نویسنده‌ی پرسش: یعقوب تاریخ پرسش: 1394/12/15

برخی معتقدند انقلاب ایران در چهل سالگی منجر به ظهور مهدی می‌گردد. نظر شما چیست؟

پاسخ به پرسش شماره: 9 تاریخ پاسخ به پرسش: 1394/12/15

گویا برخی می‌پندارند که نظام جمهوری اسلامی ایران چهل سال می‌پاید و سپس با خروج پرچم‌های سیاه از خراسان سقوط می‌کند و این احتمالاً از شعری پیشگویانه منسوب به شاه نعمت الله ولی (د.832ق) نشأت گرفته است که در آن از روی کار آمدن یک نظام دینی ستمگر در ایران پس از سقوط شاه این کشور خبر می‌دهد و می‌گوید:

«بعد از آن شاهی از میان برود

دولتی پایدار می‌بینم

قصّه‌ای بس غریب می‌شنوم

غصّه‌ای در دیار می‌بینم

شور و غوغای دین شود پیدا

سر بسر کارزار می‌بینم

غارت و قتل مردم ایران

دست خارج به کار می‌بینم

کُهنه رندی به کارِ اهریمنی

اندر این روزگار می‌بینم

متّصف بر صفات سلطان است

لیک من گرگ‌وار می‌بینم

عدل و انصاف در زمانه‌ی او

همچو هیمه به نار می‌بینم

در زمانش وفا و عهد درست

همچو یخ در بهار می‌بینم

بس فرومایگان بی‌حاصل

حامل کار و بار می‌بینم

ظلم پنهان، خیانت و تزویر

بر اعاظم شعار می‌بینم».

سپس این نظام دینی ستمگر که در پی سقوط شاه ایران روی کار آمده و در پوشش دین به ظلم و جور پرداخته، پس از چهل سال -هنگامی که جنگ و آشوب، خراسان و مصر و شام و عراق را فرا گرفته است- توسّط «سیّدی از نسل آل حسن» که از «افغانستان» خروج می‌کند و وی او را «نایب مهدی» نامیده است، پایان می‌پذیرد؛ چنانکه می‌گوید:

«جنگ و آشوب و فتنه و بیداد

از یمین و یسار می‌بینم

در خراسان و مصر و شام و عراق

فتنه و کارزار می‌بینم

دور ایشان تمام خواهد شد

لشگری را سوار می‌بینم

نایب مهدی آشکار شود

بلکه من آشکار می‌بینم

سیدی را ز نسل آل حسن

سروری را سوار می‌بینم

جنگ او در میان افغان است

لشگرش بی‌شمار می‌بینم

پادشاهی تمام دانایی

سروری باوقار می‌بینم

بندگان جناب حضرت او

سر بسر تاجدار می‌بینم»

و به دنبال خروج او و لشکریانش از افغانستان، مهدی ظهور می‌کند و به حکومت بر جهان دست می‌یابد؛ چنانکه می‌گوید:

«بعد از آن خود امام خواهد بود

که جهان را مدار می‌بینم

صورت و سیرتش چو پیغمبر

علم و حلمش شعار می‌بینم»

ولی انصاف آن است که هیچ یک از این پیشگویی‌های جالب توجّه، به تنهایی اعتباری ندارد؛ چراکه شاه نعمت الله ولی معصوم نبوده و ممکن است در برخی از پیشگویی‌های خود اشتباه کرده باشد. بنابراین، بهتر است که حوادث آینده را به خداوند وا گذاریم و برای آن‌ها وقت تعیین نکنیم و به جای این کار، وظایف فعلی خود را انجام دهیم؛ چراکه بخش زیادی از حوادث آینده به انجام وظایف فعلی ما بستگی دارد و با سستی ما در انجام این وظایف، ممکن است به تأخیر بیفتد.