دوشنبه 15 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 6 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

نقدها و بررسی‌ها

نقدها و بررسی‌ها درباره‌ی 
کد نقدشمارهموضوع و متن نقدنویسنده نقدتاریخ نقدتعلیق
1
کلّیات
رضا مرادی1393/10/16
2
شناخت اسلام
افشین1393/10/16
3
معیار و موانع شناخت
از آنجا که کتاب ایشان را مطالعه کرده‌ام نتیجه گرفتم با عقل خودم همان عقلی که ایشان بیان کرده اند که اولاً هر کسی که لقب علامه بودن را به ایشان نسبت داده است هم سنخ ایشان بوده و این مثل همان نقد اجتهاد ایشان از مجتهدین است، پس تسلسل هست و علامه بودن ایشان باطل است چون خود ایشان گفتند که مجتهد بودن یکی منوط به ابراز اجتهاد یک مجتهد دیگر است که در جای خود این حرف ایشان باطل است چون شخص اجتهاد بودن خود را از حوزه علمیه گرفته مثل دکترا که از دانشگاه می‌گیری، ولی در نظرات اجتهادی خود اصلاً تقلید نمی‌کند، چون اگر تقلید کند دیگر اجتهاد او بی معنی است؛ پس اگر این حرف خود را در مورد مجتهدین قبول دارند پس علامه بودن ایشان هم باطل است چون یکی که خود مثل ایشان بوده ایشان را علامه کرده است. دوما اگر تقلید باطل است پس رای و نظر ایشان هم باطل است چون هرکس که نظر ایشان را بپذیرد تقلید از ایشان کرده است و خود تحقیق نکرده است چون ایشان هم با یقین حرف نمی‌زند کسی که با یقین حرف می‌زند باید استقراء تام داشته باشد از همه زمان‌ها و حال آنکه ایشان در زمان گذشته نبوده‌اند و در آینده هم مجاز می‌باشند. پس یقینی ندارد جز ظن به این که یقین دارد پس ایشان هم شامل همون آیه‌ای می‌شوند که در سوره نجم آمده آیه 28 چون عقل ایشان هم معصوم نیست و ممکن است که چیزی را که بدیهی نیست بدیهی فرض کند و چیزی را که یقینی نیست یقینی فرض کند. پس حرف‌های ایشان باطل است. من توی طول این کتابی که نوشته است را مطالعه می‌کردم جز خندیدن به مطالب ایشان چیزی ندیده‌ام. بازگشت ایشان به اسلام نیست بلکه در حقیقت بازگشت به خرافات و ... به ظن هست. اصلاً اسلام را از کجا گرفته‌اند؟ آیا در زمان پیامبر بوده اند یا نه؟ اگر بوده‌اند که عمر نوح را هم شکسته‌اند و اگر نبوده‌اند که از کجا می‌دانند اسلامی وجود داشته است و از کجا می‌دانند که امامی بوده است جز از تقلید و تقلید از راوی باطل است چون بنابر قول ایشان او نیز عصمت عقل نداشته و شاید او اشتباه گفته است و اکاذیبی از خودش بوده. از کجا معلوم این قرآن همان قرآن است؟ از کجا معلوم این اسلام همان اسلام هست؟ پس حرف همه کشک و باطل است... سوما گفته ایشان و استدلال از آیات خیلی ساده و پوچ هست چون خود ترجمه و استدلال کرده است. آیا ایشان پیامبر بوده است که منظور قرآن را فهمیده‌ و ترجمه کرده‌ است؟ با کدام لغت؟ همه لغت ها باطل هست چون تقلید از قوم خاص می‌شود و قول آنها بر من حجت نیست. حال تکلیف چیست؟ چهارما چرا آیات را کوتاه کوتاه آورده است و کامل قبل و بعد را بیان نکرده است و شان نزول را بیان نکرده است؟ ایشان هم شامل اون علما می‌شود در کتاب نوشتن حال چه با نام رساله و چه بازگشت به اسلام، پس ایشان هم مثل اونا هست. اگر حرف ایشان و استدلال ایشان قبول و درست هست پس حرف اونا هم درست هست چون در عدم عصمت و عقل با هم شراکت دارند. من گمانم ایشان اهل تسنّن باشد... اگر حرف ایشان حق هست بروند برای مناظره و آدرس و تلفن انتظاغرات (!) خودش را می‌داد. مگر نمی‌گوید توکل بر خدا در اول کتاب؟! کسی که توکل بر خدا دارد و حرفش حق هست دیگر ترس معنی ندارد. اگر حاظر (!) به بحث هستید بسم الله... متأسفم از اینکه لقب علامه به او داده‌اند که بلد نیست چطور استدلال بیاورد و بلد نیست چطور اثبات کند ... یا حق اگر با انصاف هستید نظر من رو هم بگذارید ولی نگمانم (!) بگذارید.
مسافر راه دور!1393/10/18
4
موانع بازگشت به اسلام
اگر اهل خیر هستند به اسلامی‌ترین نظام جهان ضربه نزنند! ... مگر قرآن برای آنان که در قلوبشان مرض است باعث ازدیاد مرض نیست؟! مثلاً برای خوارج که «لا حکم الا لله» را ظاهراً چسبیدند و با چنگ زدن به این آیه متشابه به جای محکمات، خود را از وظیفه در برابر ولیّ خدا دور کردند. ایشان دم از موانع شناخت می‌زند ولی می‌گوید ... همه می‌توانند با امام مهدی (ع) ارتباط برقرار کنند و وظایف اجتماعی- سیاسی خود را مستقیماً از ایشان بگیرند و همراهی با رهبر حکومت جهان تشیع را در طول همراهی با آن حضرت نمی‌داند! برکات نظام اسلامی ایران در دفاع از فلسطین و غزه و لبنان چقدر است؟ در مورد دفاع در برابر داعش که خطاب به زائرین گفت: برنج زائرین از شما گوشتش از ما نظرشان چی هست؟ آیا «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» نیاز به رهبری ندارد؟... مگر عقل ندارد که خدا عزیز است و «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ» از محکمات است؟! کجا با هرج و مرج عزت به دست می‌آید؟ ... نکند فکر می‌کند امام مهدی (ع) است؟! ... خوب ایشان حتماً غذا می‌خورد، اگر یکی تا او سر سفره می‌نشیند بگوید: چرا چسبیده‌ای به خوردن؟ کی می‌خواهی انسان شوی؟! دقیقاً مثل این جمله ایشان است که «چسبیده‌اند به حکومت کی می‌خواهند دنبال حضرت بروند»؟! ... کجا پیامبر (ص) یک لشکر بدون فرمانده می‌فرستاد و می‌فرمود شما همه‌تان می‌توانید از راه دور با من ارتباط بر قرار کنید همان طوری تصمیم بگیرید؟! مگر چند تا اویس قرنی داریم؟! ... لطفاً به وحدت در ایران ضربه نزنند!
علی محمّد احمدی1393/10/20
5
کلّیات
جواد قاسم‌زاده1393/10/25
6
کلّیات
ناشناس1393/10/27
7
شناخت اسلام
عبدالله دستجردی1393/10/29
8
ضرورت و امکان بازگشت به اسلام
مرتضی سواری1393/11/1
9
ضرورت و امکان بازگشت به اسلام
من کتاب «بازگشت به اسلام» را دو بار با دقّت مطالعه کردم. بار اول خیلی خوب نفهمیدم ولی بار دوم جا افتاد. انصافاً کتاب پخته‌ و متفاوتی است و من خیلی استفاده کردم خصوصاً از مباحثی که درباره‌ی شناخت و موانع اون مطرح کرده و مباحث مربوط به موانع بازگشت به اسلام و رشته‌ی من هم الهیات ادیان و عرفان هست. به نظرم حرف این‌ها که می‌گویند کتاب ضالّه است و دلیل ندارد و از این حرف‌ها چرند است، چون خودشان نمی‌توانند کتابی در این سطح بنویسند و اگر این کتاب ضالّه باشد کتاب‌های خودشان کفریات است!! منتها من راستش یک جای کتاب را نفهمیدم و اشکال دارم و فکر می‌کنم تناقض هست. در یک جا نویسنده در بحث «مشروط بودن اقامه‌ی برخی اجزاء اسلام به اقامه‌ی کلّ آن» نوشته است: «اقامه‌ي حدود اسلامي توسّط کساني که عالم به همه‌ي احکام اسلام و قادر به اجراي همه‌ي آن‌ها نيستند، جايز نيست، بي‌آنکه عدم اقامه‌ي حدود اسلامي توسّط آنان، جايز باشد»! این چه طور ممکن است که اقامه‌ی حدود اسلامی توسّط آن‌ها هم جایز نباشد و هم واجب باشد؟!! این که تناقض می‌شود و ممکن نیست! البته شاید من اشتباه می‌کنم. لطفاً راهنمایی بفرمایید.
مجتبی صالحی1393/11/2
10
کلّیات
منصور هاشمی خراسانی در کتاب خود هیچ گروه و فرقه و مذهب و کشوری را از انتقادات خود بی‌نصیب نگذاشته و همه را از یک طرف زده است! نه شیعه نه سنّی، نه سلفی نه صوفی، نه اهل حدیث نه فیلسوف، نه شاعر نه عالم، نه ولایت فقیه نه دموکراسی، نه غرب نه داعش، هیچ یک مورد تأیید ایشان نیست و مطابق با اسلام به قول ایشان خالص و کامل محسوب نمی‌شود! با این حساب، ایشان هیچ کس را برای خودش نگاه نداشته و همه را از خودش رنجانده است! معلوم است که مسلمانان دنیا یا آن طرفی هستند و یا این طرفی و ایشان هر دو طرف را کوبیده است! با این حساب، دیگر کسی باقی نمانده است که از ایشان حمایت کند! همه دشمنشان شده‌اند! ایشان اگر کمی سیاست می‌داشت لااقل در ابتدای حرکتش یک کس را برای خودش نگاه می‌داشت و همه را از خودش نمی‌راند! به هر حال، الآن هیچ کس ایشان را دوست خود نمی‌داند و همه در برابر ایشان موضع گرفته‌اند و از ایران تا عربستان و از داعش تا آمریکا همه در یک جبهه قرار گرفته‌اند و ایشان در یک جبهه! با این حساب، معلوم است که کار ایشان به نتیجه نمی‌رسد و شکستشان حتمی است! ایشان به نظر من هیچ سیاست ندارد!
کیانوش قاسم‌پور1393/11/4
11
کلّیات
علی زعیم‌زاده1393/11/4
12
معیار و موانع شناخت
حجّت الإسلام غلامی1393/11/6
13
کلّیات
کریم محمّد‌زاده1393/11/7
14
شناخت اسلام
احمد1393/11/10
15
موانع بازگشت به اسلام
در مطلب نوشته شده در سایت محترم شما چند بار اشاره به غرب کافر و آمریکای اون جوری و اسلام بر حق اشاره کردید که بیشتر [این] جملات 35 ساله به گوش همه خورده و به اندازه دانه ارزنی اثر خیر نداشته است. بزرگترین اشتباه در جهان موجود واگذاری حکومت کشورها به مسؤلان دینی و روحانی جوامع می‌باشد که بدون رودربایستی در اداره سیاسی و اقتصادی و نظامی و اجتماعی کشورها اثرات نامطلوب خود را گذاشته که امروزه ما 75 ملیون ایرانی بوسیله حکومت دینی در این جهان در باتلاق افتاده‌ایم و دست و پا می‌زنیم. هرگز و هرگز عدّه‌ای روحانی و دور و بری‌هایشان در عصر فضا و اینترنت قادر نیستند ملتی را به پیشرفت همه جانبه برسانند. از قدیم شنیده بودیم شرف المکان بالمکین، شرف هر مکانی بستگی به آن شخصی دارد که در آن مکان نشسته. دین نمی‌تواند در جایگاه دروغ و تبعیض و خاصه‌خرجی‌های افراد و صدها نارسایی دیگر در جامعه، بشر را به سوی راستی و صداقت ببرد. تا حالا که تاریخ بشر چنین چیزی را نشان نداده است.
محمود فرزین1393/11/16
16
معیار و موانع شناخت
در کتاب بازگشت به اسلام از سید جمال اسدآبادی یاد کرده‌اند و ایشان را به عنوان شخصی معرفی کرده‌اند که به عنوان یک مصلح به علمای اسلام نامه نوشته ولی آنها به دلیل تکبر حاضر به شنیدن حرف حساب نبوده‌اند. البته اینکه برخی از علما دارای تکبر و بخل هستند شکی نیست و اینکه سید جمال حرف‌های حقی هم مطرح نموده بحثی نیست. اما نکته‌ای که وجود دارد این است که در بعضی منابع سید جمال الدین مأمور دولت انگلیس و فراماسون و در خدمت منافع انگلیس معرفی شده‌ و در واقع در ظاهری اسلامی و خدایی در خدمت منافع شیطانی بوده است. همچنین هویت این شخص مبهم است به طوری که برخی او را اهل همدان و برخی اهل افغانستان می‌دانند. اسماعیل رائین در کتاب مشهور خود فراموش خانه و فراماسونری در ایران می‌نویسد: «سید جمال الدین اسدآبادی معروف به افغانی، یکی از فراماسون‌های اولیه ایران است که در 9 لژ ماسونیک عضویت داشت. او در لژ فراموشخانه ملکم رئیس لژ و ویزیتور بوده ‌است...» همچنین در برخی منابع آمده است که ایشان اهل عمل به فرایض ماه رمضان نبوده و در قاهره کنیاک مصرف نموده و خدا را منکر شده است ...!
محمّد تقی1393/11/21
17
کلّیات
با تشکّر از سایت وزین شما. من کتاب این عالم بزرگ و ناشناخته را به طور کامل مطالعه کردم و بعضی قسمت‌های آن را دو بار خواندم. اگر بخواهم توصیف دقیقی درباره‌ آن داشته باشم و متّهم به مبالغه نشوم باید بگویم که پایین‌تر از سخن پیامبر و اهل بیت او و بالاتر از سخن دیگران بود! به عقیده من قدر چنین کتابی در جامعه ما به این زودی‌ها دانسته نمی‌شود و خیلی زمان لازم دارد تا به درستی درک شود. البته این به خاطر ضعف تبلیغات شما هم هست؛ چون واقعاً خیلی از مردم هنوز اطّلاعی درباره این کتاب ندارند و نام آن هم به گوششان نخورده است. شما باید صدای این معلّم عزیزمان را به گوش مردم برسانید و بسیار بیشتر از این اطلاع‌رسانی کنید. من خودم به صورت اتّفاقی با این کتاب آشنا شدم، هر چند فکر می‌کنم که لطف خدا بود و اتّفاقی نبود. به هر حال، وظیفه شماست که مردم را از وجود این گنج معرفتی در این زمانه‌ی جهل و بی‌خبری آگاه کنید و این مقدار تبلیغات شما اصلاً کافی نیست. شما ارزشمندترین کالا را در اختیار دارید، ولی بازاریابی‌تان برای آن ضعیف است. بهترین ایده را دارید، ولی نمی‌توانید آن را به خوبی مطرح کنید. این خیلی جای تأسّف دارد!
یک طلبه1393/11/21
18
شناخت اسلام
علی راضی1393/11/23
19
کلّیات
مهدی محمودی1393/11/23
20
کلّیات
با سلام و تشکّر از زحمات شما. من نزدیک به یک ماه است که کتاب منصور هاشمی خراسانی را خوانده‌ام و این سایت را با دقّت دنبال می‌کنم و با جریان‌های دیگر هم در منطقه آشنایی دارم. باید اعتراف کنم که حقیقتاً هیچ جریانی را در زمان فعلی از جریان ایشان حق‌تر و پاک‌تر و معقول‌تر و اسلامی‌تر نمی‌بینم و واقعاً هیچ اشکالی در آن نیست. ایشان حتّی صریحاً هیچ ادّعایی را درباره‌ی خود مطرح نکرده و همه‌ی تأکیدشان بر روی حضرت مهدی است. سطح بیانات‌ ایشان در کتابشان و هم در این سایت انصافاً خیلی بالاست و اصلاً قابل مقایسه با سطح بیانات مدّعیان پر ادّعایی مثل ... که من پیگیر مطالبشان هستم نیست. در واقع سطح علمی شاگردان ایشان که کتاب ایشان را شرح می‌کنند و به پرسش‌ها و نقدهای مردم پاسخ می‌دهند از سطح علمی خیلی‌ها که الآن ادّعاها دارند بالاتر است! تنها چیزی که برایم خیلی عجیب است این است که از میان همه‌ی جریان‌های موجود در منطقه، جریان ایشان کمترین حامی و پشتیبان را دارد؛ چون من هیچ کس را ندیده‌ام و نشنیده‌ام که حامی و پشتیبان نهضت ایشان باشد! البته خودم علاقمند به همراهی با ایشان هستم، ولی وقتی می‌بینم که هیچ کس در اطراف ایشان نیست، ترجیح می‌دهم که صبر کنم تا ببینم کار ایشان به کجا می‌رسد! البته من واقعاً نسبت به درستی راه ایشان اطمینان پیدا کرده‌ام و حاضرم جانم را در این راه بدهم، ولی در شرایط فعلی کاری جز انتظار از امثال من ساخته نیست. کاش نظام [ایران] از حرکت ایشان حمایت می‌کرد تا ما هم پشت سرش راه می‌افتادیم، ولی متأسفانه مسؤولان ما معمولاً در موضع انفعال هستند و پشت سر مردم حرکت می‌کنند! باز اگر بگذارند و اجازه بدهند خیلی از مردم اقدام می‌کنند، ولی حقیقتش مردم می‌ترسند و نمی‌دانند که برخورد نظام چیست! من خودم با شناختی که دارم فکر می‌کنم که مقام معظّم رهبری با حرکت ایشان مشکلی ندارد؛ چون ایشان حامی همه‌ی حرکت‌های اصیل اسلامی در جهان اسلام است و هر کاری که توانسته برای جریان حماس سنّی و حزب الله شیعه کرده و حالا هم در عراق روبه‌روی داعش در کنار شیعه و سنّی ایستاده است و با این روحیه و شخصیّت امکان ندارد با جریان منصور هاشمی خراسانی که منادی خلافت اهل بیت است و پرچم‌های خود را علیه داعش بالا برده، به خاطر چند تا اختلاف نظر ضدّیت داشته باشد. شما نباید سر و صدای یکی دو تا بچه‌ی کم‌سن و سال و کم‌اطلاع را در این سایت‌ها به پای نظام بنویسید؛ چون این‌ها سخنگوی نظام نیستند. سخنگوی نظام ما معلوم است، رهبر آن هم معلوم است. انصافاً نظام ما هر اشکالی داشته باشد این طور نیست و به این شکل با نهضت زمینه‌سازی برای ظهور حضرت مهدی برخورد نمی‌کند. همه‌ی شهدای ما که این نظام را ساختند و با خون خود حفظ کردند به عشق حضرت مهدی این کار را کردند. حالا چطور ممکن است که این نظام جلوی نهضت زمینه‌سازی برای ظهور حضرت بایستد؟! اگر این کار را بکند خون آن همه شهید را پامال کرده و باید جوابگوی مادران و یتیمان آن‌ها باشد. من خودم جانباز هستم. شما فکر می‌کنید که من به خاطر فلان کس و بهمان کس به جنگ رفتم و به فیض جانبازی رسیدم؟! من فقط به خاطر اسلام و به عشق حضرت مهدی این کار را کردم و امثال من در این مملکت شیعه‌ی علی کم نیستند. کاش جناب منصور قبل از شروع حرکت خود با مقام معظّم رهبری صحبت می‌کرد و از ایشان کمک می‌خواست؛ چون ایشان حتماً کمکشان می‌کردند، همان طور که حزب الله و حماس را کمک می‌کنند. البته یکجا در کتابشان به دیدار با یکی از علما اشاره کرده‌اند که گویا با تکبّر با ایشان برخورد کرده و درخواست کمک ایشان را رد کرده است! من دقیقاً متوجّه نشدم منظورشان چه کسی است ولی بعید می‌دانم منظورشان مقام معظّم رهبری بوده باشد؛ چون ایشان چنین روحیه و اخلاقی ندارد. به هر حال، من وظیفه‌ی خودم دانستم که به عنوان یک عاشق حضرت مهدی این چند سطر را بنویسم و ایمان خودم به راه منصور هاشمی خراسانی را اعلام کنم، هر چند کار دیگری از دستم ساخته نیست. خداوند حافظ ایشان باشد.
حبیب الله یوسفی1393/11/26
21
شناخت اسلام
کتاب را به امید پیدا کردن راه حلی اثباتی مرور کردم، اما آنچه حاصل شد تنها نفی دیگران بود! نویسنده بعد از این همه قلم‌فرسایی و بیان کلیات، تکلیف مسلمین را در عصر غیبت مشخص نکرده است که بالاخره چه کار باید بکنند آیا باید دست از همه کارها کشیده و تحصن کرده و اعلام کنند تا مهدی علیه السلام نیامده از اعتصاب و تحصن خود دست نخواهند برداشت؟ اگر بر فرض اکنون زمام امور مسلین به دست منصور خراسانی بیفتد برنامه عملی ایشان برای اداره جوامع اسلامی چیست؟ اشکال دیگر این است که ظاهراً ایشان نیز مانند دیگران مردم را به خود دعوت کرده‌اند در حالی که در کتاب به روشنی باطل بودن هر کسی که به خود دعوت کند را اعلام کرده‌اند و [گفته‌اند] تنها کسی [که] به حق می‌تواند دیگران [را] دعوت کند مهدی علیه السلام است و این خود به معنای وجود بن‌بست در امت آخر الزمان است که با کامل بودن اسلام در تضاد است. آیا به راستی جهت تحقق مصداق حاکمیت خدا تا زمان تحقق حاکمیت مهدی علیه السلام،  به جز حاکمیت فقیه مانند آنچه در ایران است (با همه اشکالات و نواقصی که دارد) حاکمیت دیگری قابل تصور است؟ با تشکر
کوشا فرهنگ1393/12/1
22
معیار و موانع شناخت
در مبحث تقلید اگرچه توضیحاتی که ارائه شده در برخی بحث‌ها صحیح می‌باشد، اما در برخی جهات به درستی توضیح نیامده است. خداوند در هیچ یک از آیات کتاب آسمانی پیروی از علما را در دین دستور نداده بلکه ضمن اینکه علم و دانش را بهترین نعمت دانسته از سوی دیگر عامل انحراف در دین را نیز عالمان معرفی کرده و مثال آن علمای اهل کتاب که آیات مربوط به معرفی حضرت رسول الله را از کتاب تورات و انجیل در آورده‌اند. اما پرودگار عالمیان تکلیف آن دسته از مردم که سواد خواندن نداشته یا توان فهم برخی آیات قرآن را ندارند توصیه مراجعه به ربانیون و صالحان را نموده است. تقلید اگر کورکورانه و پیروی بی‌چون و چرا باشد مردود [است] اما اگر از شخص صالح و مقرب درگاه خداوند باشد برای آن کس که توان خواندن یا درک درست آیات را ندارد لازم و مفید است. اگر نظر شما را بر این بدانیم که تقلید از هر کس و هر نحو مردود است آن وقت چگونه انتظار دارید که عده‌ای از شما پیروی نمایند و اجتماع واحدی شکل بگیرد هر چند که هدف بسیار مقدس باشد. لطفاً در صورت امکان و [برای] رفع شبهه پاسخ به ایمیلم ارسال گردد.
محمّد1393/12/2
23
کلّیات
به نام الله. اینجانب حقیر کتاب جناب خراسانی را مطالعه نمودم و آن را بسیار پر بار و مفید ارزیابی کردم. تنها چند سؤال در مورد کتاب و سایت شما پیش آمد که بازگو می‌کنم: 1) آیا برای پاسخگویی به شبهات و سؤالات مردم از جناب خراسانی جواز گرفته‌اید؟ 2) با تکیه بر شواهد موجود جناب خراسانی مسلماً از درجات علمی بالایی برخوردارند. لطف کنید نام دانشگاه یا حوزه‌ی مربوطه که ایشان از آنجا فارغ التحصیل شده‌اند را نمایان کنید؛ زیرا ما هر چه کاوش کردیم نام و رسمی از ایشان نه به عنوان نویسنده، نه محقق و نه روحانی صاحب نامی در کشور افغانستان نیافتیم؟ 3) قابل درک است که از شخصیت سید خراسانی نباید انتظار رفتار و سخنی همانند حضرت مهدی (ع) که معصوم می‌باشند را داشت اما برای فردی که نصرت دهنده‌ی مردم برای پیوند با امام زمان است انتظار می‌رود که از روی شفقت و مهربانی نصیحت بفرمایند نه از روی تندی و خصم! به نظر من واژه مزخرفات که در مورد اشعار جناب حافظ و جناب سعدی در کتاب خویش به کار بردند زیبنده‌ی گفتار یک روحانی نیست! سید عزیز کاش انصاف به خرج می‌دادید و چند بیت از اشعار زیبا و دلنشین سعدی و حافظ را که مضمون خداشناسی داشت را هم در کتابتان می‌آوردید و سپس به خاطر اشعار مغلط ایشان در انکار عقل بر ایشان خرده بگیرید. به نظر اینجانب نیکوتر است افرادی که خوبی‌هایشان بر بدی‌هایشان سبقت گرفته را در صورت حیات ارشاد و در صورت عدم حیات درخواست مغفرت از جانب الله برای آنها داشته باشید.
بهنام1393/12/5
24
کلّیات
محمّد1393/12/16
25
شناخت اسلام
بهنام1393/12/28
26
معیار و موانع شناخت
پس از مطالعه‌ی کتاب سؤالاتی برایم مطرح شد که به میزان حوصله تعدادی از آن‌ها را مطرح می‌کنم. قبلاً به خاطر پاسخگویی صمیمانه تشکر می‌کنم. در متن کتاب آمده است: «اختلاف آنان [عالمان مسلمان] با يکديگر در گفته‌ها و کرده‌هاشان، فاحش و فراوان است؛ در حالي که حق، مسلّماً گفته يا کرده‌ي واحدي است و قابليّت تعدّد و تکثّر ندارد و با اين وصف، پيروي آنان، از يک سو متناقض و بي معناست و از سوي ديگر، به اختلاف مسلمانان مي‌انجامد؛ همچنانکه به آن انجاميده است؛ چراکه اختلاف مسلمانان در عقايد و اعمالشان، بيش از هر چيز، معلول پيروي آنان از عالمان مختلف است». حال اینکه همین گفته نشان می‌دهد بین برداشت 2 نفر که نه تنها از کسی تقلید نمی‌کنند، بلکه دین را با تفقّه در آیات و روایات گرفته‌اند نیز ممکن است اختلاف به وجود بیاید؛ یعنی نمی‌توان به طور قطعی گفت مسلمانان با تفقّه در دین به یک برداشت واحد می‌رسند و در نتیجه طبق استدلال خود کتاب تنها یکی از این برداشت‌ها صحیح است و بقیه نادرست است و این یعنی ما باز هم مسلمانانی خواهیم داشت که تلقّی ناصحیحی دارند و  اینجا چه تفاوتی بین نتیجه‌ی این 2 روش است؟ البته سؤال دیگر نیز این است که در کتاب آمده است: «پيروي از آن‌ها [یعنی عالمان]، مبتني بر ظنّ پيروانشان به مطابقت گفته‌ها و کرده‌هاي آن‌ها با شرع است» که با توجه به تأکید نویسنده بر یقین عقلی، متأسفانه دلیل عقلی برای این مسئله ذکر نکرده‌اند. البته این نکته لازم به ذکر است که در صورت مراجعه به مراجع تقلید و درخواست دلیل عقلی احکام و فتاوا و استناد به آیات و روایات، آنان دریغ نکرده و در اختیار می‌گذارند. ممنونم
سیّد احسان1394/1/2
27
شناخت اسلام
عقیده‌ی جناب منصور هاشمی خراسانی برای این جانب قابل تصدیق است. مطابق با عقیده‌ی ایشان آن طور که بنده از کتاب ارزشمندشان برداشت کردم، اولاً ظنّ به احکام شرع برای مردم کافی نیست و یقین برای آن‌ها لازم است و ثانیاً تنها طریق دست یافتن آن‌ها به یقین، رجوع به خلیفه‌ی خداوند در زمین است و ثالثاً رجوع به خلیفه‌ی خداوند در زمین برای آن‌ها ممکن است و عدم امکان آن ذاتی نیست و در صورت اراده و اقدام آن‌ها تحقّق پیدا می‌کند. اما سؤالی که برای بنده باقی مانده این است که الآن من به عنوان کسی که دعوت جناب منصور را پذیرفته و مصمّم به زمینه‌سازی برای ظهور مهدی است، چگونه می‌توانم تکالیف شرعی خودم مانند نماز و روزه و حجّ و زکات را انجام بدهم؟ با توجه به اینکه تقلید و اجتهاد مصطلح، هر دو من را به ظن می‌رسانند و ظنّ بنا بر فرمایش متین این بزرگوار حجّت نیست و اراده و اقدام من به تنهایی نیز برای دسترسی به مهدی کفایت نمی‌کند تا بتوانم با رجوع به آن حضرت یقین به تکالیف شرعی خودم پیدا بکنم و ممکن است تا زمانی که عدّه‌ای کافی از مردم با من در این زمینه همراه می‌شوند و به جناب منصور می‌پیوندند تا زمینه برای ظهور مهدی فراهم شود مدّت زیادی طول بکشد و من قاعدتاً نمی‌توانم در این مدّت، تکالیف شرعی خودم را ترک کنم. البته جناب منصور به درستی فرموده‌اند که بار گناه این عدم یقین بر گردن خود من است و من هستم که به نوبه‌ی خودم در این عدم دسترسی به مهدی نقش داشته‌ام و تبعاً خودم را از یقین به احکام شرع محروم کرده‌ام، ولی با این حال من که الآن به اصطلاح توبه کرده‌ام و دعوت این بزرگوار را پذیرفته‌ام و در صدد زمینه‌سازی برای ظهور مهدی برآمده‌ام، باز هم نمی‌توانم یقین به احکام شرع پیدا کنم؛ چراکه سایر مردم با من همراهی نمی‌کنند. لذا سؤال بزرگ این است که من در این مدّت چه خاکی باید بر سرم بکنم و بدون تقلید و اجتهاد و رجوع به مهدی چگونه به تکالیف شرعی‌ام عمل کنم؟! آیا با اینکه من به سوی اسلام خالص بازگشت کرده‌ام و حق را شناخته‌ام و به جناب منصور پیوسته‌ام، وضعم از این جهت با گذشته فرقی نکرده و با دیگرانی که این کار را نکرده‌اند برابر است؟! در این صورت، قبول دعوت جناب منصور صرف نظر از اینکه برای ظهور مهدی لازم است، چه فایده‌ای برای من از جهت عمل به تکالیف شرعی دارد؟! من جواب همه‌ی سؤالاتم را تاکنون گرفته‌ام و این آخرین سؤالی است که برایم باقی مانده است و فکر می‌کنم که اگر جواب این سؤالم را بدهید، حجّت از هر لحاظ بر من تمام می‌شود و می‌توانم جان خودم و هر چیز دیگری که دارم را با خوشحالی در راه این انسان بزرگ بدهم إن شاء الله. با تشکّر از پاسخ شما که مشتاقانه منتظرش هستم.
سیّد محمود طباطبایی1394/1/16
28
کلّیات
لطفاً حدیث ذیل را در صورت صلاحدید آقای خراسانی در صفحه اول سایت درج نمایید. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم [فرمود]: «هنگامی که پرچم‌های سیاه از خراسان به راه افتاد به سویش بشتابید ولو با سینه‌خیز رفتن بر روی برف‌ها باشد، که صاحبان آن پرچم‌ها طرفداران حق هستند، آن‌ها حق را مطالبه می‌کنند ولی به آن‌ها داده نمی‌شود، بار دیگر حق را مطالبه می‌کنند ولی به آن‌ها داده نمی‌شود، پس نبرد می‌کنند و پیروز می‌شوند و آنچه می‌خواستند به آن‌ها داده می‌شود، ولی آن‌ها دیگر نمی‌پذیرند، گویی با چشم خود می‌بینم که شمشیرها را حمایل کرده‌اند و پیش می‌تازند تا پرچم‌ها را به مهدی علیه السلام تسلیم کنند، آگاه باش که آن‌ها یاران مهدی‌اند و زمینه سلطنت جهانی او را فراهم می‌سازند، دل‌های آن‌ها چون قطعات آهن است» [و روایت شده است:] «هنگامی که پرچم‌های سیاه را مشاهده کردید که از سوی مشرق به حرکت درآمده فارسیان را گرامی بدارید که دولت ما در میان آن‌ها می‌باشد» (غیبت شیخ طوسی، ص262). السلام علینا و علی عباد الله الصالحین السلام علیکم و رحمت الله و برکاته
جمعی از جوانان دوستدار حضرت مهدی1394/2/3
29
کلّیات
سیّد محمّد1394/2/25
30
کلّیات
ساسان1394/3/11
31
کلّیات
محمّد صدّیق1394/3/24
32
موانع بازگشت به اسلام
حسن علی1394/4/5
33
شناخت اسلام
حسن علی1394/4/5
34
موانع بازگشت به اسلام
چند سؤال: 1 . در صفحه 170 کتاب، کلمه «اذن خدا» در دو سطر هشتم و چهاردهم دقیقاً منظور چیست و از کجا معلوم شده که جناب منصور و همراهانشان چنین اذنی دارند و دیگرانی مثل آقای فلانی [یکی از حاکمان ایران] چنین اذنی نداشته‌اند؟ لطفاً صریح و قاطع و بدون مسامحه بفرمایید. 2 . [در رابطه با] صفحه 240 کتاب [که گفته‌اند هر چه بیشتر در پی مردمان شایسته گشته‌ام کمتر یافته‌ام]، تاکنون به کجاها سفر نموده و با چه یا بهتر بگویم چگونه شخصیت‌هایی ملاقات نموده‌اند که به این نتیجه رسیده‌اند که گویا زمین از مردمان شایسته خالی است؟!! 3 . در صفحات 255 و 256 با استفاده از آیات قرآن استنباط کرده‌اید که حاکمان فعلی همگی! طاغوت هستند و از جمله آقای فلانی! لطفاً با صغرا و کبرای کامل و روشن و با استدلال صحیح و بیّنه روشن بفرمایید چگونه ایشان همگی طاغوت هستند و شما به مهدی دعوت می‌کنید؟ 4 . در صفحه 274 دو خط مانده به آخر کلمه «آیتی قطعی» استفاده شده است! آیا می‌توانم سؤال کنم آیت قطعی جناب منصور از طرف حضرت مهدی چیست؟ با تشکّر و امتنان؛ بنده قصد دارم اگر تغییر مسیری دادم همان هجرت الی الله باشد و نمی‌خواهم که تغییر مسیرم بدون شناخت کافی باشد. لذا عذر بنده در پرسش این گونه سؤالات را بپذیرید و ادّعایی هم ندارم با بضاعت مزجات دانش خودم سؤالاتم برخاسته از درک بالایم بوده باشد، بلکه اذعان کامل دارم فهم خودم قاصر است و گرنه هم جملات [کتاب] گویا و جامع و هم گوینده تواناست.
حسن علی1394/4/5
35
شناخت اسلام
حسن علی1394/4/5
36
شناخت اسلام
حسن علی1394/4/5
37
شناخت اسلام
محمّد1394/4/15
38
معیار و موانع شناخت
اصغرزاده1394/5/4
39
شناخت اسلام
آرمان1394/6/10
40
موانع بازگشت به اسلام
علی راضی1394/7/29
41
کلّیات
الهام‌. ح1394/8/2
42
شناخت اسلام
بحث عقلانيت و لزوم آن و همخواني با شريعت را كاملاً خواندم و بحث‌هاي ديگر در دست مطالعه است. از اينكه مقلّد و تقليد را بازشكافي كرده‌اند بسيار خرسند شدم و اما اينكه خاتميّت پيامبر اسلام را با امامت وصل كرده‌اند نه عقلاني يافتم و نه موافق قرآن؛ عقلاني از اينكه 11 امام در دوران كوتاهي از تاريخ مي‌آيند و مي‌روند كه هيچ كدام از آن بزرگواران، رسالتي نبي‌گونه بر بشريّت نداشته‌اند، الي حسين (ع) كه ظلم‌ستيزي را آموزش داد و پيروانش متأسفانه در مراسم عزاداري آن بزرگوار، خود ظلم‌پرور شده‌اند. حضور و ظهور 11 امام و قطع ناگهاني رسالت آنان را مخالف عدالت الهي يافتم كه بر امت حاضر رفته است یا كه اين را شيطنتي بر عليه اسلام و تشابه به سلسله مراتب شاهنشاهي مي‌دانم كه ملّايان براي خود ساخته و پرداخته و دنياي خود را پر كرده‌اند (دكاكين). اشاره به آيه‌هاي «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ» و آيات مناسب آن هيچ گونه اثبات ظهور امام مهدی را بشارت نمي‌دهد، بلكه بشارت نسل بشر به تكامل فكري و عقلاني او است كه جهان آينده را خواهد ساخت و دين و دين‌بازي هم خاتمه مي‌یابد (آيه‌هاي «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ» مؤيد اين بشارت است) و هزاران ووووو ديگر. چه خوب بود كه فيس در فيس اين بحث ادامه مي‌داشت.
اسحاق حميد1394/8/6
43
موانع بازگشت به اسلام
سیّد صادق موسوی1394/8/15
44
کلّیات
رضا راضی1394/9/10
45
موانع بازگشت به اسلام
بنام خداوند جان وخرد              کزین برتر اندیشه برنگذرد بعد از حمد الله تبارک و تعالی و درود بی‌پایان بر سرور کاینات، فخر موجودات حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله و سلم، کتاب بازگشت به اسلام را کاملاً مطالعه نمودم بسیار دقیق، حدود یک هفته بالایش وقت گذاشتم، اما چیزی جز تناقضات فاحش در این کتاب ندیدم، همان انگیزه‌ای که قبل از خواندن کتاب به جناب علامه خراسانی داشتم، کاملاً از بین رفت. من از جمله تناقضات چند تای‌شان را می‌نویسم: 1 . توهین به اصحاب فسق است، ولی خودش مستقیماً  اصحاب را به نافهمی متّهم می‌کند حتی به اندازه‌ای که بزرگترین مسئله دینشان را ندانسته‌اند. این نه تنها توهین به اصحاب است، بلکه توهین به معلّم‌شان است! 2 . حکومتی که حاکم آن از طرف خداوند ج تعیین نشده باشد طاغوتی است و اتباع آن هم عبد الطاغوت هستند. بناء حکومت ابوبکر و عمر طاغوتی است و از این گفته طوری برداشت می‌شود که نعوذ با الله علی بن ابی طالب عبد الطاغوت بوده است! 3 . خود جناب خراسانی گفته حنیفاً مسلماً هستم، ولی من جز طرفداری‌اش از شیعه حقیقت بیشتری نیافتم. در کتابش، تا جایی که بر امامان اربعه اهل سنّت اعتراض داشته و صحیح‌ترین کتاب‌شان به ضعف الروایه فی بعض الاماکن تعبیر کرده، ولی ندیدم که جایی از کتاب پر نقص و متناقض کلینی حتی یک نقد کرده باشد! 4 . قایل به تحریف قرآن نیست، ولی از مذهب تشیع جانبدارانه‌تر دفاع نموده، حال آنکه کتاب کافی بابی بنام «قرآن را جز ائمه کسی جمع آوری نکرده و هرکس ادعای جمع آوری کلّ قرآن را کرده باشد دروغ گفته» وجود دارد! 5 . دیگران را از پیروی ظن باز داشته، حال آنکه خودش از ظن که چی حتی از خیال پیروی می‌کند. مهدی را درست آگاه نیست که متولّد شده یا نه، ولی مطمئناً برای ظهور خیالی‌اش  زمینه‌سازی می‌کند! 6 . تا زمانی برای حکومت مهدی زمینه‌سازی نشود، او ظهور نمی‌کند، حال آنکه این خودش آن قدر بی‌مفهوم است که به هیچ عنوان نمیشه توجیه‌اش کرد! این ها مشت نمونه خروار است! خطی از کتابش را ندیدم که با خط دیگری در تناقض نباشد! به هرحال چی طرح رنگه‌ای که دارد این کتاب!
عبد الرّزاق1394/10/28
46
شناخت اسلام
محمّد جواد1394/11/19
47
موانع بازگشت به اسلام
من کتاب این جناب علامه را خکاندم. چه تضمینی وجود دارد که همان طور که خمینی مردم ایران را فریب داد، ایشان نیز مردم را فریب ندهد؟ طبق اعتقادات شیعه بعد پیامبر (ص) 12 نفر ولیّ امر مسلمین هستند و قابل اطاعت شدن در اسلام که عصمت دارند، اما خمینی بر خلاف اعتقاد شیعه، خود را ولیّ امر مسلمین خواند و حکومت اسلامی تشکیل داد و قوانین فرانسه‌ی کافر را وارد اسلام و شرع کرد، در صورتی که ولیّ امر مسلمین چنین کاری نمی‌کند و بر خلاف اعتقاد شیعه، خود را نائب امام مهدی خواند که به قول همین علمای دجّال و یهود، چنین ادّعایی کذب است و باز ولایت خود را مانند ولایت پیامبر دانست که باز هم این اعتقاد صوفیان است. شما دارید برای ظهور امام مهدی شیعه تلاش می‌کنید در برابر خلیفه و ولیّ امر مسلمین ابوبکر بغدادی. آیا این امام مهدی شما که نماینده‌ی آن خامنه‌ای است و او گفته بیعت با خمینی بیعت با پیامبر است و حکومت ایران را حکومت اسلامی معرّفی می‌کند. با این اعتقادات چگونه است که سیستم مالی این حکومت اسلامی و با چنین رهبری ربوی است؟ کدام پیامبر و کدام اسلام ربا را با کلاه شرعی حلال کرده است؟ اکنون ربا در بانک مرکزی حکومت اسلامی 24 در صد است و در آمریکای کافر 1 درصد! مهدی شیعه بیاد بهره را چند در صد می‌کند؟!
عمر ابو بکر1394/11/22
48
کلّیات
من کتاب جناب حضرت منصور هاشمی خراسانی را دقیق مطالعه کردم، از ابتدا تا انتها. من در مورد مشخّصات و عکس ایشان سؤالی ندارم؛ زیرا نوشتار ایشان نشان دهنده‌ی مشخّصات ایشان است و همانند سرورمان امام مهدی از سنّت یقینی و حقیقی صحبت کرده‌اند و همه‌ی مسلمانان را دعوت به مسلمانی کرده‌اند؛ زیرا الله مسلمانان را دعوت به مسلمانی کرده است و البته در مقابل ایشان کسی را می‌بینم که همه او را می‌شناسند و بیانی همانند دیگر علما دارد و نزدیک به نیمی از اجتهاداتش احتیاط است و ظنی!! و دعوت به خودش می‌کند و وقتی چاپلوسان و نوکران منافقانه به او می‌گویند سیّد خراسانی!! با سکوت و لبخند آن‌ها را تأیید می‌کند و عبای سیاهش را به عنوان پرچم او معرّفی می‌کنند!! و اما بعد.. این جانب در دعوت شرعی و عقلی حضرت علامه به سوی خلیفه‌ی خدا و تنها ولیّ امر مسلمینِ باقی مانده شکّی ندارم و با ایشان همراه و هم صدا هستم، اما ایشان در جایی فرموده‌اند که همان طور که مسلم برای حسین (ع) بیعت جمع کردند من هم در خراسان برای مهدی (عج) بیعت می‌گیرم. با اینکه شک ندارم و یقین دارم که این بیعت گرفتن و بیعت دادن حکم شرع و عقل است، اما سؤال اینجا است که مسلم اذن بیعت گرفتن داشت. آیا قیاس ایشان در همین رابطه است؟
مشتاق امام مهدی1394/11/23
49
شناخت اسلام
ضمن تشکّر از پاسخ‌های دقیق حضرات به سؤالات مطرح شده و یادآوری این نکته که مراجعین به سایت، پاسخ‌ها را با دقّت و ریزبینی بررسی می‌کنند و کوچک‌ترین خطا یا سهل‌انگاری در پاسخ‌ها از نظر ایشان دور نمی‌ماند و این روند تا رسیدن به نتیجه و تصمیم‌گیری ادامه خواهد داشت؛ چون در این برهه‌ی حساس، گرفتن تصمیم عجولانه هزینه‌های زیادی در پی خواهد داشت. بعضی از ما در گذشته هزینه‌های مادّی و معنوی زیادی پرداخت کرده‌ایم که باعث عقب‌ماندگی و سرخوردگی ما در جامعه شده است. از طرفی دلبستگی به امام مهدی و از طرفی ضعف مادی و معنوی، ما را در یک کشمکش طولانی‌مدّت قرار داده است که گویا پایانی ندارد! از طرفی تحمّل فشارهای درونی و بیرونی جسم و روح ما را خسته و فرسوده کرده است. هر چند شیطان کاملاً بر ما مسلّط نشده و ما هنوز کاملاً تسلیم نشده‌ایم، ولی خیلی ضعیف و فرسوده شده‌ایم و احساس خطر می‌کنیم. حال از علامه منصور هاشمی حفظه الله درخواست می‌کنیم که اولاً برای ما بسیار دعا کند و هم دعایی کارساز به ما یاد بدهد تا بوسیله‌ی آن ضعف‌های مادّی و معنوی خود را برطرف کنیم و قوّتی به دست آوریم تا بوسیله‌ی آن بتوانیم از اهداف متعالی امام مهدی پشتیبانی کنیم و خداوند را خوشنود کنیم. مگر صاحبدلی روزی ز رحمت کند در حقّ مسکینان دعایی
هادی1394/11/25
50
شناخت اسلام
این جانب وقتی نهضت بازگشت به اسلام را به دوستان و نزدیکان خویش معرّفی می‌کنم و وقتی اسم زمینه‌سازی برای آخرین ولیّ امر مسلمین می‌آید با تمسخر و ریشخند می‌گویند: ما این قدر گرفتار هستیم که وقت نداریم شکم خود را سیر کنیم!! و یا نهضت بازگشت به اسلام را یک افسانه می‌دانند که دجالان برای فریب مردم طراحی کرده‌اند تا مخالفان خود را از بین ببرند!! و حتی کسی به من گفت هر پرچمی که برافراشته شود قبل از ظهور مهدی کذب است!! و با این اجتهادها برای خود نسخه‌ی دوری کردن از نهضت را هر چند که حق بودن آن را دریافته‌اند می‌پیچند!! و سفارش می‌کنند که از این رودهای آخر الزمان که در جریان است دوری کنیم و خود بالای قلّه به تماشای ما و نهضت بازگشت به اسلام می‌نشینند!! تا خسته شدن و یا نابودی ما را به چشم ببینند!! و به ریش ما بخندند!! با این وصف، این مدعیان که هر روز به نماز و زیارت مشغولند در پیشگاه الهی چگونه هستند؟ این‌ها با ظهور امام مهدی چه جایگاهی دارند؟ آیا کسانی که در راه نهضت بازگشت به اسلام همراه عالم ربانی جناب علامه منصور هاشمی خراسانی به سختی‌ها و گرفتاری‌ها و تمسخر و اذیت دیگران دچار می‌شوند، چه اجری در پیشگاه خداوند و خلیفه‌ی او دارند؟ با تشکّر
مشتاق امام مهدی1394/11/28
51
شناخت اسلام
جناب علامه منصور هاشمی خراسانی در حال جمع‌آوری نفر و امکانات برای حفظ جان امام مهدی هستند و حال آنکه مسلمانان اقبالی برای امام مهدی ندارند!! چنانکه شیخی به من گفت: مشتاق مهدی نباش که اگر مهدی بیاید مجبور به اطاعت هستی و اطاعت از مهدی بسیار سخت است!! لذا بیش از آنکه مشتاق آمدن مهدی باشند ترس از آمدن مهدی دارند!! و همه سلاح و نفر را برای حفاظت از قدرت خود جمع کرده‌اند و مجالی برای زمینه‌سازی ظهور امام مهدی نمی‌دهند!! و خود را جانشین او می‌دانند و حکم خود را حکم پیامبر می‌شمارند و بیعت با خود را عین بیعت با پیامبر و الله معرفی می‌کنند!! و این صوفیان اهل بیت را در قبرها عبادت می‌کنند و یا در چاه نامه می‌دهند!! البته بدون هیچ بینه و حجّتی و فقط با تبلیغات و توهمات مردم را سرگرم می‌کنند و فریب می‌دهند. با این وصف، من هر چه فکر می‌کنم منطقی [به نظر] نمی‌رسد که جمع‌آوری ضعیفان می‌تواند باعث حفاظت از جان امام مهدی شود!! زیرا نه قدرت بدنی دارند و نه سلاح پیشرفته و نه ثروتی که آن را تهیه کنند.
مشتاق امام مهدی1394/12/6
52
شناخت اسلام
حمیدرضا1394/12/27
53
شناخت اسلام
دشمن خراسانی (!)1395/2/10
54
کلّیات
فرهاد گلستان1395/2/22
55
شناخت اسلام
این گونه که من از کتاب «بازگشت به اسلام» متوجه شدم، برای ظهور حضرت مهدی نوشته شده: 1 . شمار کافی از مردم اراده کنند، در حالی که متأسفانه مردم به غیبت حضرت و لذايذ دنیایی علاقمندترند تا به برقراری عدالت در جهان! 2 . مال، سلاح و نفر کافی جمع آوری شود تا بتوان برای ظهور زمینه‌سازی کرد، در حالی که ما اگر بخواهیم در راستای کسب مال تلاش کنیم، باید به کلّی عقاید اسلامی‌مان را زیر پا بگذاریم، وگرنه با این اوضاع کنونی ایران با روزی 16 ساعت کار هم نمی‌توان یک امرار معاش روزانه داشت، چه برسد به جمع‌آوری مال برای زمینه‌سازی یک حکومت! درباره‌ی تأمین سلاح هم چندی پیش از پایگاه شما پرسیدم که جنس سلاح امام مهدی چیست؟!! پاسخی که دریافت کردم مرا دلتنگ همان امام زمان افسانه‌ای مسجد جمکران کرد که مي‌آيد و لبه‌ی شمشیرش را بر زمین می‌کوبد و عدالت در جهان برقرار می‌شود! برای جمع‌آوری نفر هم در فضای مجازی پایگاه شما فیلتر است و به ما هم اجازه‌ی تبلیغ‌های مجازی نمی‌دهند و برای تبلیغ‌های حضوری ما بارها کتاب شریف «بازگشت به اسلام» را با گل آراستيم و داخل جعبه‌های تزیینی نهادیم و متعلّقاتی از جنس سکه و زر و پول به همراهش کردیم و به دوستانمون هدیه دادیم، ولی افسوس که داخل همان جعبه‌ها از آن نگهداری کردند و آن را نخواندند و گفتند فونت ریزی دارد و چشمانمان آزرده می‌شود و به فکر قلب آزرده‌ی امامشان نبودند!!! حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی در صفحه‌ی 241 کتاب می‌فرمایند: «دیگر خسته و سرخورده شده‌ام؛ چراکه گویی زمین از مردمان شایسته خالی است». ما نیز حال و روزی این چنینی پیدا کرده‌ایم. چگونه باید عمل کنیم تا بتوانیم در راه بازگشت به اسلام گام های استوار داشته باشیم؟
شیعه اهل بیت1395/2/26
56
شناخت اسلام
مهدیه1395/6/10
57
شناخت اسلام
مهدیه1395/6/10
58
کلّیات
داوود کریمی1395/6/21
59
معیار و موانع شناخت
رضا راضی1395/7/10
60
شناخت اسلام
محمّد یوسف1395/8/16
61
معیار و موانع شناخت
رضا راضی1395/8/29
62
معیار و موانع شناخت
رضا راضی1395/8/29
رفتن
به کد
ابتدا/1234567/انتها
رفتن به
صفحه
دانلود مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌ها
نام کتاب: مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نسخه: یکم (از 1393/10/16 تا 1395/2/27)
زمان انتشار: مرداد (اسد) 1395 هجری شمسی
ناشر: دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.