دوشنبه 15 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 6 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن پرسش‌ها و پاسخ‌ها

موضوع اصلی:

مقدّمات

شماره پرسش: 2 کد پرسش: 190
موضوع فرعی:

علم و جهل؛ وجوب تحصیل علم (اجتهاد)

نویسنده‌ی پرسش: فرهاد گلستان تاریخ پرسش: 1395/3/2

منظور آقای هاشمی از «علم» در کتاب ایشان چیست؟

همچنین، بفرمایید که مفهوم «اجتهاد» در کتاب ایشان چیست؟

پاسخ به پرسش شماره: 2 تاریخ پاسخ به پرسش:

مراد از «علم» در کتاب شریف «بازگشت به اسلام»، شناخت حقّ است که در یقین به آن از روی دلیل مصداق می‌یابد. به علاوه، نویسنده‌ی بزرگوار این کتاب حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در تعریف «علم» فرموده است: «ٱلْعِلْمُ نُورٌ یَقْذِفُهُ ٱللّهُ في قَلْبِ مَن یَشاءُ لِیُرِیَهُ فِیهِ ما یَکُونُ»؛ «علم نوری است که خداوند در دل هر کسی که می‌خواهد می‌اندازدش تا در آن چیزی که هست را نشانش دهد» (گفتار 35) و با این وصف، پیداست که تنها دل‌های بینا قادر به بهره‌گیری از این نور الهی خواهند بود. همچنین، حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در فرازی از نامه‌ی نورانی خود، ضمن دعوت مسلمانان به سوی «علم»، مراد خود از آن را تبیین کرده و فرموده است:

<به خدا سوگند، شما را از «شناختن» گزیری نیست و کار شما جز با «دانستن» راست نمی‌آید. هم‌اینک، «شناخت» مانند فرشته‌ای شما را به سوی خود فرا می‌خواند و «دانستن» مانند پیامبری شما را به سوی خود دعوت می‌کند. در کوچه‌های شما فریاد می‌زند و بر پشت بام‌هاتان ندا می‌دهد که «ای بی‌خبران! شام بی‌خبری پشت نموده و صبحِ آگاهی بر دمیده است. اینک بیدار شوید و به سوی من بشتابید و چیزی شما را از من باز ندارد! چراکه من برای شما از نان شب واجب‌تر و از کسب و کار و خانواده سودمندترم. من تنها کسی هستم که با شما می‌ماند و در دنیا و آخرت از شما جدا نمی‌شود. اموال شما از بین می‌روند، همسرانتان می‌میرند و فرزندانتان جدا می‌شوند، امّا من هیچ گاه از بین نمی‌روم و هیچ گاه نمی‌میرم و هیچ گاه از شما جدا نمی‌شوم. بل شما را مانند خود حفظ می‌کنم و همراه خود به جاودانگی می‌رسانم. اگر من با شما باشم چیزی به شما زیان نخواهد رساند و اگر من با شما نباشم چیزی به شما سود نخواهد رساند. پس کدامین بازدارنده شما را از من باز می‌دارد و کدامین بی‌نیاز کننده شما را از من بی‌نیاز می‌کند؟!» این‌گونه «شناخت» شما را به سوی خود فرا می‌خواند و این چنین «دانستن» شما را به سوی خود دعوت می‌کند. پس ندای او را بشنوید و دعوت او را اجابت کنید! برای شناخت حق از باطل به پا خیزید و برای دانستن درست از غلط اهتمام ورزید! و چرا چنین و چنان نکنید؟! در حالی که شناخت حقّ و باطل، قوامِ انسانیّت شما و دانستنِ درست و غلط، مایه‌ی شخصیّت شماست. چگونه نام خود را انسان می‌نهد کسی که از «معرفت» بیزار است؟! و چرا نام خود را اسب نمی‌نهد کسی که با «علم» بیگانه است؟! داناییِ انسان، پایه‌ی شرفِ او و آگاهی او، مایه‌ی عزّت اوست. مقصودم از آگاهی، ریاضی و هندسه و مانند آن نیست و منظورم از دانایی، فقه و اصول و منطق و فلسفه نیست! این‌ها همه فضلی است که امروز فتنه شده است و قوام انسانیّت شما به این‌ها نیست! مقصودم از دانایی، شناختِ حق از باطل و منظورم از آگاهی، تشخیصِ هدایت از گمراهی است. چه بسیار فقیه و فیلسوفی که به دوزخ رفته و چه بسیار دکتر و مهندسی که رستگاری نیافته است؛ چراکه حق را از باطل نشناخته و هدایت را از گمراهی در نیافته است!> (نامه 3).

 اما مراد این معلّم بزرگ از «اجتهاد»، بررسی و پژوهشی است که برای شناخت حق به معنای یقین به آن از روی دلیل ضروری است و این همان اجتهاد و طلب علمی است که بر هر مسلمانی واجب دانسته است؛ چنانکه در کتاب شریف «بازگشت به اسلام» (ص50) به این نکته تصریح کرده و فرموده است:

<از اينجا دانسته مي‌شود که تقليد از عالمان، به هيچ روي مجزي [یعنی کفایت کننده] نيست و اجتهاد بر عموم مسلمانان واجب است؛ البته در صورتي که مراد از اجتهاد، شناخت يقيني از عقايد و احکام اسلام باشد؛ چراکه اگر مراد از آن، شناخت ظنّي از آن‌ها ولو با اتکاء به اخبار آحاد و موهوماتي نظير اجماع باشد، تفاوت چنداني با تقليد ندارد و به تبع آن مجزي نيست؛ چراکه علّت مجزي نبودن تقليد، مجزي نبودن اتکاء به غير يقينيات در عقايد و احکام شرعي است و اين علّت ميان تقليد و اجتهاد متّکي بر غير يقينيات، مشترک است و با اين وصف، اجتهاد متّکي بر غير يقينيات، مجزي نيست، هر چند از تقليد بهتر باشد؛ بل هر کاري که براي شناخت يقيني از عقايد و احکام شرعي لازم است، همان بر عموم مسلمانان واجب است>.

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
نوشتن پرسش

کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.

توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.

لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.