پنج شنبه ۷ بهمن (دلو) ۱۴۰۰ هجری شمسی برابر با ۲۴ جمادی الثانی ۱۴۴۳ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۱۴۶) خداوند در گیر و دار این دوران، در این روزگاری که آفتاب دین در پس ابرهای تیره پنهان است، بندگانی دارد که همواره در دل‌های آنان است. آن‌ها در دیده‌ها از نور بیداری چراغی می‌افروزند و مردم را به یاد روزهای خدا می‌اندازند و فرجام عبرت‌آموز گذشتگان را خاطرنشان می‌سازند. آن‌ها همچون راهنمایان بیابان‌های هولناک و بی‌نشانه‌اند. آن که به حق پیوست را بشارت می‌دهند و آن که به باطل گرایید را می‌ترسانند. [فرازی از گفتار ۱۱ منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی]
loading
متن درس
 
درس ۱ باب ۲

حدیث ۷

رَوَى عَلِيُّ بْنُ الْجَعْدِ [ت۲۳۰هـ] فِي «مُسْنَدِهِ»[۱]، قَالَ: حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ قُرَّةَ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبِي -يَعْنِي قُرَّةَ بْنَ إِيَاسٍ الْمُزَنِيَّ- يُحَدِّثُ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ قَالَ:

لَا يَزَالُ نَاسٌ مِنْ أُمَّتِي مَنْصُورِينَ، لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَذَلَهُمْ، حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ.

ترجمه:

علیّ بن جعد [د.۲۳۰ق] در «مسند» خود روایت کرده، (به این صورت که) گفته است: شعبة ما را حدیث کرد، از معاویة بن قُرّة که گفت: شنیدم پدرم -یعنی قرّة بن إیاس مزنی- از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم حدیث می‌کند که فرمود:

همواره گروهی از امّتم منصور خواهند بود، کسی که آنان را یاری نکند به آنان زیانی نخواهد رساند، تا آن گاه که قیامت بر پا شود.

[حدیث ۷-۱]

وَرَوَى أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ [ت۲۴۱هـ] فِي «مُسْنَدِهِ»[۲]، قَالَ: حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ سَعِيدٍ، عَنْ شُعْبَةَ، حَدَّثَنِي مُعَاوِيَةُ بْنُ قُرَّةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ؛ وَمُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ قُرَّةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ قَالَ: إِذَا فَسَدَ أَهْلُ الشَّامِ فَلَا خَيْرَ فِيكُمْ، وَلَنْ تَزَالَ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي مَنْصُورِينَ، لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَذَلَهُمْ، حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ.

ترجمه:

همچنین، احمد بن حنبل [د.۲۴۱ق] در «مسند» خود روایت کرده، گفته است: یحیى بن سعید ما را حدیث کرد، از شعبة (که گفت:) معاویة بن قُرّة من را حدیث کرد، از پدرش، از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و نیز محمّد بن جعفر (ما را حدیث کرد، گفت:) شعبة ما را حدیث کرد، از معاویة بن قُرّة، از پدرش، از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم که فرمود: هرگاه اهل شام فاسد شوند، خیری در شما نیست و همواره شماری از امّتم منصور خواهند بود، کسی که آنان را یاری نکند به آنان زیانی نخواهد رساند، تا آن گاه که قیامت بر پا شود.

[ملاحظه]

قَالَ الْمَنْصُورُ حَفِظَهُ اللَّهُ تَعَالَى: قَوْلُهُ: «إِذَا فَسَدَ أَهْلُ الشَّامِ فَلَا خَيْرَ فِيكُمْ» زِيَادَةٌ لَمْ يَذْكُرْهَا ابْنُ الْجَعْدِ، وَكَذَلِكَ سَعِيدُ بْنُ مَنْصُورٍ[۳] وَابْنُ مَاجَهْ[۴]، وَهِيَ زِيَادَةٌ غَيْرُ صَحِيحَةٍ؛ فَقَدْ فَسَدَ أَهْلُ الشَّامِ فِي زَمَنِ مُعَاوِيَةَ، وَكَانَ الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي الْمَدِينَةِ وَالْكُوفَةِ لِوُجُودِ عَلِيٍّ وَشِيعَتِهِ فِيهِمَا، بَلْ هِيَ مُنَاقِضَةٌ لِلْحَدِيثِ؛ لِأَنَّ بَقَاءَ الطَّائِفَةِ الْمَنْصُورَةِ فِي الْأُمَّةِ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَةُ هُوَ بَقَاءُ الْخَيْرِ فِيهِمْ وَلَوْ فَسَدَ أَهْلُ الْأَرْضِ جَمِيعًا، وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَنْ زَادَهَا فِي الْحَدِيثِ، فَقَدْ قَالَ الْبَزَّارُ: «هَذَا الْحَدِيثُ بِهَذَا اللَّفْظِ لَا نَعْلَمُ رَوَاهُ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ إِلَّا قُرَّةُ بْنُ إِيَاسَ»[۵]، وَهُوَ رَجُلٌ عَدَّهُ الْجُمْهُورُ مِنَ الصَّحَابَةِ، لِقَوْلِهِ «أَنَّهُ أَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، فَمَسَحَ رَأْسَهُ، وَاسْتَغْفَرَ لَهُ»[۶]، وَقَوْلِهِ: «أَتَيْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فِي رَهْطٍ مِنْ مُزَيْنَةَ فَبَايَعْنَاهُ، ثُمَّ أَدْخَلْتُ يَدِي فِي جَيْبِ قَمِيصِهِ، فَمَسَسْتُ الْخَاتَمَ»[۷]، وَلَكِنْ قَالَ شُعْبَةُ: «قُلْتُ لِمُعَاوِيَةَ بْنِ قُرَّةَ: أَكَانَ أَبُوكَ صَحِبَ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ؟ قَالَ: لَا، وَلَكِنَّهُ كَانَ عَلَى عَهْدِهِ قَدْ حَلَبَ وَصَرَّ»[۸]، أَرَادَ أَنَّهُ كَانَ غُلَامًا صَغِيرًا يَخْدِمُ أَهْلَهُ، فَلَعَلَّهُ غَلَطَ فِي الْحَدِيثِ لِصِغَرِ سِنِّهِ، وَقَالَ مُعَاوِيَةُ بْنُ قُرَّةَ: «كَانَ أَبِي يُحَدِّثُنَا يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، وَلَا أَدْرِي أَكَانَ سَمِعَهُ مِنْهُ أَوْ حُدِّثَ عَنْهُ»، وَهَذَا يُضَعِّفُ حَدِيثَهُ، وَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ جَعَلَ ابْنُ أَبِي حَاتَمٍ حَدِيثَهُ فِي الْمَرَاسِيلَ[۹]، وَأَمَّا أَنَا فَأُخْرِجُ مِنْ حَدِيثِهِ مَا لَمْ يَتَفَرَّدْ بِهِ، مُرَاعَاةً لِلرِّوَايَتَيْنِ.

ترجمه:

منصور حفظه الله تعالی فرمود: این سخن که «هرگاه اهل شام فاسد شوند، خیری در شما نیست»، زیادتی است که ابن جعد آن را ذکر نکرده و همین طور سعید بن منصور و ابن ماجه و آن زیادتی نادرست است؛ چراکه اهل شام در زمان معاویة فاسد شدند، در حالی که همه‌ی خیر در مدینه و کوفه بود به خاطر وجود علی و پیروانش در آن دو، بل آن در تناقض با حدیث است؛ چراکه بقاء طائفه‌ی منصوره در امّت تا روز قیامت، به معنای بقاء خیر در آنان است، اگرچه همه‌ی اهل زمین فاسد شوند و خداوند می‌داند که چه کسی آن را به حدیث افزوده؛ چراکه بزار گفته است: «کسی را نمی‌شناسیم که این حدیث را با این لفظ از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت کرده باشد مگر قرّة بن إیاس» و او مردی است که اکثر (اهل علم) او را از صحابه دانسته‌اند؛ به خاطر این سخنش که گفته «به نزد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آمده، پس آن حضرت به سرش دست کشیده و برایش استغفار کرده» و این سخنش که گفته است: «به همراه جمعی از (طائفه‌ی) مُزَینة به نزد پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آمدم، پس با او بیعت کردیم و سپس دستم را در گریبان او داخل کردم و مُهر (نبوّت) را لمس نمودم»، ولی شعبة گفته است: «به معاویة بن قرّة گفتم: آیا پدرت با پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم مصاحبت کرد؟ گفت: نه، ولی در زمان او شیر می‌دوشید و نگاه می‌داشت»، یعنی پسر کوچکی بود که به اهل خانه‌اش خدمت می‌کرد، پس شاید به خاطر کمی سنّش در حدیث اشتباه کرده باشد. به علاوه، معاویة بن قرّة گفته است: «پدرم ما را حدیث می‌کرد، می‌گفت: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود، ولی نمی‌دانم که آیا خودش از او شنیده بود یا برایش حدیث کرده بودند» و این حدیث او را ضعیف می‌کند و از این رو، ابن ابی حاتم حدیث او را در مراسیل (یعنی احادیث مرسل) یاد کرده است، ولی من از حدیث او چیزی که در نقل آن تنها نیست را (به عنوان حدیثی متّصل و صحیح) ذکر می‌کنم، تا هر دو روایت مراعات شود.

[حدیث ۷-۲]

وَرَوَى ابْنُ عَسَاكِرَ [ت۵۷۱هـ] فِي «تَارِيخِ دِمَشْقَ»[۱۰]، قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ عَبْدِ الْمَلِكِ الْخَلَّالُ الْأَدِيبُ، أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مَحْمُودِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مَحْمُودٍ، أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ الْمُقْرِئِ، أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الطَّائِيُّ، أَنْبَأَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ الْوَلِيدِ بْنِ مَزْيَدٍ، أَخْبَرَنِي أَبِي، أَخْبَرَنَا سَعِيدُ بْنُ عَبْدِ الْجَبَّارِ، عَنْ أَرْطَأَةَ بْنِ الْمُنْذِرِ، حَدَّثَنِي مُعَاوِيَةُ بْنُ فَرْوَةَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: إِذَا هَلَكَ أَهْلُ الشَّامِ فَلَا خَيْرَ فِي أُمَّتِي، وَلَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ، لَا يُبَالُونَ خِلَافَ مَنْ خَالَفَهُمْ أَوْ خِذْلَانَ مَنْ خَذَلَهُمْ، حَتَّى يَأْتِيَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ عَلَى ذَلِكَ.

ترجمه:

و ابن عساکر [د.۵۷۱ق] در «تاریخ دمشق» روایت کرده، گفته است: ابو عبد الله حسين بن عبد الملک خلّال اديب ما را خبر داد، (گفت:) احمد بن محمود بن احمد بن محمود ما را خبر داد، (گفت:) ابو بكر بن مقری ما را خبر داد، (گفت:) محمّد بن عبد الله طائی ما را خبر داد، (گفت:) عبّاس بن وليد بن مزيد ما را خبر داد، (گفت:) پدرم من را خبر داد، (گفت:) سعيد بن عبد الجبّار ما را خبر داد، از أرطأة بن منذر که (گفت:) معاوية بن فروة من را حدیث کرد، از عبد الله بن عمر، از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم (که فرمود): هرگاه اهل شام هلاک شوند، خیری در امّتم نیست و همواره شماری از امّتم پیروزمندانه بر حق می‌جنگند و به مخالفت کسی که با آنان مخالفت کند یا حمایت نکردن کسی که از آنان حمایت نکند اهمّیّتی نمی‌دهند، تا آن گاه که امر خداوند بیاید در حالی که آنان بر همین حال هستند.

[ملاحظه]

قَالَ الْمَنْصُورُ حَفِظَهُ اللَّهُ تَعَالَى: هَكَذَا رَوَاهُ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ فَرْوَةَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ، وَلَا رَيْبَ فِي أَنَّ مُعَاوِيَةَ بْنَ فَرْوَةَ تَصْحِيفٌ لِمُعَاوِيَةَ بْنِ قُرَّةَ، وَلَوْ لَا أَنَّ مُعَاوِيَةَ بْنَ قُرَّةَ قَدْ رَوَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ لَجَزَمْتُ بِأَنَّهُ وَهْمٌ وَأَنَّ الصَّوَابَ قُرَّةُ بْنُ إِيَاسٍ، وَيُقَالُ أَنَّ مُعَاوِيَةَ بْنَ قُرَّةَ لَمْ يَلْحَقِ ابْنَ عُمَرَ[۱۱]، وَلَكِنِّي عَثَرْتُ لَهُ عَلَى ثَمَانِيَ رِوَايَاتٍ عَنْهُ: [۱] مِنْهَا مَا أَسْنَدَ أَبُو دَاوُدَ الطَّيَالِسِيُّ [ت۲۰۴هـ] عَنْهُ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ تَوَضَّأَ مَرَّةً مَرَّةً، وَقَالَ: هَذَا وَظِيفَةُ الْوُضُوءِ الَّذِي لَا تَحِلُّ الصَّلَاةُ إِلَّا بِهِ»[۱۲]، [۲] وَمِنْهَا مَا أَسْنَدَ أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ [ت۲۴۱هـ] عَنْهُ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «لَا يَمُوتُ نَبِيٌّ حَتَّى يَؤُمَّهُ رَجُلٌ مِنْ أُمَّتِهِ»[۱۳]، [۳] وَمِنْهَا مَا أَسْنَدَ الدُّولَابِيُّ [ت۳۱۰هـ] عَنْهُ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، قَالَ: «أَرْسَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مُعَاذًا وَأَبَا مُوسَى الْأَشْعَرِيَّ إِلَى الْيَمَنِ، فَقَالَ: تَطَاوَعَا وَيَسِّرَا وَلَا تُنَفِّرَا»[۱۴]، [۴] وَمِنْهَا مَا أَسْنَدَ الطَّبَرَانِيُّ [ت۳۶۰هـ] عَنْهُ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ اسْتَعْمَلَ رَجُلَاً عَلَى عَمَلٍ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، خِرْ لِي، قَالَ: الْزَمْ بَيْتَكَ»[۱۵]، [۵] وَمِنْهَا مَا أَسْنَدَ أَبُو نُعَيْمٍ [ت۴۳۰هـ] عَنْهُ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: إِذَا أَتَى عَلَى الْجَارِيَةِ تِسْعُ سِنِينَ فَهِيَ امْرَأَةٌ»[۱۶]، [۶] وَمِنْهَا مَا أَسْنَدَ ابْنُ خَيْرٍ الْإِشْبِيلِيُّ [ت۵۷۵هـ] عَنْهُ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ: الْعِلْمُ عِلْمَانِ: عِلْمٌ بِاللِّسَانِ، هُوَ الْحُجَّةُ عَلَيْكَ، وَعِلْمٌ بِالْقَلْبِ، هُوَ النَّافِعُ لَكَ»[۱۷]، [۷] وَمِنْهَا مَا أَسْنَدَ ابْنُ حَزْمٍ [ت۴۵۶هـ] عَنْهُ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، «أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ فَجَرَ بِامْرَأَةٍ، أَيَتَزَوَّجُهَا؟ قَالَ: إِنْ تَابَا وَأَصْلَحَا»[۱۸]، [۸] وَمِنْهَا مَا أَسْنَدَ بَكْرُ بْنُ الْعَلَاءِ [ت۳۴۴هـ] عَنْهُ، قَالَ: «قِيلَ لِابْنِ عُمَرَ: إِنَّ ابْنَ الزُّبَيْرِ إِذَا صَلَّى لَمْ يَقُلْ هَكَذَا وَلَا هَكَذَا، قَالَ: لَكِنَّا نَقُولُ هَكَذَا وَهَكَذَا وَنَكُونُ مِثْلَ النَّاسِ»[۱۹]، وَمِنَ الْبَعِيدِ أَنْ تَكُونَ هَذِهِ الرِّوَايَاتُ كُلُّهَا مُرْسَلَةً، فَإِنَّ الرَّجُلَ لَمْ يَكُنْ مَعْرُوفًا بِالتَّدْلِيسِ، وَقَدْ وَرَدَ فِي بَعْضِهَا أَنَّهُ صَرَّحَ بِالسَّمَاعِ؛ كَمَا وَرَدَ فِي رِوَايَةِ أَبِي نُعَيْمٍ عَنْهُ قَالَ: «سَمِعْتُ ابْنَ عُمَرَ»، وَأَسْنَدَ الْبِيْهَقِيُّ [ت۴۵۸هـ] فِي «السُّنَنِ الصُّغْرَى» عَنْهُ قَالَ: «حَدَّثَنِي ابْنُ عُمَرَ، وَأَنَسُ بْنُ مَالِكٍ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ تَوَضَّأَ مَرَّةً مَرَّةً»[۲۰]، وَفِي رِوَايَةِ الطَّبَرَانِيِّ: «حَدَّثَنَا الْفُرَاتُ بْنُ أَبِي الْفُرَاتِ، قَالَ: سَمِعْتُ مُعَاوِيَةَ بْنَ قُرَّةَ يُحَدِّثُ عَنِ ابْنِ عُمَرَ»، فَلَا أَدْرِي مَاذَا يُنْكِرُونَ مِنْ ذَلِكَ، وَهُمْ يَرْوُونَ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَ: «أَدْرَكْتُ ثَلَاثِينَ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ»[۲۱]، وَفِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: «أَدْرَكْتُ سَبْعِينَ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ»[۲۲]، وَمَا أَحْرَى أَنْ يَكُونَ ابْنُ عُمَرَ مِنْهُمْ، فَقَدْ عَاشَ مَعَهُ خَمْسَةً وَثَلَاثِينَ عَامًا أَوْ أَكْثَرَ، بَلْ رُوِيَ عَنِ ابْنِهِ إِيَاسٍ أَنَّهُ سَمِعَهُ؛ كَمَا فِي رِوَايَةِ حَسَّانَ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ، عَنْ إِيَاسِ بْنِ مُعَاوِيَةَ بْنِ قُرَّةَ أَنَّهُ قَالَ: «سَمِعْتُ ابْنَ عُمَرَ يَقُولُ: سَمِعَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ رَجُلًا يَقُولُ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ جَهْدِ الْبَلَاءِ، فَقَالَ: جَهْدُ الْبَلَاءِ كَثْرَةُ الْعِيَالِ مَعَ قِلَّةِ الشَّيْءِ»[۲۳]، إِلَّا أَنَّ هَذِهِ الرِّوَايَةَ مَشْبُوهَةٌ عِنْدِي؛ فَقَدْ رَوَاهَا ابْنُ أَبِي الدُّنْيَا [ت۲۸۱هـ] فِي «النَّفَقَةِ عَلَى الْعِيَالِ» بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَسَّانَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ إِيَاسِ بْنِ مُعَاوِيَةَ، عَنْ عُمَرَ مَوْقُوفًا[۲۴]، وَرَوَاهَا السُّهْرَوَرْدِيُّ [ت۶۳۲هـ] فِي «مَشْيَخَتِهِ» بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَسَّانِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ إِيَاسِ بْنِ مُعَاوِيَةَ، قَالَ: «سَمِعْتُ عُمَرَ يَقُولُ: سَمِعَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ رَجُلًا يَقُولُ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ جَهْدِ الْبَلَاءِ، وَكَثْرَةِ الْعِيَالِ، وَقِلَّةِ الشَّيْءِ»[۲۵]، فَإِنْ صَحَّتْ رِوَايَتُهُمَا فَالْوَجْهُ عِنْدِي أَنَّهُ أَرَادَ عُمَرَ بْنَ عَبْدِ الْعَزِيزِ؛ فَإِنَّهُ كَانَ مِنْ أَصْحَابِهِ، وَلَمْ يُرِدْ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ، وَعَلَى هَذَا تَكُونُ رِوَايَتُهُ عَنِ ابْنِ عُمَرَ مُصَحَّفَةً، وَلَكِنْ هُنَاكَ شُبْهَةٌ أُخْرَى، وَهِيَ أَنَّ ابْنَ حَجَرٍ [ت۸۵۲هـ] ذَكَرَ فِي «الْغَرَائِبِ الْمُلْتَقَطَةِ مِنْ مُسْنَدِ الْفِرْدَوْسِ»، عَنْ حَسَّانَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ إِيَاسِ بْنِ مُعَاوِيَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ، قَالَ: «سَمِعَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ رَجُلًا يَتَعَوَّذُ بِاللَّهِ مِنْ جَهْدِ الْبَلَاءِ، فَقَالَ: جَهْدُ الْبَلَاءِ كَثْرَةُ الْعِيَالِ مَعَ قِلَّةِ الشَّيْءِ»[۲۶]، وَهَذِهِ تَدُلُّ عَلَى أَنَّ إِيَاسًا لَمْ يَسْمَعِ ابْنَ عُمَرَ، وَإِنَّمَا رَوَى عَنْهُ بِوَاسِطَةِ أَبِيهِ، وَقَدْ سَقَطَ اسْمُ أَبِيهِ مِنْ سَنَدِ الرِّوَايَةِ، وَلَكِنْ يَمْنَعُ الْجَزْمَ بِذَلِكَ مَا حُكِيَ عَنِ الطَّبَرِيِّ [ت۳۱۰هـ] أَنَّهُ قَالَ فِي «الْمُذَيَّلِ»: «رَوَى إِيَاسٌ عَنِ ابْنِ عُمَرَ أَنَّهُ سَمِعَ مِنْهُ وَهُوَ يَمْشِي مَعَ أَبِيهِ فِي السُّوقِ كَلِمَةً، وَهِيَ: <‌جَهْدُ الْبَلَاءِ كَثْرَةُ الْعِيَالِ مَعَ قِلَّةِ الشَّيْءِ>»[۲۷]، وَلَمْ أَجِدْهُ فِيمَا بَقِيَ مِنَ الْمُذَيَّلِ، وَكَيْفَمَا كَانَ فَالظَّاهِرُ عِنْدِي أَنَّ مُعَاوِيَةَ بْنَ قُرَّةَ لَحِقَ ابْنَ عُمَرَ.

ترجمه:

منصور حفظه الله تعالی فرمود: آن را به همین صورت از معاویة بن فروة از عبد الله بن عمر روایت کرده است و شکّی نیست که معاویة بن فروة تصحیف معاویة بن قرّة است و اگر نه این بود که معاویة بن قرّة از عبد الله بن عمر روایت کرده، با اطمینان می‌گفتم که آن اشتباه است و درست قرّة بن إیاس است و گفته شده که معاویة بن قرّة ابن عمر را درک نکرده است، ولی من هشت مورد یافته‌ام که از او روایت کرده است: [۱] یکی از آن‌ها چیزی است که ابو داود طیالسی [د.۲۰۴ق] با رساندن سند به او از ابن عمر روایت کرده است که «رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم یک بار یک بار وضو گرفت و فرمود: این حداقلّ وضوئی است که نماز جز با آن مباح نمی‌شود» [۲] و دیگری چیزی است که احمد بن حنبل [د.۲۴۱ق] با رساندن سند به او از ابن عمر از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت کرده است که فرمود: «هیچ پیامبری از دنیا نمی‌رود تا آن گاه که مردی از امّتش او را نماز دهد» [۳] و دیگری چیزی است که دولابی [د.۳۱۰ق] با رساندن سند به او از ابن عمر روایت کرده است که گفت: «رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم مُعاذ و ابو موسی اشعری را به یمن اعزام کرد و به آن دو فرمود: با هم هماهنگ باشید و آسان بگیرید و (مردم را) فراری ندهید» [۴] و دیگری چیزی است که طبرانی [د.۳۶۰ق] با رساندن سند به او از ابن عمر روایت کرده است که «رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم مردی را برای کاری منصوب کرد، پس آن مرد گفت: ای رسول خدا! خیرم را برایم اختیار کن، فرمود: در خانه‌ات بنشین» [۵] و دیگری چیزی است که ابو نُعیم [د.۴۳۰ق] با رساندن سند به او از ابن عمر روایت کرده است که گفت: «رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: هرگاه دختر به نه‌سالگی برسد، زن (بالغ) محسوب می‌شود» [۶] و دیگری چیزی است که ابن خیر اشبیلی [د.۵۷۵ق] با رساندن سند به او از ابن عمر روایت کرده است که گفت: «رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: علم دو گونه است: علم بر زبان که حجّتی بر توست و علم در دل که فایده‌ای برای توست» [۷] و دیگری چیزی است که ابن حزم [د.۴۵۶ق] با رساندن سند به او از ابن عمر روایت کرده است که «از او درباره‌ی مردی پرسیدند که با زنی زنا کرده است، آیا می‌تواند با او ازدواج کند؟ گفت: اگر توبه کنند و اصلاح شوند» [۸] و دیگری چیزی است که بکر بن علاء [د.۳۴۴ق] با رساندن سند به او روایت کرده است که گفت: «به ابن عمر گفته شد: ابن زبیر وقتی نماز می‌گزارد، به این سو و آن سو نگاه نمی‌کند، گفت: ولی ما به این سو و آن سو نگاه می‌کنیم و مثل مردم هستیم» و بعید است که همه‌ی این روایات مرسل باشند؛ چراکه این مرد (یعنی معاویة بن قرّة) به تدلیس شناخته نبوده و در برخی از آن‌ها وارد شده که به شنیدن حدیث (از ابن عمر) تصریح کرده؛ چنانکه در روایت ابو نُعیم از او وارد شده است که گفت: «از ابن عمر شنیدم» و بیهقی [د.۴۵۸ق] در «السنن الصغری» از او روایت کرده است که گفت: «ابن عمر و انس بن مالک من را حدیث کردند که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم یک بار یک بار وضو گرفت» و در روایت طبرانی آمده است: «فرات بن ابی فرات ما را حدیث کرد، گفت: شنیدم که معاویة بن قرّة از ابن عمر حدیث می‌کند». با این اوصاف، نمی‌دانم که چه چیزی از آن را انکار می‌کنند، در حالی که خود از او روایت می‌کنند که گفت: «من سی تن از اصحاب پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را درک کرده‌ام» و در روایتی دیگر آمده است که (گفت:) «من هفتاد تن از اصحاب پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را درک کرده‌ام» و چه اندازه جا دارد که ابن عمر یکی از آنان بوده باشد؛ چراکه سی و پنج سال یا بیشتر در عهد او زندگی کرده، بلکه از پسرش إیاس نیز روایت شده که از او حدیث شنیده است؛ چنانکه در روایت حسّان بن عبید الله از إیاس بن معاویة بن قرّة آمده است که گفت: «شنیدم ابن عمر می‌گوید: پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شنید که مردی می‌گوید: خدایا! من از بلای سخت به تو پناه می‌آورم، پس فرمود: بلای سخت، کثرت عیال با کمی درآمد است»، جز آنکه این روایت نزد من مشکوک است؛ چراکه ابن ابی الدنیا [د.۲۸۱ق] در کتاب «النفقة علی العیال» آن را با سند خود از حسّان بن عبد الله، از إیاس بن معاویة، از عمر به صورت موقوف روایت کرده و سهروردی [د.۶۳۲ق] در «مَشیَخه»اش آن را با سند خود از حسّان بن عبد الله، از إیاس بن معاویة روایت کرده است که گفت: «شنیدم عمر می‌گوید: پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شنید که مردی می‌گوید: خدایا! من از بلای سخت و کثرت عیال و کمی درآمد به تو پناه می‌آورم»، پس اگر روایت این دو درست باشد، وجه آن نزد من این است که مقصود إیاس (از عمر)، عمر بن عبد العزیز بوده؛ چراکه او از اصحاب وی بوده و مقصودش عمر بن خطّاب نبوده است و در این صورت، روایت او از ابن عمر تصحیف‌شده است، ولی در این زمینه شبهه‌ی دیگری نیز وجود دارد و آن این است که ابن حجر [د.۸۵۲ق] در کتاب «الغرائب الملتقطة من مسند الفردوس» از حسّان بن عبد الله، از إیاس بن معاویة، از پدرش، از عبد الله بن عمر آورده است که گفت: «پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شنید که مردی از بلای سخت به خداوند پناه می‌برد، پس فرمود: بلای سخت، کثرت عیال با کمی درآمد است» و این نشان می‌دهد که إیاس (حدیث را) از ابن عمر نشنیده، بلکه به واسطه‌ی پدرش (معاویة بن قرّة) از او روایت کرده و نام پدرش از سند روایت افتاده است، ولی چیزی که از اطمینان در این باره باز می‌دارد سخنی است که از طبری [د.۳۱۰ق] نقل شده که در کتاب «المذیّل» گفته است: «إیاس هنگامی که با پدرش در بازار راه می‌رفت، این جمله را از ابن عمر شنید: بلای سخت، کثرت عیال با کمی درآمد است» و من این را در آنچه از کتاب «المذیّل» باقی مانده است نیافتم. به هر حال، ظاهر نزد من این است که معاویة بن قرّة ابن عمر را درک کرده است.

↑[۱] . مسند ابن الجعد، ص۱۶۶
↑[۲] . مسند أحمد، ج۳۳، ص۴۷۲
↑[۳] . سنن سعيد بن منصور، ج۲، ص۱۷۸
↑[۴] . سنن ابن ماجه، ج۱، ص۴
↑[۵] . مسند البزار، ج۸، ص۲۴۴
↑[۶] . مسند ابن الجعد، ص۱۶۸؛ الطبقات الكبرى لابن سعد، ج۷، ص۳۲؛ مسند أحمد، ج۲۶، ص۱۸۲
↑[۷] . مسند ابن الجعد، ص۳۹۲؛ الطبقات الكبرى لابن سعد، ج۱، ص۴۲۶؛ مسند أحمد، ج۲۴، ص۳۴۷؛ سنن أبي داود، ج۴، ص۵۵؛ مسند الروياني، ج۲، ص۱۲۶؛ معجم الصحابة للبغوي، ج۵، ص۸۷؛ معجم الصحابة لابن قانع، ج۲، ص۳۵۸؛ صحيح ابن حبان، ج۱۲، ص۲۶۷؛ الفوائد الشهير بالغيلانيات لأبي بكر الشافعي، ج۱، ص۴۱۰؛ أخلاق النبي لأبي الشيخ الأصبهاني، ج۲، ص۹۷؛ معرفة الصحابة لأبي نعيم الأصبهاني، ج۴، ص۲۳۵۱
↑[۸] . مسند ابن الجعد، ص۱۶۸؛ تاريخ ابن معين، ج۳، ص۵۸؛ مسند أحمد، ج۲۶، ص۱۸۲؛ مسند الروياني، ج۲، ص۱۲۹؛ معرفة الصحابة لأبي نعيم الأصبهاني، ج۴، ص۲۳۵۰؛ الكفاية في علم الرواية للخطيب البغدادي، ص۵۸
↑[۹] . المراسيل لابن أبي حاتم، ص۱۶۷
↑[۱۰] . تاريخ دمشق لابن عساكر، ج۱، ص۲۶۷
↑[۱۱] . انظر: علل الحديث لابن أبي حاتم، ج۱، ص۵۵۱.
↑[۱۲] . مسند أبي داود الطيالسي، ج۳، ص۴۳۳
↑[۱۳] . فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل، ج۱، ص۳۹۱
↑[۱۴] . الكنى والأسماء للدولابي، ج۲، ص۴۷۳
↑[۱۵] . المعجم الكبير للطبراني، ج۱۳ و ۱۴، ص۲۳۵ و ۲۳۶
↑[۱۶] . أخبار أصبهان لأبي نعيم الأصبهاني، ج۲، ص۲۴۳
↑[۱۷] . فهرسة ابن خير الإشبيلي، ص۹
↑[۱۸] . المحلى بالآثار لابن حزم، ج۹، ص۶۴
↑[۱۹] . أحكام القرآن لبكر بن العلاء، ج۲، ص۱۶۲
↑[۲۰] . السنن الصغير للبيهقي، ج۱، ص۵۱
↑[۲۱] . حلية الأولياء وطبقات الأصفياء لأبي نعيم الأصبهاني، ج۲، ص۲۹۹؛ تاريخ دمشق لابن عساكر، ج۵۹، ص۲۶۹
↑[۲۲] . حلية الأولياء وطبقات الأصفياء لأبي نعيم الأصبهاني، ج۲، ص۲۹۹؛ تاريخ دمشق لابن عساكر، ج۵۹، ص۲۶۹؛ المنتظم في تاريخ الملوك والأمم لابن الجوزي، ج۶، ص۲۲۲
↑[۲۳] . جزء فيه ما انتقى ابن مردويه على الطبراني، ص۳۶۲
↑[۲۴] . النفقة على العيال لابن أبي الدنيا، ج۲، ص۴۴۳
↑[۲۵] . مشيخة السهروردي، ص۱۰۹
↑[۲۶] . الغرائب الملتقطة من مسند الفردوس لابن حجر، ج۴، ص۸۶
↑[۲۷] . إكمال تهذيب الكمال لمغلطاي، ج۱، ص۴۷۲
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
می‌توانید این مطلب را به زبان‌های زیر نیز مطالعه کنید:
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]