یکشنبه 21 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 12 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن پرسش‌ها و پاسخ‌ها

موضوع اصلی:

عقاید

شماره پرسش: 7 کد پرسش: 237
موضوع فرعی:

شناخت کتاب خداوند؛ تفسیر برخی آیات قرآن

نویسنده‌ی پرسش: بنت الهدی تاریخ پرسش: 1395/7/18

با توجه به آیه 11 سوره تغابن، نظر جناب علامه در مورد چشم زخم چیست و راه مقابله با آن را بیان کنید.

پاسخ به پرسش شماره: 7 تاریخ پاسخ به پرسش:

«چشم‌زخم» به معنای ضرر رساندن به دیگری با نگریستن به سوی او از روی حسد یا إعجاب، عقلاً و شرعاً ممکن است؛ عقلاً به دلیل اینکه وجهی برای استحاله‌ی آن وجود ندارد و ضرر رساندن به دیگری از طرق غیر عادی مانند سحر با تجربه ثابت شده و شایع است و چه بسا برای آن توضیحاتی علمی وجود دارد، مانند اینکه انرژی منفی ناشی از حسد یا إعجاب، می‌تواند بر روی مادّه اثر منفی بگذارد و شرعاً به دلیل اینکه خداوند در کتاب خود فرموده است: «وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ» (قلم/ 51)؛ «و نزدیک است کسانی که کافر شدند تو را با چشم‌های خود بیندازند هنگامی که قرآن را می‌شنوند و می‌گویند که او دیوانه است» و روایات رسیده از پیامبر با این مضمون که «العَیْنُ حَقٌّ»؛ «چشم‌زخم حقّ است»، تواتر معنوی، بلکه لفظی دارند (نگاه کنید به: صحیفة همام بن منبه، ص43؛ مصنّف عبد الرزاق، ج11، ص17 باب الرّقی و العین و النفث؛ مصنّف ابن أبی شیبة، ج5، ص447؛ مسند أحمد، ج1، ص294؛ همان، ج2، ص222 و 420؛ همان، ج3، ص447؛ همان، ج4، ص67؛ ج5، ص70 و 146؛ صحیح البخاری، ج7، ص23 باب العین حقّ؛ صحیح مسلم، ج7، ص13؛ سنن ابن ماجة، ج2، ص1159؛ سنن أبی داود، ج2، ص224 باب ما جاء في العین؛ سنن الترمذي، ج3، ص268 باب ما جاء أنّ العین حقّ و الغسل لها؛ نسائی، السنن الکبری، ج4، ص380 باب العین؛ حاکم، المستدرک، ج4، ص215؛ سنن البیهقی، ج9، ص351 باب الإستغسال للمعین؛ ابن بسطام، طبّ الأئمّة، ص121 باب عوذة للعین؛ طبرسی، مکارم الأخلاق، ص386). البته روشن است که این ضرر رساندن به دیگری با نگریستن به سوی او از روی حسد یا إعجاب مانند ضرر رساندن به او از طرق دیگر، با آیه‌ی 11 سوره‌ی تغابن منافاتی ندارد؛ زیرا در این آیه آمده است: «مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ»؛ «هیچ مصیبتی نمی‌رسد مگر با اذن خداوند» و «چشم‌زخم» نیز مصیبتی از مصائب است و با این وصف، جز با اذن خداوند نمی‌رسد و مراد از اذن خداوند برای مصائب، «اذن تشریعی» او نیست، بلکه «اذن تکوینی» او به معنای ایجاد امکان برای آن‌ها در نظام آفرینش و مانع نشدن از آن‌ها پس از ایجاد اسبابشان توسّط مردم است، با توجّه به اینکه اگر می‌خواست امکانی برای آن‌ها قرار نمی‌داد یا پس از ایجاد اسبابشان توسّط مردم مانع از آن‌ها می‌شد و از این رو، فرموده است: «وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ» (شوری/ 30)؛ «و هر مصیبتی که به شما می‌رسد به سبب چیزی است که دست‌هاتان کسب کرده است و از بسیاری چشم می‌پوشد»، به این معنا که از بسیاری مانع می‌شود تا به مصیبت نینجامند، ولی عدالت او و مصالح عالیه‌ی جهان ایجاب می‌کند که در مجموع اختیار مردم را سلب نکند و به آنان اجازه دهد که مسیر زندگی خود را انتخاب کنند و نتایج اعمالشان را ببینند. بنابراین، چشم زدن دیگران بدون اذن خداوند نیست، همچنانکه قتل، جرح، ضرب و آزار آنان بدون اذن او واقع نمی‌شود، در حالی که همه‌ی این کارها نزد او حرام است.

اما از آیات و روایات دانسته می‌شود که پیشگیری از «چشم‌زخم» توسّط چشم زننده و کسی که چشم زده می‌شود، ممکن است؛ به این ترتیب که چشم زننده از حسادت دوری جوید و هرگاه چیز إعجاب‌برانگیزی در دیگران می‌بیند، آفریدگارش را یاد کند و بزرگ شمارد و بگوید: «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»؛ «این چیزی است که خداوند خواسته است و هیچ قوّتی جز به سبب خداوند نیست»؛ چنانکه خداوند به عنوان نمونه فرموده است: «وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ ۚ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مَالًا وَوَلَدًا» (کهف/ 89)؛ «چرا هنگامی که به باغ خود داخل شدی نگفتی: ما شاء الله لا قوّة إلا بالله اگر می‌بینی که من از تو مال و فرزند کمتری دارم؟!» و کسی که می‌ترسد چشم زده شود، تا حدّ ممکن از خودنمایی دوری جوید و مانند قارون نباشد که خداوند درباره‌ی او فرموده است: «فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ ۖ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ» (قصص/ 79)؛ «پس در زینت خود به میان قومش بیرون شد، کسانی که زندگی دنیا را می‌خواهند گفتند ای کاش برای ما هم چیزی بود که به قارون داده شد، او به راستی دارای بهره‌ای عظیم است» و مانند پسران یعقوب علیه السّلام باشد که خداوند درباره‌ی آنان فرموده است: «وَقَالَ يَا بَنِيَّ لَا تَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ ۖ وَمَا أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ۖ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ ۖ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ» (یوسف/ 67)؛ «و گفت ای پسران من! همگی از یک دروازه وارد نشوید (که توجّه دیگران را به خود جلب کنید) و از دروازه‌های مختلف وارد شوید و من شما را از خداوند درباره‌ی چیزی بی‌نیاز نمی‌کنم، حکم تنها برای خداوند است، بر او توکّل می‌کنم و توکّل کنندگان باید بر او توکّل کنند» و خداوند را بسیار یاد کند و بر نعمتی که به او داده است سپاس گزارد و مانند قارون نباشد که خداوند درباره‌ی او فرموده است: «قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ عِنْدِي ۚ» (قصص/ 78)؛ «گفت جز این نیست که آن را با علمی از پیش خودم به دست آورده‌ام» و سپس از شرّ حاسدان به خداوند پناه برد؛ چنانکه خداوند فرموده است: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ۝ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ۝ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ۝ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ ۝ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ» (فلق/ 1-5)؛ «بگو به پروردگار سپیده‌ی صبح پناه می‌برم از شرّ چیزی که آفریده است و از شرّ هر تاریکی هنگامی که فرا می‌گیرد و از شرّ زنان افسونگر که در گره‌ها می‌دمند و از شرّ هر حاسدی هنگامی که حسادت می‌کند» و مانند مشرکان نباشد که سنگی را به خود می‌بندند و می‌پندارند که آنان را حفظ می‌کند، در حالی که آن قادر به حفظ چیزی نیست؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«رَأَی ٱلْمَنْصُورُ حَجَراً فِي عُنُقِ رَجُلٍ فَقالَ لَهُ: ما هٰذا؟! قالَ: حَجَرٌ یَدْفَعُ عَنِّي ٱلْبَلاءَ! فَأَخَذَهُ مِنْ عُنُقِهِ وَ أَلْقاهُ فِي ٱلنَّهْرِ ثُمَّ قالَ: ما دَفَعَ عَنْ نَفْسِهِ ٱلْبَلاءَ فَکَیْفَ یَدْفَعُهُ عَنْكَ؟! تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا»؛ «منصور سنگی را بر گردن مردی دید، پس به او فرمود: این چیست؟ گفت: سنگی است که بلا را از من دفع می‌کند! پس آن را از گردن او گرفت و در جوی انداخت و سپس فرمود: بلا را از خودش دفع نکرد، پس چگونه از تو دفعش می‌کند؟! بر خدا توکّل کن که خدا به عنوان مدافع کافی است»!

اما آیا برای درمان کسی که چشم زده شده است راهکاری افزون بر دعا و معالجات عادی وجود دارد؟ روایات فراوانی با این مضمون رسیده است که اگر چشم زننده از آبی وضو بگیرد یا دست و روی و پای خود را در آن بشوید و سپس از آن بر روی کسی که چشم زده شده است ریخته شود یا او از آن وضو بگیرد، به او سود می‌رساند و چه بسا او را درمان می‌کند ان شاء الله (نگاه کنید به: سنن الترمذي، ج3، ص268 باب ما جاء أنّ العین حقّ و الغسل لها؛ سنن البیهقی، ج9، ص351 باب الإستغسال للمعین) و این چیزی است که عقلاً محال نیست و اگر کسی -با توجّه به روایات مذکور- از روی رجاء انجام دهد، اشکالی ندارد.

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
نوشتن پرسش

کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.

توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.

لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.