چهارشنبه 29 شهریور (سنبله) 1396 هجری شمسی برابر با 29 ذي الحجه 1438 هجری قمری Тоҷикӣ English

منصور هاشمی خراسانی

* پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی «به زبان انگلیسی» راه‌اندازی شد. * ترجمه‌ی کتاب «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی «به زبان انگلیسی» منتشر شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

خواندن پرسش‌ها و پاسخ‌ها

موضوع اصلی:

مقدّمات

شماره پرسش: 3 کد پرسش: 331
موضوع فرعی:

علم و جهل؛ وجوب تحصیل علم (اجتهاد)

نویسنده‌ی پرسش: کامران تاریخ پرسش: 1396/4/28

پرسشی داشتم. در جایی فرموده‌اید که «اجتهاد به معنای شناخت یقینی احکام و عقاید بر هر فردی واجب است». حال سوال اینجاست که برای اینکه به اجتهاد رسید و بتوان در احکام و عقاید به یقین رسید حداقل باید علم رجال داشت تا احادیث را بررسی کرد و باید بر آیات قرآن احاطه داشت تا همه آیات مرتبط با یک موضوع را مد نظر قرار داد و در عین حال باز هم ممکن است با در نظر نگرفتن چند فاکتور، در رابطه با آن موضوع به یقین اشتباه رسید. حال مگر جز این است که عسر و حرج در دین نیست؟ پس چطور است که باید مثلاً علم رجال دانست و بر همه آیات قرآن مسلّط بود؟‌

تشکر از شما زمینه‌سازان ظهور امام مهدی علیه السلام که هیچ پرسشی را بی‌پاسخ نمی‌گذارید.

پاسخ به پرسش شماره: 3 تاریخ پاسخ به پرسش:

«اجتهاد به معنای شناخت یقینی احکام و عقاید» از طریق مراجعه به کتاب خداوند و خلیفه‌ی او در زمین و مراجعه به اخبار متواتر حاصل می‌شود، نه از طریق مراجعه به اخبار واحد و با این وصف، علم رجال در فرآیند اجتهاد نقش مهمّی ندارد؛ چراکه علم رجال بیشتر برای شناخت راویان اخبار واحد به کار می‌آید، در حالی که اخبار واحد -حتّی اگر راویان عادلی داشته باشند- مفید ظن هستند و ظن در اسلام چیزی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«دَخَلْتُ علی المنصورِ في بیتِهِ فَوَجَدْتُهُ یَضْحَكُ! فقلتُ: أَضْحَكَ اللّهُ سِنَّكَ و ما أَضْحَكَك؟ قال: نَظَرْتُ في كتابٍ في رجالِ الْحَدِیثِ فأَضْحَكَني! فلانٌ قالَ: فلانٌ صَدُوقٌ و فلانٌ قالَ: فلانٌ كَذّابٌ! هَلْ یَدِینُ بهٰذا إلّا قومٌ لا یَعْقِلون؟! ثُمَّ قامَ إلی الصَّحْنِ و قال: ما بَنَی اللّهُ دینَهُ علیٰ ظَنِّ بعضِكُمْ بِبَعْضٍ و إنَّما بَناهُ عَلَی الْیَقینِ و هو كتابٌ أَنْزَلَهُ مِنَ السَّماءِ و خلیفةٌ جَعَلَهُ في الأرضِ فَمَنْ تَمَسَّكَ بِهٰذَیْنِ الثَّقَلَیْنِ فإنّما تَمَسَّكَ بِحَبْلٍ مَتینٍ و مَنْ تَرَكَهُما و تَمَسَّكَ بِشَيْءٍ مِنْ هٰذِهِ الأحادیثِ فإنَّما تَمَسَّكَ بِحَبْلٍ كَحَبْلِ العَنْكبوت! قلتُ: إنَّ أهلَ الْحدیثِ یَزْعُمُونَ أنَّهُ إذا صَحَّ إسْنادُهُ عندَهُمْ فهُوَ یَقِینٌ! قال: إنَّ أهلَ الْحَدِیثِ لا یَعْقِلُون»؛ «به خدمت منصور در خانه‌ی آن جناب رسیدم، پس او را در حالی یافتم که خنده‌ای بر لب دارد! عرض کردم: خداوند لبتان را همیشه خندان گرداند، چه چیزی شما را به خنده انداخته است؟ فرمود: به کتابی درباره‌ی رجال حدیث نظر می‌کردم، پس من را به خنده انداخت! فلانی گفت که فلانی صدوق است و فلانی گفت که فلانی کذّاب! آیا بر پایه‌ی این جز گروهی که تعقّل نمی‌کنند دین‌داری می‌کنند؟! سپس به سوی حیاط برخاست و فرمود: خداوند دین خود را بر ظنّ برخی از شما درباره‌ی برخی دیگر بنا نکرده، بلکه تنها بر یقین بنا کرده و آن همانا کتابی است که از آسمان فرو فرستاده و خلیفه‌ای است که در زمین قرار داده است؛ پس هر کس به این دو ثقلین چنگ در زند، هرآینه به ریسمانی استوار چنگ در زده و هر کس آن دو را واگذارد و به چیزی از این احادیث چنگ در زند، هر آینه به ریسمانی چون ریسمان عنکبوت چنگ در زده است! عرض کردم: اهل حدیث گمان می‌کنند که آن، هرگاه سندش نزد آنان صحیح باشد، موجب یقین است! فرمود: اهل حدیث تعقّل نمی‌کنند!» (گفتار 8 فقره‌ی 7)

روایات متواتر نیز نوعاً از چنان شهرت، تعدّد و شواهدی برخوردارند که به بررسی‌های رجالی نیازمند نیستند، مگر معدودی از آن‌ها که تواترشان حدّ اقلی است، به نحوی که بدون در نظر گرفتن عدالت راویانشان موجب یقین نمی‌شوند (بنگرید به: گفتار 13) و با این وصف، نیاز به علم رجال نیاز محدودی است.

اما فارغ از این نکته، مراجعه به کتاب خداوند و اخبار متواتر پیامبر و خلفاء او و نیز مطالعه و تحقیق درباره‌ی راویان حدیث، با توجّه به منابع فراوان تفسیری، حدیثی و رجالی و نیز امکانات فراوان یادگیری زبان عربی که امروزه در دسترس همگان است، عسر و حرجی ندارد و با مقداری علاقه، تلاش و صرف وقت انجام می‌شود و با این وصف، سخت جلوه دادن آن از کارهای شیطان و حزب اوست که می‌خواهند مردم را جاهل و مقلّد بار آورند تا در گمراهی فرو بمانند؛ چنانکه خداوند فرموده است: «وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ» (نمل/ 24)؛ «و شیطان کارهاشان را برایشان زینت داد، پس آنان را از راه باز داشت، پس آنان هدایت نمی‌یابند»، در حالی که اسلام دین علم است؛ چنانکه فرموده است: «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ» (إسراء/ 36)؛ «و از چیزی که به آن علمی نداری پیروی نکن» و فرموده است: «وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا» (طه/ 114)؛ «و بگو پروردگارا! بر علم من بيفزا» و برای علم آسان شده؛ چنانکه فرموده است: «وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ» (قمر/ 17)؛ «و هرآینه قرآن را برای یادآوری آسان کرده‌ایم، پس آیا یاد آورنده‌ای هست؟» و با این وصف، اگر مشقّتی در علم به آن عارض شده باشد نیز به سبب ظاهر نبودن خلیفه‌ی خداوند در زمین عارض شده که پی‌آمد کوتاهی مردم در حفاظت و حمایت از او بوده است و با این وصف، عذری برای خودداری آنان از علم به آن محسوب نمی‌شود (بنگرید به: بازگشت به اسلام، تبعات ظاهر نبودن مهدی برای مردم، ص241)؛ همچنانکه احتمال خطا در مراجعه به کتاب خداوند و اخبار متواتر و نیز مطالعه و تحقیق درباره‌ی راویان حدیث وجود دارد، ولی این احتمال به مراجعه‌ی مردم منحصر نمی‌شود و در مراجعه‌ی فقها نیز موجود است و با این وصف، نمی‌تواند دلیلی برای تقلید از فقها باشد؛ چنانکه علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرموده است: «ماذا تُرِیدُ مِنَ الْفُقَهاءِ؟! وَ هَلِ الْفُقَهاءُ إِلّا رِجالٌ مِنَ النّاسِ؟!»؛ «از فقها چه می‌خواهی؟! آیا فقها نیز جز شماری از مردم هستند؟!» (گفتار 45 فقره‌ی 2)

آری، مردم می‌توانند در مراجعه به کتاب خداوند و اخبار متواتر و نیز مطالعه و تحقیق درباره‌ی راویان حدیث، از فقهاء عادل و مستقل کمک بگیرند؛ به این صورت که از آنان بخواهند نتایج مطالعات و تحقیقات خود درباره‌ی احکام اسلام را با ذکر دلایل و منابع کافی برای آن‌ها توضیح دهند تا آن‌ها بتوانند با سهولت بیشتری درباره‌ی هر یک بررسی و قضاوت کنند و از بهترین‌شان -هرگاه یقینی باشد- پیروی نمایند؛ چنانکه خداوند فرموده است: «فَبَشِّرْ عِبَادِ ۝ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ» (زمر/ 17 و 18)؛ «پس بندگانم را بشارت ده؛ همانان که هر سخنی را می‌شنوند و از بهترینش پیروی می‌کنند، آنان کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده است و آنان همان خردمندانند»، نه اینکه فقیهی گمراه و وابسته را مرجع تقلید خود قرار دهند و از مجموع فتاوای او بدون علم به دلایل و منابع هر یک پیروی کنند و به فتاوای سایر فقیهان نیز اعتنایی نداشته باشند و بپندارند که فقیه‌شان در قبر یا روز قیامت، به جای آنان پاسخ خواهد گفت و آنان را از عذاب خداوند نجات خواهد داد؛ چنانکه خداوند درباره‌ی‌شان فرموده است: «وَبَرَزُوا لِلَّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ۚ قَالُوا لَوْ هَدَانَا اللَّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ ۖ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِنْ مَحِيصٍ» (ابراهيم/ 21)؛ «و همگي براي خداوند آشکار مي‌شوند، پس ضعفا به کساني که بزرگي جستند مي‌گويند: ما پيروان شما بوديم، پس آيا شما چيزي از عذاب خداوند را از ما بر مي‌دارید؟! مي‌گويند: اگر خداوند ما را هدايت مي‌کرد شما را هدايت مي‌کرديم، برايمان يکسان است که بي‌تابي کنيم يا تاب آوريم، برايمان راه گريزي نيست» و فرموده است: «وَإِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِنَ النَّارِ ۝ قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ» (غافر/ 47 و 48)؛ «و چون در آتش با یکدیگر مجادله می‌کنند، پس ضعفا به کسانی که بزرگی جستند می‌گویند: ما پیروان شما بودیم، پس آیا شما بخشی از آتش را به جای ما بر عهده می‌گیرید؟! کسانی که بزرگی جستند می‌گویند: ما همگی در آن هستیم، خداوند میان بندگان حکم کرده است»!

بنابراین، برای مسلمانان بهتر است که به جای نق زدن و اشکال تراشیدن و تلف کردن فرصت، از یک سو به نهضت زمینه‌سازی برای ظهور امام مهدی علیه السلام بپیوندند و از سوی دیگر برای تحصیل علم به عقاید و احکام اسلام از طریق مراجعه به کتاب خداوند و اخبار متواتر و نیز مطالعه و تحقیق درباره‌ی راویان حدیث با کمک فقهاء عادل و مستقلّی مانند علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی تلاش کنند. بی‌گمان این تنها کار عاقلانه در وضعیّت کنونی است، ولی بیشتر آنان به آن آگاهی ندارند.

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
نوشتن پرسش

کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.

توجّه: ممکن است نام شما به عنوان نویسنده‌ی پرسش در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
توجّه: لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
1 . ممکن است به پرسش شما در پایگاه پاسخ داده شده باشد. از این رو، بهتر است پیش از نوشتن پرسش خود، پرسش‌های مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
2 . مدّت معمول برای پاسخگویی به هر پرسش، 3 تا 10 روز است.
3 . بهتر است از نوشتن پرسش‌های متعدّد و غیر مرتبط با هم در هر نوبت خودداری کنید؛ چراکه چنین پرسش‌هایی در پایگاه به تفکیک و أحیاناً در مدّتی بیش از مدّت معمول پاسخ داده می‌شوند.
لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.