نویسنده‌ی پرسش: رضا راضی تاریخ پرسش: 1395/12/28

آیا امامت نصوصی است یا تحت بدا هم قرار می‌گیرد؟ آیا روایت مرسلی که شیعه درباره بدا در خصوص اسماعیل [بن جعفر] آورده و در آن آمده که قرار بود او امام بعد از امام صادق باشد و بعد بدا صورت گرفت و موسی [بن جعفر] امام شد صحیح است؟

آیا خلیفه خدا در یک زمان از مردمان زمان خلیفه‌های دیگر هم بالاتر است؟ آیا نمی‌شود که مأموم در یک زمان از امام در زمان‌های دیگر بالاتر باشد یعنی اگر آن مأموم در زمان آن امام می‌زیست خود امام می‌شد؟

آیا امام از لحاظ جسمی هم از همه قوی‌تر است؟

آیا حدیث «سلمان منا اهل البیت» دلالت بر رسیدن سلمان به عصمت می‌کند؟ آیا می‌شود دیگران هم به درجه عصمت برسند؟

پاسخ به پرسش شماره: 9 تاریخ پاسخ به پرسش: 1396/1/6

لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:

1 . چنانکه در کتاب شریف «بازگشت به اسلام» به تفصیل تبیین شده، تعیین امام از شؤون خداوند است که به واسطه‌ی نصّ امام پیشین یا آیتی بیّنه انجام می‌شود و با این وصف، «بداء» درباره‌ی آن به معنای تغییر امام پس از تعیین او ممکن نیست (درباره‌ی «بداء»، بنگرید به: پرسش و پاسخ 290).

2 . افضلیّت امام هر زمان از مردم آن زمان که مکلّف به پیروی او هستند ثابت است؛ چراکه خداوند در کتاب خود فرموده است: «أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَىٰ ۖ فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ» (یونس/ 35)؛ «آیا کسی که به سوی حق رهبری می‌کند احقّ است که پیروی شود یا کسی که خود راه نمی‌یابد مگر اینکه رهبری شود؟ شما را چه می‌شود چگونه حکم می‌کنید؟!»، ولی افضلیّت او از مردم زمان‌های دیگر که مکلّف به پیروی او نیستند ثابت نیست؛ هر چند عدم افضلیّت او از آنان نیز ثابت نیست و با این وصف، سخن گفتن درباره‌ی آن بیهوده است.

3 . در میزان عقل، قوی‌تر بودن امام نسبت به دیگران از حیث جسمانی ضروری نیست، بلکه برخورداری او از سلامت و نیروی جسمانی لازم برای قیام به شؤون امامت کافی است، هر چند اگر از حیث جسمانی نسبت به دیگران قوی‌تر باشد، فضیلتی برای او محسوب می‌شود؛ چنانکه خداوند درباره‌ی طالوت فرموده است: «قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ۖ» (بقره/ 247)؛ «گفت خداوند او را بر شما برگزیده و در علم و جسم برتری داده است».

4 . حدیث «سَلْمانُ مِنّا أَهْلَ الْبَیْتِ»؛ «سلمان از ما اهل بیت است» حدیث مشهوری است که بر شدّت اختصاص و تعلّق سلمان به اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم دلالت دارد و از باب سخن خداوند است که فرموده است: «وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ» (مائده/ 51)؛ «و هر کس از شما آنان را به دوستی گیرد او از آنان است»، ولی اثبات کننده‌ی عصمت او نیست؛ چنانکه در حدیث دیگری از امیر المؤمنین علیّ بن ابی طالب رسیده است: «ما زالَ الزُّبَیْرُ رَجُلاً مِنّا أَهْلَ الْبَیْتِ حَتّیٰ نَشَأَ ابْنُهُ الْمَشْؤُومُ عَبْدُ اللّهِ» (شریف رضی، نهج البلاغة، ص555؛ ابن أبی شیبه، المصنّف، ج7، ص271؛ جوهری، السقیفة، ص62؛ ابن الأثیر، أسد الغابة، ج3، ص162)؛ «زبیر همواره مردی از ما اهل بیت بود تا آن گاه که پسر شومش عبد الله پیدا شد»، در حالی که معلوم است زبیر اگر معصوم بود با پیدا شدن پسرش عبد الله به دشمن اهل بیت تبدیل نمی‌شد! فی الجمله عصمت یک کس از وجوب اطاعت او در اسلام لازم می‌آید و کشف می‌شود و با این وصف، عصمت کسی که وجوب اطاعت او در اسلام ثابت نشده است، ثابت نیست و تبعاً سخن گفتن درباره‌ی آن بیهوده است.