیث سی و یکم چیزی است که علیّ بن بابویه [د.۳۲۹ق] در کتاب «الإمامة و التبصرة» روایت کرده، (به این صورت که) گفته است: سعد بن عبد الله و عبد الله بن جعفر حميری ما را حدیث کردند، گفتند: يعقوب بن يزيد ما را حدیث کرد، از أحمد بن هلال -پیش از گمراهی‌اش-، از محمّد بن أبي عمير، از ابن أذينة، از زرارة که گفت:

به ابو عبد الله (جعفر بن محمّد صادق) علیه السلام گفتم: آیا می‌شود که امام از دنیا برود، بدون اینکه از او فرزندی (برای جانشینی) باقی ماند؟ فرمود: نمی‌شود، گفتم: (در آن صورت) چه خواهد شد؟ فرمود: نمی‌شود، مگر اینکه خداوند بر آفریدگانش خشم گیرد، پس امانشان ندهد.

[ملاحظه]

قَالَ الْمَنْصُورُ حَفِظَهُ اللَّهُ تَعَالَى: كَانَ أَحْمَدُ بْنُ هِلَالٍ مُتَّهَمًا فِي دِينِهِ، وَلَمْ يَكُنْ مُتَّهَمًا فِي رِوَايَتِهِ، وَزَعَمَ الطُّوسِيُّ أَنَّ طَائِفَتَهُ يَعْمَلُونَ بِمَا رَوَاهُ فِي حَالِ اسْتِقَامَتِهِ[۲]، وَهَذِهِ رِوَايَةٌ رَوَاهَا فِي حَالِ اسْتِقَامَتِهِ، وَلَمْ يَنْفَرِدْ بِهَا، بَلْ تَابَعَهُ إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ:

ترجمه:

منصور حفظه الله تعالی فرمود: احمد بن هلال در عقیده‌اش متّهم بود، ولی در روایتش متّهم نبود و طوسی معتقد است که طائفه‌ی او (یعنی شیعه) به چیزی که او پیش از گمراهی‌اش روایت کرده است عمل می‌کنند و این روایتی است که او پیش از گمراهی‌اش روایت کرده است و با این حال، در روایت آن تنها نیست، بلکه ابراهیم بن هاشم با او همراهی کرده است:

[حدیث ۳۱-۱]

رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ جَرِيرٍ الطَّبَرِيُّ [ت‌بعد۴۱۱ه‍] فِي «دَلائِلِ الْإِمامَةِ»[۳] -وَهُوَ غَيْرُ صاحِبِ التَّارِيخِ- قالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ هِبَةِ اللَّهِ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادٍ الْهَمْدَانِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ، عَنْ زُرَارَةَ، قَالَ -فَذَكَرَ مِثْلَهُ.

ترجمه:

محمّد بن جریر طبری [د.بعد۴۱۱ق] -که غیر از صاحب تاریخ است- در کتاب «دلائل الإمامة» روایت کرده، گفته است: ابو الحسن علیّ بن هبة الله من را خبر داد، گفت: أبو جعفر محمّد بن علیّ بن حسين ما را حدیث کرد، گفت: أحمد بن زياد همدانی ما را حدیث کرد، گفت: علیّ بن إبراهيم بن هاشم ما را حدیث کرد، از پدرش، از محمّد بن أبی عمير، از عمر بن أذينة، از زرارة که گفت -پس مانند این حدیث را ذکر کرد.

[ملاحظه]

قَالَ الْمَنْصُورُ حَفِظَهُ اللَّهُ تَعَالَى: هَذَا حَدِيثٌ فُتِنَ بِهِ بَعْضُ فِرَقِ الشِّيعَةِ، فَزَعَمُوا أَنَّ الْإِمَامَةَ بَطَلَتْ بَعْدَ إِمَامِهِمُ الْحَادِي عَشَرَ، فَارْتَفَعَتِ الْأَئِمَّةُ، وَلَيْسَ فِي زَمَانِنَا هَذَا إِمَامٌ وَلَا حُجَّةٌ فِي الْأَرْضِ، وَإِنَّمَا الْحُجَّةُ الْأَخْبَارُ الْوَارِدَةُ عَنِ النَّبِيِّ وَالْأَئِمَّةِ الْمُتَقَدِّمِينَ إِلَى أَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ الْمَهْدِيَّ إِذَا شَاءَ، وَزَعَمُوا أَنَّ ذَلِكَ سَائِغٌ إِذَا غَضِبَ اللَّهُ عَلَى الْعِبَادِ بِمَعَاصِيهِمْ فَجَعَلَهُ عُقُوبَةً لَهُمْ -ذَكَرَهُمْ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ مُوسَى النَّوْبَخْتِيُّ [ت‌بعد۳۰۰هـ] فِي «فِرَقِ الشِّيعَةِ»[۴]- وَلَيْسَ كَمَا زَعَمُوا؛ لِأَنَّ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى: ﴿إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖ[۵] عَامٌّ لَا مُخَصِّصَ لَهُ فِي كِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى، وَلَيْسَ قَوْلُهُ تَعَالَى: ﴿عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ[۶] مُخَصِّصًا لَهُ؛ لِأَنَّ الْخَلِيفَةَ أَعَمُّ مِنَ الرَّسُولِ، وَلَا رَيْبَ فِي أَنَّ هَذَا الْحَدِيثَ لَا يَقْدِرُ عَلَى تَخْصِيصِ كِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى لَوْ كَانَتْ فِيهِ دَلَالَةٌ عَلَى مَا قَالُوا، وَالْحَقُّ أَنَّهُ لَا دَلَالَةَ فِيهِ عَلَى ذَلِكَ؛ لِأَنَّ الْمُرَادَ بِغَضَبِ اللَّهِ تَعَالَى فِيهِ الْعَذَابُ أَوِ السَّاعَةُ، كَمَا تَقَدَّمَ تَفْسِيرُهُ فِي الْأَحَادِيثِ السَّابِقَةِ حَيْثُ قَالَتْ: «لَوْ رُفِعَ الْإِمَامُ مِنَ الْأَرْضِ لَسَاخَتْ وَمَاجَتْ بِأَهْلِهَا كَمَا يَمُوجُ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ»، وَقَدْ جَاءَ بِصَرَاحَةٍ فِيمَا رُوِيَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَابْنِهِ الصَّادِقِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ:

ترجمه:

منصور حفظه الله تعالی فرمود: این حدیثی است که برخی فرقه‌های شیعه به آن فریفته شده‌اند، پس پنداشته‌اند که امامت پس از امام یازدهمشان تعطیل شده است و امامان برداشته شده‌اند و در زمان ما هیچ امام و حجّتی در زمین وجود ندارد و حجّت تنها اخبار رسیده از پیامبر و امامان پیشین است تا آن گاه که خداوند مهدی را -هرگاه بخواهد- برانگیزد و پنداشته‌اند که این، در صورتی که خداوند بر بندگان به سبب گناهانشان غضب کرده باشد و آن را عقوبتی برایشان قرار داده باشد، جایز است -أبو محمّد حسن بن موسى نوبختی [د.بعد۳۰۰ق] در «فرق الشیعة» از این فرقه یاد کرده است- ولی پندار آنان درست نیست؛ زیرا سخن خداوند که فرموده است: «من در زمین خلیفه‌ای را قرار دهنده‌ام» عامّ است و مخصّصی برای آن در کتاب خداوند وجود ندارد و سخن او که فرموده است: «در فترتی از پیامبران» مخصّصی برای آن محسوب نمی‌شود؛ چراکه خلیفه، اعمّ از پیامبر است (یعنی شامل پیامبر و جانشینان پیامبر می‌شود) و شکّی نیست که این حدیث، اگر بر پندار آنان دلالت داشته باشد، نمی‌تواند کتاب خداوند را تخصیص بزند و حق این است که بر پندار آنان دلالتی ندارد؛ چراکه مراد از غضب خداوند در آن، عذاب یا قیامت است؛ چنانکه تفسیر آن در احادیث پیشین گذشت، جایی که گفتند: «اگر امام از زمین برداشته شود، فرو می‌رود و اهل خود را به تلاطم می‌آورد، همان طور که دریا اهل خود را به تلاطم می‌آورد» و به صراحت در آنچه از أبو جعفر (باقر) و پسرش صادق عليهما السلام روایت شده، آمده است:

[حدیث ۳۱-۲]

رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ بَابِوَيْه [ت۳۸۱ه‍] فِي «عِلَلِ الشَّرَائِع»[۷]، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ يَحْيَى، قَالَ: حَدَّثَنَا الْمُغِيرَةُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا رَجَاءُ بْنُ سَلَمَةَ، عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ، عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِأَيِّ شَيْءٍ يُحْتَاجُ إِلَى النَّبِيِّ وَالْإِمَامِ؟ فَقَالَ: لِبَقَاءِ الْعَالَمِ عَلَى صَلَاحِهِ، وَذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يَرْفَعُ الْعَذَابَ عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ إِذَا كَانَ فِيهَا نَبِيٌّ أَوْ إِمَامٌ، قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: ﴿وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ[۸]، وَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: «النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ، وَأَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ، فَإِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ أَتَى أَهْلَ السَّمَاءِ مَا يَكْرَهُونَ، وَإِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَيْتِي أَتَى أَهْلَ الْأَرْضِ مَا يَكْرَهُونَ»، يَعْنِي بِأَهْلِ بَيْتِهِ الْأَئِمَّةَ الَّذِينَ قَرَنَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ طَاعَتَهُمْ بِطَاعَتِهِ فَقَالَ: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[۹].

ترجمه:

محمّد بن علیّ بن بابویه [د.۳۸۱ق] در کتاب «علل الشرائع» روایت کرده، گفته است: محمّد بن إبراهيم بن إسحاق طالقانی ما را حدیث کرد، گفت: عبد العزيز بن يحيى ما را حدیث کرد، گفت: مغيرة بن محمّد ما را حدیث کرد، گفت: رجاء بن سلمة ما را حدیث کرد، از عمرو بن شمر، از جابر بن يزيد جعفی که گفت: به أبو جعفر محمّد بن علیّ باقر عليهما السلام گفتم: برای چه به پیامبر و امام نیاز است؟ پس فرمود: برای بقاء جهان بر سامانش و آن از این روست که خداوند عزّ و جلّ عذاب را از اهل زمین بر می‌دارد هرگاه در آن پیامبر یا امامی باشد. خداوند عزّ و جلّ فرموده است: «خداوند هرگز آنان را عذاب نمی‌کند در حالی که تو میانشان هستی» و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرموده است: «ستارگان امانی برای اهل آسمان هستند و اهل بیت من امانی برای اهل زمین. پس هرگاه ستارگان بروند، چیزی که اهل آسمان از آن کراهت دارند به آنان می‌رسد و هرگاه اهل بیت من بروند، چیزی که اهل زمین از آن کراهت دارند به آنان می‌رسد». مقصود او از اهل بیتش امامانی هستند که خداوند اطاعت از آنان را قرین اطاعت از خود ساخته و فرموده است: «ای کسانی که ایمان آوردید! از خداوند اطاعت کنید و از پیامبر اطاعت کنید و از صاحبان امرتان».

[حدیث ۳۱-۳]

وَرَوَى عَبَّادُ بْنُ يَعْقُوبَ الْعُصْفُرِيُّ [ت۲۵۰هـ][۱۰]، عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ يَوْمًا بِلَا إِمَامٍ مِنَّا، لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا، وَلَعَذَّبَهُمُ اللَّهُ بِأَشَدِّ عَذَابِهِ، ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ جَعَلَنَا حُجَّةً فِي أَرْضِهِ، وَأَمَانًا فِي الْأَرْضِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ، لَنْ يَزَالُوا فِي أَمَانٍ أَنْ تَسِيخَ بِهِمُ الْأَرْضُ مَا دُمْنَا بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ، فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يُهْلِكَهُمْ ثُمَّ لَا يُمْهِلَهُمْ وَلَا يُنْظِرَهُمْ، ذَهَبَ بِنَا مِنْ بَيْنِهِمْ، وَرَفَعَنَا إِلَيْهِ، ثُمَّ يَفْعَلُ اللَّهُ بِهِمْ مَا شَاءَ وَأَحَبَّ.

ترجمه:

همچنین، عبّاد بن یعقوب عُصفری [د.۲۵۰ق]، از عمرو بن ثابت، از پدرش، از أبو جعفر (باقر) عليه السلام روایت کرده، گفته است: شنیدم آن حضرت می‌فرماید: اگر زمین یک روز بدون امامی از ما (اهل بیت) بماند، اهل خود را فرو می‌برد و خداوند حتماً آنان را با شدیدترین عذاب خود عذاب می‌کند؛ چراکه خداوند ما را حجّتی در زمینش و امانی در زمین برای اهل زمین قرار داده است. از این رو، آنان همواره از اینکه زمین آنان را فرو برد در امان خواهند بود مادامی که ما در میانشان هستیم. پس هرگاه خداوند اراده کند که آنان را هلاک گرداند و دیگر به آنان مهلت ندهد و فرصت ندهد، ما را از میانشان می‌برد و به سوی خود بر می‌گیرد. آن گاه خداوند با آنان هر کاری که می‌خواهد و دوست می‌دارد می‌کند.

[حدیث ۳۱-۴]

وَرَوَى عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ [ت‌نحو۳۲۹هـ] فِي «تَفْسِيرِهِ»[۱۱]، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ، عَنْ أَبِي حَمْزَةَ -وَفِي رِوَايَةٍ أُخْرَى[۱۲]: عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ، عَنْ جَلِيسٍ لَهُ، عَنْ أَبِي حَمْزَةَ- عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: ﴿كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ[۱۳] قَالَ: فَيَفْنَى كُلُّ شَيْءٍ وَيَبْقَى الْوَجْهُ؟! اللَّهُ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ، لَا وَلَكِنَّ مَعْنَاهُ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا دِينَهُ، وَنَحْنُ الْوَجْهُ الَّذِي يُؤْتَى اللَّهُ مِنْهُ، لَمْ نَزَلْ فِي عِبَادِهِ مَا دَامَ اللَّهُ لَهُ فِيهِمْ رَوِيَّةٌ، فَإِذَا لَمْ يَكُنْ لَهُ فِيهِمْ رَوِيَّةٌ رَفَعَنَا إِلَيْهِ، فَفَعَلَ بِنَا مَا أَحَبَّ، قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، وَمَا الرَّوِيَّةُ؟ قَالَ: الْحَاجَةُ.

ترجمه:

همچنین، علیّ بن إبراهیم بن هاشم [د.حدود۳۲۹ق] در تفسیر خود روایت کرده، گفته است: پدرم من را حدیث کرد، از ابن أبی عمیر، از منصور بن یونس، از أبو حمزة -و در روایتی دیگر آمده: از منصور بن یونس، از همنشین او، از أبو حمزة-، از أبو جعفر (باقر) علیه السلام که درباره‌ی سخن خداوند: «هر چیزی از بین می‌رود مگر وجه او» فرمود: آیا همه چیز از بین می‌رود مگر روی؟! خداوند بزرگ‌تر از آن است که چنین وصف شود. مقصود این نیست، بلکه هر چیزی از بین می‌رود مگر دین او و ما مصداق وجهی هستیم که می‌توان از آن به خداوند رسید. همواره در میان بندگانش خواهیم بود، تا آن گاه که او را با آنان رویّه‌ای است، پس چون او را دیگر با آنان رویّه‌ای نبود، ما را به سوی خود می‌برد و با ما هر چه می‌خواهد می‌کند. گفتم: فدایت شوم، رویّه چیست؟ فرمود: کار.

[حدیث ۳۱-۵]

وَرَوَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ بَابِوَيْه [ت۳۸۱ه‍] فِي «التَّوْحِيدِ»[۱۴]، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفٍ، عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ، عَنْ أَبِيهِ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ النَّخَعِيِّ، عَنْ خَيْثَمَةَ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَنَّهُ قَالَ فِي حَدِيثٍ: نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ، لَنْ نَزَالَ فِي عِبَادِهِ مَا دَامَتْ لِلَّهِ فِيهِمْ رَوِيَّةٌ، قُلْتُ: وَمَا الرَّوِيَّةُ؟ قَالَ: الْحَاجَةُ، فَإِذَا لَمْ يَكُنْ لِلَّهِ فِيهِمْ حَاجَةٌ رَفَعَنَا إِلَيْهِ وَصَنَعَ مَا أَحَبَّ.

ترجمه:

همچنین، محمّد بن علیّ بن بابویه [د.۳۸۱ق] در کتاب «التوحید» از پدرش روایت کرده است که گفت: سعد بن عبد الله ما را حدیث کرد، از احمد بن محمّد بن عیسی، از علیّ بن سیف، از برادرش حسین بن سیف، از پدرش سیف بن عمیرة نخعی، از خیثمة، از أبو عبد الله (جعفر بن محمّد صادق) علیه السلام که در ضمن حدیثی فرمود: ما (مصداق) وجه خداوند هستیم که می‌توان از آن به او رسید، تا هنگامی که خداوند را با بندگانش رویّه‌ای است، در میان آنان خواهیم بود. گفتم: رویّه چیست؟ فرمود: کار، پس هرگاه خداوند را با آنان کاری نباشد، ما را به سوی خود می‌برد و سپس هر آنچه دوست می‌دارد انجام می‌دهد.

[حدیث ۳۱-۶]

وَرَوَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ بَابِوَيْه [ت۳۸۱ه‍] فِي «كَمَالِ الدِّينِ وَتَمَامِ النِّعْمَةِ»[۱۵]، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ، عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ، عَنْ دَاوُدَ، عَنْ فُضَيْلٍ الرَّسَّانِ، قَالَ: كَتَبَ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَخْبِرْنَا مَا فَضْلُكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ؟ فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْكَوَاكِبَ جُعِلَتْ فِي السَّمَاءِ أَمَانًا لِأَهْلِ السَّمَاءِ، فَإِذَا ذَهَبَتْ نُجُومُ السَّمَاءِ جَاءَ أَهْلَ السَّمَاءِ مَا كَانُوا يُوعَدُونَ، وَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: «جُعِلَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانًا لِأُمَّتِي، فَإِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَيْتِي جَاءَ أُمَّتِي مَا كَانُوا يُوعَدُونَ».

ترجمه:

همچنین، محمّد بن علیّ بن بابویه [د.۳۸۱ق] در کتاب «کمال الدین و تمام النعمة» روایت کرده، گفته است: پدرم رضي الله عنه ما را حدیث کرد، گفت: عبد الله بن جعفر حميری ما را حدیث کرد، از احمد بن محمّد بن عیسی، از حسین بن سعید، از فضالة بن أیّوب، از داوود، از فضیل رسّان که گفت: محمّد بن ابراهیم برای أبو عبد الله (جعفر بن محمّد صادق) علیه السلام نوشت: ما را خبر بده که فضیلت شما اهل بیت چیست؟ پس ابو عبد الله علیه السلام در پاسخ او نوشت: ستارگان در آسمان امانی برای اهل آسمان قرار داده شده‌اند. پس هرگاه ستارگان آسمان بروند، چیزی که به اهل آسمان وعده داده شده است به آنان می‌رسد و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرموده است: «اهل بیت من امانی برای امّتم قرار داده شده‌اند. پس هرگاه اهل بیت من بروند، چیزی که به امّتم وعده داده شده است به آنان می‌رسد».

[ملاحظه]

قَالَ الْمَنْصُورُ حَفِظَهُ اللَّهُ تَعَالَى: زَعَمَ بَعْضُ الْكَارِهِينَ لِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ أَنَّ حَدِيثَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فِي أَنَّ أَهْلَ بَيْتِهِ هُمْ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ حَدِيثٌ مَوْضُوعٌ، وَلَيْسَ كَمَا زَعَمُوا، بَلْ هُوَ حَدِيثٌ صَحِيحٌ يُوَافِقُ الْقُرْآنَ وَالسُّنَّةَ، وَيُوَافِقُ الْعَقْلَ، كَمَا صَحَّحَهُ الْحَاكِمُ [ت۴۹۵ه‍] فِي «الْمُسْتَدْرَكِ»[۱۶]، وَالْمَوْضُوعُ حَدِيثٌ صَحَّحُوهُ لِيُعَارِضُوا بِهِ الْحَقَّ، وَفِيهِ أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «أَصْحَابِي أَمَنَةٌ لِأُمَّتِي، فَإِذَا ذَهَبَ أَصْحَابِي أَتَى أُمَّتِي مَا يُوعَدُونَ»[۱۷]، وَهُوَ حَدِيثٌ بَاطِلٌ يُخَالِفُ الْقُرْآنَ وَالسُّنَّةَ، وَيُخَالِفُ الْعَقْلَ؛ لِأَنَّهُ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ بِـ«مَا يُوعَدُونَ» الْعَذَابَ أَوِ السَّاعَةَ فَلَمْ يَأْتِيَا أُمَّتَهُ إِذْ ذَهَبَ أَصْحَابُهُ، وَإِنْ أَرَادَ بِذَلِكَ الْإِخْتِلَافَ فَقَدْ أَتَاهُمْ وَأَصْحَابُهُ فِيهِمْ، بَلْ أَصْحَابُهُ أَسَّسُوا بُنْيَانَهُ بِاخْتِلَافِهِمْ فِيمَا بَيْنَهُمْ، وَمَا كَانَ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ أَنْ يَقُولَ مَا لَيْسَ بِحَقٍّ، وَلَمْ يَقُلْهُ، وَالْحَدِيثُ رَوَاهُ أَبُو بُرْدَةَ بْنُ أَبِي مُوسَى، وَهُوَ رَجُلُ سَوْءٍ يُبْغِضُ عَلِيًّا وَيُوَالِي أَعْدَاءَهُ، وَقَدْ شَهِدَ عَلَى حُجْرِ بْنِ عَدِيٍّ الْكِنْدِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ بِأَمْرٍ مِنْ زِيَادِ بْنِ أَبِيهِ[۱۸]، وَالظَّنُّ أَنَّهُ حَرَّفَ الْحَدِيثَ بُغْضًا لِأَهْلِ الْبَيْتِ، وَالْجَاهِلُ مَنْ أَمِنَهُ عَلَى مِثْلِ هَذَا الْحَدِيثِ، وَالصَّحِيحُ مَا جَاءَ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فِي أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرَهُمْ تَطْهِيرًا، وَقَدْ جَاءَ مِنْ طَرِيقِ عَلِيٍّ وَجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَسَلَمَةَ بْنِ الْأَكْوَعِ وَعَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ وَأَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ وَأَبِي مُوسَى الْأَشْعَرِيِّ:

ترجمه:

منصور حفظه الله تعالی فرمود: برخی از کسانی که آنچه خداوند نازل کرده است را خوش نمی‌دارند پنداشته‌اند که حدیث پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم حاکی از اینکه اهل بیتش امانی برای اهل زمین هستند حدیثی ساختگی است، ولی چنین نیست که پنداشته‌اند، بل آن حدیثی صحیح است که با قرآن و سنّت سازگاری دارد و با عقل سازگاری دارد؛ چنانکه حاکم (نیشابوری) [د.۴۹۵ق] آن را در کتاب «المستدرك» صحیح دانسته است. ساختگی حدیثی است که آن را صحیح شمرده‌اند تا به وسیله‌ی آن با حق (یعنی با این حدیث صحیح) معارضه کنند و در آن آمده است که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «اصحاب من امانی برای امّتم هستند، پس هرگاه اصحاب من بروند، چیزی که به امّتم وعده داده می‌شود به آنان می‌رسد» و این حدیثی باطل است که با قرآن و سنّت تعارض دارد و با عقل تعارض دارد؛ زیرا اگر مراد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در آن از «چیزی که به امّتم وعده داده می‌شود» عذاب یا قیامت بوده است، هیچ یک هنگامی که اصحابش رفتند به امّتش نرسید و اگر مرادش از آن اختلاف بوده است، اختلاف هنگامی به آنان رسید که هنوز اصحابش در میان آنان بودند، بلکه اصحابش با اختلافی که میان خود کردند بنیان آن را نهادند، در حالی که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نمی‌تواند چیزی بگوید که حقیقت ندارد و تبعاً نگفته است. این حدیث را أبو بردة بن أبی موسی روایت کرده و او مرد بدی است که علی را دشمن می‌داشت و با دشمنان او دوستی می‌کرد و به دستور زیاد بن أبیه، بر ضدّ حجر بن عدی کندی رضي الله عنه شهادت داد. گمان آن است که او حدیث را از روی دشمنی با اهل بیت تحریف کرده و نادان کسی است که به او در رابطه با چنین حدیثی اعتماد کند. صحیح چیزی است که از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم درباره‌ی اهل بیتش که خداوند هر آلایشی را از آنان زدوده و آنان را کاملاً پاکیزه کرده رسیده و آن از طریق علی، جابر بن عبد الله، سلمة بن أکوع، عبد الله بن عبّاس، أبو سعید خدری و أبو موسی أشعری رسیده است:

[حدیث عليّ]

[حدیث ۳۱-۷]

رَوَى أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ [ت۲۴۱ه‍] فِي «فَضَائِلِ الصَّحَابَةِ»[۱۹]، قَالَ: فِيمَا كَتَبَ إِلَيْنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِيُّ، يَذْكُرُ أَنَّ يُوسُفَ بْنَ نَفِيسٍ حَدَّثَهُمْ، قَثَنَا عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ هَارُونَ بْنِ عَنْتَرَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ، إِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ ذَهَبَ أَهْلُ السَّمَاءِ، وَأَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ، فَإِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَيْتِي ذَهَبَ أَهْلُ الْأَرْضِ.

ترجمه:

احمد بن حنبل [د.۲۴۱ق] در کتاب «فضائل الصحابة» روایت کرده، گفته است: محمّد بن عبد الله حضرمی در چیزی که برای ما نوشت گفت که يوسف بن نفيس آنان را حدیث کرد، گفت: عبد الملک بن هارون بن عنترة ما را حدیث کرد، از پدرش، از جدّش، از علی که فرمود: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: ستارگان، امانی برای اهل آسمان هستند. هرگاه ستارگان بروند، اهل آسمان نیز از بین می‌روند و اهل بیت من امانی برای اهل زمین هستند. هرگاه اهل بیت من بروند، اهل زمین نیز از بین می‌روند.

[حدیث ۳۱-۸]

وَرَوَى يَحْيَى بْنُ الْحُسَيْنِ الشَّجَرِيُّ [ت۴۹۹هـ] فِي «الْأَمَالِي الْخَمِيسِيَّةِ»[۲۰]، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْقَاسِمِ عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ الْأَرَجِيُّ، بِقِرَاءَتِي عَلَيْهِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْقَاسِمِ عُمَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ سَنْبَكٍ الْبَلْخِيُّ، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْحُسَيْنِ عُمَرُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَالِكٍ الْأُشْنَانِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ زَكَرِيَّا الْمَرْوَزِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْمَرْوَزِيُّ الْأَعْوَرُ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ، عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ، كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ، فَوَيْلٌ لِمَنْ خَذَلَهُمْ وَعَانَدَهُمْ.

ترجمه:

همچنین، یحیی بن حسین شجری [د.۴۹۹ق] در کتاب «الأمالي الخمیسیّة» روایت کرده، گفته است: أبو القاسم عبد العزيز بن علیّ بن أحمد أرجی، با قرائتم نزد او، ما را خبر داد، گفت: أبو القاسم عمر بن محمّد بن إبراهيم بن سنبک بلخی ما را خبر داد، گفت: أبو الحسين عمر بن حسن بن علیّ بن مالک أشنانی ما را خبر داد، گفت: أبو بكر محمّد بن زكريا مروزی ما را حدیث کرد، گفت: موسى بن إبراهيم مروزی أعور ما را حدیث کرد، گفت: موسى بن جعفر بن محمّد ما را حدیث کرد، گفت: پدرم جعفر بن محمّد ما را حدیث کرد، از پدرش محمّد بن علی، از پدرش علیّ بن الحسين، از پدرش، از علی عليهم السلام که فرمود: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: اهل بیت من امانی برای اهل زمین هستند، همان طور که ستارگان امانی برای اهل آسمان هستند. پس وای بر کسی که آنان را تنها گذارد یا با آنان دشمنی کند.

[حدیث جابر بن عبد الله]

[حدیث ۳۱-۹]

وَرَوَى الْحَاكِمُ [ت۴۹۵ه‍] فِي «الْمُسْتَدْرَكِ عَلَى الصَّحِيحَيْنِ»[۲۱]، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّكُونِيُّ بِالْكُوفَةَ، ثَنَا عُبَيْدُ بْنُ كَثِيرٍ الْعَامِرِيُّ، ثَنَا يَحْيَى بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الدَّارِمِيُّ، ثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، أَنْبَأَ ابْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُوقَةَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُنْكَدِرِ، عَنْ جَابِرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ قَالَ فِي حَدِيثٍ: أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأُمَّتِي، فَإِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَيْتِي أَتَاهُمْ مَا يُوعَدُونَ.

ترجمه:

همچنین، حاکم (نیشابوری) [د.۴۹۵ق] در کتاب «المستدرك على الصحيحين» روایت کرده، گفته است: أبو القاسم حسن بن محمّد سكونی در کوفه ما را حدیث کرد، گفت: عبيد بن كثير عامری ما را حدیث کرد، گفت: يحيى بن محمّد بن عبد الله دارمی ما را حدیث کرد، گفت: عبد الرزاق ما را حدیث کرد، گفت: ابن عيينة ما را خبر داد، از محمّد بن سوقة، از محمّد بن منكدر، از جابر رضي الله عنه، از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم که در ضمن حدیثی فرمود: اهل بیت من امانی برای امّتم هستند. پس هرگاه اهل بیت من بروند، به امّتم چیزی که وعده داده می‌شود می‌رسد.

[حدیث سلمة بن الأكوع]

[حدیث ۳۱-۱۰]

وَرَوَى ابْنُ أَبِي غَرَزَةَ [ت۲۷۶هـ] فِي «مُسْنَدِ عَابِسٍ الْغِفَارِيِّ وَجَمَاعَةٍ مِنَ الصَّحَابَةِ»[۲۲] وَيَعْقُوبُ بْنُ سُفْيَانَ الْفَسَوِيُّ [ت۲۷۷هـ] فِي «الْمَعْرِفَةِ وَالتَّارِيخِ»[۲۳]، قَالَا: أَخْبَرَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى، قَالَ: حَدَّثَنَا مُوسَى بْنِ عُبَيْدَةَ الرَّبَذِيِّ، عَنْ إِيَاسِ بْنِ سَلَمَةَ بْنِ الْأَكْوَعِ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ، وَأَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأُمَّتِي.

ترجمه:

همچنین، ابن أبی غرزة [د.۲۷۶ق] در کتاب «مسند عابس الغفاري و جماعة من الصحابة» و يعقوب بن سفيان فسوی [د.۲۷۷ق] در کتاب «المعرفة و التاریخ» روایت کرده‌اند، گفته‌اند: عبيد الله بن موسى ما را خبر داد، گفت: موسى بن عبيدة ربذی ما را حدیث کرد، از إياس بن سلمة بن أکوع، از پدرش که گفت: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: ستارگان، امانی برای اهل آسمان هستند و اهل بیت من، امانی برای امّتم.

[حدیث ۳۱-۱۱]

وَرَوَى الرُّويَانِيُّ [ت۳۰۷هـ] فِي «مُسْنَدِهِ»[۲۴]، قَالَ: نَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ، نَا مُحَمَّدُ بْنُ الزِّبْرِقَانِ، نَا مُوسَى بْنُ عُبَيْدَةَ، عَنْ إِيَاسِ بْنِ سَلَمَةَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ، وَأَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ.

ترجمه:

همچنین، رویانی [د.۳۰۷ق] در «مسند» خود روایت کرده، گفته است: محمّد بن بشّار ما را خبر داد، گفت: محمّد بن زبرقان ما را خبر داد، گفت: موسی بن عبیدة ما را خبر داد، از إیاس بن سلمة، از پدرش که گفت: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: ستارگان، امانی برای اهل آسمان هستند و اهل بیت من، امانی برای اهل زمین.

[حدیث ۳۱-۱۲]

وَرَوَى مُحَمَّدُ بْنُ سُلَيْمَانَ الْكُوفِيُّ [ت‌بعد۳۲۰ه‍] فِي «مَنَاقِبِ الْإِمَامِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ»[۲۵]، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبْو أَحْمَدَ، قَالَ: أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ مُسْلِمٍ، عَنْ أَبِي عَاصِمٍ، عَنْ يَزِيدَ بْنِ أَبِي عُبَيْدٍ، عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْأَكْوَعِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ -فَذَكَرَ مِثْلَهُ.

ترجمه:

همچنین، محمّد بن سليمان كوفی [د.بعد۳۲۰ق] در کتاب «مناقب الإمام أمير المؤمنين عليّ بن أبي طالب علیه السلام» روایت کرده، گفته است: أبو أحمد ما را حدیث کرد، گفت: علیّ بن مسلم ما را خبر داد، از أبو عاصم، از يزيد بن أبی عبيد، از سلمة بن أكوع که گفت: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود -پس مانند این حدیث را ذکر کرده است.

[حدیث عبد الله بن عباس]

[حدیث ۳۱-۱۳]

وَرَوَى الْحَاكِمُ [ت۴۹۵ه‍] فِي «الْمُسْتَدْرَكِ عَلَى الصَّحِيحَيْنِ»[۲۶]، قَالَ: حَدَّثَنَا مُكْرَمُ بْنُ أَحْمَدَ الْقَاضِي، ثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ الْأَبَّارُ، ثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ أَرْكُونُ الدِّمَشْقِيُّ، ثَنَا خُلَيْدُ بْنُ دَعْلَجٍ أَبُو عَمْرٍو السَّدُوسِيُّ، أَظُنُّهُ عَنْ قَتَادَةَ، عَنْ عَطَاءٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ مِنَ الْغَرَقِ، وَأَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأُمَّتِي مِنَ الِْاخْتِلَافِ، فَإِذَا خَالَفَتْهَا قَبِيلَةٌ مِنَ الْعَرَبِ اخْتَلَفُوا فَصَارُوا حِزْبَ إِبْلِيسَ.

ترجمه:

همچنین، حاکم (نیشابوری) [د.۴۹۵ق] در کتاب «المستدرك على الصحيحين» روایت کرده، گفته است: مكرم بن أحمد قاضی ما را حدیث کرد، گفت: أحمد بن علی أبّار ما را حدیث کرد، گفت: إسحاق بن سعيد بن أركون دمشقی ما را حدیث کرد، گفت: خليد بن دعلج أبو عمرو سدوسی ما را حدیث کرد، به گمانم از قتادة، از عطاء، از ابن عباس رضي الله عنهما که گفت: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: ستارگان امانی برای اهل زمین از غرق شدن هستند و اهل بیت من امانی برای امّتم از اختلاف. پس هرگاه قبیله‌ای از عرب با آنان مخالفت کنند، به اختلاف می‌افتند و به حزب ابلیس مبدّل می‌شوند.

[حدیث أبي سعيد الخدري]

[حدیث ۳۱-۱۴]

وَرَوَى عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْخَزَّازُ [ت۴۰۰ه‍] فِي «كِفَايَةِ الْأَثَرِ»[۲۷]، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الْبَرْقَوِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْقَاضِي أَبُو إِسْمَاعِيلَ جَعْفَرُ بْنُ الْحُسَيْنِ الْبَلْخِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا شَقِيقٌ الْبَلْخِيُّ، عَنْ سِمَاكٍ، عَنْ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ، عَنْ أَبِي هَارُونَ الْعَبْدِيِّ، عَنْ أبي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ، قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ، كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ.

ترجمه:

همچنین، علیّ بن محمّد بن علیّ خزاز [د.۴۰۰ق] در کتاب «کفایة الأثر» روایت کرده، گفته است: علیّ بن حسين ما را حدیث کرد، گفت: أبو جعفر محمّد بن حسن برقوی ما را حدیث کرد، گفت: قاضی أبو إسماعيل جعفر بن حسين بلخی ما را حدیث کرد، گفت: شقيق بلخی ما را حدیث کرد، از سماک، از زيد بن أسلم، از أبو هارون عبدی، از أبو سعيد خدری که گفت: شنیدم رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم می‌فرماید: اهل بیت من امانی برای اهل زمین هستند، همان طور که ستارگان امانی برای اهل آسمان.

[حدیث أبي موسى الأشعري]

[حدیث ۳۱-۱۵]

وَرَوَى مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الطُّوسِيُّ [ت۴۶۰هـ] فِي «أَمَالِيهِ»[۲۸]، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْفَتْحِ هِلَالُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحَفَّارُ، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْقَاسِمِ إِسْمَاعِيلُ بْنُ عَلِيِّ الدِّعْبِلِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ عَلِيِّ بْنِ بُدَيْلِ أَخُو دِعْبِلِ بْنِ عَلِيٍّ الْخُزَاعِيِّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَخِي دِعْبِلٌ، قَالَ: حَدَّثَنَا حَفْصُ بْنُ غِيَاثٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَابِرٍ وَأَبِي مُوسَى الْأَشْعَرِيِّ وَابْنِ عَبَّاسٍ، قَالُوا: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ، وَأَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأُمَّتِي، فَإِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ ذَهَبَ أَهْلُ السَّمَاءِ، وَإِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَيْتِي ذَهَبَ أَهْلُ الْأَرْضِ.

ترجمه:

همچنین، محمّد بن حسن طوسی [د.۴۶۰ق] در «أمالی» خود روایت کرده، گفته است: أبو الفتح هلال بن محمّد بن جعفر حفّار ما را خبر داد، گفت: أبو القاسم إسماعيل بن علی دعبلی ما را خبر داد، گفت: پدرم أبو الحسن علیّ بن علیّ بن بُدیل -برادر دعبل بن علی خزاعی- من را حدیث کرد، گفت: برادرم دعبل (شاعر معروف) ما را حدیث کرد، گفت: حفص بن غياث ما را حدیث کرد، از پدرش، از جابر و أبو موسى أشعری و ابن عباس که گفتند: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: ستارگان امانی برای اهل آسمان و اهل بیت من امانی برای امّتم هستند. پس چون ستارگان بروند، اهل آسمان از بین می‌روند و چون اهل بیت من بروند، اهل زمین از بین می‌روند.

[ملاحظه]

قَالَ الْمَنْصُورُ حَفِظَهُ اللَّهُ تَعَالَى: قَالَ السَّمْهُودِيُّ [ت۹۱۱هـ] فِي «جَوَاهِرِ الْعِقْدَيْنِ»[۲۹] بَعْدَ إِيرَادِ هَذَا الْحَدِيثِ: «يُحْتَمَلُ أَنَّ الْمُرَادَ بِأَهْلِ الْبَيْتِ الَّذِينَ هُمْ أَمَانٌ لِلْأُمَّةِ عُلَمَاؤُهُمُ الَّذِينَ يُهْتَدَى بِهِمْ كَمَا يُهْتَدَى بِنُجُومِ السَّمَاءِ، وَهُمُ الَّذِينَ إِذَا خَلَتِ الْأَرْضُ مِنْهُمْ جَاءَ أَهْلَ الْأَرْضِ مِنَ الآيَاتِ مَا كَانُوا يُوعَدُونَ وَذَهَبَ أَهْلُ الْأَرْضِ، وَذَلِكَ عِنْدَ مَوْتِ الْمَهْدِيِّ الَّذِي أَخْبَرَ بِهِ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ» انْتَهَى قَوْلُ السَّمْهُودِيِّ، وَهُوَ رَجُلٌ مِنَ الشَّافِعِيَّةِ، وَقَدْ أَصَابَ ظَنُّهُ، وَيَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ أَيْضًا مَا تَوَاتَرَ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مِنْ قَوْلِهِ فِي أَهْلِ بَيْتِهِ وَكِتَابِ اللَّهِ أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيْهِ الْحَوْضَ، وَلِهَذَا نَقُولُ بِوُجُودِ إِمَامٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، وَإِنَّمَا نَقُولُ بِأَنَّهُ الْمَهْدِيُّ لِأَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ لَمْ يُخْبِرْ عَنْ إِمَامٍ غَيْرِهِ فِي مِثْلِ هَذَا الزَّمَانِ، وَلَوْ كَانَ فِيهِ إِمَامٌ غَيْرُهُ لَأَخْبَرَ عَنْهُ، وَلَوْ أَخْبَرَ عَنْهُ لَبَلَغَنَا لِاسْتِحَالَةِ تَوَاطُئِ النَّاسِ كُلِّهِمْ عَلَى الْكِتْمَانِ.

ترجمه:

منصور حفظه الله تعالی فرمود: سمهودی [د.۹۱۱ق] در کتاب «جواهر العِقدین»، پس از ذکر این حدیث گفته است: «محتمل است مراد از اهل بیتی که امانی برای امّت هستند، علماء اهل بیت باشند که به وسیله‌ی آنان هدایت یافته می‌شود، همان طور که به وسیله‌ی ستارگان آسمان هدایت یافته می‌شود و آنان کسانی هستند که هرگاه زمین از آنان خالی شود، آیاتی که به اهل زمین وعده داده شده است به آنان می‌رسد و اهل زمین از میان می‌روند و آن پس از درگذشت مهدی خواهد بود که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم از او خبر داد.» سخن سمهودی به پایان رسید و او مردی از شافعیّه است و احتمالی که داده درست است و چیز دیگری که بر آن دلالت می‌کند، سخنی است که به تواتر از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم درباره‌ی اهل بیت او و کتاب خداوند رسیده است حاکی از اینکه آن دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا آن گاه که نزد حوض بر او وارد شوند. از همین روست که ما معتقد به وجود امامی از اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هستیم و از این رو می‌گوییم او مهدی است که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم از امامی جز او در مانند این زمان خبر نداده است، در حالی که اگر امامی جز او در آن وجود داشت، حتماً از او خبر می‌داد و اگر خبر می‌داد، حتماً به ما می‌رسید؛ زیرا محال است که همه‌ی مردم بر کتمان همدست شوند.

↑[۱] . ص۱۳۴
↑[۲] . العدّة في أصول الفقه للطوسي، ج۱، ص۱۵۱
↑[۳] . ص۴۳۵
↑[۴] . ص۱۴۵
↑[۵] . البقرة/ ۳۰
↑[۶] . المائدة/ ۱۹
↑[۷] . ج۱، ص۱۲۳ و ۱۲۴
↑[۸] . الأنفال/ ۳۳
↑[۹] . النّساء/ ۵۹
↑[۱۰] . الأصول الستة عشر (أصل أبي سعيد عبّاد العصفري)، ص۱۶
↑[۱۱] . ج۲، ص۱۴۷
↑[۱۲] . بصائر الدرجات للصفار، ص۸۵؛ الإمامة والتبصرة لعلي بن بابويه، ص۹۲
↑[۱۳] . القصص/ ۸۸
↑[۱۴] . ص۱۵۱
↑[۱۵] . ص۲۰۵
↑[۱۶] . ج۲، ص۴۸۶
↑[۱۷] . مصنف ابن أبي شيبة، ج۶، ص۴۰۴؛ المنتخب من مسند عبد بن حميد، ص۱۹۰؛ مسند أحمد، ج۳۲، ص۳۳۵؛ صحيح مسلم، ج۴، ص۱۹۶۱؛ مسند أبي يعلى، ج۱۳، ص۲۶۰؛ صحيح ابن حبان، ج۱۶، ص۲۳۴
↑[۱۸] . انظر: تاريخ الطبري، ج۵، ص۲۶۹؛ أنساب الأشراف للبلاذري، ج۵، ص۲۵۴؛ الأغاني لأبي الفرج الأصبهاني، ج۱۷، ص۹۸؛ الغارات لإبراهيم بن محمّد الثقفي، ج۲، ص۵۶۵
↑[۱۹] . ج۲، ص۶۷۱
↑[۲۰] . ج۱، ص۲۰۰
↑[۲۱] . ج۲، ص۴۸۶
↑[۲۲] . ص۴۷
↑[۲۳] . ج۱، ص۵۳۸
↑[۲۴] . ج۲، ص۲۵۸
↑[۲۵] . ج۲، ص۱۷۵
↑[۲۶] . ج۳، ص۱۶۲
↑[۲۷] . ص۲۹
↑[۲۸] . ص۳۷۹
↑[۲۹] . ص۲۶۲
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
می‌توانید این مطلب را به زبان‌های زیر نیز مطالعه کنید:
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha