دوشنبه 15 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 6 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن پرسش‌ها و پاسخ‌ها

موضوع اصلی:

عقاید

شماره پرسش: 4 کد پرسش: 241
موضوع فرعی:

ایمان و کفر؛ شناخت اسلام و ایمان

نویسنده‌ی پرسش: بختیار تاریخ پرسش: 1395/7/30

پیش از دین مسلمانی یا پیش از محمد (ص) کدام دین وجود داشت؟ پیامبران گذشته در کدام دین بوده‌اند؟

پاسخ به پرسش شماره: 4 تاریخ پاسخ به پرسش:

دین همیشه نزد خداوند اسلام بوده؛ چنانکه فرموده است: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ» (آل عمران/ 19)؛ «دین نزد خداوند اسلام است» و تأکید فرموده است: «وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ» (آل عمران/ 85)؛ «و هر کس دینی جز اسلام اختیار کند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در آخرت از زیان‌کاران است» و اسلام به معنای تسلیم بودن در برابر خداوند است؛ چنانکه فرموده است: «فَإِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا ۗ» (حج/ 34)؛ «خدای شما خدایی یگانه است، پس برای او تسلیم شوید» و با این وصف، همه‌ی پیامبران از آدم تا خاتم علیهم السّلام مسلمان بودند؛ چنانکه به عنوان نمونه فرموده است: «مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَٰكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» (آل عمران/ 67)؛ «ابراهیم یهودی یا نصرانی نبود، بلکه مسلمانی حنیف بود و از مشرکان نبود» و فرموده است: «وَوَصَّىٰ بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَىٰ لَكُمُ الدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» (بقره/ 132)؛ «و ابراهیم پسرانش را به آن وصیّت کرد و همچنین یعقوب که ای پسرانم! خداوند دین را برای شما برگزید، پس نمیرید مگر در حالی که مسلمان هستید» و پسران یعقوب علیه السّلام به او گفتند: «نَعْبُدُ إِلَٰهَكَ وَإِلَٰهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَٰهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ» (بقره/ 133)؛ «ما خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را می‌پرستیم که خدایی یگانه است و ما برای او مسلمان هستیم» و یوسف علیه السّلام در دعای خود فرمود: «تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ» (یوسف/ 101)؛ «من را مسلمان بمیران و به صالحان ملحق کن» و موسی علیه السّلام به قوم خود فرمود: «يَا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ» (یونس/ 84)؛ «ای قوم من! اگر به خداوند ایمان دارید، پس بر او توکّل کنید اگر مسلمان هستید» و ساحرانی که به او ایمان آوردند گفتند: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ» (أعراف/ 126)؛ «پروردگارا! بر ما صبر فرو ریز و ما را مسلمان بمیران»، بل فرعون نیز هنگامی که غرق می‌شد گفت: «آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ» (یونس/ 90)؛ «ایمان آوردم که خدایی جز کسی که بنی اسرائیل به او ایمان آوردند نیست و من از مسلمانانم»، ولی از او پذیرفته نشد و سلیمان علیه السّلام برای اهل سبأ نوشت: «أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ» (نمل/ 31)؛ «که بر من برتری نجویید و در حالی به نزدم بیایید که مسلمانید» و حواریّون به عیسی علیه السّلام گفتند: «نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (آل عمران/ 52)؛ «ما یاران خدا هستیم، به خدا ایمان آوردیم، پس شاهد باش که ما مسلمانیم» و نیکان اهل کتاب هنگامی که قرآن را می‌شنوند می‌گویند: «آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ» (قصص/ 53)؛ «به آن ایمان آوردیم، آن حقّی از جانب پروردگارمان است، ما از قبلش مسلمان بودیم».

آری، نخستین بار دین توسّط ابراهیم علیه السّلام «اسلام» نامیده شد و «مسلمانان» نامی بود که او برای اهل آن برگزید؛ چنانکه خداوند فرموده است: «مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ ۚ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هَٰذَا» (حج/ 78)؛ «آیین پدرتان ابراهیم است، او شما را از پیش و در این (زمان) مسلمانان نامید» و این می‌تواند از آن جهت بوده باشد که پیش از او مسلمانان امّتی نداشتند و او بود که امّتی برای آنان بنیان نهاد؛ چنانکه خداوند فرموده است: «إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً» (نحل/ 120)؛ «بی‌گمان ابراهیم امّتی بود» و از قول او و پسرش اسماعیل علیه السّلام فرموده است: «رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ» (بقره/ 128)؛ «پروردگارا! ما را دو مسلمان برای خود و از نسل‌مان امّتی مسلمان برای خود قرار بده»!

این در حالی است که یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان، در برابر خداوند تسلیم نیستند و تبعاً مسلمان محسوب نمی‌شوند؛ چراکه به برخی پیامبران او ایمان آورده‌اند و به برخی دیگر کافر شده‌اند؛ چنانکه فرموده است: «إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا ۝ أُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا ۚ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا ۝ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ أُولَٰئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» (نساء/ 150-152)؛ «هرآینه کسانی که به خداوند و پیامبرانش کفر می‌ورزند و می‌خواهند میان خداوند و پیامبرانش جدایی بیندازند و می‌گویند به برخی ایمان می‌آوریم و به برخی کافر می‌شویم و می‌خواهند میان آن راهی برگیرند، آنان همانا به راستی کافران هستند و ما برای کافران عذابی خوار کننده فراهم ساخته‌ایم و کسانی که به خداوند و همه‌ی پیامبرانش ایمان آوردند و هیچ یک از آنان را جدا نکردند، به زودی پاداششان را خواهد داد و خداوند آمرزنده‌ای مهربان است».

این نکته‌ی مهمّی است که حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی، در مبحث «مفهوم اسلام» از کتاب شریف «بازگشت به اسلام» (ص173) آن را تبیین فرموده؛ همچنانکه در مبحث «مسلمان بودن پیروان واپسین پیامبر» (ص178) فرموده است:

<روشن است که پيروان هر پيامبر، از آنجا که در برابر اراده‌ي خداوند در رابطه با آن پيامبر و رضايت و کراهتي که از طريق او براي آنان اظهار کرد، تسليم شدند، مسلمان بودند، تا آن گاه که پيامبر جديدي براي آنان آمد. آن گاه کساني از آنان که در برابر اراده‌ي خداوند در رابطه با آن پيامبر و رضايت و کراهتي که از طريق او براي آنان اظهار کرد، تسليم شدند، بر اسلام خود باقي ماندند و کساني از آنان که اين کار را انجام ندادند، از اسلام خود خارج و مرتد شدند؛ چراکه مفهوم اسلام، تسليم بودن در برابر اراده‌ي خداوند است و مصداق آن، قبول همه‌ي پيامبران او بدون تفاوت و تبعيّت از آخرين پيامبر است؛ چنانکه خداوند فرموده است: «قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ» (بقره/ 136)؛ «بگوييد به خداوند و چيزي که به ما نازل شد و چيزي که به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل شد و چيزي که به همه‌ي پيامبران از جانب پروردگارشان داده شد ايمان آورديم و فرقي ميان هيچ يک از آن‌ها نمي‌گذاريم و ما براي او مسلمانيم»! با اين وصف، کساني که در پي ظهور موسي علیه السّلام، از او تبعيّت کردند، يهودي نشدند، بلکه اسلام آوردند، تا آن‌گاه که عيسي علیه السّلام براي آنان ظهور کرد. در آن هنگام، کساني از آنان که عيسي علیه السّلام را تکذيب کردند، از اسلام خود مرتد شدند و کساني از آنان که از عيسي علیه السّلام تبعيّت کردند، بر اسلام خود باقي ماندند، تا آن‌گاه که محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم براي آنان ظهور کرد. در آن هنگام، کساني از آنان که محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم را تکذيب کردند، از اسلام خود مرتد شدند و کساني از آنان که از محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم تبعيّت کردند، بر اسلام خود باقي ماندند؛ چنانکه خداوند درباره‌ي آنان فرموده است: «الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ ۝ وَإِذَا يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ ۝ أُولَٰئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا» (قصص/ 52-54)؛ «کساني که آنان را پيش از آن کتاب داديم، آنان به آن ايمان مي‌آورند و هنگامي که بر آنان تلاوت مي‌شود گويند که آن حق از جانب پروردگارمان است، ما از قبل آن مسلمان بوديم؛ آنان به سبب اينکه پايداري کردند، پاداششان دو برابر داده مي‌شود»! بنابراين، دين خداوند واحد است و همه‌ي پيامبران او مانند احکام مختلف آن هستند و همه‌ي کتاب‌هاي آنان مانند آيات مختلف يک کتاب‌اند و لزوم پيروي از پيامبر و کتاب واپسين، تنها به سبب لزوم پيروي از حکم و آيت ناسخ است که يک لزوم عقلي و عقلايي است و اين معناي اسلام است.>

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
نوشتن پرسش

کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.

توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.

لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.