نویسنده: صالح تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۵/۲۷

اینکه می‌گویند نماز مغرب در سفر شکسته نمی‌شود و همان ۳ رکعت خوانده می‌شود چه دلیلی دارد؟ همان طور که در احکام نماز مسافر اشاره کردید، حکمی که در قرآن برای شکستن نماز آمده، شامل همه‌ی آن‌هاست. آیا در سنّت چنین چیزی آمده است یا برخی به اجتهاد خود آن را وارد کرده‌اند؟

پاسخ

نکاستن از نماز مغرب در سفر، مانند نکاستن از نماز صبح، بر خلاف آیه محسوب نمی‌شود؛ چراکه آیه با عبارت ﴿تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ[۱]، به «کاستن از نماز» ارشاد فرموده و «کاستن از نماز»، به معنای کاستن از هر نماز نیست، بل به معنای کاستن از مجموع نمازی است که شخص در شبانه‌روز می‌گزارد و این می‌تواند با کاستن از برخی نمازها تحقّق یابد؛ خصوصاً با توجّه به حرف «مِنْ» در آیه که دلالت بر تبعیض دارد؛ یعنی «چیزی از نماز» که می‌تواند به معنای برخی از نمازها باشد و روشن است که در موارد اجمال، سنّت مقصود آیه را تبیین می‌کند و در سنّت آمده است که نماز مغرب در سفر به شکل کامل خوانده می‌شود؛ چنانکه مثلاً از امام علی علیه السلام روایت شده است: «صَلَّيْتُ مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ صَلَاةَ الْخَوْفِ رَكْعَتَيْنِ إِلَّا الْمَغْرِبَ ثَلَاثًا، وَصَلَّيْتُ مَعَهُ فِي السَّفَرِ رَكْعَتَيْنِ إِلَّا الْمَغْرِبَ ثَلَاثًا»[۲]؛ «با پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نماز خوف را دو رکعت خواندم مگر مغرب را که سه رکعت بود و با او در سفر نیز نمازها را دو رکعت خواندم مگر مغرب را که سه رکعت بود» و عایشه روایت کرده است: «قَدْ فُرِضَتِ الصَّلَاةُ رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ بِمَكَّةَ، فَلَمَّا قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ الْمَدِينَةَ زَادَ مَعَ كُلِّ رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ إِلَّا الْمَغْرِبَ، فَإِنَّهَا وِتْرُ النَّهَارِ، وَصَلَاةَ الْفَجْرِ لِطُولِ قِرَاءَتِهَا، وَكَانَ إِذَا سَافَرَ صَلَّى الصَّلَاةَ الْأُولَى»[۳]؛ «نماز در مکّه به صورت دو رکعتی واجب شد. پس چون رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به مدینه آمد، دو رکعت به هر نماز افزود، به جز نماز مغرب که وتر روز است (یعنی تعداد رکعات روز را فرد می‌کند) و نماز صبح که قرائت در آن طولانی است و هرگاه سفر می‌کرد، نماز نخستین را به جای می‌آورد» و عبد الله ابن عمر روایت کرده است: «رَأَيْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ إِذَا أَعْجَلَهُ السَّيْرُ يُؤَخِّرُ الْمَغْرِبَ فَيُصَلِّيهَا ثَلَاثًا، ثُمَّ يُسَلِّمُ، ثُمَّ قَلَّمَا يَلْبَثُ حَتَّى يُقِيمَ الْعِشَاءَ، فَيُصَلِّيهَا رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ يُسَلِّمُ، وَلَا يُسَبِّحُ بَعْدَ الْعِشَاءِ حَتَّى يَقُومَ مِنْ جَوْفِ اللَّيْلِ»[۴]؛ «پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را دیدم که هرگاه در سفر شتاب داشت، نماز مغرب را به تأخیر می‌انداخت، پس آن را سه رکعت می‌خواند، سپس سلام می‌داد، سپس زمان کمی درنگ می‌کرد تا اینکه برای نماز عشاء اقامه می‌گفت، پس آن را دو رکعت می‌خواند، سپس سلام می‌داد و بعد از نماز عشاء نماز مستحبی نمی‌خواند تا اینکه در دل شب (برای نماز شب) برمی‌خاست» و روایت کرده است: «إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ جَمَعَ بَيْنَ الْمَغْرِبِ وَالْعِشَاءِ بِجَمْعٍ، صَلَّى الْمَغْرِبَ ثَلَاثًا وَالْعِشَاءَ رَكْعَتَيْنِ»[۵]؛ «پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم میان نماز مغرب و عشاء در سرزمین مزدلفه جمع کرد؛ به این صورت که مغرب را سه رکعت و عشاء را دو رکعت به جای آورد»، نظیر این روایت از ابو ایوب انصاری هم نقل شده است[۶] و انس بن مالک روایت کرده است: «خَرَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى مَكَّةَ، يُصَلِّي بِنَا رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ، إِلَّا الْمَغْرِبَ، حَتَّى رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ»[۷]؛ «همراه رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از مدینه به سوی مکه خارج شدیم. آن حضرت نمازها را با ما دو رکعت دو رکعت می‌گزارد، مگر برای نماز مغرب تا اینکه به مدینه بازگشتیم» و زراره و محمّد بن مسلم از امام باقر علیه السلام روایت کرده‌اند: «الصَّلَوَاتُ كُلُّهَا فِي السَّفَرِ الْفَرِيضَةُ رَكْعَتَانِ كُلُّ صَلَاةٍ إِلَّا الْمَغْرِبَ، فَإِنَّهَا ثَلَاثٌ لَيْسَ فِيهَا تَقْصِيرٌ، تَرَكَهَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فِى السَّفَرِ وَالْحَضَرِ ثَلَاثَ رَكَعَاتٍ»[۸]؛ «همه‌ی نمازهای واجب در سفر دو رکعت است به جز مغرب که سه رکعت است و هیچ شکسته‌شدنی در آن نیست. رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آن را در سفر و حضر سه رکعت باقی گذارد» و عبد الله بن سنان از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: «الصَّلَاةُ فِي السَّفَرِ رَكْعَتَانِ لَيْسَ قَبْلَهُمَا وَلَا بَعْدَهُمَا شَيْءٌ إِلَّا الْمَغْرِبَ ثَلَاثٌ»[۹]؛ «نماز در سفر دو رکعت است و پیش یا پس از آن نافله‌ای نیست مگر برای مغرب که سه رکعت است» و رجاء بن ابو ضحاک درباره‌ی امام رضا علیه السلام روایت کرده است: «كَانَ فِي الطَّرِيقِ يُصَلِّي فَرَائِضَهُ رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ إِلَّا الْمَغْرِبَ، فَإِنَّهُ كَانَ يُصَلِّيهَا ثَلَاثًا وَلَا يَدَعُ نَافِلَتَهَا، وَلَا يَدَعُ صَلَاةَ اللَّيْلِ وَالشَّفْعَ وَالْوَتْرَ وَرَكْعَتَيِ الْفَجْرِ فِي سَفَرٍ وَلَا حَضَرٍ، وَكَانَ لَا يُصَلِّي مِنْ نَوَافِلِ النَّهَارِ فِي السَّفَرِ شَيْئًا»[۱۰]؛ «در راه سفر نمازهای واجب خود را دو رکعت دو رکعت می‌گزارد، به جز مغرب که آن را سه رکعت می‌گزارد و نافله‌ی مغرب را ترک نمی‌کرد و نماز شب و شفع و وتر و دو رکعت فجر را نیز در سفر یا حضر ترک نمی‌کرد و در سفر، چیزی از نوافل روز را نمی‌گزارد».

به علاوه، درباره‌ی دلیل قصر نشدن نماز مغرب روایت شده است: «إِنَّ الصَّلَاةَ إِنَّمَا قُصِّرَتْ فِي السَّفَرِ لِأَنَّ الصَّلَاةَ الْمَفْرُوضَةَ أَوَّلًا إِنَّمَا هِيَ عَشْرُ رَكَعَاتٍ وَالسَّبْعُ إِنَّمَا زِيدَتْ فِيهَا بَعْدُ، فَخَفَّفَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَنِ الْعَبْدِ تِلْكَ الزِّيَادَةَ لِمَوْضِعِ سَفَرِهِ وَتَعَبِهِ وَنَصَبِهِ وَاشْتِغَالِهِ بِأَمْرِ نَفْسِهِ وَظَعْنِهِ وَإِقَامَتِهِ لِئَلَّا يَشْتَغِلَ عَمَّا لَا بُدَّ لَهُ مِنْ مَعِيشَتِهِ رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَتَعَطُّفًا عَلَيْهِ، إِلَّا صَلَاةَ الْمَغْرِبِ فَإِنَّهَا لَمْ تُقَصَّرْ، لِأَنَّهَا صَلَاةٌ مُقَصَّرَةٌ فِي الْأَصْلِ»[۱۱]؛ «نماز از این رو در سفر شکسته شد که نماز واجب در آغاز تنها ده رکعت بود و هفت رکعت دیگر بعداً به آن افزوده شد، پس خداوند عزّ و جلّ به خاطر وضعیت سفر، خستگی، رنج، مشغولیت انسان به کارهای خویش و حرکت و توقفش، آن رکعات افزوده را از دوش او برداشت و به او تخفیف داد تا مبادا از کارهای ضروری معیشت و زندگی‌اش بازماند، به عنوان رحمتی از جانب خداوند عزّ و جلّ و مهربانی و شفقتی بر او، مگر نماز مغرب که کوتاه نمی‌شود؛ چراکه این نماز در اصل خود کوتاه شده است (یعنی به جای چهار رکعت، سه رکعت شده است)». افزون بر این، گذشت که سه رکعت بودن نماز مغرب، تعداد رکعات نماز را در شبانه‌روز فرد می‌کند و در روایات آمده است: «إِنَّ اللَّهَ وِتْرٌ، يُحِبُّ الْوِتْرَ»[۱۲]؛ «خداوند فرد است و فرد را دوست می‌دارد».

برای آگاهی بیشتر، به پرسش و پاسخ ۴۳۰ مراجعه کنید.

↑[۱] . النّساء/ ۱۰۱
↑[۲] . مسند البزار، ج۳، ص۷۹؛ أمالي المحامليّ (رواية ابن مهديّ الفارسيّ)، ص۱۹۰؛ مجمع الزوائد ومنبع الفوائد للهيثميّ، ج۲، ص۱۵۵
↑[۳] . مصنّف ابن أبي شيبة، ج۲، ص۸۱، ج۷، ص۲۷۱؛ مسند أحمد، ج۴۳، ص۱۶۷ و ۳۱۷؛ صحيح ابن خزيمة، ج۱، ص۱۵۷، ج۲، ص۷۰؛ شرح معاني الآثار للطحاويّ، ج۱، ص۴۱۵؛ صحيح ابن حبان، ج۲، ص۶۹؛ علل الدارقطنيّ، ج۱۴، ص۲۷۸؛ السنن الكبرى للبيهقيّ، ج۳، ص۲۰۸؛ التمهيد لابن عبد البرّ، ج۸، ص۴۷؛ مجمع الزوائد ومنبع الفوائد للهيثميّ، ج۲، ص۱۵۴
↑[۴] . صحيح البخاريّ، ج۲، ص۴۴؛ السنن الكبرى للبيهقيّ، ج۳، ص۲۳۴
↑[۵] . مسند أحمد، ج۸، ص۴۹۵ و ص۴۹۶؛ صحيح مسلم، ج۴، ص ۷۵؛ سنن أبي داود، ج۲، ص۱۹۲؛ مسائل حرب الكرماني كتاب الطهارة والصلاة، ص۲۶۰؛ سنن النسائيّ، ج۵، ص۲۶۰؛ مسند أبي يعلى، ج۱۰، ص۱۶۸؛ مستخرج أبي عوانة، ج۱۰، ص۱۲۹ و ۱۳۱؛ شرح معاني الآثار للطحاويّ، ج۲، ص ۲۱۴؛ السنن الكبرى للبيهقيّ، ج۵، ص۱۹۶؛ التمهيد لابن عبد البرّ، ج۹، ص۲۶۷
↑[۶] . بنگريد به: المعجم الكبير للطبرانيّ، ج۴، ص۱۲۳؛ فوائد ابن نصر، ص۷۱.
↑[۷] . أخبار مكّة للفاكهيّ، ج۳، ص۱۶۳؛ السنن الكبرى للبيهقيّ، ج۳، ص۲۰۸
↑[۸] . تفسير العيّاشيّ، ج۱، ص۲۷۱؛ من لا يحضره الفقيه لابن بابويه، ج۱، ص۴۳۵
↑[۹] . تهذيب الأحكام للطوسيّ، ج۲، ص۱۳؛ البرهان في تفسير القرآن للبحرانيّ، ج۲، ص۱۶۲
↑[۱۰] . عيون أخبار الرضا لابن بابويه، ج۱، ص۱۹۶
↑[۱۱] . من لا يحضره الفقيه لابن بابويه، ج۱، ص۴۵۴
↑[۱۲] . مسند أبي داود الطيالسيّ، ج۱، ص۸۷؛ مصنّف عبد الرزاق، ج۳، ص۳ و ۶؛ مسند ابن الجعد، ص۳۷۱؛ مصنّف ابن أبي شيبة، ج۱، ص۱۵۷، ج۲، ص۹۳، ج۶، ص۸۷؛ مسند أحمد، ج۱۰، ص۱۱۹ و ۴۷۶، ج۱۲، ص۲۹۹ و ۴۶۹، ج۱۳، ص۶۲ و ۱۶۳، ج۱۶، ص۲۴۱؛ مسند الدارميّ، ج۲، ص۳۹۴ و ۹۸۷؛ صحيح البخاريّ، ج۸، ص۸۷؛ صحيح مسلم، ج۸، ص۶۳؛ سنن ابن ماجه، ج۱، ص۳۷۰؛ سنن أبي داود، ج۲، ص۶۱؛ سنن الترمذيّ، ج۲، ص۳۱۶؛ مسند البزار، ج۱۲، ص۱۸۶، ج۱۷، ص۲۹۷؛ السنن الكبرى للنسائيّ، ج۲، ص۱۵۰؛ مسند أبي يعلى، ج۸، ص۴۰۴، ج۱۱، ص۱۶۰؛ الكافي للكلينيّ، ج۳، ص۲۵، ج۸، ص۱۷۹؛ المعجم الأوسط للطبرانيّ، ج۶، ص۱۳۱؛ التوحيد لابن بابويه، ص۲۱۹؛ المستدرك على الصحيحين للحاكم، ج۱، ص۲۶۱؛ السنن الكبرى للبيهقيّ، ج۱، ص۱۶۸، ج۲، ص۶۵۸، ج۶، ص۱۳۹؛ تهذيب الأحكام للطوسيّ، ج۱، ص۳۶۰