نویسنده‌ی نقد: مجتبی تاریخ نقد: ۱۳۹۴/۹/۲۱

خداوند در آیه‌ی ۴۶ سوره‌ی بقره، خاشعین را کسانی معرفی می‌کند که به دیدار پروردگارشان و بازگشت به سوی او ظن دارند. این در حالی است که طبق بیانات حضرت، رسیدن به یقین در دین الزامی است و مطابق آیاتی که مکرّر در کتاب آورده شده است، ظن هیچ جایگاهی در اسلام ندارد.

لطفاً توضیح دهید که این دو چگونه با هم جمع می‌شوند؟

پاسخ به نقد شماره: ۵ تاریخ پاسخ به نقد: ۱۳۹۴/۹/۲۳

مسلّم است که در کتاب خداوند تناقض یا سخنی بر خلاف عقل وجود ندارد، ولی متشابهاتی وجود دارد که برای فهم معانی آن‌ها باید به محکمات کتاب خداوند مراجعه کرد؛ چنانکه فرموده است: ﴿هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ[۱]؛ «او کسی است که کتاب را بر تو نازل کرد، از آن آیاتی محکم هستند که اصل کتاب شمرده می‌شوند و آیاتی دیگر متشابه‌اند، امّا کسانی که در دل‌هاشان انحرافی وجود دارد از متشابهات آن به دنبال فتنه و به دنبال تأویل آن‌ها پیروی می‌کنند، در حالی که تأویل آن‌ها را جز خداوند و راسخان در علم نمی‌دانند»؛ چنانکه به عنوان نمونه، در آیه‌ای فرموده است: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ ۝ إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ[۲]؛ «چهره‌هایی در آن روز شکفته‌اند؛ به پروردگارشان نظاره‌گرند»، ولی این با توجّه به آنکه نظر کردن به خداوند عقلاً ممکن نیست، آیه‌ای متشابه محسوب می‌شود و برای فهم معنای آن باید به آیات محکم مراجعه کرد؛ مانند آیه‌ای که فرموده است: ﴿لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ[۳]؛ «دیدگان او را درک نمی‌کنند و او دیدگان را درک می‌کند و او باریک‌بین آگاه است» و از آن فهمیده می‌شود که مراد از نظر کردن به خداوند، نظر کردن به خود او نیست، بلکه نظر کردن به نشانه‌های اوست، یا در آیه‌ای دیگر فرموده است: ﴿وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا[۴]؛ «و پروردگارت و فرشتگان (در روز قیامت) صف به صف می‌آیند»، ولی این با توجّه به آنکه آمدن و رفتن خداوند عقلاً ممکن نیست، آیه‌ای متشابه محسوب می‌شود و برای فهم معنای آن باید به آیات محکم مراجعه کرد؛ مانند آیه‌ای که فرموده است: ﴿يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا[۵]؛ «روزی که برخی نشانه‌های پروردگارت می‌آید ایمان کسی به او سود نمی‌رساند اگر از پیش ایمان نیاورده یا در ایمان خود خیری کسب نکرده باشد» و از آن فهمیده می‌شود که مراد از آمدن خداوند در روز قیامت، آمدن خود او نیست، بلکه آمدن برخی نشانه‌های اوست، یا در آیه‌ای دیگر فرموده است: ﴿الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى[۶]؛ «خداوند بر تخت تکیه کرد»، ولی این با توجّه به آنکه تکیه کردن خداوند بر تخت عقلاً ممکن نیست، آیه‌ای متشابه محسوب می‌شود و برای فهم معنای آن باید به آیات محکم مراجعه کرد؛ مانند آیه‌ای که فرموده است: ﴿وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا[۷]؛ «تخت او آسمان‌ها و زمین را شامل شده است و نگهداری آن‌ها او را به سختی نمی‌اندازد» و آیه‌ای که فرموده است: ﴿أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ[۸]؛ «آگاه باشید که او به همه چیز احاطه دارد» و از آن فهمیده می‌شود که مراد از تخت خداوند، همه‌ی مخلوقات او شامل آسمان‌ها و زمین است و مراد از تکیه کردن او بر آن‌ها احاطه‌ی او به آن‌هاست. به همین ترتیب، آیه‌ای که در آن فرموده است: ﴿الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ[۹]؛ «کسانی که گمان می‌برند پروردگارشان را ملاقات می‌کنند و آنان به سوی او باز می‌گردند»، آیه‌ای متشابه محسوب می‌شود؛ چراکه گمان بردن به آخرت به معنای صرف احتمال آن دادن، بنا بر حکم عقل و بنا بر آیات محکمی مانند ﴿إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا[۱۰]؛ «هرآینه گمان چیزی را از حق کفایت نمی‌کند» کافی نیست و از این رو، برای فهم معنای آن باید به آیات محکم مراجعه کرد؛ مانند آیه‌ای که فرموده است: ﴿وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْـآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ[۱۱]؛ «و کسانی که به آنچه بر تو نازل شد و آنچه پیش از تو نازل شد ایمان می‌آورند و به آخرت یقین می‌یابند» و از آن فهمیده می‌شود که مراد از گمان بردن به آخرت، صرف احتمال آن دادن نیست، بل معتقد بودن به آن از روی یقین است که از باب تقابلی با کافران، گمان بردن به آخرت تعبیر شده است؛ چراکه بیشتر کافران گمان به آخرت نمی‌بردند و اظهار می‌کردند که ما گمان به آخرت نمی‌بریم؛ چنانکه خداوند درباره‌ی آنان فرموده است: ﴿وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ[۱۲]؛ «و گمان بردند که آنان به سوی ما باز نمی‌گردند» و از قول آنان فرموده است: ﴿وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا[۱۳]؛ «و گمان نمی‌برم که قیامت بر پا شود و اگر (احتمالاً) به سوی پروردگارم باز گردم نیز حتماً بازگشت‌گاهی بهتر از این خواهم یافت». بنابراین، خداوند در آیه‌ی مورد اشاره، در مقام بیان آن است که مؤمنان بر خلاف بیشتر کافران، گمان به آخرت می‌برند، نه اینکه به آخرت یقین ندارند؛ چنانکه در جای خود، گمان بردن به آخرت را نیز برای برخی کافران کافی ندانسته و آنان را به سبب فقدان یقین به آن نکوهش کرده و فرموده است: ﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لَا رَيْبَ فِيهَا قُلْتُمْ مَا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ[۱۴]؛ «و چون گفته می‌شود هرآینه وعده‌ی خداوند حقّ است و در قیامت شکّی نیست، می‌گویید: نمی‌دانیم که قیامت چیست، تنها از روی ظن گمانی می‌بریم و یقین (به آن) پیدا نمی‌کنیم»؛ همچنانکه به روشنی خواسته و هدف خود را یقین بندگانش به آخرت شمرده و فرموده است: ﴿يُفَصِّلُ الْـآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ[۱۵]؛ «آیات را تفصیل می‌دهد تا شاید شما به دیدار پروردگارتان یقین کنید».

از اینجا دانسته می‌شود که خداوند در هیچ موردی ظن را کافی ندانسته، بلکه در همه‌ی موارد یقین را ضروری دانسته و اگر در موردی از ظنّ خاشعان به آخرت یاد کرده، از باب طعنه به گردن‌کشانی بوده است که ظنّ به آخرت نداشتند و اظهار می‌کردند که ما ظنّ به آخرت نداریم؛ چنانکه گویی به آنان فرموده باشد: «اگر شما گمانِ به آخرت ندارید، مؤمنان گمانِ به آن دارند»! بر همین بنیاد است که هیچ یک از مذاهب اسلامی، ظنّ به آخرت را کافی ندانسته‌اند، بلکه همه‌ی آن‌ها بر وجوب یقین به آن تأکید کرده‌اند؛ چراکه ظن، هر چند از نظر بیشتر آن‌ها در احکام اسلام اعتبار دارد، از نظر هیچ کدامشان در عقاید اسلام معتبر نیست و به همین دلیل، برداشت همه‌ی آن‌ها از آیه‌ی مورد اشاره، یقین خاشعان به آخرت بوده است.

با این اوصاف، از خداوند مسئلت داریم که همه‌ی مسلمانان را به نور یقین داخل کند و از ظلمات وهم و شکّ و ظن بیرون آورد؛ زیرا وهم و شکّ و ظن ظلماتی هستند که برخی بر روی برخی دیگرند و هر کس خداوند برای او نوری قرار ندهد، برای او نوری نیست.

↑[۱] . آل عمران/ ۷
↑[۲] . القیامة/ ۲۲-۲۳
↑[۳] . الأنعام/ ۱۰۳
↑[۴] . الفجر/ ۲۲
↑[۵] . الأنعام/ ۱۵۸
↑[۶] . طه/ ۵
↑[۷] . البقرة/ ۲۵۵
↑[۸] . فصّلت/ ۵۴
↑[۹] . البقرة/ ۴۶
↑[۱۰] . یونس/ ۳۶
↑[۱۱] . البقرة/ ۴
↑[۱۲] . القصص/ ۳۹
↑[۱۳] . الکهف/ ۳۶
↑[۱۴] . الجاثیة/ ۳۲
↑[۱۵] . الرّعد/ ۲