نویسنده‌ی پرسش: هادی تاریخ پرسش: 1395/4/9

علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی، یکی از موانع اصلی تشکیل حکومت مهدی علیه السلام را وجود حکومت‌های طاغوتی فعلی می‌دانند، در حالی که بیشتر این حکومت‌ها مانند حکومت ایران، نه تنها خود را مانع ظهور نمی‌دانند، بل خود را از پیشتازان زمینه‌سازی برای ظهور مهدی علیه السلام می‌دانند و هر کاری می‌کنند، آن را زمینه‌سازی برای ظهور می‌دانند.

اول اینکه چطور باید به این حکومت‌ها فهماند که در مسیر درستی نیستند و مانع از تشکیل حکومت برای مهدی علیه السلام هستند؟!

دوم حال که حاکمان این حکومت‌ها نمی‌‌خواهند خود کنار بروند، وظیفه‌ی مردم و جناب علامه منصور هاشمی خراسانی، برای برداشتن این مانع بزرگ چیست و چه کاری می‌توانند انجام دهند؟

پاسخ به پرسش شماره: 23 تاریخ پاسخ به پرسش: 1395/4/14

لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:

اولاً زمینه‌سازی برای ظهور مهدی علیه السّلام یک عنوان مبهم و سیّال نیست، بلکه معنای مشخّص و ثابتی دارد و آن همانا دعوت مردم به اطاعت از مهدی علیه السّلام به جای اطاعت از غیر او و تشویق آنان به ایجاد و حفظ حکومت او به جای ایجاد و حفظ حکومت دیگران است و با این وصف، کسی که عکس این کار را انجام می‌دهد، به این ترتیب که مردم را به اطاعت از خود مانند اطاعت از مهدی علیه السّلام دعوت می‌کند و به ایجاد و حفظ حکومت دیگران به جای ایجاد و حفظ حکومت آن حضرت تشویق می‌نماید، زمینه‌ساز ظهور آن حضرت نیست، بلکه به روشنی مانع ظهور آن حضرت است، اگرچه از فرط بی‌حیایی و عوام‌فریبی، خود را زمینه‌ساز ظهور آن حضرت بشمارد؛ مانند برخی حاکمان منطقه که اطاعت از خود را مانند اطاعت از مهدی علیه السّلام واجب می‌دانند و دغدغه‌ای جز حفظ حکومت خود به هر نحو ممکن ندارند، تا حدّی که معتقدند حفظ حکومت آنان «از حفظ یک نفر ولو امام عصر باشد اهمّیّتش بیشتر است» (صحیفه‌ی نور، ج15، ص221) و از این رو، با دعوت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی به سوی حکومت آن حضرت مخالفت می‌کنند.

ثانیاً هر حاکم مسلمانی که به سوی خداوند توبه کند، می‌تواند زمینه‌ساز ظهور مهدی علیه السّلام بشود و آن به این ترتیب است که اعلان کند:

1 . دعوت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی را می‌پذیرد و بدون چشم‌داشتی از آن حمایت می‌کند.

2 . مردم را موظّف به اطاعت از خود نمی‌داند، بلکه موظّف به اطاعت از مهدی علیه السّلام می‌داند و برای خود حقّ حاکمیّت قائل نیست.

3 . متعهّد به کناره‌گیری از حکومت و واگذاری آن به مهدی علیه السّلام بدون قید و شرط است و حکم او درباره‌ی خود را می‌پذیرد.

4 . زمینه‌ی انتقال حکومت به مهدی علیه السّلام را عملاً و با ایجاد بسترهای اجرایی و ظرفیّت‌های قانونی فراهم می‌کند.

5 . تضمین‌های لازم برای حفظ امنیّت و آزادی مهدی علیه السّلام در سرزمین خود را ارائه و برای جلب اعتماد او تلاش می‌کند.

6 . نیروهای مسلّح را برای حفاظت از مهدی علیه السّلام در هر نقطه‌ی جهان آماده و بسیج می‌کند.

7 . از مردم برای مهدی علیه السّلام بیعت می‌گیرد و آنان را برای حمایت از او تربیت و سازماندهی می‌کند.

روشن است که هرگاه یکی از حاکمان مسلمان همه‌ی این هفت کار را با ایمان و اخلاص کافی انجام دهد، به نحوی که از نظر کارشناس عادل و مستقلّی مانند علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی مناسب و قناعت‌بخش باشد، زمینه برای ظهور مهدی علیه السّلام فراهم می‌شود و ظهور آن حضرت پس از فراهم شدن زمینه‌اش حتمی است. آن گاه آن حضرت درباره‌ی چنین حاکم مسلمانی به صورتی عادلانه حکم می‌فرماید و قطعاً توبه و اصلاح او را در نظر می‌گیرد و با در نظر گرفتن آن، چه بسا او را عفو و در سمتش إبقا می‌کند یا کار دیگری انجام می‌دهد که خود به آن آگاه‌تر است.

ثالثاً هر حاکم مسلمانی که به سوی خداوند توبه نکند، به این معنا که پس از شنیدن دعوت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی، بر رویکرد پیشین خود پای بفشارد و کارهای هفت‌گانه‌ی فوق را انجام ندهد، دشمن خداوند و پیامبر او صلّی الله علیه و آله و سلّم و مفسد در زمین شمرده می‌شود و تبعاً مقابله با او با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر، بر هر مسلمانی واجب است؛ چنانکه علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی درباره‌ی چنین حاکمی فرموده است:

<هر کس جز مهدی، مسلمانان را به بیعت با خویش دعوت کند، امامی است که به سوی آتش دعوت می‌کند؛ چنانکه خداوند فرموده است: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ۖ» (قصص/ 41)؛ «و آنان را امامانی ساختیم که به سوی آتش دعوت می‌کنند»، بل طاغوتی است که به جای خداوند پرستش می‌شود و پیروانش را از نور به تاریکی بیرون می‌برد؛ چنانکه خداوند فرموده است: «وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» (بقره/ 257)؛ «و کسانی که کافر شدند، سرپرستانشان طاغوت‌اند، آنان را از نور به تاریکی بیرون می‌برند، آنان همنشینان آتشند و در آن جاودان خواهند بود»؛ بل هر کس جز مهدی، مسلمانان را با سلاح خود بزند تا در بیعت او داخل شوند، با خداوند و خلیفه‌ی او، به محاربه برخاسته و در زمین فساد انگیخته است و سزای کسانی که با خداوند و خلیفه‌ی او، به محاربه بر می‌خیزند و در زمین فساد می‌انگیزند، جز این نیست که کشته شوند یا به دار آویخته شوند یا دست‌ها و پاهاشان به خلاف هم بریده شود یا از زمین رانده شوند؛ چنانکه خداوند فرموده است: «إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ» (مائده/ 33)؛ «سزای کسانی که با خداوند و پیامبرش به ستیز بر می‌خیرند و در زمین فساد می‌انگیزند جز این نیست که کشته شوند یا به دار آویخته شوند یا دست‌ها و پاهاشان به خلاف هم بریده شود یا از زمین رانده شوند؛ آن برایشان خواری‌ای در زندگی دنیاست و برایشان در آخرت عذابی بزرگ خواهد بود» و من اگر در زمین تمکّن یابم، آنان را به سزای عملشان خواهم رساند؛ چراکه برداشتن آنان از سر راه مهدی، بر هر مسلمانی که متمکّن از آن باشد، واجب است.> (بازگشت به اسلام، ص255).

بنابراین، وظیفه‌ی مسلمانان در هر یک از کشورهای اسلامی آن است که حاکم خود را با گفتار نرم به سوی کارهای هفت‌گانه‌ی فوق دعوت کنند. پس اگر دعوت آنان را پذیرفت، با او در انجام کارهای هفت‌گانه‌ی فوق همکاری کنند و اگر دعوت آنان را نپذیرفت، او را با گفتار سخت به سوی کارهای هفت‌گانه‌ی فوق دعوت کنند تا دعوت آنان را بپذیرد و اگر باز هم دعوت آنان را نپذیرفت، او را با فعّالیّت‌های مدنی و از جهات سیاسی و اقتصادی تحت فشار قرار دهند تا دعوت آنان را بپذیرد و اگر باز هم دعوت آنان را نپذیرفت، او را برکنار کنند و کسی را به جای او بگمارند که کارهای هفت‌گانه‌ی فوق را انجام می‌دهد و اگر حاضر به کناره‌گیری نشد، با او بجنگند تا هنگامی که حاضر به کناره‌گیری شود یا کارهای هفت‌گانه‌ی فوق را انجام دهد و اگر کسی در جنگ با او کشته شود، شهید است و مانند کسی است که در رکاب مهدی علیه السّلام کشته شده است.

این معنای زمینه‌سازی برای ظهور مهدی علیه السّلام است که علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی بنیان آن را نهاده و در حال طرّاحی و اجرای آن است، در حالی که برخی حاکمان منطقه از آن می‌ترسند و جلوگیری می‌کنند. با این وصف، هر کس می‌خواهد به علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی ملحق شود تا به ایجاد حکومت مهدی علیه السّلام یاری رساند و هر کس می‌خواهد به برخی حاکمان منطقه ملحق شود تا به حفظ حکومت آنان یاری رساند؛ چنانکه خداوند فرموده است: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِيلًا» (إسراء/ 84)؛ «بگو هر کس به شیوه‌ی خود عمل کند، پس پروردگارتان به کسی که هدایت‌یافته‌تر است داناتر است»!

تعلیق شماره: 1 نویسنده‌ی تعلیق: مهربان تاریخ تعلیق: 1398/3/26

در قسمتی از پاسخ به پرسش 209 آمده است: «اگر (حاکم ظالم) حاضر به کناره‌گیری نشد، با او بجنگند تا هنگامی که حاضر به کناره‌گیری شود یا کارهای هفت‌گانه‌ی فوق را انجام دهد». آیا جنگیدنی که در اینجا ذکر شده است، نیاز به اذن امام مهدی علیه السلام ندارد؟ به طور کلّی، آیا جنگیدن به وسیله‌ی سلاح با حاکمان ظالم در زمان غیبت امام مهدی علیه السلام جایز است؟

پاسخ به تعلیق: 1 تاریخ پاسخ به تعلیق: 1398/3/29

جنگیدن با حاکم ظالم، هرگاه برای حاکم کردن مهدی علیه السلام به جای او باشد، نیاز به اذن مهدی علیه السلام دارد؛ چراکه بدون اذن مهدی علیه السلام بی‌نتیجه خواهد بود، ولی هرگاه برای واداشتن او به کناره‌گیری یا زمینه‌سازی برای ظهور مهدی علیه السلام باشد، نیازی به اذن مهدی علیه السلام ندارد؛ چراکه بدون اذن او نتیجه خواهد داشت. آری، جنگیدن با حاکم ظالم برای واداشتن او به کناره‌گیری یا زمینه‌سازی برای ظهور مهدی علیه السلام، آخرین مرتبه از مراتب امر به معروف و نهی از منکر است و تنها هنگامی جایز است که مراتب قبلی امر به معروف و نهی از منکر مؤثر واقع نشوند؛ چنانکه در حدیث متواتر نبوی به این نکته اشاره شده و در وصف زمینه‌سازان ظهور مهدی علیه السلام آمده است: «يَسْأَلونَ الْحَقَّ فَلا يُعْطَونَهُ، ثُمَّ یَسْأَلونَهُ فَلا یُعْطَونَهُ، ثُمَّ یَسْألُونَهُ فَلا یُعْطَونَهُ، فَيُقاتِلونَ فَيُنْصَرونَ فَيُعطَونَ ما سَأَلوا، فلا يَقْبَلُونَهُ حَتّى يَدْفَعُوا إلىٰ رَجُلٍ مِنْ أهلِ بَيتي»؛ «پس حق را مطالبه می‌کنند ولی به آنان داده نمی‌شود، سپس آن را مطالبه می‌کنند ولی به آنان داده نمی‌شود، سپس آن را مطالبه می‌کنند ولی به آنان داده نمی‌شود، پس به جنگ روی می‌آورند و به پیروزی می‌رسند، پس چیزی که مطالبه کردند به آنان داده می‌شود ولی آن را نمی‌‌پذیرند تا اینکه آن را به مردی از اهل بیت من می‌سپارند». این جنگیدن، مصداق خروج بر حاکم ظالم است که در کتاب «بازگشت به اسلام» (ص58) جایز دانسته شده است؛ چراکه گونه‌ای دفاع محسوب می‌شود، نه جهاد ابتدایی و هدف از آن مجبور کردن حاکم ظالم به کناره‌گیری یا عدالت است. با این حال، حق آن است که هرگاه عدّه‌ای کافی از مردم، مراتب قبلی امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهند، مهدی علیه السلام با آنان تماس می‌گیرد و به آنان برای جنگ با حاکم ظالم اذن می‌دهد، بلکه چه بسا خود با آنان همراهی می‌کند؛ چنانکه در حدیث نبوی به این نکته اشاره شده و در وصف پرچم‌های سیاه خراسانی آمده است: «فَإِنَّ فِیها خَلیفَةَ اللّهِ الْمَهْدِيَّ»؛ «هرآینه خلیفه‌ی خداوند مهدی در میان آن‌هاست».