چهارشنبه 1 آذر (قوس) 1396 هجری شمسی برابر با 4 ربیع الأوّل 1439 هجری قمری Тоҷикӣ English

منصور هاشمی خراسانی

* پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی «به زبان انگلیسی» راه‌اندازی شد. * ترجمه‌ی کتاب «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی «به زبان انگلیسی» منتشر شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

خواندن پرسش‌ها و پاسخ‌ها

موضوع اصلی:

احکام

شماره پرسش: 3 کد پرسش: 74
موضوع فرعی:

احکام مکاسب و مشاغل حرام

نویسنده‌ی پرسش: علی راضی تاریخ پرسش: 1394/7/29

حکم ایشان در مورد موسیقی چیست؟

پاسخ به پرسش شماره: 3 تاریخ پاسخ به پرسش:

شنیدن موسیقی مانند هر صدای دیگری مباح است، مگر آنکه یکی از دو عیب را داشته باشد: صورت آن مطرب، محرّک و مناسب رقص باشد اگرچه کلام لغوی در آن وجود نداشته باشد، یا کلام لغوی مانند کفر، هجو، فحش، غیبت یا تشبیب (توصیف عاشقانه از زن و مرد) در آن وجود داشته باشد اگرچه صورت آن مطرب، محرّک و مناسب رقص نباشد؛ چنانکه خداوند فرموده است: «وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ» (قصص/ 55)؛ «و چون لغو را بشنوند از آن روی بگیرند» و فرموده است: «وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» (مؤمنون/ 3)؛ «و کسانی که از لغو روی‌گردانند» و فرموده است: «وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» (فرقان/ 72)؛ «و کسانی که باطل را شاهد نمی‌شوند و چون بر لغو می‌گذرند، بزرگوارانه عبور می‌کنند».

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
تعلیق شماره: 1
نویسنده‌ی تعلیق: رضوان
تاریخ تعلیق: 1395/6/4

حکم ایشان در مورد موسیقی چیست؟ مصداق یا مصداق‌هایی برای موسیقی حلال معرّفی نمایند. نظر ایشان در مورد برگزاری کنسرت در کشور ایران که منجر به اختلاف بین علما شده چیست؟ برخی اعتقاد دارند اسلام دین خشونت است و با شادی مخالف است و به همین دلیل برخی علما با موسیقی و کنسرت مخالفت می‌کنند.

پاسخ به تعلیق: 1 تاریخ پاسخ به تعلیق: 1395/6/8

موسیقی به معنای اصوات متوالی، هماهنگ و خوشایند حرمت ذاتی ندارد؛ چراکه توالی، هماهنگی و خوشایندیِ اصوات عقلاً قبیح نیست و از این رو، در خلقت خداوند فراوان است و تبعاً در شریعت او نیز حرام محسوب نمی‌شود؛ مگر اینکه عنوانی ثانوی پیدا کند و آن همانا «اللَّغْوَ»، «قَوْلَ الزُّورِ» و «لَهْوَ الْحَدِيثِ» است؛ چراکه خداوند به إعراض از این‌ها امر کرده و فرموده است: «وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ» (قصص/ 55)؛ «و چون لغو را بشنوند از آن روی بگیرند» و فرموده است: «وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» (مؤمنون/ 3)؛ «و کسانی که از لغو روی‌گردانند» و فرموده است: «وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» (فرقان/ 72)؛ «و کسانی که باطل را شاهد نمی‌شوند و چون بر لغو می‌گذرند، بزرگوارانه عبور می‌کنند» و فرموده است: «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» (حج/ 30)؛ «پس از پلیدی بت‌ها اجتناب کنید و از سخن باطل اجتناب کنید» و فرموده است: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا ۚ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ» (لقمان/ 6)؛ «و از مردم کسانی هستند که سخنان بیهوده را می‌خرند تا بدون علم از راه خداوند گمراه کنند و آن را به سخره بگیرند، آنان برایشان عذابی خوار کننده است»!

از اینجا دانسته می‌شود که موسیقی در دو صورت حرام است:

1 . صورت آن مطرب، محرّک و مناسب رقص باشد، اگرچه سخن باطل یا بیهوده‌ای در آن وجود نداشته باشد؛ چراکه در این صورت مصداق «اللَّغْوَ» شمرده می‌شود.

2 . سخن باطل یا بیهوده‌ای مانند کفر، کذب، هجو، هزل، فحش، استهزاء، غیبت یا تشبیب (توصیف عاشقانه از زن و مرد) در آن وجود داشته باشد، اگرچه صورت آن مطرب، محرّک و مناسب رقص نباشد؛ چراکه در این صورت مصداق «قَوْلَ الزُّورِ» و «لَهْوَ الْحَدِيثِ» شمرده می‌شود.

این مبنای علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی درباره‌ی شنیدنی‌هاست که مبتنی بر سخن خداوند در قرآن است؛ چراکه خداوند در قرآن، شنیدنی‌های حرام را به دو دسته تقسیم کرده و درباره‌ی اهل بهشت فرموده است: «لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا» (واقعه/ 25)؛ «در آن نه لغوی می‌شنوند و نه گناه‌انگیزی» و فرموده است: «لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا» (نبأ/ 35)؛ «در آن نه لغوی می‌شنوند و نه دروغی» و با این وصف، شنیدن هر یک از این دو حرام است؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ ٱلْهاشِميَّ ٱلْخُراسانِيَّ یَقُولُ: إِنَّ ٱللّهَ یُبْغِضُ کَلِمَةً خَبِیثَةً وَ صَوْتاً مُطَرِّباً فَلا تَسْمَعُوهُما وَ مَنْ یَسْمَعُهُما فَإِنَّما یُصَبُّ فِي أُذُنِهِ ٱلْحَمِیمُ وَ لا تَرْقُصُوا فَإِنَّ ٱلشَّیْطانَ راقِصٌ وَ یُحِبُّ ٱلرّاقِصینَ»؛ «شنیدم جناب منصور هاشمی خراسانی می‌فرماید: هرآینه خداوند سخنی آلوده و آوایی مطرب را مبغوض می‌دارد، پس به آن دو گوش نسپارید و هر کس به آن دو گوش می‌سپارد جز این نیست که در گوشش آب سوزان ریخته می‌شود و رقص نکنید؛ چراکه شیطان رقص کننده است و رقص کنندگان را دوست می‌دارد»!

آری، شنیدن موسیقی هرگاه از یک سو مطرب، محرّک و مناسب رقص و از سوی دیگر حاوی سخنی ناروا نباشد، اشکالی ندارد و مانند شنیدن هر صدای دیگری مباح است؛ چنانکه یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت:

«قالَ لِيَ ٱلْمَنْصُورُ: إِنِّي سَمِعْتُ نَغْمَةً حَسَنَةً لا لَغْوٌ فِیها وَ لا تَأثِیمٌ فَحَسِبْتُها مِنْ نَغَماتِ ٱلْجَنَّةِ! قُلْتُ: أَ فَیُعْجِبُكَ شَيْءٌ مِنَ ٱلنَّغْمَةِ؟! قالَ: إِنَّها إِذَا ٱعْتَدَلَتْ وَ لَمْ یَکُنْ فِیها کِذْبٌ وَ لا هَجْوٌ وَ لا فُحْشٌ وَ لا تَشْبِیبٌ فَلا یَکْرَهُها إِلّا ٱلْحِمارُ»؛ «جناب منصور به من فرمود: من آوازی نیکو شنیدم که نه لغوی در آن بود و نه گناه‌انگیزی، پس پنداشتم که از آوازهای بهشت است! گفتم: آیا پس چیزی از آواز تو را خوش می‌آید؟! فرمود: آن هرگاه معتدل باشد و در آن کذبی یا هجوی یا فحشی یا تشبیبی نباشد، از آن بدش نمی‌آید جز الاغ»!

به این ترتیب، شناخت مصداق برای مکلّف آسان و حکم کنسرت‌های موسیقی دانسته می‌شود؛ همچنانکه دانسته می‌شود اسلام دین خشونت و سوگواری نیست، بلکه دین عقلانیّت، اعتدال و وقار است و کسانی که شادی را در سبکساری، کفر، کذب، هجو، هزل، فحش، استهزاء، غیبت یا تشبیب می‌جویند، در گمراهی دوری هستند؛ چنانکه خداوند فرموده است: «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَٰلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ» (یونس/ 58)؛ «بگو به فضل خداوند و به رحمتش، به آن باید شادی کنند، آن بهتر از چیزی است که گرد می‌آورند»!

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
تعلیق شماره: 2
نویسنده‌ی تعلیق: محمد حاج محمّدی
تاریخ تعلیق: 1396/2/16

با توجه به احادیث متواتر در نهی شدید از خرید و فروش هر گونه ابزار لهوی همچون طنبور و دف و نی و ... و نواختن آن و گوش دادن به آن و اینکه هیچ یک از این احادیث هیچ قید و تخصیصی نخورده‌اند و هیچ مورد استثنایی در احادیث شریف در مورد موسیقی وجود ندارد و تقسیم رایج فقهاء در زمان معاصر که موسیقی را به دو قسم لهوی و غیر لهوی تقسیم می‌کنند نیز در احادیث وجود ندارد، با توجه به موارد فوق آیا نواختن و گوش دادن مطلق موسیقی حرام نیست؟

با تشکر فراوان

پاسخ به تعلیق: 2 تاریخ پاسخ به تعلیق: 1396/2/25

لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:

1 . بر خلاف پندار جناب‌عالی، بیشتر احادیث رسیده در نهی از موسیقی و آلات و ادوات آن، صحیح نیستند و احادیث صحیح رسیده نیز حکم جدیدی جدا از کتاب خداوند را تأسیس نمی‌کنند، بلکه آشکارا یا پنهان معطوف به کتاب خداوند هستند؛ با توجّه به اینکه سنّت، صلاحیّت تخصیص یا تعمیم کتاب خداوند را ندارد و تا ورود به حوض کوثر از آن جدایی نمی‌پذیرد (بنگرید به: بازگشت به اسلام، ص194 تا 197) و با این وصف، چیزی که در احادیث مذکور بر حرمت آن تأکید شده، همان «اللَّغْوَ»، «قَوْلَ الزُّورِ» و «لَهْوَ الْحَدِيثِ» در کتاب خداوند است و این سه عناوینی هستند که قطعاً بر هر آوای متوالی، هماهنگ و خوشایند صدق نمی‌کنند، بلکه ناگزیر اعمّ از آن هستند، وگرنه گوش سپردن به آوای بلبل نیز جایز نبود!

آری، ممکن است «اللَّغْوَ» بر هر کار بی‌فایده‌ای صدق کند، ولی واضح است که هر کار بی‌فایده‌ای در اسلام حرام نیست، مگر اینکه ضرر معلومی بر آن مترتّب باشد؛ با توجّه به اینکه بسیاری از کارهای عادی، فایده یا ضرر معلومی ندارند و با این وصف، «مباح» دانسته می‌شوند، بل بسیاری از کارهایی که ضرر معلوم غیر مهمّی دارند نیز حرام دانسته نمی‌شوند و تنها «مکروه» هستند و با این وصف، می‌توان گفت: مصداق «اللَّغْوَ» هرگاه کار بی‌فایده‌ای باشد که ضرر مهمّی بر آن مترتّب می‌شود، حرام و هرگاه کار بی‌فایده‌ای باشد که ضرر غیر مهمّی بر آن مترتّب می‌شود، مکروه و هرگاه کار بی‌فایده‌ای باشد که ضرری بر آن مترتّب نمی‌شود، مباح است و نواختن یا شنیدن موسیقی نیز یکی از این کارهاست.

هر چند به نظر می‌رسد که برخی از مصادیق موسیقی کار بی‌فایده‌ای نیست، بلکه فواید عقلایی و مشروعی بر آن مترتّب می‌شود؛ مانند آوازهايي که در مناجات با خداوند و ستایش پیامبرش خوانده می‌شود و آوازهایی که برای دعوت به سوی خیر و امر به معروف و نهی از منکر خوانده می‌شود و آوازهايي که براي تحریض مؤمنان به جهاد در راه خداوند خوانده می‌شود و آوازهایی که در مجالس نکاح و اعیاد اسلامی برای شادمانی از اطاعت خداوند خوانده می‌شود و آوازهايي موسوم به «حُدي» که براي شتران خوانده می‌شود تا سريع‌تر حرکت کنند؛ زیرا واضح است که چنین کارهایی با توجّه به فواید عقلایی و شرعی‌شان مصداق «اللَّغْوَ» محسوب نمی‌شوند و إعراض از آن‌ها وجهی ندارد، مگر اینکه صورت آن‌ها موهن و موجب سبکساری باشد یا محتوای آن‌ها «قَوْلَ الزُّورِ» و «لَهْوَ الْحَدِيثِ» محسوب شود و این دو در کتاب خداوند «کِذّاب» و «تأثیم» نامیده شده‌اند و مراد از آن دو «قول» و «حدیث» باطلی مانند کفر، دروغ، هجو، هزل، فحش، استهزاء، غیبت و تشبیب (توصیف عاشقانه از زن و مرد) است و قطعاً شامل «قول» و «حدیث» حق یا آوای بدون «قول» و «حدیث» نمی‌شود.

2 . بر خلاف پندار جناب‌عالی، احادیثی درباره‌ی جواز موسیقی هرگاه «اللَّغْوَ»، «قَوْلَ الزُّورِ» و «لَهْوَ الْحَدِيثِ» نباشد رسیده است؛ چنانکه به عنوان نمونه، به سند صحیح از علیّ بن جعفر رسیده است که گفت: «وَ سَأَلْتُهُ [یَعْنِي أَخاهُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلامُ] عَنِ الْغِناءِ، هَلْ يَصْلُحُ فِي الْفِطْرِ وَ الْأَضْحىٰ وَ الْفَرَحِ؟ قالَ: لا بَأْسَ بِهِ ما لَمْ يُعْصَ بِهِ» (حمیری، قرب الاسناد، ص294)؛ «و از آن حضرت [یعنی برادرش موسى بن جعفر عليه السلام] درباره‌ی غناء پرسیدم، آیا در روز فطر و قربان و شادمانی شایسته است؟ فرمود: اشکالی ندارد مادامی که با آن گناه نشود». این حدیث بسیار مهمّی است که با کتاب خداوند سازگاری دارد و قاعده در باب موسیقی را آشکار می‌کند. همچنین، از امام جعفر صادق رسیده است که فرمود: «قَالَ النَّبِيُّ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إِنَّ مِنْ أَجْمَلِ الْجَمَالِ الشِّعْرَ الْحَسَنَ و نَغْمَةَ الصَّوْتِ الْحَسَنِ» (کلینی، الکافی، ج2، ص615)؛ «پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: بی‌گمان از زیباترین زیبایی‌ها شعر خوب و آواز صدای خوب است» و در ضمن روایتی از ابو جعفر باقر رسیده است که فرمود: «رَجِّعْ بِالْقُرْآنِ صَوْتَكَ فَإِنَّ اللَّه عَزَّ وجَلَّ يُحِبُّ الصَّوْتَ الْحَسَنَ يُرَجَّعُ فِيه تَرْجِيعاً» (کلینی، الکافی، ج2، ص616)؛ «صدایت را به قرآن آهنگ بده؛ زیرا خداوند عزّوجلّ صدای زیبایی که به آن آهنگ داده می‌شود را دوست می‌دارد». روشن است که این دو حدیث مطلق‌اند و هر «نَغْمَةَ الصَّوْتِ الْحَسَنِ»؛ «آواز صدای خوب» و «الصَّوْتَ الْحَسَنَ يُرَجَّعُ فِيه تَرْجِيعاً»؛ «صدای زیبایی که به آن آهنگ داده می‌شود» را در بر می‌گیرند، هر چند با حدیث پیشین به «ما لَمْ يُعْصَ بِهِ»؛ «مادامی که با آن گناه نشود» یعنی غیر موارد «اللَّغْوَ»، «قَوْلَ الزُّورِ» و «لَهْوَ الْحَدِيثِ» تخصیص می‌خورند. به علاوه، احادیث متعدّدی رسیده است که از نواختن ساز و خواندن آواز در حضور رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به دور از گناه حکایت دارد؛ چنانکه به عنوان نمونه، به سند صحیح رسیده است: «إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ مَرَّ بِبَعْضِ الْمَدِينَةِ، فَإِذا هُوَ بِجَوارٍ يَضْرِبْنَ بِدَفِهِنَّ وَ يَتَغَنَّيْنَ وَ يَقُلْنَ: نَحْنُ جَوارٍ مِنْ بَنِي النَّجّارِ/ يا حَبَّذا مُحَمَّدٌ مِنْ جارٍ، فَقالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: اللّهُ يَعْلَمُ أَنِّي لَأُحِبُّكُنَّ» (سنن ابن ماجه، ج1، ص612)؛ «پیامبر صلّى الله عليه و سلّم بر جایی از مدینه می‌گذشت، پس ناگاه با دخترکانی روبه‌رو شد که دف می‌زدند و آواز می‌خواندند و می‌گفتند: ما دخترکانی از بنی نجّار هستیم/ محمّد چه خوب همسایه‌ای برای ماست! پس پیامبر صلّى الله عليه و سلّم فرمود: خداوند می‌داند که من شما را دوست می‌دارم» و به سند صحیح از ربیع بنت معوذ بن عفراء رسیده است که گفت: «دَخَلَ عَلَيَّ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ يَوْمَ عُرْسِي فَقَعَدَ عَلىٰ مَوضِعِ فِراشِي هٰذا وَ عِنْدِي جارِيَتانِ تَنْدُبانِ آبائِي الَّذِينَ قُتِلُوا يَوْمَ بَدْرٍ تَضْرِبانِ بِالدُّفُوفِ، فَقالَتْ جارِيَةٌ: وَ فِينا نَبِيٌّ يَعْلَمُ ما فِي غَدٍ، فَقالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: أَمّا هٰذا فَلا تَقُولِي وَ قُولِي ما كُنْتِ تَقُولينَ» (مسند ابن راهویه، ج5، ص143؛ مسند احمد، ج6، ص360؛ صحیح البخاری، ج5، ص15 و ج6، ص137؛ سنن ابن ماجه، ج1، ص611؛ سنن أبی داود، ج2، ص461؛ سنن الترمذی، ج2، ص276؛ سنن البیهقی، ج7، ص289)؛ «رسول خدا صلّى الله عليه و سلم در روز عروسی‌ام بر من وارد شد، پس بر همین جای بستر من نشست، در حالی که دو کنیزک نزدم بودند و بر پدرانم که روز بدر شهید شدند ندبه می‌خواندند و دف می‌زدند، تا اینکه کنیزکی گفت: و میان ما پیامبری است که آنچه در فرداست را می‌داند، پس آن حضرت فرمود: اما این را نگو و همان را بگو که می‌گفتی» و از برخی صحابه رسیده است که گفتند: «رَجَعَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ مِنْ بَعْضِ مَغازِيهِ فَجاءَتْ جارِيَةٌ سَوْداءُ فَقالَتْ: يا رَسُولَ اللّهِ! إنِّي كُنْتُ نَذَرْتُ إنْ رَدَّكَ اللّهُ تَعالىٰ سالِماً أَنْ أَضْرِبَ عَلىٰ رَأْسِكَ بِالدَّفِّ، فَقالَ: أَوْفي بِنَذْرِكِ» (مسند أحمد، ج5، ص356؛ سنن أبی داود، ج2، ص103؛ سنن البیهقی، ج10، ص77؛ صحیح ابن حبان، ج10، ص232)؛ «رسول الله صلى الله عليه و سلم از برخی جنگ‌های خود بازگشت، پس کنیزکی سیاه به نزد آن حضرت آمد و گفت: ای رسول خدا! من نذر کردم که اگر خداوند تو را سالم باز گرداند بالای سر تو دف بزنم، پس آن حضرت فرمود: به نذرت وفا کن» و این دلیل بر آن است که زدن دف برای اظهار سرور از چیزی مشروع معصیت نیست؛ چراکه نذر معصیت باطل است و رسیده است: «إنَّهُ مَرَّ بِقَوْمٍ مِنَ الزِّنْجِ وَ هُمْ يَضْرِبُونَ بِطُبُولٍ لَهُمْ وَ يُغَنُّونَ، فَلَمّا رَأَوْهُ سَكَتُوا، فَقالَ: خُذُوا يا بَنِي أَرْفَدَةٍ فِيما كُنْتُمْ فِيهِ، لِيَعْلَمَ الْيَهُودُ أَنَّ فِي دِينِنا فُسْحَةً» (ابن حیّون، دعائم الإسلام، ج2، ص205؛ ابن قتیبه، تأویل مختلف الحدیث، ص272؛ ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج6، ص331 قائلاً: الحدیث الصّحیح المتّفق علی صحّته)؛ «آن حضرت بر گروهی از زنگی‌ها گذشت که بر طبل‌های خود می‌زدند و آواز می‌خواندند، پس چون آن حضرت را دیدند ساکت شدند، پس آن حضرت فرمود: ای پسران ارفده (حبشی‌ها)! به کاری که می‌کردید ادامه بدهید تا یهودیان بدانند که در دین ما وسعت وجود دارد» و رسیده است: «لَمّا كانَتِ اللَّيْلَةُ الَّتِي بَنىٰ فِيها عَلِيٌّ عَلَیْهِ السَّلامُ بِفاطِمَةَ، سَمِعَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ضَرْبَ الدَّفِّ فَقالَ: ما هٰذا؟ قالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: يا رَسُولَ اللّهِ! هٰذِهِ أَسْماءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ تَضْرِبُ بِالدَّفِّ أَرادَتْ فِيهِ فَرَحَ فاطِمَةَ، تَرىٰ أَنَّهُ لَمّا ماتَتْ أُمُّها لَمْ تَجِدْ مَنْ يَقُومُ لَها، فَرَفَعَ رَسُولُ اللّهِ يَدَهُ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ أَدْخِلْ عَلىٰ أَسْماءٍ ابْنَةِ عُمَيْسٍ السُّرُورَ كَما أَفْرَحَتِ ابْنَتِي، ثُمَّ دَعا بِها، فَقالَ: يا أَسْماءُ! ما تَقُولُونَ إِذا نَقَرْتُمْ بِالدَّفِّ؟ فَقالَتْ: ما نَدْرِي ما نَقُولُ يا رَسُولَ اللّهِ فِي ذٰلِكَ وَ إِنَّما أَرَدْتُ فَرَحَها، قالَ: فَلا تَقُولُوا هَجْراً» (ابن حیّون، دعائم الإسلام، ج2، ص206)؛ «در شبی که زفاف علی علیه السلام و فاطمه بود، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نوای دف را شنید، پس فرمود: این چیست؟ امّ سلمه گفت: ای رسول خدا! این اسماء بنت عمیس است که دف می‌زند، خواسته است که فاطمه را شادمان کند، می‌پندارد چون مادرش از دنیا رفته کسی را نیافته است که به او برسد، پس رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم دست خود را به سوی آسمان بالا برد و فرمود: خدایا! شادمانی را بر اسماء بنت عمیس وارد کن همان طور که دخترم را شادمان کرد، سپس او را طلبید و فرمود: ای اسماء! چه می‌گویید هنگامی که دف می‌نوازید؟ گفت: نمی‌دانیم در آن چه بگوییم ای رسول خدا! تنها می‌خواستم او را شادمان کنم، آن حضرت فرمود: چیز بدی نگویید» و رسیده است: «أَنْكَحَتْ عائِشَةُ ذاتَ قَرابَةٍ لَها مِنَ الْأَنْصارِ، فَجاءَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ فَقالَ: أَهْدَيْتُمُ الْفَتاةَ؟ قالُوا: نَعَمْ، قالَ: أَرْسَلْتُمْ مَعَها مَنْ يُغَنِّي؟ قالَتْ: لا، فَقالَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: إِنَّ الْأَنْصارَ قَوْمٌ فِيهِمْ غَزْلٌ، فَلَوْ بَعَثْتُمْ مَعَها مَن يَقُولُ: أَتَيْناكُمْ، أَتَيْناكُمْ، فَحَيّانا وَ حَيّاكُمْ» (مسند أحمد، ج3، ص391؛ سنن ابن ماجه، ج1، ص612؛ سنن البیهقی، ج7، ص288)؛ «عائشه دختری از نزدیکان خود را به نکاح یکی از انصار درآورد، پس رسول خدا صلّى الله عليه و سلّم آمد و فرمود: دختر را فرستادید؟ گفتند: بله، فرمود: به همراهش کسی را فرستادید که آواز بخواند؟ گفت: نه، پس رسول خدا صلّى الله عليه و سلّم فرمود: انصار قومی هستند که آواز را دوست می‌دارند، پس کاش به همراهش کسی را می‌فرستادید که بگوید: به نزدتان آمدیم، به نزدتان آمدیم، پاینده باشیم و پاینده باشید» و رسیده است: «الْفَرْقُ ما بَيْنَ النِّكاحِ وَ السِّفاحِ ضَرْبُ الدَّفِّ» (مصنّف ابن أبی شیبه، ج3، ص321؛ مسند أحمد، ج4، ص259؛ نوادر الراوندی، ص190)؛ «فرق میان ازدواج و زنا نواختن دف است» و از این رو، احادیث متعدّدی از اهل بیت درباره‌ی جواز کسب زن آوازه‌خوان در مجالس عروسی هرگاه مرتکب حرامی نشود رسیده است (بنگرید به: کلینی، الکافی، ج5، ص119؛ ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج3، ص161؛ طوسی، الإستبصار، ج3، ص62).

مجموع این احادیث که موافق با کتاب خداوند و موافق با اصل و قاعده‌اند تردیدی باقی نمی‌گذارند که ساز و آواز حرمت ذاتی و مطلق ندارند و هرگاه مشتمل بر صورتی موهن یا محتوایی باطل و تبعاً مصداق «اللَّغْوَ»، «قَوْلَ الزُّورِ» و «لَهْوَ الْحَدِيثِ» نباشند، جایزند. هر چند بیشتر سازها و آوازها -خصوصاً در حال حاضر- از این ویژگی برخوردار نیستند، بلکه صورتی موهن یا محتوایی باطل دارند و تبعاً اجتناب از آن‌ها واجب است؛ همچنانکه ساخت و فروش آلات و ادوات موسیقی از آن حیث که مشترک میان حلال و حرامند کراهت دارد و خرید، نگهداری و یادگیری آن‌ها برای حرام جایز نیست و این نمونه‌ای آشکار از اعتدال در اسلام است.

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش پاسخگویی به پرسش‌ها
نوشتن پرسش

کاربر گرامی! شما می‌توانید پرسش‌های خود درباره‌ی آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش پاسخ داده شود.

توجّه: ممکن است نام شما به عنوان نویسنده‌ی پرسش در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
توجّه: لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
1 . ممکن است به پرسش شما در پایگاه پاسخ داده شده باشد. از این رو، بهتر است پیش از نوشتن پرسش خود، پرسش‌های مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
2 . مدّت معمول برای پاسخگویی به هر پرسش، 3 تا 10 روز است.
3 . بهتر است از نوشتن پرسش‌های متعدّد و غیر مرتبط با هم در هر نوبت خودداری کنید؛ چراکه چنین پرسش‌هایی در پایگاه به تفکیک و أحیاناً در مدّتی بیش از مدّت معمول پاسخ داده می‌شوند.
لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.