دوشنبه 15 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 6 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن پرسش‌ها و پاسخ‌ها

موضوع اصلی:

عقاید

شماره پرسش: 7 کد پرسش: 238
موضوع فرعی:

شناخت خلیفه‌ی خداوند در زمین؛ احوال اهل بیت پیامبر خاتم صلّی الله علیه و آله و سلّم و شؤون آنان

نویسنده‌ی پرسش: سلمان شیرازی تاریخ پرسش: 1395/7/22

آیا شما‌ آنچه مختار در خصوص خولی انجام داد را تأیید می‌کنید؟ آیا رفتار مختار با دیگر شر‌کت کنندگان در واقعه‌ی کربلا را عدالت می‌دانید؟

پاسخ به پرسش شماره: 7 تاریخ پاسخ به پرسش:

گفته شده است که مختار بن أبی عبیده‌ی ثقفی (د.67ق)، دست و پای خولی بن یزید أصبحی (د.66ق) از قاتلان حسین بن علی علیهما السّلام را برید و جسدش را سوزاند؛ همچنانکه برخی دیگر از جنگ کنندگان با اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در کربلا را با شیوه‌هایی مشابه کشت. این در حالی است که کشتن قاتلِ ظالم در اسلام، از یک سو بدون حکم قاضی عادل و اذن ولیّ مقتول جایز نیست و از سوی دیگر نمی‌تواند با عذابی شدید یا بریدن اعضاء بدن او باشد؛ چنانکه خداوند در کتاب خود فرموده است: «وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۗ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ ۖ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا» (إسراء/ 33)؛ «و نفسی که خداوند محترم داشته است را جز به حق نکشید و هر کس مظلوم کشته شد برای ولیّ او سلطه‌ای قرار داده‌ایم، پس در کشتن زیاده‌روی نکند که او مورد حمایت است». از این رو، امیر المؤمنین علیّ بن ابی طالب علیه السّلام درباره‌ی قاتل خود فرمود: «أَلَا لَا تَقْتُلُنَّ بِي إِلَّا قَاتِلِي انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ ولَا تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ يَقُولُ: إِيَّاكُمْ والْمُثْلَةَ ولَوْ بِالْكَلْبِ الْعَقُورِ» (طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج4، ص114؛ ابن الأثیر، الکامل في التاریخ، ج3، ص391؛ تاریخ ابن خلدون، ج2، ص185)؛ «در ازای من جز قاتلم را نکشید، بنگرید اگر من با این ضربت او مردم، پس او را یک ضربت بزنید و او را مُثله نکنید؛ زیرا من از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم شنیدم که می‌فرمود: از مُثله کردن بپرهیزید اگرچه با سگ هار باشد».

با این حال، حق آن است که کشتن محاربان و إفساد کنندگان در زمین، هرگاه مبتنی بر حکم خلیفه‌ی خداوند در زمین و پیش از توبه‌ی آنان باشد، می‌تواند با عذابی شدید یا بریدن دست و پای آنان باشد؛ چنانکه خداوند در کتاب خود فرموده است: «إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ۝ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ ۖ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (مائده/ 33 و 34)؛ «هرآینه جزای کسانی که با خداوند و پیامبرش ستیزه می‌جویند و در زمین به فساد می‌کوشند جز این نیست که به سختی کشته شوند یا به صلیب کشیده شوند یا دست‌ها و پاهاشان از خلاف هم بریده شود یا از زمین رانده شوند، این برایشان یک رسوایی در دنیاست و برایشان در آخرت عذابی عظیم است، مگر کسانی که پیش از دست یافتن‌تان بر آنان توبه کنند، پس بدانید که خداوند آمرزنده‌ای مهربان است». بنابراین، کشتن کسانی که در کربلا به جنگ با حسین بن علی علیهما السّلام و إفساد در زمین پرداختند و سپس توبه نکردند، هرگاه مبتنی بر حکم فرزند آن حضرت علیّ بن الحسین علیهما السّلام بوده باشد، می‌توانسته است با عذابی شدید یا کشیدن آنان بر صلیب یا بریدن دست‌ها و پاهاشان از خلاف هم بوده باشد؛ چنانکه محمّد بن ابراهیم شیرازی ما را خبر داد، گفت:

«قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: إِنَّهُمْ یَقُولُونَ لَیْسَ ٱلرَّجْمُ فِي کِتابِ ٱللّهِ! قالَ: کَذَبُوا! أَما یَقْرَأُونَ قَوْلَهُ تَعالیٰ: <إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا>؟! قُلْتُ: بَلیٰ، قالَ: إِنَّ رَجْمَهُمْ مِنَ ٱلتَّقْتِیلِ وَ تَحْرِیقَهُمْ بِٱلنَّارِ مِنَ ٱلتَّقْتِیلِ وَ هَدْمَ ٱلْجِدارِ عَلَیْهِمْ مِنَ ٱلتَّقْتِیلِ وَ قَذْفَهُمْ مِنَ ٱلْجَبَلِ مِنَ ٱلتَّقْتِیلِ وَ قَدْ بَعَثَ رَسُولُ ٱللّهِ صَلَّی ٱللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فِي آثارِهِمْ فَأَخَذَهُمْ وَ قَطَعَ أَیْدِیَهُمْ وَ أَرْجُلَهُمْ مِنْ خِلافٍ وَ سَمَلَ أَعْیُنَهُمْ ثُمَّ تَرَکَهُمْ فِي ٱلْحَرَّةِ یَقْضِمُونَ ٱلْحَجَرَ حَتّی یَهْلِکُوا»؛ «به جناب منصور گفتم: آن‌ها می‌گویند که رجم در کتاب خداوند نیست! فرمود: دروغ می‌گویند! آیا سخن خداوند بلندمرتبه را نمی‌خوانند که فرموده است: <جزای کسانی که با خداوند و پیامبرش ستیزه می‌جویند و در زمین به فساد می‌کوشند جز این نیست که به سختی کشته شوند> (مائده/ 33)؟! گفتم: آری، فرمود: هرآینه رجم کردن آنان، کشتن (آنان) به سختی است و سوزاندن آنان با آتش، کشتن (آنان) به سختی است و ویران کردن دیوار بر روی آنان، کشتن (آنان) به سختی است و پرت کردن آنان از کوه، کشتن (آنان) به سختی است و هرآینه رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در پی آنان فرستاد، پس آنان را گرفت و دست‌ها و پاهاشان را از خلاف یکدیگر برید و چشم‌هاشان را درآورد، سپس آنان را در آفتاب رها کرد که سنگ‌ها را بجوند تا اینکه هلاک شوند» (گفتار 61).

همچنانکه روایت شده است حسن بن علی علیهما السّلام جسد ابن ملجم را پس از کشتنش با یک ضربت، آتش زد (نگاه کنید به: طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج4، ص114؛ أبو الفرج إصفهانی، مقاتل الطالبیّین، ص26؛ ابن مسکویه، تجارب الأمم، ج1، ص567؛ مفید، الإرشاد، ج1، ص22). با این وصف، کار مختار تنها در صورتی قابل توجیه است که با حکم علیّ بن الحسین علیهما السّلام بوده باشد، در حالی که به نظر می‌رسد با حکم آن حضرت نبوده، بل با حکم عموی آن حضرت محمّد بن حنفیّه بوده که بسیار بیشتر از آن حضرت مورد توجّه و رجوع مختار بوده است، هر چند حکم محمّد بن حنفیّه نیز ثابت نیست و سخن رسیده از او در این باره بسیار کلّی و مجمل است (نگاه کنید به: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج5، ص99؛ مسعودی، مروج الذّهب، ج3، ص74؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج54، ص342؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج6، ص384؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ج5، ص51) و با این وصف، می‌توان گفت که کار مختار در مجموع خودسرانه و ناشی از احساسات مذهبی یا انگیزه‌های سیاسی بوده، هر چند طبیعتاً مرگ دشمنان اهل بیت باعث خوشحالی آنان و خشم وابستگان به بنی امیّه شده است. آری، کارهایی مانند ویران کردن خانه‌های محاربین و مفسدین بر سر خانواده‌هاشان نیز به او نسبت داده شده (طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج1، ص342) که اگر ثابت باشد، مطلقاً وجهی نداشته است؛ زیرا در اسلام کسی گناه دیگری را بر دوش نمی‌گیرد؛ چنانکه خداوند فرموده است: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۚ» (فاطر/ 18) و این قطع نظر از عقاید اوست که متناقض و آمیزه‌ای از حقّ و باطل بوده؛ همچنانکه بیعت و تعاون او با عبد الله بن زبیر (د.73ق) در تضادّ آشکار با مبانی اسلام و منهج اهل بیت قرار داشته است.

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
نوشتن پرسش

کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.

توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.

لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.