چهار شنبه 29 خرداد (جوزا) 1398 هجری شمسی برابر با 15 شوال 1440 هجری قمری
     
منصور هاشمی خراسانی
* کتاب شریف «هندسه‌ی عدالت» اثری ارزشمند از علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی به زبان عربی راه‌اندازی شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

خواندن نقد و بررسی

   
شماره‌ی نقد: 13 کد نقد: 84
موضوع نقد:

کلّیات؛ اهداف و پیامدهای کتاب

نویسنده‌ی نقد: جمعی از جوانان مسلمان مقیم اروپا تاریخ نقد: 1398/3/8

با تشکّر از زحمات شما عزیزان، مایلیم به اطلاعتان برسانیم که ما کتاب آقای خراسانی را خوانده‌ایم و از مطالبی که در سایت ایشان منتشر می‌شود استفاده می‌کنیم و در اکثر موارد با ایشان هم‌نظر هستیم و ایشان را یک نابغه و یک عالم برجسته و قابل احترام می‌دانیم، ولی به هیچ وجه شخص‌محوری را کار درستی نمی‌دانیم و دوست نداریم که زیر نظر کسی باشیم و خودمان را به یک چهارچوب خاص مقیّد و محدود کنیم. ما برداشت‌های خودمان را داریم و معتقدیم که هر کس باید خودش متناسب با تشخیص و توان خودش برای ظهور امام مهدی زمینه‌سازی کند. لذا به نوبه‌ی خود هر کاری که صلاح ببینیم برای نشر این پیام انجام می‌دهیم، بدون اینکه به شما گزارش بدهیم یا با شما در ارتباط باشیم. درست است که ما طرح کلّی را از این بزرگوار گرفته‌ایم، ولی روش خودمان را داریم و دلیلی نمی‌بینیم که به ایشان پاسخگو باشیم. البته ایشان عالم‌ترین و صالح‌ترین شخصی هستند که می‌شناسیم، ولی این دلیل نمی‌شود که از ایشان اطاعت کنیم؛ خصوصاً با توجّه به اینکه ایشان ادّعای خاصّی ندارند و خود را خراسانی موعود نمی‌شمارند و به نظر ما ممکن نیست که خداوند بر کسی جز امام مهدی مهر تأیید زده باشد و ما را به اطاعت از او امر کرده باشد. لذا از شما خواهش می‌کنیم که از ما توقّع گزارش و ارتباط مستمر نداشته باشید و اجازه دهید که خودمان آزادانه در این عرصه فعالیت کنیم.

پاسخ به نقد شماره: 13 تاریخ پاسخ به نقد: 1398/3/13

برداشت ما از سخنان شما این است که فی الجمله گفتمان علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی را پذیرفته‌اید، ولی به خود ایشان احساس نیاز نمی‌کنید و همراهی با ایشان را ضروری نمی‌دانید. از این رو، لازم است که چند نکته را به شما یادآوری کنیم:

1 . در اسلام هیچ کس جز خداوند اصالت و موضوعیّت ندارد و با این وصف، محور قرار دادن هر کسی بجز او شرک محسوب می‌شود، ولی این به معنای لزوم اعتزال و انقطاع از همگان نیست، بل به معنای این است که هر کسی مطابق با احکام خداوند عمل می‌کند و به سوی او فرا می‌خواند، شایسته‌ی همراهی است؛ چنانکه فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» (توبه/ 119)؛ «ای کسانی که ایمان آوردید! از خداوند بترسید و به همراه راستگویان باشید» و فرموده است: «وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ» (کهف/ 28)؛ «و خودت را به همراه کسانی نگاه دار که پروردگارشان را صبح و شام می‌خوانند و خشنودی او را می‌جویند» و فرموده است: «وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ» (آل عمران/ 193)؛ «و ما را به همراه نیکان بمیران» و هر کسی بر خلاف احکام خداوند عمل می‌کند و به سوی غیر او فرا می‌خواند، شایسته‌ی اعتزال و انقطاع، بلکه مخالفت و مقابله است؛ چنانکه فرموده است: «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّىٰ عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا» (نجم/ 29)؛ «پس دوری بجوی از هر کسی که از ذکر ما روی برتافته و جز زندگی دنیا را نخواسته است» و فرموده است: «وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ» (أنعام/ 106)؛ «و از مشرکان دوری بجوی» و فرموده است: «وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ» (أعراف/ 199)؛ «و از جاهلان دوری بجوی». بی‌گمان این مفهوم توحید و صراط مستقیم در اسلام است و هر کس شیوه‌ای دیگر را در پیش می‌گیرد، به این معنا که از اهل حق دوری می‌جوید یا با اهل باطل همراهی می‌کند، در گمراهی آشکاری است.

2 . علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی تنها یک نظریه‌پرداز دینی نیست تا تصدیق نظریه‌ی او کافی باشد، بل یک قیام کننده‌ی به حق و رهبر انقلابی است که عملاً در حال اجرای نظریه‌ی خود است و شما اگر نظریه‌ی او را تصدیق فرموده باشید، باید با او در اجرای آن همکاری کنید. واضح است که زمینه‌سازی برای ظهور امام مهدی علیه السلام یک نهضت جهانی است و برای اینکه به آرمان خود نائل شود و بر دشمنانش چیره گردد، به «سازماندهی»، «هماهنگی» و «مدیریت» نیاز دارد. اینکه هر کسی راه بیفتد و به گوشه‌ای برود و بگوید من برای خودم زمینه‌سازی می‌کنم، به غایت خام‌اندیشانه و کوته‌بینانه است. یکی از محورهای پیام علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی، «ضرورت اجتماع صالحان برای حمایت از مهدی» است و با این وصف، هر اقدامی که در خلاف جهت این «اجتماع» صورت پذیرد، مخرّب و انحرافی است و به نقض غرض می‌انجامد. «تکروی» و «موازی‌کاری» و اقدامات «خودسرانه» و «انزواجویانه» تنها به لوث شدن گفتمان زمینه‌سازی و تنزّل آن از سطح یک نهضت جهانی تا سطح یک دیدگاه شخصی منجر می‌شود. این «اشتباه بزرگ» حتّی اگر ناشی از عدم درک ابعاد این گفتمان عظیم باشد، سبب ایجاد «تفرقه» در میان مؤمنان و بروز «شکاف» در صفوف آنان می‌گردد و به قدری دور از حکمت و مصلحت است که بعید است هیچ انسان عاقل و خیرخواهی از مؤمنان به آن راضی شود. چنین «امر به منکر و نهی از معروفی» تنها از «منافقان» انتظار می‌رود که می‌کوشند نیروهای حق را از حالت «تمرکز» و «انسجام» خارج کنند تا از درون متلاشی و به جزائر کوچک تقسیم شوند. تنها آنان هستند که ضرورت «وحدت» و «همبستگی» را انکار می‌کنند و نقش رهبری را نادیده می‌گیرند و شعار «جدایی» و «استقلال» سر می‌دهند و البته آنان محکوم به شکست و ناکامی‌اند؛ چراکه سنّت‌های الهی چنین اقتضا می‌کند.

3 . وجوب «اجتماع» و «تعاون» مؤمنان با یکدیگر در نیکوکاری و تقوا یکی از آموزه‌های مهم و بنیادین اسلام است؛ چنانکه خداوند فرموده است: «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ» (آل عمران/ 105)؛ «و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند پس از اینکه نشانه‌های روشن برایشان آمد و آنان برایشان عذابی عظیم است» و فرموده است: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ» (مائده/ 2)؛ «و با یکدیگر در نیکوکاری و تقوا همکاری کنید» و فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ» (صف/ 4)؛ «هرآینه خداوند دوست می‌دارد کسانی را که در صفی واحد در راهش می‌جنگند چنانکه گویی سدّی محکمند» و از این رو، کسانی که در صدد «تَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ» (توبه/ 107)؛ «جدایی انداختن میان مؤمنان» هستند و با تکروی خود «يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ» (نساء/ 115)؛ «از غیر راه مؤمنان می‌روند» را به عذابی سخت بیم داده است؛ همچنانکه پیامبر نیز بر «لزوم جماعت» به معنای همراهی با توده‌ی اهل حق تأکید کرده و «مفارقت جماعت» به معنای جدایی از آنان حتّی به اندازه‌ی یک وجب را مساوی با خروج از اسلام دانسته و فرموده است: «مَنْ فارَقَ الْجَماعَةَ شِبْراً فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الإسْلامِ مِنْ عُنُقِهِ»؛ «هر کس به اندازه‌ی یک وجب از جماعت (اهل حق) فاصله بگیرد، طوق اسلام را از گردن خود درآورده است»! همه‌ی این تأکیدات برای آن است که «یَدُ اللّهِ مَعَ الْجَماعَةِ وَ مَنْ شَذَّ شَذَّ فِي النّارِ»؛ «دست خداوند به همراه جماعت است و هر کس جدایی جوید در آتش جُسته است» و «إِنَّ الشَّیْطانَ مَعَ الْواحِدِ و هُوَ مِنَ الْإثْنَیْنِ أَبْعَدُ»؛ «شیطان به همراه یک نفر است و از دو نفر دورتر است» و «إِنَّما یَأکُلُ الذِّئْبُ مِنَ الْغَنَمِ الْقاصِیَةَ»؛ «و گرگ از میان گوسفندان آن را می‌درد که فاصله گرفته است»!

4 . واضح است که «جماعت اهل حق» مانند هر جماعت دیگری در جهان برای تداوم و انتظام خود به رهبر نیاز دارد و این یک ضرورت عقلایی و اسلامی است، بی‌آنکه به معنای «شخص‌محوری» باشد؛ زیرا «شخص‌محوری» به معنای آن است که همه‌ی اعضاء یک جماعت در خدمت اهداف و منافع یک شخص باشند، نه در خدمت اهداف و منافع مشترک؛ همچنانکه به معنای اطاعت کورکورانه و بی‌چون و چرا از اوست، حال آنکه «جماعت اهل حق» در خدمت اهداف و منافع شخصی رهبر خود قرار ندارند و به صورت کورکورانه و بی‌چون و چرا از او اطاعت نمی‌کنند، بلکه تنها تحت «نظارت متعارف» و «مدیریت عقلایی» او در چهارچوب احکام شرع قرار دارند و برای دست یافتن به اهداف و منافع مشترک تلاش می‌کنند؛ چنانکه در کتاب «هندسه‌ی عدالت» (ص71) آمده است: <زمینه‌سازان حکومت انسان کامل، مانند دانه‌های تسبیح هستند که با رشته‌ی رهبر مشترک به یکدیگر وصل می‌شوند و به «هماهنگی» و «همکاری» در راستای هدف مشترک دست می‌یابند.> و این با هیچ معیاری «شخص‌محوری» محسوب نمی‌شود. بی‌گمان خلط میان «داشتن مدیریت» و «شخص‌محوری» اشتباه عجیبی است که تنها در میان خوارج سابقه داشته است؛ همانان که می‌گفتند: «لا حکم إلا لله» و مقصودشان این بود که به هیچ امیری نیاز نیست! (برای آگاهی بیشتر در این باره، نگاه کنید به: کتاب هندسه‌ی عدالت، ص65 تا 71)

5 . بدون شک «مهر تأیید» از جانب خداوند بر «امامت» و «ولایت» کسی جز مهدی علیه السلام ممکن نیست، ولی «مهر تأیید» از جانب خداوند بر «زمینه‌ساز بودن» کسی برای ظهور مهدی علیه السلام ممکن است؛ چراکه خداوند هر کسی را تا حدّی که اختیار داده است «تأیید» می‌فرماید و «تأیید» او لزوماً صفر یا صدی نیست! از این رو، روایات متواتری از پیامبر و اهل بیت در «تأیید» زمینه‌ساز خراسانی ظهور مهدی علیه السلام رسیده است، تا حدّی که با تأکید و صراحت فرموده‌اند: «فَأْتُوهُ فَبایِعُوهُ وَلَوْ حَبْواً عَلَی الثَّلْجِ»؛ «به سوی او بشتابید و با او بیعت کنید اگرچه چهار دست و پا بر روی برف»! روشن است که این «مهر تأیید» از جانب خداوند بر زمینه‌ساز خراسانی ظهور مهدی علیه السلام محسوب می‌شود و با این وصف، استبعاد شما واقعیّت را تغییر نمی‌دهد. البته «مصداق‌شناسی» و تشخیص اینکه آیا علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی -با توجّه به تجلّی عینی و کامل این خصوصیّت در او- همان زمینه‌ساز موعود ظهور مهدی علیه السلام است یا نه، وظیفه‌ی شماست و این وظیفه با دوری جستن از اهواء نفسانی و برداشت‌های شخصی و بی‌دلیل و نیز نزدیک شدن به این بزرگوار برای آگاهی بیشتر از ویژگی‌هایش قابل انجام است، نه با حالتی شبیه به «خودشیفتگی» و بها دادن بیش از حد به برداشت‌های شخصی و بی‌دلیل خود و نه با فاصله گرفتن از ایشان و اکتفا به چیزی که در این باره بر روی سایت قرار گرفته است! هر چند توضیحات مستدل و مبسوطی در این باره بر روی سایت قرار گرفته که برای عاقلان کافی است؛ مانند نقد و بررسی 28 و پرسش و پاسخ 82.

از اینجا دانسته می‌شود که متأسفانه برخی برادران و خواهران ما هنوز نتوانسته‌اند از شرّ برخی موانع شناخت در خود مانند «تکبّر» و «اهواء نفسانی» خلاص شوند و از این رو، می‌خواهند با جدایی انداختن میان این گفتمان رهایی‌بخش و آورنده‌ی آن، خود را در برزخی قرار دهند و همزمان هم از مسؤولیت همراهی با این بزرگوار و هم از پیامدهای نفی گفتمان او بگریزند؛ مانند کسانی که خداوند درباره‌ی آنان فرموده است: «يُرِيدُونَ أَنْ يفَرِّقُوا بَينَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يتَّخِذُوا بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا» (نساء/ 150)؛ «می‌خواهند میان خداوند و فرستادگانش جدایی بیندازند و می‌گویند به یکی ایمان می‌آوریم و به دیگری کافر می‌شویم و می‌خواهند میان این دو راهی بیابند»! در حالی که بدون شک این رویکرد صحیحی نیست و می‌تواند هم به خود آنان و هم به این گفتمان رهایی‌بخش صدمه بزند. لذا ما خیرخواهانه به شما توصیه می‌کنیم که از «خودرأیی»، «تکروی» و «نظارت‌گریزی» بپرهیزید و بر خلاف جهت رودخانه شنا نکنید، بلکه مطابق با قواعد اسلام عمل کنید و فروتنانه و مخلصانه به کاروان زمینه‌سازان ظهور مهدی علیه السلام بپیوندید و از استعدادها و توانمندی‌های خود برای «هم‌اندیشی» و «همکاری» با این معلّم بزرگ و سایر برادران و خواهران مؤمن به منظور رسیدن به «آرمان مشترک» بهره ببرید و یقین بدانید که این تنها راه پیروزی و سعادت است.

دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی؛ بخش بررسی نقدها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
نوشتن نقد
کاربر گرامی! شما می‌توانید نقدهای علمی خود بر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش به بررسی علمی گرفته شود.
توجّه: ممکن است نام شما به عنوان نویسنده‌ی نقد در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
توجّه: لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
1 . ممکن است نقد شما در پایگاه بررسی شده باشد. از این رو، بهتر است پیش از نوشتن نقد خود، نقدهای مرتبط را مرور یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
2 . مدّت معمول برای بررسی هر نقد، 3 تا 10 روز است.
3 . بهتر است از نوشتن نقدهای متعدّد و غیر مرتبط با هم در هر نوبت خودداری کنید؛ چراکه چنین نقدهایی در پایگاه به تفکیک و أحیاناً در مدّتی بیش از مدّت معمول بررسی می‌شوند.
* لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. Captcha loading
دانلود مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌ها
نام کتاب: مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
ناشر: دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نسخه: دوم (از 1393/10/16 تا 1396/1/22)
زمان انتشار: اردیبهشت (ثور) 1396 هجری شمسی
هرگونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.
×
آیا مایلید در خبرنامه‌ی پایگاه عضو شوید؟