﴿إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ﴾[۱]
«بدون تردید، ما از مجرمان انتقامگیرندهایم.»
رهبران و مسؤولان شرور ایران در طول بیش از یک دههی گذشته از هیچ شرارتی بر ضدّ نهضت پاک زمینهسازی برای ظهور امام مهدی و رهبر فرزانهاش علامه منصور هاشمی خراسانی فروگذار نکردند. این عناصر شیطانصفت، در طول این مدّت، به دشمنی آشکار با این عالم پرهیزکار پرداختند و مردان و زنان مؤمنی را که دعوت مشروع و معقول او برای «بازگشت به اسلام» را لبّیک گفتند، تهدید، تعقیب، دستگیر، شکنجه و زندانی کردند و حتّی برای ترور این ولیّ خدا نقشه کشیدند و اقدام نمودند[۲] و وقتی با لطف و فضل الهی از این نقشه و اقدام شرورانه ناامید شدند، به ترور شخصیّت او روی آوردند و با جوسازیها و دروغپردازیهای گسترده و بیشرمانه کوشیدند که مردم را نسبت به او بدبین سازند و از توجّه به دعوتش بازدارند؛ غافل از آنکه خداوند از مکر آنها آگاه است و بر گرفتن انتقام از آنها تواناست.
چند ماه پیش که اسرائیل مانند آتشی از آسمان بر سر آنها نازل شد و بسیاری از مسؤولانشان را به سریعترین و شدیدترین شکل ممکن کشت، دکتر ذاکر معروف -مسؤول دفتر علامه منصور هاشمی خراسانی- یادداشتی نوشت و اعلام کرد: «این دست انتقام الهی است که از آستین اسرائیل بیرون آمده و گلوی حکومت ایران -این حکومت جبّار عنید- را گرفته است» و ناصحانه هشدار داد: «امیدواریم کسانی از آنان که هنوز در گوشه و کنار باقی ماندهاند، از سرنوشت شیاطینشان عبرت بگیرند و دست از دشمنی با حق بردارند، پیش از آنکه به سرنوشت آنان دچار شوند»، ولی آنان مغرورتر و کوردلتر از آن بودند که این هشدار را جدّی بگیرند و دریابند که فرصت توبه رو به اتمام است، تا اینکه به اتمام رسید و دست انتقام الهی، این بار از آستین آمریکا و اسرائیل بیرون آمد و بمبهای مرگبار و ویرانگر، مانند سنگهای آتشین، از آسمان بر سرشان نازل شد و پیش از هر کس، بت بزرگشان را در هم شکست و متلاشی کرد و سپس تک تک آنها را در امنترین پناهگاههایشان در هم کوبید و سوزاند: ﴿ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْـآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾[۳]؛ «این برایشان خواریای در دنیاست و برایشان در آخرت عذابی عظیم است».
روایت است که خداوند به سزای قتل یحیی علیه السلام، بختنصر کافر را بر بنی اسرائیل مسلط کرد تا هزاران تن از آنان را به قتل برساند و سرزمینشان را بسوزاند و ویران کند. بنابراین، عجیب نیست که امروز به سزای دشمنی با علامه منصور هاشمی خراسانی، ترامپ کافر را بر سران ایران مسلط کرده است تا هزاران تن از آنان را به قتل برساند و سرزمینشان را بسوزاند و ویران کند؛ چنانکه در روایتی از این سنّت الهی خبر داده شده و آمده است: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَنْتَصِرَ لِأَوْلِيَائِهِ انْتَصَرَ لَهُمْ بِشِرَارِ خَلْقِهِ، وَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَنْتَصِرَ لِنَفْسِهِ انْتَصَرَ بِأَوْلِيَائِهِ، وَلَقَدِ انْتَصَرَ لِيَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا عَلَيْهِ السَّلَامُ بِبُخْتَ نَصَّرَ»[۴]؛ «خداوند هرگاه بخواهد برای اولیائش انتقام بگیرد، به دست شرورترین بندگانش انتقام میگیرد و هرگاه بخواهد برای خودش انتقام بگیرد، به دست اولیائش انتقام میگیرد و خداوند انتقام یحیی بن زکریا علیه السلام را به دست بختنصر گرفت».
اما اکنون که سران متکبّر این نظام معاند، یکی پس از دیگری به هلاکت میرسند و مانند موشهای مرده از سوراخهای خود بیرون کشیده میشوند، مؤمنان باید تفکّر کنند و درسهای لازم را بگیرند.
یکی از مهمترین این درسها که قلب مؤمنان را جلا میبخشد، این است که صبر و تلاش در راه حق بیثمر نمیماند؛ چراکه یاران حضرت علامه در طول این سالها بر آزار و اذیت نظام ولایت فقیه صبر کردند و از نشر دعوت پاک بازگشت به اسلام و زمینهسازی برای ظهور امام مهدی در جامعه دست برنداشتند. البته در نتیجهی این تلاشها، سران نظام هدایت نشدند؛ چراکه آنان شقیتر از آن بودند که نور هدایت به قلبشان وارد شود، ولی در عوض، این تلاشها سبب شد تا حجّت بر آنها تمام شود و خداوند کافران را به مثابهی عذابی بالای سرشان بفرستد و آنان را تار و مار کند؛ چراکه باب عذاب الهی جز پس از اتمام حجّت گشوده نمیشود؛ چنانکه خداوند فرموده است: ﴿وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنْذِرُونَ ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ﴾[۵]؛ «و ما هیچ سرزمینی را هلاک نمیکنیم مگر اینکه برای آن بیم دهندگانی باشند، تا مایهی تذکّری باشد و ما ستمکار نیستیم» و فرموده است: ﴿وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُمْ بِعَذَابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزَى﴾[۶]؛ «و اگر پیش از این آنان را با عذابی هلاک میکردیم میگفتند: پروردگارا! چرا فرستادهای را به سوی ما نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم پیش از اینکه خوار و بدبخت شویم؟»
درس دومی که از این وقایع میتوان گرفت و هر مؤمنی را به تأمل و تکبیر وامیدارد، این است که مکر خداوند بر مکر ستمگران غلبه میکند. به راستی چه کسی تصوّرش را میکرد که سران این نظام قلدر که حتّی برای امام مهدی خط و نشان میکشیدند و حفظ نظام خود را از حفظ جان او مهمتر میدانستند، روزی در مملکت خود به چنین خفّتی دچار شوند که حتی در اعماق زمین هم امنیت نداشته باشند؟! یا چه کسی تصوّرش را میکرد سران این نظام ریاکار که ۴۷ سال عوامفریبانه شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر دادند، در حالی که نوکر روسیه و چین کافر بودند، عالمان منتقد و مستقل را خانهنشین ساختند و روحانیون مَجیزگو و چاپلوس را منبر دادند، نخبگان را به هجرت وادار ساختند و پخمگان را به مقام رساندند، توسط همین آمریکا و اسرائیل به درک واصل شوند؟! در حالی که نه چین و روسیه آنان را از هلاکت حفظ میکنند و نه آن روحانیون و پخمگان راه نجاتی نشانشان میدهند! الله اکبر! آیا این بازگرداندن مکر این منافقان به خودشان نیست؟! این گونه خداوند گروه مستکبران را خوار و رسوا میکند!
درس سومی که از این وقایع میتوان گرفت، این است که گردنکشی در برابر حق، تاوان دارد و انسان را مشمول عذاب الهی حتی در دنیا میکند. شاید رهبران معاند ایران و سگهای هار آنها در بدنهی نظام و سپاه و اطلاعات و بسیج که یکی پس از دیگری به خاکستر تبدیل میشوند، گمان میکردند که علامه منصور هاشمی خراسانی ضعیفتر از آن است که بتواند از آنها انتقام بگیرد و از این رو، ظلم به او پیامدی در دنیا نخواهد داشت، ولی اکنون برایشان آشکار شد که اگر این ولیّ خدا ضعیف باشد، خدای او قوی است و میتواند گردنکشترین دشمنان او را در ظرف چند روز به خاکستر تبدیل کند! البته بعید است که این کوردلان حتّی در زیر این عذاب آشکار دریابند که تاوان کدام گناه خود را پس میدهند، ولی بدون شک وقتی به هلاکت میرسند و به جهنّم وارد میشوند درمییابند که هیچ گناهی بزرگتر از ایستادن در برابر نهضت زمینهسازی برای ظهور مهدی و دشمنی با پرچمدار آن مرتکب نشدهاند.
درس چهارمی که از این وقایع میتوان گرفت و برای دوستداران حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی نیز روشنیِ چشم به شمار میآید، این است که وعدههای این عالم ربّانی تخلّفناپذیر است و در زمان خود تحقّق مییابد. البته کرامات زیادی از این عالم صالح دیده شده است که سینه به سینه در جمع نزدیکان و دوستداران ایشان نقل میشود، اما برخی کرامات ایشان نیز در سایت دفتر ایشان برای عموم منتشر شده است. یکی از این موارد، پیشبینی چگونگی هلاکت علی خامنهای و پیروان او توسط علامه در سال ۱۳۹۹ و در هنگام اوجگیری بیماری کروناست. در حافظهی بسیاری هست که رهبر مستکبر ایران که فاقد هر گونه «بصیرت» بود و مانند همیشه تحلیل درستی از حوادث جاری نداشت، بیماری مرگبار و جهانی کرونا را ناچیز شمرد و آن را توطئهی آمریکا خواند و ورود واکسن کرونا به داخل کشور را ممنوع اعلام کرد. در آن هنگام، علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی خطبهای بلیغ ایراد کرد و فرمود:
آیا وقت آن نرسیده است که باور کنید خداوند بر شما خشمگین است و شما را جزا میدهد؟ آیا وقت آن نرسیده است که دست از لجاجت بردارید و خود را اصلاح کنید؟ اینک جهان مانند دیگی بر آتش میجوشد و غلغل میکند، ولی به آن مینگرید و میگویید که عادی است! نه به خدا سوگند، عادی نیست، ولی شما سخت مغرور و گردنکشید و از این رو، اقرار نمیکنید! مانند جبّاری خیرهسر [اشاره به علی خامنهای] که بر شما مسلّط است، پس شما را وسوسه میکند و میگوید: «این بلای چندان بزرگی نیست و بزرگتر از آن هم بوده است و شاید دشمنانم آن را ساختهاند»؛ چراکه از خداوند نمیترسد و در برابر او سرکش است و میترسد که مقصّر دانسته شود. لا جرم نخوت او، آتشی خواهد شد و او و کسانی که از او پیروی کنند را خواهد سوخت؛ چراکه در برابر خداوند خاشع نشدند و تضرّع نکردند، هنگامی که خشمش را دیدند و عذابش را لمس کردند، بلکه بر تکبّر افزودند ... اینک شما آنان را واگذارید؛ زیرا خداوند نخواسته است که آنان را پاکیزه کند، بل خواسته است که آنان را در دنیا خوار سازد و در آخرت هیزم دوزخ گرداند.[۷]
شاید برخی در سال ۱۳۹۹ تصوّر میکردند مراد این عالم بزرگ از آتشی که از نخوت علی خامنهای نشأت میگیرد و او و پیروانش را میسوزاند، تنها آتش دوزخ است، ولی خداوند بزرگ خواسته بود تحقّق وعدهی این بندهی صالحش را در دنیا به همگان نشان دهد. ببینید چقدر سخن این ولیّ خدا دقیق و مطابق با واقع است! «نخوت» به معنای خودبزرگبینی و جاهطلبی است. آیا این جنگ، فارغ از علّت اصلی و باطنی آن که دشمنی با حق بود، جز به خاطر خودبزرگبینی و جاهطلبی علی خامنهای در عرصهی نظامی و هستهای آغاز شد؟! آیا او و مهمترین پیروانش یکی پس از دیگری در آتش بمبها نسوختند و خاکستر نشدند؟! شعار میداد نه مذاکره میکنیم و نه جنگ میشود، ولی هم مذاکره کرد و هم جنگ شد! هر چه گفت بر عکس از آب درآمد و هر چه نقشه کشید، نقش بر آب شد! آیا خواری و ذلّتی بالاتر از این برای او و سران این نظام مستکبر قابل تصوّر است؟! این یکی از وعدههای این عالم صالح بود که پس از پنج سال محقّق شد. اما وعدهی دیگر ایشان که محقّق شد، پیشبینی ویرانی تهران است که آن هم با دقّتی بینظیر به حقیقت پیوست. ایشان در سال ۱۳۹۴ فرمودند:
و تو ای [تهران] که مانند عروسی در حجله آراستهای! چگونه خواهی بود؟! کاش میدانستم! هنگامی که کنگرهی برجهایت در شعلههای آتش میسوزد و بادهای ناآرام، خاکسترت را در هوای غبار آلود جهان پراکنده میگرداند. آه، که چه شبهای بلندی در پیش است![۸]
پس از سانحهی پلاسکو در سال ۱۳۹۵، گمان میرفت که سوختن این برج در شعلههای آتش تحقّق این وعدهی صادق بوده، ولی امروز در سال ۱۴۰۴ معلوم شده که این وعده بسیار فراتر از آن بوده است. تهران، شهری که ۴۷ سال در آن به خدا و امام مهدی دروغ بسته شد تا ولایت باطل فقیه توجیه شود و حکومت ظالم فقیه برقرار ماند، امروز کنگرهی برجهایش در شعلههای آتش میسوزد و بادهای ناآرام، خاکسترش را در هوای غبار آلود جهان پراکنده میگرداند! تنها خداوند میداند ویرانی تهران تا کجا ادامه خواهد داشت، ولی ما امیدوار هستیم پیش از آنکه تهران تماماً به مخروبه تبدیل شود، نظام فاسد ولایت فقیه و همهی پیروانش سرنگون شوند. هر چند واقعیّت آن است که بیشتر مردم هم در ایران صالح نیستند و در یک دههی گذشته نسبت به دعوت علامه منصور هاشمی خراسانی -این منادی حق- بیتوجّه بودهاند و حتّی در بسیاری از موارد با سران ظالم خود بر ضدّ آن همراه و همصدا شدهاند و از این رو، بیم آن میرود که این بار عذاب الهی به سران ظالمشان محدود نشود، بلکه شعلههایش به سوی آنها هم پیشروی کند و زندگی آنها را هم فرا بگیرد و برایشان چیزی جز مرگ یا بدبختی باقی نگذارد؛ چراکه هیچ ظالمی در پیشگاه خداوند بیگناه محسوب نمیشود و از عذاب او ایمن نیست، چه حاکم باشد و چه شخصی عادی. خداوند با کسی خویشاوندی ندارد و به کسی اماننامه نداده است و از این رو، هیچ کس نباید تصوّر کند که دشمنی یا بیاعتناییاش در برابر حق، بیکیفر خواهد ماند، چه از زمرهی مسؤولان باشد و چه از تودهی مردم؛ چنانکه علامه منصور هاشمی خراسانی -سالها پیش- به این نکتهی مهمّ اشاره کرد و فرمود:
آیا پنداشتهاید که اگر کافر شوید و به خداوند و خلیفهاش در زمین پشت کنید و حاکمانی دیگر اختیار نمایید، به شما آسیبی نخواهد رسید؟! ... چنین نیست! ... بلکه کفر شما آتشی خواهد شد و شما را خواهد سوخت و گناهانتان گردبادی و شما را خواهد برد، تا آن گاه که از شما جز اندکی در غارها و شکاف صخرهها و جاهای دورافتاده باقی نمانند! آیا این را بعید میدانید یا میپندارید که ممکن نیست؟! مانند اقوامی در گذشته که انذارهای پیامبران را باور نکردند و جدّی نگرفتند و گفتند: ﴿مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ﴾؛ «ما هرگز عذاب نخواهیم شد»، تا آن گاه که عذاب بر آنان فرود آمد و همهیشان را هلاک کرد؛ پس از برخی نشانی نماند و از برخی ویرانهای ماند که خانهی بوم و دد است![۹]
این هشداری بسیار جدّی است، ولی متأسفانه بیشتر مردم به آن توجّه نمیکنند. ما امیدواریم و دعا میکنیم که خداوند بر آنان رحم کند و به آنان فرصت بیشتری دهد، تا شاید بعد از نابودی این نظام معاند و پایان اغواگریهایش، به سوی حق بازگردند؛ چراکه خداوند بسیار بخشنده و مهربان است؛ همچنانکه امیدواریم و دعا میکنیم که تهماندهی این نظام معاند که مانند غذایی سوخته به تهِ دیگ چسبیده است و به شکلی مذبوحانه برای بقاء دست و پا میزند، هر چه زودتر نابود شود تا راه برای آگاهی مردم و تحقّق زمینهی ظهور امام مهدی باز شود ان شاء الله.
در پایان، خداوند را حمد میگوییم بر اینکه خواری و ذلّت را در دنیا به دشمنان دینش چشاند و مکرشان را به خودشان بازگرداند؛ ﴿وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ﴾[۱۰]؛ «و آنان مکر کردند و ما نیز مکر کردیم، در حالی که آنان نمیفهمیدند. پس نگاه کن که عاقبت مکرشان چگونه بود، ما آنان و قومشان را یکسره تباه ساختیم».
﴿وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ﴾[۱۱]
