دو شنبه 2 اردیبهشت (ثور) 1398 هجری شمسی برابر با 16 شعبان 1440 هجری قمری
     
منصور هاشمی خراسانی
* کتاب شریف «هندسه‌ی عدالت» اثری ارزشمند از علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی به زبان عربی راه‌اندازی شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

دیدگاه‌ها

     
شماره: 41 نویسنده‌ی مقاله: محسن حسینی تاریخ مقاله: 1394/8/14
عنوان مقاله:

بازگشت به اسلام؛ خاری در چشم طاغوت‌پرستان متعصّب

«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»؛ «خداوند وليّ کساني است که ايمان آورده‌اند، آنان را از تاريکي به نور خارج مي‌کند و کساني که کافرند اوليائشان طاغوت‌اند، آنان را از نور به تاريکي خارج مي‌کنند، آنان همگنان آتشند و در آن جاودان خواهند بود»[1] (بقره/ 257).

خداوند در قرآن کریم از دو نوع حکومت یاد کرده و دو دسته پیشوا و «امام» را در کتاب خود معرّفی فرموده است. به این معنا که مبنای مشروعیت حکومت در اسلام را روشن کرده و اَشکال گوناگون حکومت در هر زمانی را از دو حال خارج ندانسته است؛ به این نحو که حکومت‌ها یا مصداق «حکومت خداوند» هستند و یا مصداق «حکومت طاغوت» و حالت سوّمی برای آن‌ها متصوّر نیست. توضیح آنکه خداوند برای معرّفی ائمّه‌ی حق می‌فرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا»؛[2] «و آنان را پيشواياني قرار داديم که به امر ما هدايت مي‌کنند» و آنان را نمایندگان جبهه‌ی «حاکمیّت الله» می‌شمارد. همچنین برای معرّفی ائمّه‌ی باطل می‌فرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ۖ»؛[3] «و آنان را پيشواياني قرار داديم که به سوي آتش دعوت مي‌کنند» و آنان را نمایندگان جبهه‌ی حاکمیّت طاغوت می‌داند. لذا خداوند با این موضع‌گیری شفّاف و روشنگرانه، جبهه‌ی حق و باطل را در حوزه‌ی حکومت و ولایت امر تبیین می‌فرماید و از یک سو روشن می‌سازد که ائمّه‌ی حق بر خلاف ائمه‌ی باطل، به «امر الله» هدایت می‌کنند و صاحب نص و مأذون از جانب خداوند هستند و از سوی دیگر معلوم می‌سازد که پیروان کدام گروه بر هدایت و پیروان کدام گروه در ضلالتی آشکارند؛ چنانکه می‌فرماید: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ ۚ»؛[4] «و هرآينه در هر امّتي پيامبري را برانگيختيم که خداوند را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد [پس خداوند برخی از آن‌ها را هدایت کرد و گروهی شایسته‌ی گمراهی شدند]». همچنین خداوند در آیه‌ی 257 سوره‌ی مبارکه‌ی بقره، کسانی که ولایت الله را می‌پذیرند به خروج از ظلمت به سوی نور وعده می‌دهد و کسانی که ولایت طواغیت را می‌پذیرند به خروج از نور به سوی ظلمت وعید می‌دهد و این را سبب ورود آنان به آتش جاودان دوزخ می‌شمارد.

عالم وارسته و جلیل القدر حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی این حقیقت بسیار مهم و تعیین‌کننده را در بخش سوم کتاب ارزشمند خود «بازگشت به اسلام» ذیل عنوان «حاکمیت غیر خداوند»، با بیانی فوق العاده فصیح، روشنگر و عالمانه تبیین می‌فرمایند. ایشان در ادامه‌ی بحثشان در این باره و در مقام روشن کردن مصداق حاکمیت الله می‌فرمایند:

«به اين ترتيب، حاکميّت کسي که خداوند او را براي آن گماشته، حاکميّت خداوند و حاکميّت کسي که خداوند او را براي آن نگماشته، طاغوت است و اين قاعده‌اي است که به غايت ساده و بيّن است. بنا بر اين قاعده، آرمان همه‌ي پيامبران، تحقّق حاکميّت خداوند و نفي حاکميّت طاغوت بوده؛ چنانکه خداوند فرموده است: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَۖ»؛[5] «و هرآينه در هر امّتي پيامبري را برانگيختيم که خداوند را بپرستيد و از طاغوت بپرهيزيد» و تبعاً آرمان پيامبر خاتم صلّی الله علیه و آله و سلّم نيز همين بوده است؛ با توجّه به اينکه پذيرش حاکميّت در اسلام، از مصاديق پرستش است و هر کس حاکميّت کسي جز خداوند را بپذيرد، در واقع طاغوت را پرستش کرده است؛ مانند يهوديان که خداوند درباره‌ي آنان فرموده است: «قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ ۚ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ ۚ أُولَٰئِكَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضَلُّ عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ»؛[6] «بگو آيا شما را به سزايي بدتر از آن نزد خداوند خبر بدهم؟! کسي که خداوند او را لعنت کرد و بر او خشم گرفت و از او بوزينه و خوک ساخت و او طاغوت را پرستيد! آنان جايگاه بدتري دارند و از راه گمراه‌ترند»! همچنانکه خداوند بندگان پرهيزکار خود را به اجتناب از پرستش طاغوت ستوده و فرموده است: «وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ»؛[7] «و کساني که از طاغوت پرهيز کردند که آن را بپرستند و به سوي خداوند روي آوردند، براي آنان مژدگاني است؛ پس مژده بده بندگانم را»! با اين وصف، کفر به طاغوت لازمه‌ي ايمان به خداوند است و کسي که حاکميّت طاغوت را گردن ننهاده و حاکميّت خداوند را پذيرا شده، به اسلام اصيل و کامل، راه يافته است؛ چنانکه خداوند درباره‌ي او فرموده است: «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»؛[8] «پس هر کس به طاغوت کافر شود و به خداوند ايمان آورد، هرآينه به ريسمان استواري چنگ زده که گسستگي ندارد و خداوند شنوايي داناست»!».[9]

لذا بنا بر چیزی که این عالم فرزانه تبیین فرموده‌اند، حاکمیت الله زمانی محقّق خواهد شد که حاکمیّت خلیفه‌ی او در زمین محقّق شود و او به نیابت از خداوند حکومت نماید، اما وقتی کسی دیگر که از سوی خداوند برگزیده نشده است، حاکمیّت می‌یابد بدون تردید حاکمیّت طاغوت تحقّق یافته است و کسانی که حاکمیّت او را می‌پذیرند و او را بر آن یاری می‌کنند و از او اطاعت می‌نمایند، مبتنی بر آیات صریح قرآن «عبدة الطاغوت» یعنی «بندگان طاغوت» هستند.

بنابراین، تردیدی نیست که امروز حاکمیّت‌هایی که با نام اسلام حکومت تشکیل داده‌اند و در حالی که نصّی قطعی از شریعت به نام آنان صادر نشده است، مدّعی انتصاب به ولایت مطلقه از سوی خداوند هستند و مردم را با این بهانه به تقلید کورکورانه و اطاعت کامل از خود فرا می‌خوانند، مدّعیان دروغین و مثل اعلای طاغوت‌هایی هستند که من دون الله پرستش می‌شوند؛ چراکه بدون «امر» خداوند و بدون اذنی از ناحیه‌ی او حکومت می‌کنند و اطاعت خود را بدون آنکه اصلی ثابت در شریعت داشته باشد، به مثابه‌ی جزئی از شریعت بر مردم واجب می‌شمارند.

این امر خطیر، نمونه‌ای از انحرافات بزرگ و خطرناکی است که دسته‌ای از سرسپردگان طواغیت در میان مسلمانان ترویج داده‌اند و از این طریق، حکومت بر مردم را با حیله‌های غیر موجّه شرعی و تأویلات باطل و مضحک تصاحب نموده‌اند. در چنین شرایطی، هنگامی که عالمی شجاع، آگاه و آزاده حاضر به مماشات و معامله با ایشان و تأیید انحرافاتشان نمی‌شود و با خیرخواهی و جدّیت تحسین‌برانگیزی خطاهای فاحش و بدعت‌های آشکار آنان از مسیر اسلام را تذکّر می‌دهد، بر می‌آشوبند و خشمگین می‌شوند و به موضوع‌گیری‌های خصمانه و سرکوبگرانه در برابر او می‌پردازند!! اینان با تعصّب بی‌شرمانه و نفرت‌انگیزی که برای حاکمان و سیاست‌مداران خود دارند بر قرائت اقتدارگرایانه و انحرافی خود از اسلام پای می‌فشارند و پیام بیدار کننده و تحوّل‌آفرین «بازگشت به اسلام» را تهدیدی برای خود به حساب می‌آورند؛ زیرا اسلامی که آنان تبلیغ می‌کنند، تنها مدافع منافع آنان است و امکان ندارد که بر خلاف امیال و اهواء آنان عقیده یا حکمی داشته باشد، در حالی که اسلام راستین اتّفاقاً هیچ سازگاری با منافع و مطامع آنان ندارد و امیال و اهواء آنان را بر نمی‌تابد و با قاطعیّت کامل رد می‌کند. واضح است که دلیل نگرانی و حسّاسیت عجیب این گروه در مواجهه با چنین روشنگری‌های پاکیزه و مبارکی آن است که «بازگشت به اسلام» بیش از هر چیز به سوی حاکمیّت خلیفه‌ی خداوند در زمین فرا می‌خواند و در حقیقت منادی «بازگشت به سوی مهدی» علیه السلام است. از همین روست که جیره‌خواران طواغیت که در غیبت مهدی علیه السلام به سود سرشار و موقعیّت بالایی دست یافته‌اند، با شنیدن ندای تکان‌دهنده‌ی نهضت «بازگشت به اسلام» و اطّلاع از درون‌‌مایه‌ی انقلابی و جریان‌ساز آن سراسیمه شده‌اند و پایه‌های لرزان حاکمیّت غیر خداوند را که تاکنون با هر زحمت و حیلتی بود حفظ کرده‌اند، لرزان‌تر از همیشه‌ یافته‌اند و با تمام توان ناچیزی که دارند مذبوحانه در حال مقابله و رویارویی با این جریان مبارک مهدوی هستند.

اما این شریران باید بدانند که آفتاب حقیقت اسلام هرگز پنهان نمی‌ماند و زود است که همگان به یمن روشنگری‌های جناب علامه هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی، ضرورت «بازگشت به اسلام» خالص و کامل را درک کنند و به سوی ندای مبارک این نهضت اسلامی بشتابند. مردم به زودی خواهند دانست که راهزنان شریعت، راه مهدی را بسته‌اند و دین مردم را ربوده‌اند و آن را در دخمه‌های تاریک لفّاظی‌ها و سیاست‌بازی‌های خود پنهان نموده‌اند تا مردم به آن راه نیابند و اکنون که ستاره‌ای در مشرق طلوع کرده و در حال نورافشانی است و مردم را به بازگشت به همان اسلام پنهان شده و کتمان شده و مدفون شده هدایت می‌کند، این راهزنان شریعت سراسیمه شده‌اند و از رسوایی خویش وحشت کرده‌اند و پیوسته می‌گویند: «بازگشت به اسلام؟! کدام بازگشت به اسلام؟!» مانند سارقی که دستش رو می‌شود و هنگامی که جواهرات سرقت شده را از او مطالبه می‌کنی، به انکار و حاشا روی می‌آورد و در پاسخ به تو می‌گوید: «جواهرات؟! کدام جواهرات؟!» و این‌گونه خود را به آن راه می‌زند تا شاید بتواند سرقت خود را کتمان کند و خود را از گرفتاری و مجازات برهاند!

ولی همگان بدانند ما آن قدر ندای «بازگشت به اسلام» را در گوش‌های سنگین این مجرمان فریاد خواهیم زد که به سرقت بی‌شرمانه‌ی خویش و آنچه از دیانت مردم برده‌اند اعتراف کنند؛ «وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ».

↑[1] . برای ترجمه‌‌ی آیات در این مقاله از ترجمه‌ی حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی استفاده شده است.

↑[2] . أنبياء/ 73.

↑[3] . قصص/ 41.

↑[4] . نحل/ 36.

↑[5] . نحل/ 36.

↑[6] . مائدة/ 60.

↑[7] . زمر/ 17.

↑[8] . بقرة/ 256.

↑[9] . هاشمی خراسانی، بازگشت به اسلام، ص129 و 130

هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
نوشتن دیدگاه
کاربر گرامی! شما می‌توانید مقالات، نظرات، خاطرات و دل‌نوشته‌های خود در پیوند با آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش به نمایش گذاشته شود.
توجّه: ممکن است نام شما به عنوان نویسنده‌ی دیدگاه در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
* لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. Captcha loading
هرگونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.
×
آیا مایلید در خبرنامه‌ی پایگاه عضو شوید؟