سه شنبه ۲۱ اردیبهشت (ثور) ۱۴۰۰ هجری شمسی برابر با ۲۸ رمضان ۱۴۴۲ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۶۳) ما قبول داریم که اگر کسی جز پیامبر و علیّ بن أبی طالب یا کسی که از علم و تقوای آن دو برخوردار است، با نام دین حکومت کند، هم دین را به ابتذال می‌کشاند و هم دنیا را به ویرانی، ولی راه حلّ ما برای جلوگیری از این مشکل، روی آوردن به حکومت غیر دینی نیست، بل روی کار آوردن کسی چون پیامبر و علیّ بن أبی طالب است که به اعتقاد ما زمین هیچ گاه از او خالی نیست و او در زمان ما مهدی است که در میان ما وجود دارد و زندگی می‌کند و منتظر حمایت کافی ماست تا حکومتی دینی مانند حکومت پیامبر و علیّ بن أبی طالب تشکیل دهد. [مقاله‌ی ۶۳]
loading
نقدها و بررسی‌ها
رفتن
به کد
ابتدا/۴۵۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳/انتها
رفتن به
صفحه
نقدها و بررسی‌ها درباره‌ی
کد شماره کد موضوع و متن نقد نویسنده‌ی نقد تاریخ نقد تعلیق
۴۷ ۴۷
عقاید؛ شناخت خلفاء خداوند؛ پیامبران
حسن علی ۱۳۹۴/۴/۵
۴۶ ۴۶
عقاید؛ شناخت خلفاء خداوند؛ مهدی؛ منصور زمینه‌ساز ظهور مهدی؛ اقدامات و اهداف
۱ . در صفحه‌ی ۱۷۰ کتاب، کلمه‌ی «اذن خدا» در دو سطر هشتم و چهاردهم تکرار شده است. دقیقاً منظور چیست و از کجا معلوم که جناب منصور و همراهانشان چنین اذنی دارند و دیگرانی مثل آقای ... [یکی از حاکمان ایران] چنین اذنی نداشته‌اند؟ لطفاً صریح و قاطع و بدون مسامحه بفرمایید. ۲ . در رابطه با صفحه‌ی ۲۴۰ کتاب که گفته‌اند هر چه بیشتر در پی مردمان شایسته گشته‌ام کمتر یافته‌ام، تاکنون به کجاها سفر نموده و با چگونه شخصیت‌هایی ملاقات نموده‌اند که به این نتیجه رسیده‌اند که گویا زمین از مردمان شایسته خالی است؟!! ۳ . در صفحات ۲۵۵ و ۲۵۶ با استفاده از آیات قرآن استنباط کرده‌اند که حاکمان فعلی همگی! طاغوت هستند و از جمله آقای ...! لطفاً با صغرا و کبرای کامل و روشن و با استدلال صحیح و بیّنه روشن بفرمایید چگونه اینان همگی طاغوت هستند و شما به سوی مهدی دعوت می‌کنید؟ ۴ . در صفحه‌ی ۲۷۴ دو خط مانده به آخر کلمه‌ی «آیتی قطعی» استفاده شده است! آیا می‌توانم سؤال کنم آیت قطعی جناب منصور از طرف حضرت مهدی چیست؟ با تشکّر و امتنان؛ بنده قصد دارم اگر تغییر مسیری دادم همان هجرت الی الله باشد و نمی‌خواهم که تغییر مسیرم بدون شناخت کافی باشد. لذا عذر بنده را در پرسش این گونه سؤالات بپذیرید و با بضاعت مزجات دانش خودم، ادّعایی هم ندارم که سؤالاتم برخاسته از درک بالایی بوده باشد، بلکه اذعان کامل دارم فهم خودم قاصر است، و گرنه هم جملات کتاب گویا و جامع و هم گوینده تواناست.
حسن علی ۱۳۹۴/۴/۵
۴۵ ۴۵
عقاید؛ شناخت خلفاء خداوند؛ پیامبران
حسن علی ۱۳۹۴/۴/۵
۴۴ ۴۴
عقاید؛ شناخت خلفاء خداوند؛ عترت و اهل بیت پیامبر خاتم
حسن علی ۱۳۹۴/۴/۵
۴۳ ۴۳
مقدّمات؛ علم؛ وظایف و اعمال عالمان
حسن علی ۱۳۹۴/۳/۳۰
۴۲ ۴۲
عقاید؛ شناخت خلفاء خداوند؛ مهدی؛ منصور زمینه‌ساز ظهور مهدی؛ هویّت و صفات
حسن علی ۱۳۹۴/۳/۳۰
۴۱ ۴۱
عقاید؛ شناخت خلفاء خداوند؛ مهدی؛ منصور زمینه‌ساز ظهور مهدی؛ هویّت و صفات
محمّد صدّیق ۱۳۹۴/۳/۲۴
۴۰ ۴۰
احکام؛ فروع
بهنام ۱۳۹۴/۳/۱۳
۳۹ ۳۹
عقاید؛ شناخت خلفاء خداوند؛ مهدی؛ منصور زمینه‌ساز ظهور مهدی؛ گفته‌ها و نوشته‌ها
ساسان ۱۳۹۴/۳/۱۱
۳۸ ۳۸
مقدّمات؛ عقل
محمّد تقوی ۱۳۹۴/۳/۹
۳۷ ۳۷
عقاید؛ شناخت خلفاء خداوند؛ مهدی؛ منصور زمینه‌ساز ظهور مهدی؛ هویّت و صفات
سیّد محمّد ۱۳۹۴/۲/۲۵
۳۶ ۳۶
مقدّمات؛ علم؛ موانع کسب علم؛ تقلید
ساحل آزادی ۱۳۹۴/۲/۲۵
۳۵ ۳۵
عقاید؛ شناخت خلفاء خداوند؛ مهدی؛ منصور زمینه‌ساز ظهور مهدی؛ هویّت و صفات
جمعی از جوانان دوستدار حضرت مهدی ۱۳۹۴/۲/۳
۳۴ ۳۴
احکام؛ اصول و قواعد
عقیده‌ی جناب منصور هاشمی خراسانی برای این جانب قابل تصدیق است. مطابق با عقیده‌ی ایشان آن طور که بنده از کتاب ارزشمندشان برداشت کردم، اولاً ظنّ به احکام شرع برای مردم کافی نیست و یقین برای آن‌ها لازم است و ثانیاً تنها طریق دست یافتن آن‌ها به یقین، رجوع به خلیفه‌ی خداوند در زمین است و ثالثاً رجوع به خلیفه‌ی خداوند در زمین برای آن‌ها ممکن است و عدم امکان آن ذاتی نیست و در صورت اراده و اقدام آن‌ها تحقّق پیدا می‌کند. اما سؤالی که برای بنده باقی مانده این است که الآن من به عنوان کسی که دعوت جناب منصور را پذیرفته و مصمّم به زمینه‌سازی برای ظهور مهدی است، چگونه می‌توانم تکالیف شرعی خودم مانند نماز و روزه و حجّ و زکات را انجام بدهم؟ با توجه به اینکه تقلید و اجتهاد مصطلح، هر دو من را به ظن می‌رسانند و ظنّ بنا بر فرمایش متین این بزرگوار حجّت نیست و اراده و اقدام من به تنهایی نیز برای دسترسی به مهدی کفایت نمی‌کند تا بتوانم با رجوع به آن حضرت یقین به تکالیف شرعی خودم پیدا بکنم و ممکن است تا زمانی که عدّه‌ای کافی از مردم با من در این زمینه همراه می‌شوند و به جناب منصور می‌پیوندند تا زمینه برای ظهور مهدی فراهم شود مدّت زیادی طول بکشد و من قاعدتاً نمی‌توانم در این مدّت، تکالیف شرعی خودم را ترک کنم. البته جناب منصور به درستی فرموده‌اند که بار گناه این عدم یقین بر گردن خود من است و من هستم که به نوبه‌ی خودم در این عدم دسترسی به مهدی نقش داشته‌ام و تبعاً خودم را از یقین به احکام شرع محروم کرده‌ام، ولی با این حال من که الآن به اصطلاح توبه کرده‌ام و دعوت این بزرگوار را پذیرفته‌ام و در صدد زمینه‌سازی برای ظهور مهدی برآمده‌ام، باز هم نمی‌توانم یقین به احکام شرع پیدا کنم؛ چراکه سایر مردم با من همراهی نمی‌کنند. لذا سؤال بزرگ این است که من در این مدّت چه خاکی باید بر سرم بکنم و بدون تقلید و اجتهاد و رجوع به مهدی چگونه به تکالیف شرعی‌ام عمل کنم؟! آیا با اینکه من به سوی اسلام خالص بازگشت کرده‌ام و حق را شناخته‌ام و به جناب منصور پیوسته‌ام، وضعم از این جهت با گذشته فرقی نکرده و با دیگرانی که این کار را نکرده‌اند برابر است؟! در این صورت، قبول دعوت جناب منصور صرف نظر از اینکه برای ظهور مهدی لازم است، چه فایده‌ای برای من از جهت عمل به تکالیف شرعی دارد؟! من جواب همه‌ی سؤالاتم را تاکنون گرفته‌ام و این آخرین سؤالی است که برایم باقی مانده است و فکر می‌کنم که اگر جواب این سؤالم را بدهید، حجّت از هر لحاظ بر من تمام می‌شود و می‌توانم جان خودم و هر چیز دیگری که دارم را با خوشحالی در راه این انسان بزرگ بدهم إن شاء الله. با تشکّر از پاسخ شما که مشتاقانه منتظرش هستم.
سیّد محمود طباطبایی ۱۳۹۴/۱/۱۶
۳۳ ۳۳
مقدّمات؛ علم؛ موانع کسب علم؛ تقلید
در متن کتاب آمده است: «اختلاف آنان [عالمان مسلمان] با یکدیگر در گفته‌ها و کرده‌هاشان، فاحش و فراوان است؛ در حالی که حق، مسلّماً گفته یا کرده‌ی واحدی است و قابلیّت تعدّد و تکثّر ندارد و با این وصف، پیروی آنان، از یک سو متناقض و بی‌معناست و از سوی دیگر، به اختلاف مسلمانان می‌انجامد؛ همچنانکه به آن انجامیده است؛ چراکه اختلاف مسلمانان در عقاید و اعمالشان، بیش از هر چیز، معلول پیروی آنان از عالمان مختلف است». حال اینکه همین گفته نشان می‌دهد بین برداشت ۲ نفر که نه تنها از کسی تقلید نمی‌کنند، بلکه دین را با تفقّه در آیات و روایات گرفته‌اند نیز ممکن است اختلاف به وجود بیاید؛ یعنی نمی‌توان به طور قطعی گفت مسلمانان با تفقّه در دین به یک برداشت واحد می‌رسند و در نتیجه طبق استدلال خود کتاب تنها یکی از این برداشت‌ها صحیح است و بقیه نادرست است و این یعنی ما باز هم مسلمانانی خواهیم داشت که تلقّی ناصحیحی دارند و اینجا چه تفاوتی بین نتیجه‌ی این ۲ روش است؟ سؤال دیگر نیز این است که در ادامه آمده است: «پیروی از آن‌ها [یعنی عالمان]، مبتنی بر ظنّ پیروانشان به مطابقت گفته‌ها و کرده‌های آن‌ها با شرع است» که با توجه به تأکید نویسنده بر یقین عقلی، متأسفانه دلیل عقلی برای این مسئله ذکر نکرده‌اند. البته این نکته لازم به ذکر است که در صورت مراجعه به مراجع تقلید و درخواست دلیل عقلی احکام و فتاوا و استناد به آیات و روایات، آنان دریغ نکرده و در اختیار می‌گذارند.
سیّد احسان ۱۳۹۴/۱/۲
رفتن
به کد
ابتدا/۴۵۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳/انتها
رفتن به
صفحه
دانلود مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌ها
نقدها و بررسی‌ها درباره‌ی منصور هاشمی خراسانی