سه شنبه 16 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 7 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن پرسش‌ها و پاسخ‌ها

موضوع اصلی:

احکام

شماره پرسش: 11 کد پرسش: 174
موضوع فرعی:

احکام مسائل مستحدثه

نویسنده‌ی پرسش: علی راضی تاریخ پرسش: 1395/1/18

نظر علامه خراسانی در مورد اجاره دادن یا اجاره گرفتن رحم زنان، شبیه‌سازی انسان، خرید و فروش اسپرم مردان و لقاح مصنوعی چیست؟

پاسخ به پرسش شماره: 11 تاریخ پاسخ به پرسش:

هر چند عالمان مسلمان در پاسخ به این پرسش تنها به اصل اوّلی و شماری از عمومات و اطلاقات شرعی در باب نکاح و زنا نگریسته‌اند و به نگاهی بسیار سطحی و سهل‌اندیشانه درباره‌ی آن بسنده کرده‌اند، نگرش علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی به آن نگرش خاص و عمیقی است که از آشنایی فوق العاده‌ی آن جناب با روح اسلام و مقاصد شریعت و مصالح عالیه‌ی احکام و قرار داشتن‌ ایشان در یک افق علمی و معرفتی برتر برخاسته است. از نظر این عالم راستین، فرایند طبیعی تناسل و توالد، آفرینش خداوند حکیم و سنّتی از سنّت‌های اوست که بر بنیاد حکمت و رحمت او استوار شده و تأمین کننده‌ی مصلحت حقیقی انسان و جهان است؛ چنانکه فرموده است: «فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ ۚ» (بقره/ 222)؛ «پس بر آن زنان درآیید به آن صورت که خداوند شما را امر کرده است» و فرموده است: «يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ ۝ أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا ۖ وَيَجْعَلُ مَنْ يَشَاءُ عَقِيمًا ۚ إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ» (شوری/ 49 و 50)؛ «هر چیزی که می‌خواهد می‌آفریند، هر کس را می‌خواهد دختر می‌بخشد و هر کس را می‌خواهد پسر می‌بخشد یا پسر و دختر را برایشان جفت می‌کند و هر کس را می‌خواهد نازا می‌سازد، هرآینه او دانایی قدرتمند است»، اگرچه گاهی این فرایند طبیعی، از نگاه قاصر و مقصّر برخی بندگان کوته‌بین، تأمین کننده‌ی مصلحت و موافق با اهواءشان نباشد؛ چنانکه فرموده است: «وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» (بقره/ 216)؛ «و چه بسا چیزی را کراهت ‌دارید در حالی که آن خیری برای شماست و چه بسا چیزی را دوست دارید در حالی که آن شرّی برای شماست و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید». با این وصف، بر بندگان خداوند واجب است که تسلیم سنّت‌های او و راضی به قضای او باشند و از معارضه با او در تدبیرش و اخلال در نظم طبیعت و دخالت در فرایند طبیعی تناسل و توالد بپرهیزند؛ چراکه هر گونه دخالت سودجویانه و زیاده‌خواهانه در فرایند طبیعی تناسل و توالد، تغییر دهنده‌ی آفرینش خداوند و بر هم زننده‌ی نظم و توازن طبیعت است و در عین حال، باب مفاسد عظیمی را به روی آیندگان می‌گشاید و در درازمدّت تبعات خطرناک و زیان‌باری برای فرد و جامعه خواهد داشت. از این رو، شیطان واداشتن انسان‌ها به چنین کاری را یکی از اهداف خود ذکر کرده و گفته است: «وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ ۚ» (نساء/ 119)؛ «و هرآینه آنان را امر می‌کنم، پس آفرینش خداوند را تغییر می‌دهند»؛ به این معنا که أشکال فطری و طبیعی خلقت خداوند که بر بنیاد حکمتی بسیار عمیق و متناسب با همه‌ی ابعاد و جوانب هستی است را به طمع منافع شخصی کوتاه‌مدّت و با سوء استفاده از دانش و ابزارهایی که خداوند به آنان بخشیده است، دگرگون می‌سازند.

بر این اساس، اخلال در نظام فطری تناسل و توالد و تغییر فرایند طبیعی آن با اقداماتی مانند اجاره‌ی رحم زنان، شبیه‌سازی انسان، خرید و فروش اسپرم مردان و لقاح مصنوعی، تحقّق وعده‌ی «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ ۚ» و مصداق بارز «مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ» است که توسّط «عَدُوٌّ مُبِينٌ» زینت داده شده و توسّط فرزندانش در غرب برای نابودی نسل انسان‌ها و مشارکت در اولاد آنان در حال ترویج و جهانی‌سازی است. از این رو، حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی ضمن افشای ماهیّت خبیث و اهداف ضدّ خدایی این کارهای شیطانی، آن‌ها را حرام می‌شمارد و به سختی از آن‌ها برحذر می‌دارد؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَأَلْتُ ٱلْمَنْصُورَ أَیَّدَهُ ٱللّهُ تَعالیٰ عَنِ ٱلْمَرْأَةِ تُؤْجِرُ رَحِمَها مِنْ زَوْجَیْنِ لا یُولَدُ لَهُما فَتُنَبِّتُ ماءَهُما أَوْ جَنِینَهُما، فَقالَ: لا وَٱللّهِ لا یُشارِكُ فِي أَوْلادِ ٱلنَّاسِ إِلّا شَیْطانٌ! أَما سَمِعْتَ قَوْلَهُ تَعالیٰ: <وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ>؟!»؛ «از جناب منصور أیّده الله تعالی درباره‌ی زنی پرسیدم که رحم خود را به زن و شوهری اجاره می‌دهد که صاحب فرزند نمی‌شوند، پس آب آن دو یا جنین آن دو را (در رحم خود) پرورش می‌دهد، فرمود: نه به خدا سوگند، در اولاد مردم مشارکت نمی‌کند مگر شیطان! آیا سخن خداوند بلندمرتبه را نشنیده‌ای که (به او) می‌فرماید: <با آنان در اموال و اولاد مشارکت کن> (إسراء/ 64)؟!».

همچنانکه یکی دیگر از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَمِعْتُهُ یَقُولُ: مَنِ ٱسْتَأْجَرَ ٱمْرَأَةً لِرَحِمِها فَإِنَّمَا ٱسْتَأْجَرَ شَیْطانَةً وَ لا یُولَدُ مِنَ ٱلشَّیْطانَةِ إِلّا شَیْطانٌ!»؛ «شنیدم آن جناب می‌فرماید: هر کس زنی را برای رحمش اجاره کند، جز این نیست که شیطان مؤنّثی را اجاره کرده است و از شیطان مؤنّث جز شیطان متولّد نمی‌شود»!

همچنانکه یکی دیگر از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَمِعْتُهُ یَقُولُ وَ عِنْدَهُ عِیسَی بْنُ عَبْدِ ٱلْحَمِیدِ: لَعَنَ ٱللّهُ مُؤْجِرَ ٱلْأَرْحامِ وَ مُسْتَأْجِرَها! أَلا وَٱللّهِ لَوْ کانَ لِي أَمْرٌ لَجَلَدْتُهُما أَوْ عَذَّبْتُهُما عَذاباً شَدِیداً! فَلَمَّا خَرَجَ قُلْتُ لِعِیسیٰ: ما أَرادَ مِنَ ٱلْعَذابِ ٱلشَّدِیدِ؟ قالَ: أَرادَ حَدَّ ٱلْمُحارَبَةِ لِأَنَّهُما أَفْسَدا فِي ٱلْأَرْضِ»؛ «شنیدم آن جناب در حالی که عیسی بن عبد الحمید نزد او بود می‌فرماید: خداوند اجاره دهنده‌ی رحم‌ها و اجاره گیرنده‌ی آن‌ها را لعنت کند! آگاه باشید که به خدا سوگند اگر برای من سلطه‌ای بود هرآینه آن دو را تازیانه می‌زدم یا عذابی سخت می‌رساندم! پس چون آن جناب بیرون رفت به عیسی گفتم: مراد آن جناب از عذاب سخت چه بود؟ گفت: مرادش حدّ محاربه بود؛ چراکه آن دو در زمین إفساد کرده‌اند»!

بدون شک این افق برتری از علم است که کسی جز این انسان بزرگ به آن دست نیافته و با این وصف، شایسته است که به أعلمیّت او و اتّصال قلبش به منبع فیض اقرار شود. وانگهی از نظر این بزرگوار، مادر انسان کسی است که او را در رحم خود پرورانده و به دنیا آورده است؛ چنانکه خداوند در کتاب خود به روشنی فرموده است: «يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ۚ» (زمر/ 6)؛ «شما را در شکم‌های مادرانتان می‌آفریند آفرینشی پس از آفرینشی دیگر در تاریکی‌هایی سه‌لایه» و فرموده است: «هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ ۖ» (نجم/ 32)؛ «او به شما داناتر است هنگامی که شما را از زمین پدید آورد و هنگامی که جنین‌هایی در شکم‌های مادرانتان بودید» و فرموده است: «وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ» (نحل/ 78)؛ «و خداوند شما را از شکم‌های مادرانتان بیرون آورد» و فرموده است: «إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ ۚ» (مجادله/ 2)؛ «مادران آنان جز کسانی که آنان را زاییده‌اند نیستند» و با این وصف، زنی که تخمک او در رحم زن دیگر قرار داده شده است، شرعاً مادر نمی‌شود، هر چند امکان نکاح با پسر زن دیگر که از تخمک او پدید آمده است را نیز ندارد؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«ذُکِرَ عِنْدَ ٱلْمَنْصُورِ إِجارَةُ ٱلْأَرْحامِ فَقالَ: لا تَحْمِلُ ٱلْمَرْأَةُ فِي بَطْنِها إِلّا وَلَدَها وَ لا تَضَعُ إِلّا وَلَدَها! قُلْتُ: فَما لِصاحِبَةِ ٱلْماءِ؟! فَأَخَذَ بِیَدِهِ کَفّاً مِنَ ٱلتُّرابِ وَ قالَ: هٰذا! قُلْتُ: فَهَلْ لَها أَنْ تَنْکِحَ ذٰلِكَ ٱلْوَلَدَ؟ قالَ: لَیْسَ لَها إِلّا هٰذا -وَ أَشارَ إِلَی ٱلتُّرابِ!»؛ «نزد جناب منصور از اجاره‌ی رحم‌ها یاد شد، پس فرمود: زن جز فرزندش را در شکم خود حمل نمی‌کند و جز فرزندش را نمی‌زاید! گفتم: در این صورت برای زن صاحب آب چیست؟! پس با دست خود مشتی خاک را برگرفت و فرمود: این! گفتم: با این وصف، آیا برای او این امکان هست که (در آینده) با آن فرزند نکاح کند؟ فرمود: برای او جز این نیست -و به خاک اشاره فرمود»!

همچنین، مردی که نطفه‌ی او در رحم زنی جز همسرش قرار گرفته است، شرعاً پدر نمی‌شود، هر چند امکان نکاح با دختر زن دیگر که از نطفه‌ی او پدید آمده است را نیز ندارد؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَأَلْتُهُ عَنِ ٱلرَّجُلِ یَسْتَأْجِرُ رَحِماً لا یَحِلُّ لَهُ فَیُفْرِغُ فِیهِ ماءَهُ وَ ماءَ ٱمْرَأَتِهِ فَیَخْرُجُ وَلَدٌ، لِمَنْ یَکُونُ ٱلْوَلَدُ؟ قالَ: قَضیٰ رَسُولُ ٱللّهِ صَلَّی ٱللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ بِأَنَّ ٱلْوَلَدَ لِلْفِراشِ! قُلْتُ: کَیْفَ وَ یَکُونُ ٱلْماءُ لِلْمُسْتَأْجِرِ؟! قالَ: هٰکَذا قَضیٰ رَسُولُ ٱللّهِ صَلَّی ٱللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ! قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لِلرَّحِمِ فِراشٌ فَلِمَنْ یَکُونُ ٱلْوَلَدُ؟ قالَ: لِلشَّیْطانِ»؛ «از آن جناب درباره‌ی مردی پرسیدم که رحم (زنی) جز همسرش که برای او حلال نیست را اجاره می‌کند، پس آب خود و آب همسرش را در آن می‌ریزد، پس فرزندی بیرون می‌آید، فرزند برای کیست؟ فرمود: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فیصله کرد که فرزند برای فراش (یعنی شوهر زن اجاره دهنده) است! گفتم: چگونه؟ در حالی که آب برای اجاره کننده است! فرمود: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم این گونه فیصله کرد! گفتم: پس اگر برای رحم فراشی (یعنی شوهری) نباشد، فرزند برای کیست؟ فرمود: برای شیطان»!

همچنین، از نظر این بزرگوار، شبیه‌سازی انسان و پدید آوردن او در ظروف آزمایشگاهی از کارهای دجّال و آثار تمدّن شیطانی جدید با هدف تغییر خلقت و نقض قوانین خداوند و معارضه با علم و قدرت اوست؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ یَقُولُ: إِنَّ ٱلدَّجّالَ ذُو عَیْنٍ واحِدَةٍ یَنْظُرُ بِها إِلیٰ مَشارِقِ ٱلْأَرْضِ وَ مَغارِبِها لا یَکادُ یَخْفیٰ عَلَیْهِ شَيْءٌ یَزْعُمُ ٱلنَّاسُ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَيْءٍ قَدِیرٌ فَیُحْیِي ٱلْمَوْتیٰ وَ یُبْرِئُ ٱلْأَکْمَهَ وَ ٱلْأَبْرَصَ وَ یُنَبِّئُ بِما فِي ٱلْأَرْحامِ وَ یُنَزِّلُ ٱلْغَیْثَ وَ یَلِجُ فِي ٱلْأَرْضِ وَ یَعْرُجُ فِي ٱلسَّماءِ وَ یَسْتَخْرِجُ ٱلْکُنُوزَ وَ یَخْلُقُ ٱلْإِنْسانَ فِي قارُورَةٍ کَما یَخْلُقُهُ ٱللّهُ فِي ٱلْأَرْحامِ وَ یَسِیرُ کَما یَسِیرُ ٱلرِّیحُ ٱلصَّرْصَرُ یَمْلِكُ ٱلْمالَ وَ ٱلْمَکِنَةَ فَلا یُعْطِیهِما إِلّا مَنْ عَبَدَهُ وَ هُمُ ٱلْیَهُودُ ثُمَّ ٱلنَّصاریٰ ثُمَّ ٱلَّذِینَ ٱتَّبَعُوهُمْ مِنَ ٱلْمُسْلِمِینَ یَنْزِلُ بَیْتَ ٱلْمَقْدِسِ! فَسَکَتَ فَرَءانا نَنْظُرُ إِلَیْهِ وَ کَأَنَّ عَلیٰ رُؤُوسِنَا ٱلطَّیْرَ فَقالَ: أَنا أُنَبِّئُکُمْ بِتَأْوِیلِهِ إِنَّهُ ٱلْحَداثَةُ!»؛ «شنیدم جناب منصور می‌فرماید: هرآینه دجّال دارای یک چشم است که با آن به مشرق‌ها و مغرب‌های زمین می‌نگرد و نزدیک است چیزی از آن پنهان نماند، مردم می‌پندارند که او بر هر کاری تواناست، پس مردگان را زنده می‌کند و نابینا و پیس را درمان می‌نماید و از چیزی که در رحم‌هاست خبر می‌دهد و باران را نازل می‌کند و در زمین فرو می‌رود و به آسمان بالا می‌شود و گنج‌ها را بیرون می‌کشد و انسان را در یک شیشه می‌آفریند چونانکه خداوند در رحم‌ها می‌آفریند و مانند تندباد حرکت می‌کند، ثروت و قدرت را تصاحب می‌نماید، پس آن دو را نمی‌دهد مگر به کسانی که او را می‌پرستند و آنان یهودی‌ها و سپس مسیحی‌ها و سپس کسانی از مسلمانان هستند که تابع آنانند، در بیت المقدس منزل می‌کند! پس آن جناب ساکت شد و ما را دید که (با تعجّب) به او می‌نگریم چنانکه گویی بر سرهایمان پرنده نشسته است، پس فرمود: من شما را از مصداق آن خبر می‌دهم؛ آن مدرنیته است»!

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
تعلیق شماره: 1
نویسنده‌ی تعلیق: علی راضی
تاریخ تعلیق: 1395/1/22

برخی از فقهایی که حکم به جایز بودن اجاره دادن رحم داده‌‌اند استدلال‌های مختلفی داشته‌اند از جمله:

1 . زنی که رحم خود را اجاره داده حکم مادر را دارد چون از او نگهداری کرده است، مثل زنی که به بچه‌ای شیر می‌دهد و به او محرم می‌شود و مادر رضاعی می‌شود، با این تفاوت که اولی به آن فرزند در داخل رحمش غذا می‌دهد و از آن طفل نگهداری می‌کند و دومی از شیر سینه‌اش به آن طفل غذا می‌دهد و از آن طفل نگهداری می‌کند. با این حال هیچ کدام مادر اصلی نیستند، بلکه مادر اصلی کسی است که جنین مربوط به او بوده است.

2 . استدلال دیگر این است که اگر زنی قادر به ایجاد جنین باشد ولی به دلیل بیماری در رحم قادر به نگهداری فرزند تا تولد نباشد می‌تواند آن را با رضایت همسر در رحم زن دیگری قرار دهد تا او تا زمان تولد از او نگهداری کند. همچنان که اگر زنی معلول باشد و فرزندی به دنیا آورد، ناچار است برای نگهداری از فرزندش دایه‌ای استخدام کند که به او شیر دهد و از او نگهداری کند.

3 . استدلال دیگر آن است که چون این موارد در شرایط اضطرار اتفاق می‌افتد چاره‌ای جز آن وجود ندارد؛ زیرا ممکن است مردی که همسرش نمی‌تواند فرزند را در رحمش نگهداری کند و او طالب فرزند است، همسرش را طلاق داده و یا ترک کرده و همسر دیگری بگیرد و این موضوع منجر به فروپاشی خانواده شود. برخی از فقها هم گفته‌اند اگر انتقال جنین به رحم زن دیگر همراه با نگاه و لمس و گناه نباشد در شرایط اضطرار جایز است.

4 . برخی هم گفته‌اند اگر زنی که رحم خود را برای نگهداری جنین زن و مردی دیگر اجاره می‌دهد مجرد باشد و در مدت انتقال جنین تا تولد فرزند به نکاح موقت مرد درآمده باشد در این صورت اشکالی وجود ندارد و جایز است.

با توجه به اینکه حکم حضرت علامه خراسانی بر عدم مجاز بودن این موضوع است می‌خواستم استدلال‌های ایشان در رد موارد فوق را هم به تفکیک بدانم.

پاسخ به تعلیق: 1 تاریخ پاسخ به تعلیق: 1395/1/25

لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:

1 . قیاس زنی که نطفه یا جنین دیگران را در رحم خود پرورش داده با زنی که به کودک دیگران شیر داده، قیاس مع الفارق است، بل مصداق بارز قیاسی است که جایی در اسلام ندارد و مورد نهی شدید سلف صالح قرار گرفته است؛ زیرا شیر دادن زن به کودک دیگران عملی طبیعی است که در مشروعیّت آن تردیدی نیست، ولی پرورش دادن نطفه یا جنین دیگران در رحم خود عملی غیر طبیعی است که در مشروعیّت آن تردید جدّی وجود دارد و با این وصف، نمی‌توان گفت زن همان طور که با شیر دادن به کودک دیگران مادر رضاعی می‌شود، با پرورش دادن نطفه یا جنین دیگران در رحم خود مادر رحمی می‌شود، مگر بنا بر مبنای اصحاب رأی که ممکن است در فرضی بعید، چنین قیاسی را معتبر بدانند. آری، زنی که نطفه یا جنینی را در رحم خود پرورش داده و به صورت کودکی متولّد ساخته است، بنا بر ظاهر کتاب خداوند و نه بنا بر قیاس، مادر شمرده می‌شود، ولی زنی که تخمک او در رحم زن دیگر قرار گرفته است، مادر شمرده نمی‌شود؛ چراکه از یک سو بر خلاف ظاهر کتاب خداوند است و از سوی دیگر قیاس زن صاحب رحم با زن شیرده -حتّی اگر معتبر باشد- مادر شدن زن صاحب تخمک را ثابت نمی‌کند، بل مادر شدن زن صاحب رحم را ثابت می‌کند که با زن صاحب تخمک قابل قیاس نیست. آری، زن صاحب تخمک، تنها با مرد صاحب نطفه قابل قیاس است که آن را بدون عقد نکاح در رحم زنی داخل کرده است و تبعاً به سبب آن، پدر شمرده نمی‌شود؛ زیرا بنا بر قاعده‌ی فراش که سنّت متواتر رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم است، کودک برای شوهر زن صاحب رحم است، اگرچه واقعاً از نطفه‌ی او نباشد و با این وصف، زن صاحب تخمک به طریق اولی مادر شمرده نمی‌شود؛ زیرا وقتی مرد به سبب داخل کردن نطفه‌ی خود در رحم اجنبی پدر شمرده نمی‌شود، به طریق اولی زن به سبب داخل کردن تخمک خود در رحم اجنبی مادر شمرده نمی‌شود؛ با توجّه به اینکه عمل مذکور برای مرد حرام ولی طبیعی و برای زن حرام و غیر طبیعی است و با این وصف، به طریق اولی اثر شرعی ندارد.

2 . قیاس زنی که نطفه یا جنین دیگران را در رحم خود پرورش داده با زنی که به عنوان دایه از کودک دیگران نگهداری کرده، از قیاس پیشین فاسدتر و عقیم‌تر است، بل گونه‌ای سفسطه و تحکّم به نظر می‌رسد که از بی‌پروایی در استنباط احکام برخاسته است؛ چراکه محلّ نزاع جواز مشارکت بیگانه در پیدایش کودک است، نه جواز مشارکت بیگانه در پرورش کودکِ پیدایش یافته و واضح است که قیاس این دو با یکدیگر قیاس مع الفارق است.

3 . در فرض مذکور هیچ اضطرار عقلی یا شرعی وجود ندارد؛ زیرا اضطرار عقلی، توقّف حیات کسی بر عملی غیر مشروع است و اضطرار شرعی، توقّف خودداری از حرام اهمّ بر ارتکاب حرام مهمّ است که هیچ یک در فرض مذکور وجود ندارد؛ با توجّه به اینکه طلاق دادن همسر نه به معنای زوال حیات است و نه به معنای ارتکاب حرام و با این وصف، ادّعای آنکه عمل مورد بحث به اقتضای اضطرار جایز است، محض مکابره است.

4 . اشکال عمل مورد بحث، تنها از ناحیه‌ی مرد و از جهت عدم زوجیّت او با زن صاحب رحم نیست تا از طریق نکاح او با زن صاحب رحم برطرف شود، بل از ناحیه‌ی زن صاحب تخمک و از جهت عدم جواز تغییر آفرینش خداوند نیز است که از طریق نکاح مرد با زن صاحب رحم برطرف نمی‌شود؛ زیرا از یک سو داخل کردن تخمک زن صاحب تخمک به رحم زن صاحب رحم مانند داخل کردن نطفه‌ی مرد به رحم زن اجنبی حرام است، بلکه چه بسا حرمت شدیدتری دارد و از سوی دیگر داخل کردن تخمک یا جنین زنی در رحم زنی دیگر تغییر آفرینش خداوند با تغییر نظام طبیعی تناسل و توالد شمرده می‌شود که مطلقاً جایز نیست، اگرچه زن صاحب رحم همسر دیگر مرد باشد.

متأسفانه به نظر می‌رسد که برخی عالمان به صورت سفارشی و برای راضی کردن برخی افراد یا گروه‌ها یا حاکمان فتوا می‌دهند؛ به این ترتیب که برخی افراد یا گروه‌ها یا حاکمان برای توجیه و ترویج کارهای غیر شرعی خود به مجوّزهای شرعی نیاز دارند و اینان نیز مجوّزهای شرعی را برای آنان صادر می‌کنند و با این شیوه، به جای آنکه خواهش‌های آنان را با دین خداوند هماهنگ سازند، دین خداوند را با خواهش‌های آنان هماهنگ می‌سازند! این گروه از عالمان که غالباً با کمک همین افراد، گروه‌ها و حاکمان به شهرت و اعتبار دست یافته‌اند، نخست کاری که از نظر این ولی‌نعمت‌ها‌ی‌شان مشروع شمرده می‌شود را مشروع فرض می‌کنند و سپس خود را به هر سو می‌زنند تا با هر تکلّف و زحمت ممکن برای آن حیلتی شرعی دست و پا کنند! این است که علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی -این عالم آزاده، شجاع و صدّیق- عالمان وابسته به افراد، گروه‌ها و حاکمان را برای مردم از گرگ‌های گرسنه برای گلّه‌ی گوسفندان خطرناک‌تر می‌داند؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ یَقُولُ: ما ذِئْبانِ ضارِیانِ فِي غَنَمٍ قَدْ غابَ عَنْها راعِیها أَحَدُهُما فِي أَوَّلِها وَ ٱلْآخَرُ فِي آخِرِها یَمْزُقانِ مِنْ کُلِّ جانِبٍ بِأَضَرَّ فِي قَوْمٍ مِنْ عالِمَیْنِ أَحَدُهُما یَتَّبِعُ ٱلسُّلْطانَ وَ ٱلْآخَرُ یَتَّبِعُ ٱلسُّوقَ»؛ «شنیدم جناب منصور می‌فرماید: دو گرگ درنده در گلّه‌ای که چوپان آن غایب است، در حالی که یکی در جلوی آن و دیگری در عقب آن است و از هر طرف پاره می‌کنند، زیان‌بارتر از دو عالم در قومی نیستند که یکی از آن دو از حاکم و دیگری از بازار (یا کوچه) پیروی می‌کند»!

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
نوشتن پرسش

کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.

توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.

لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.