چهار شنبه ۱۸ تیر (سرطان) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۱۶ ذی القعده ۱۴۴۱ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
* پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی به زبان روسی راه‌اندازی شد. * بخش «درس‌ها» حاوی درس‌های علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی با محوریّت قرآن و سنّت، راه‌اندازی شد. * امکان مطالعه‌ی آنلاین با قابلیت جستجو در متن و عکس‌برداری از صفحات، به بخش «کتاب‌ها» افزوده شد. * کتاب شریف «سبل السّلام» حاوی مجموعه‌ی نامه‌ها و گفتارهای فارسی حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «هندسه‌ی عدالت» اثری ارزشمند از علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading
پرسش و پاسخ
 

در ایران رسم است کسی که قتل کرده و زیر ۱۶ یا ۱۸ سال دارد، صبر می‌کنند تا به سن مربوطه برسد بعد اعدام شود. آیا این عمل صحیح است؟

آیا جرم بچه‌ی نابالغ بر عهده‌ی پدرش است و او باید قصاص شود؟ سن بلوغ در این موارد چقدر است؟

لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:

۱ . بلوغ به معنای رسیدن کودک به سنّ ازدواج است و در احتلام پسر و حیض دختر نمود می‌یابد؛ چنانکه خداوند فرموده است: ﴿وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا[۱]؛ «و هرگاه کودکان شما به احتلام بالغ شدند باید اذن بگیرند». بنابراین، سنّ معیّنی برای آن وجود ندارد؛ زیرا رسیدن به احتلام یا حیض، می‌تواند پیش یا پس از ۱۵ سالگی در پسران و ۹ سالگی در دختران واقع شود و با این وصف، روایات رسیده در تعیین سن، در مقام تخصیص یا تعمیم کتاب خداوند نیستند، بلکه در مقام تقریب عرفی و بیان مصداق غالب هستند؛ به این معنا که معمولاً پسران در حدود ۱۵ سالگی و دختران در حدود ۹ سالگی به این حد می‌رسند. آری، در صورتی که پسر یا دختری به سبب بیماری محتلم یا حائض نشود، در سنّی بالغ محسوب می‌شود که پسران و دختران قومش معمولاً در آن محتلم یا حائض می‌شوند و آن بسته به هر قوم از ۹ تا ۱۵ سالگی و گاه بیشتر متغیّر است.

۲ . هر چند در ظاهر روایات و عبارات فقها، بلوغ ملاک تکلیف دانسته شده، ولی در واقع ملاک تکلیف بلوغ نیست، بل رشد عقلی به معنای توان ادراک مصالح و مفاسد است که در حالت طبیعی با بلوغ همراهی می‌کند و چه بسا در تحقّق آن تأثیر دارد و از طریق آزمایش معلوم می‌شود؛ چنانکه خداوند فرموده است: ﴿وَابْتَلُوا الْيَتَامَىٰ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ ۖ[۲]؛ «و یتیمان را چون به حدّ ازدواج رسیدند آزمایش کنید، پس اگر از آنان رشدی یافتید اموالشان را به آنان تسلیم کنید»؛ چراکه مکلّف بودن از احتلام یا حیض لازم نمی‌آید، بلکه از عقل لازم می‌آید و از این رو، دیوانه هر چند محتلم یا حائض شود، مسؤول اعمال خود و مستحقّ مجازات نیست، ولی کسی که دارای رشد عقلی است هر چند به علّت بیماری محتلم یا حائض نشود، مسؤول اعمال خود و مستحقّ مجازات است؛ همچنانکه خداوند خردمندان را مخاطب ساخته و فرموده است: ﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ[۳]؛ «پس از خداوند بترسید ای خردمندان باشد که رستگار شوید» و در روایات متواتر تأکید شده که ثواب و عقاب هر کس متناسب با عقل اوست. این به معنای آن است که رشد عقلی تنها در مسؤولیّت‌های مالی شرط نیست، بلکه در همه‌ی مسؤولیّت‌ها شرط است؛ جز اینکه هر مسؤولیّتی به رشد عقلی متناسب با خود نیاز دارد و این از فروع سخن خداوند است که فرموده است: ﴿لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ[۴]؛ «خداوند کسی را جز به اندازه‌ی توانش تکلیف نمی‌کند، به سود اوست هر چیزی که کسب کند و به زیان اوست هر چیزی که کسب کند، پروردگارا! ما را مؤاخذه نکن اگر فراموش کردیم یا خطا کردیم، پروردگارا! و بر ما تکلیف سنگینی بار نکن چنانکه بر کسانی که پیش از ما بودند بار کردی، پروردگارا! و بر عهده‌ی ما چیزی که طاقتش را نداریم نگذار». بنابراین، هر کس مرتکب جنایت یا معصیتی می‌شود -خصوصاً اگر تازه‌بالغ یا تازه‌مسلمان یا کم‌توان یا بی‌سواد یا روستایی باشد- باید عقل او سنجیده شود تا رشد عقلی‌اش در رابطه با آن احراز شود و این کاری است که بنا بر روایات متواتر، توسّط پیامبر، اهل بیت و صحابه معمول بوده است؛ چنانکه مثلاً در مواجهه با اقرار کننده‌ی به زنا، نخست درباره‌ی عقل او تحقیق می‌کردند و سپس می‌پرسیدند که آیا موضوع و حکم زنا را می‌داند و سپس می‌پرسیدند که مقصودش از اقرار به آن چیست[۵] و روشن است که پاسخ صحیح به این سؤالات، دلیل بر رشد عقلی لازم و ثبوت مسؤولیّت کیفری بوده؛ همچنانکه عدم پاسخ صحیح به آن‌ها از عدم رشد عقلی لازم و انتفاء مسؤولیّت کیفری پرده بر می‌داشته و مانع از اجرای حد می‌شده است؛ خصوصاً با توجّه به وجوب احتیاط درباره‌ی جان‌ها و قاعده‌ی مشهور «إدْرَؤُوا الْحُدُودَ بِالشُّبُهاتِ»؛ «حدود را با شبهه‌ها دفع کنید» که به انحاء مختلف روایت شده است.

۳ . بنا بر نظر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی، گناه کودک تا پیش از بلوغ، بر عهده‌ی پدر و مادر است؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَمِعْتُ الْعالِمَ یَقُولُ: عَلَی الْوالِدَیْنِ أَن یَأخُذا وَلَدَهُما إِلَیْهِما قَبْلَ أَن یَبْلُغَ الْحُلُمَ فَإِنَّ الْوَلَدَ إِذا جَنیٰ أَوْ أَذْنَبَ قَبْلَ بُلُوغِهِ كانَ إِثْمُهُ عَلیٰ والِدَیْهِ، فَلْیَأخُذاهُ إِلَیْهِما وَلْیُنْبِتاهُ نَباتاً حَسَناً! قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ، أَتَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْریٰ؟! قالَ: لا وَلٰكِنَّهُ مِنْ وِزْرِ الْوالِدَیْنِ إِذْ لَمْ یَقُوما بِما عَلَیْهِما!»؛ «شنیدم عالم می‌فرماید: بر پدر و مادر است که فرزندشان را پیش از بلوغ در کنار خود (یعنی تحت نظر) بگیرند؛ چراکه اگر فرزند پیش از بلوغ مرتکب جنایت یا معصیتی شود، گناهش بر گردن پدر و مادر اوست، پس باید او را در کنار خود (یعنی تحت نظر) بگیرند و باید نیکو تربیتش کنند! گفتم: فدایت شوم، آیا کسی گناه دیگری را بر گردن می‌گیرد؟! فرمود: نه، ولی آن از (گناه فرزند نیست، بل از) گناه پدر و مادر است که به وظیفه‌ی خود قیام نکرده‌اند»[۶].

از این گفتار آن جناب دانسته می‌شود که علّت مسؤولیّت پدر و مادر نسبت به جنایت یا معصیت کودک این است که در تربیت و نگاهداشت او کوتاهی کرده‌اند؛ چراکه از یک سو آن دو به اقتضاء نقش خود در پیدایش کودک، موظّف به تربیت صحیح و نگاهداشت کافی او هستند و از سوی دیگر او -به اقتضاء فطرت الهی‌اش- هرگاه به درستی تربیت و به قدر کافی نگاهداری شود، به جنایت یا معصیت عمدی روی نمی‌آورد و با این وصف، جنایت یا معصیت او -در موارد عمد- ناشی از کوتاهی پدر و مادر در تربیت صحیح و نگاهداشت کافی اوست؛ چنانکه در حدیث مشهور نبوی آمده است: «كُلُّ مَولُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَةِ فَأَبَواهُ یُهَوِّدانِهِ وَ یُنَصِّرانِهِ وَ یُمَجِّسانِهِ»[۷]؛ «هر کودکی بر فطرت متولّد می‌شود، پس پدر و مادرش او را یهودی و مسیحی و مجوسی می‌کنند»، ولی روشن است که مراد از «گناه» در گفتار آن جناب قصاص یا حد نیست، بلکه مؤاخذه‌ی اخروی است؛ به این معنا که خداوند در روز قیامت از پدر و مادر بازخواست می‌کند که چرا با کوتاهی خود در تربیت و نگاهداشت فرزند، زمینه‌ی جنایت یا معصیت او را فراهم کرده‌اند؟ بنابراین، پدر و مادر به جای کودک قصاص نمی‌شوند و حد نمی‌خورند؛ چراکه داشتن قصد در ثبوت قصاص و حد شرط است و آن دو قصد جنایت و معصیت کودک را نداشته‌اند، ولی به اندازه‌ی کوتاهی خود در تربیت و نگاهداشت او گناه‌کارند و در آخرت مؤاخذه و عقوبت می‌شوند؛ همچنانکه در دنیا موظّف به جبران خسارت‌های مالی ناشی از جنایت یا معصیت او هستند؛ با توجّه به آنکه جبران این قبیل خسارت‌ها، مشروط به داشتن قصد نیست و موارد خطا را نیز در بر می‌گیرد؛ همچنانکه بنا بر روایات اسلامی، دیه‌ی مقتول یا مجنیّ علیه بر عاقله‌ی کودک یعنی خویشان پدر و مادری یا پدری یا مادری اوست؛ با توجّه به اینکه همه‌ی آنان -کم یا بیش- موظّف به تربیت و نگاهداشت او بوده‌اند و از این حیث، نسبت به اعمال او مسؤول‌اند؛ همچنانکه خداوند به انذار خویشان نزدیک‌تر امر کرده و فرموده است: ﴿وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ[۸]؛ «و خویشان نزدیک‌ترت را انذار کن» و به بخشیدن به آنان امر کرده و فرموده است: ﴿إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَىٰ[۹]؛ «هرآینه خداوند به عدالت و احسان و بخشیدن به نزدیکان امر می‌کند» و پرداخت نفقه‌ی کودک را پس از پدر وظیفه‌ی وارثان دانسته و فرموده است: ﴿وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِكَ ۗ[۱۰]؛ «و بر وارث مانند آن است».

↑[۱] . نور/ ۵۹
↑[۲] . نساء/ ۶
↑[۳] . مائدة/ ۱۰۰
↑[۴] . بقرة/ ۲۸۶
↑[۵] . بنگرید به: مصنّف عبد الرزاق، ج۷، ص۳۲۲؛ مسند أحمد، ج۱، ص۳۲۵ و ج۵، ص۳۴۷؛ صحیح البخاری، ج۸، ص۲۴؛ صحیح مسلم، ج۵، ص۱۱۸ و ۱۲۰؛ سنن أبی داود، ج۲، ص۳۴۵ و ۳۴۶؛ سنن البیهقی، ج۸، ص۲۲۱؛ کلینی، الکافی، ج۷، ص۱۸۸
↑[۷] . مصنّف عبد الرزاق، ج۱۱، ص۱۱۹؛ مسند أحمد، ج۲، ص۳۹۳؛ صحیح البخاری، ج۲، ص۹۷؛ صحیح مسلم، ج۸، ص۵۲؛ سنن أبی داود، ج۲، ص۴۱۶؛ سنن الترمذی، ج۳، ص۳۰۳؛ سنن البیهقی، ج۶، ص۲۰۲
↑[۸] . شعراء/ ۲۱۴
↑[۹] . نحل/ ۹۰
↑[۱۰] . بقرة/ ۲۳۳
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
نوشتن پرسش
کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی پرسش، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که به پرسش شما در پایگاه پاسخ داده شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن پرسش خود، پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . از ثبت و ارسال پرسش جدید پیش از دریافت پاسخ پرسش قبلی، خودداری کنید.
۳ . از ثبت و ارسال بیش از یک پرسش در هر نوبت، خودداری کنید.
۴ . اولویّت ما، پاسخگویی به پرسش‌های مرتبط با امام مهدی علیه السلام و زمینه‌سازی برای ظهور اوست؛ چراکه در حال حاضر، از هر چیزی مهم‌تر است.
* لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید. Captcha loading
هرگونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.
×
آیا مایلید در خبرنامه‌ی پایگاه عضو شوید؟