الخميس ٥ ربيع الآخر ١٤٤٠ هـ المعادل لـ ١٣ ديسمبر/ كانون الأول ٢٠١٨ م
     
المنصور الهاشمي الخراساني
* تمّ نشر الترجمة العربية لكتاب «العودة إلى الإسلام» أثر العلامة المنصور الهاشمي الخراساني حفظه الله تعالى. * تمّ نشر النسخة المبرمجة لكتاب «العودة إلى الإسلام» أثر العلامة المنصور الهاشميّ الخراسانيّ حفظه الله تعالى
loading

الرسائل

     
الرقم: ١
الموضوع:

نبذة من رسالة جنابه في أنّه يعرف بأفكاره وتعاليمه لا باسمه ووصفه

نصّ الرسالة:

بنده‌ی صالح خداوند منصور هاشمی خراسانی، در سرآغاز نامه‌ی خود خطاب به مسلمانان پارسی، پس از ستایش خداوند و درود بر پیامبرش نوشت:

«و امّا بعد.. ای گروه خردمندان! ای برادران و خواهران مسلمان! با شما درباره‌ی شما سخن می‌گویم. آیا سخنم را می‌شنوید و دل می‌سپارید یا گوش خود را می‌گیرید و ره می‌سپارید؟! به خدا سوگند اگر دشمنِ انسان برای او نامه‌ای بنویسد، او آن را با دقّت می‌خواند تا بداند که دشمن او برایش چه نوشته است، در حالی که من دوست دلسوز و برادر خیرخواه شما هستم و سزاوارترم تا بدانید برای شما چه نوشته‌ام. اگر شما من را نمی‌شناسید من شما را می‌شناسم و اگر شما من را دوست نمی‌دارید من شما را دوست می‌دارم. به سخنم گوش بسپارید و نپرسید که کیستم؛ چراکه کیستیِ انسان در سخن او آشکار می‌شود و عاقل به سخن می‌نگرد نه به گوینده‌ی آن! چه بسیار سخنِ راستی که کودکی گوید و چه بسیار سخنِ دروغی که بزرگان گویند! سخنِ راست، راست است اگر چه کودکی گوید و سخنِ دروغ، دروغ است اگر چه بزرگان گویند! از این رو، اگر سخنی را بشناسید، نشناختن گوینده‌ی آن به شما زیانی نمی‌رساند، همچنانکه اگر سخنی را نشناسید شناختن گوینده‌ی آن به شما سودی نمی‌رساند! پس به سخنم گوش بسپارید تا من را بشناسید؛ چراکه انسان در زیر زبانِ خویش پنهان است و کسی شناخته نمی‌شود تا آن‌گاه که به سخن در آید. شما گوش داده نشده‌اید مگر برای شنیدن و چشم داده نشده‌اید مگر برای دیدن و عقل داده نشده‌اید مگر برای تمییزِ آن‌چه می‌شنوید و می‌بینید که کدامین راست و کدامین ناراست است. پس سخنم را با گوش خود بشنوید و با عقل خود بر رسید تا اگر راست بود بپذیرید و اگر ناراست بود نپذیرید. خداوند به شما توفیق دهد؛ چراکه شیطان می‌خواهد شما نشنوید تا ندانید و ندانید تا بدبخت شوید و آیا بدبختی جز در پیِ نادانی است؟! من می‌دانم کسانی که پیش از من بوده‌اند، سخن، بسیار گفته‌اند و شما را رنجانده‌اند؛ چراکه بسیاری از سخنان آنان دروغ بوده است و چیزهایی گفته‌اند که به آن دانشی نداشته‌اند و گروهی از آنان کسانی هستند که شما را نمی‌خواهند مگر برای خودهایشان و سخن نمی‌گویند مگر برای فریب. شما را به سوی حقّی فرا می‌خوانند که خود از آن بیگانه‌اند و برای شما خیری می‌خواهند که خود از آن بی‌بهره‌اند! اینان دین را تکیه‌گاهی برای قدرت و آخرت را دست‌آویزی برای دنیا کرده‌اند؛ و گرنه، نه دین را چنانکه باید می‌شناسند و نه آخرت را چنانکه شاید می‌خواهند. اکنون من برای شما سخن می‌گویم، در حالی که نه امید قدرتی و نه طمع دنیایی دارم. یکی هستم از میان شما که مانند شما در زمین ضعیف شمرده می‌شوم و در پیِ برتری یافتن بر شما یا تباهی انگیختن در زمین نیستم. جز این نمی‌خواهم که امر به معروف و نهی از منکر کنم، تا خداوند هر که را خواهد بشنواند و هر که را خواهد کر نماید و شما چه می‌دانید؟! شاید چیزهایی را دگرگون سازد و از روی چیزهایی پرده برگیرد؛ چراکه او بر هر کاری توانا و به هر چیزی داناست...».

ترجمة الرسالة:

كتب العبد الصالح المنصور الهاشمي الخراساني في مقدّمة رسالته مخاطباً للمسلمين الفرس، بعد الثّناء على الله والصّلاة على نبيّه:

«و أمّا بعد.. يا أولي الألباب! يا إخوتي وأخواتي المسلمين! أقول لكم عن أنفسكم قولاً. فهل تستمعون لقولي وتمنحونه قلوبكم أم تصمُّون آذانكم وتعرضون؟! والله لو أنّ عدوّ امرءٍ يكتب له رسالة، سيقرأها المرء بدقّة ليعرف ما كتب له عدوّه، في حين أنّي لكم صديق شفيق وأخ ناصح وأنا أجدر بأن تعرفوا ما كتبت لكم. إن كنتم لا تعرفوني فإنّي أعرفكم وإن كنتم لا تحبّوني فإنّي أحبّكم. استمعوا لقولي ولا تسألوا عن هويّتي، لأنّ هويّة الإنسان تعرف من قوله والعاقل ينظر إلى القول لا إلى قائله! كم من قول صادق ينطق به صبيّ وكم من قول كاذب ينطق به الكبار! القول الصادق، صادق ولو نطق به صبيّ والقول الكاذب، كاذب ولو نطق به الكبار! فإذا عرفتم قولاً، فلن يضرّكم الجهل بقائله، كما لو جهلتم قولاً، فلن تنفعكم معرفة قائله شيئاً! فاستمعوا لقولي لكي تعرفوني؛ فإنّ المرء مخبوء تحت لسانه ولا يعرف المرء حتّى يتكلّم. إنّكم لم تعطَوْا الأُذن إلا للسّمع ولم تعطوا العين إلا للبصر ولم تعطوا العقل إلا لتمييز ما تسمعون وتبصرون أيّ صادق وأيّ كاذب. فاسمعوا بآذانكم قولي وتدبّروه بعقولكم لكي تقبلوه إن كان حقاً وترفضوه إن كان باطلاً. وفّقكم الله؛ فإنّ الشيطان يريد أن لا تسمعوا لكي لا تعلموا ولا تعلموا لكي تخسروا وهل الخسران إلا حصيلة الجهل؟! أنا أعلم أنّ الذين كانوا قبلي تكلّموا كثيراً وأرهقوكم؛ لأنّ جلّ كلامهم كان كذباً وتكلّموا بما لم يحيطوا به علماً ومنهم جماعة لا يريدونكم إلاّ لأنفسهم ولا يتكلّمون إلاّ للخديعة. يدعونكم إلى حقّ هم أجانب عنه ويريدون لكم خيراً ليس لهم نصيب منه! هؤلاء جعلوا الدّين مسنداً للسّلطة وجعلوا الآخرة مطيَّة للدّنيا والحقيقة أنّهم لا يعرفون الدّين كما يجب ولا يبتغون الآخرة كما ينبغي. لكنّي أكلّمكم الآن وما عندي أمل بسلطة ولا طمع بدنيا. إنّما أنا رجل من بينكم أُستَضعَفُ في الأرض مثلكم ولا أريد علّواً عليكم ولا فساداً في الأرض. ما أريد إلا أن آمر بالمعروف وأنهى عن المنكر، لكي يُسمِع الله من يشاء ويصمّ من يشاء وما أدراكم؟! لعلّه يغيّر أشياء ويكشف عن أشياء؛ فإنّه على كلّ شيء قدير وبكلّ شيء عليم...».

المشاركة
شارك هذا المحتوى مع أصدقائك.
البريد الإلكتروني
تلجرام
فيسبوك
تويتر
غوغل +
لا مانع من أيّ استخدام أو اقتباس من محتويات هذا الموقع مع ذكر المصدر.
×
هل ترغب في أن تصبح عضواً في النشرة الإخبارية؟