پنجشنبه 18 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 9 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن دیدگاه‌ها

شماره: 33 نویسنده مقاله: تاریخ مقاله:
موضوع مقاله:

نزاع بر سر جای دیگری!

نزاع بر سر جای دیگری!

این روزها در سرتاسر کشورهای اسلامی جنگ قدرت بالا گرفته و نزاع بر سر حکومت به اوج خود رسیده است. در عربستان، در حالی که مدّت زیادی از آغاز سلطنت ملک سلمان نمی‌گذرد، شاهزاده‌های سعودی در تنشی شدید بر سر جایگاه ولیعهدی و نفوذ در ساختار قدرت به سر می‌برند. محمد بن نایف و محمد بن  سلمان دو شاهزاده‌ی سعودی که طلایه‌داران جنگ قدرت هستند، اختلافات خاندان آل سعود بر سر حکومت را از پشت درهای بسته به عرصه‌ی رسانه‌ها کشانده‌اند؛ آن گونه که شش تن از فرزندان بزرگ ملک عبد العزیز از بیعت با دو شاهزاده‌ی مذکور خودداری کرده‌اند و خواستار برکناری آن‌ها شده‌اند. نادیده گرفتن امیر احمد بن عبد العزیز و سیطره‌ی متعب بن عبد الله بر گارد ملّی و تلاش‌ها برای برکناری کامل او از عرصه‌ی قدرت نیز ابعاد دیگر جنگ قدرت در عربستان سعودی را هویدا می‌سازد.

در لبنان، بحران سیاسی که با بهانه‌ی انباشت و عدم تخلیه‌‌ی زباله‌ها وارد فاز جدیدی شد، با درگیری‌های نیروهای وابسته به جند الشام و جنبش فتح و برخورد سرکوبگرانه‌ی حکومت و نیز نقش‌آفرینی سعد حریری و نیروهای وابسته به عربستان، به فصل جدیدی از منازعات بر سر قدرت تبدیل شده است.

در سوریه، بحران سیاسی ماه‌هاست که ادامه دارد و این کشور را به ویرانه‌ای مبدّل ساخته است. نیروهای رادیکال دست‌نشانده‌ی یهود نیز هر روز بر فتنه‌ای در این حوزه دامن می‌زنند. تلاش بی‌وقفه‌ی ایران و روسیه برای نگه داشتن اسد بر سر قدرت از یک سو و تلاش‌ غرب برای سرنگون کردن او از سوی دیگر، دو سمت بازی قدرت در این کشور را تشکیل داده است.

در ایران پس از اینکه توافق با غرب، ایران را به گلستان تبدیل نکرد، اذهان عمومی متوجّه چند پروژه‌ی جدید شده است: جنگ قدرت میان خاندان هاشمی رفسنجانی با نیروهای وابسته به حکومت به خصوص پس از زندانی کردن فرزند او که به لایه‌های مختلف بدنه‌ی حکومت نیز سرایت کرده است، بازی‌های جدید رئیس جمهور پیشین برای ورود دوباره به عرصه‌ی قدرت و مسابقه بر سر افشاگری فسادهای سیاسی و اقتصادی دوران وی، کشمکش و جنجال میان رئیس جمهور و سایر نهادهای نظام و نیز زیربار نرفتن رئیس جمهور به نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات که به اظهارنظرهای تند میان آن‌ها درباره‌ی یکدیگر انجامید و در نهایت، حرف و حدیث‌های فراوان درباره‌ی جانشین رهبری با توجّه به مطرح شدن احتمال مرگ او، صحنه‌هایی از این نزاع است!

در افغانستان، نزاع سیاسی و جدال بر سر قدرت میان دو کاندیدای ریاست جمهوری بعد از دور دوم انتخابات سال گذشته به حدّی بالا گرفت که افغانستان را برای مدّت چندین ماه در یک بحران سیاسی نابهنجار فرو برد. ادّعای وقوع تقلّب گسترده و سازمان‌دهی شده و همچنین اعلام بطلان نتایج انتخابات آن هم از سوی یک کاندید رسمی ریاست جمهوری در افغانستان، اعتبار ارگان‌های دولتی و نظارتی را از اساس زیر سؤال برد. این وضعیت به همین منوال ادامه داشت تا زمانی که دولت آمریکا وارد عمل شد و مانند پدری که میانجی نزاع دو فرزندش می‌شود، دستی بر سر آن‌ها کشید و اختلافشان را با تقسیم قدرت در میانشان پایان داد! هر چند این توافق تحمیلی، بسیار شکننده و ناپایدار بود و ‌اکنون رقابت پنهان و آشکار بر سر قدرت در میان طرفین ادامه دارد.

در مصر بحران حاصل از احتمال اعدام محمد مرسی و سرکوب شدید اخوان المسلمین از یک سو و تلاش‌های نظامیان بدنه‌ی حکومت برای به دست گرفتن سکّان انقلاب 25 ژانویه در کنار قدرت‌نمایی طرفداران داخلی و خارجی حسنی مبارک از سوی دیگر، به خصوص با وجود ضعف مفرط سیسی در اداره‌ی امور، صحنه‌های نزاع قدرت را رقم می‌زند.

این کشمکش‌ها و منازعاتِ غالباً خونین که سرتاسر کشورهای اسلامی بلکه تمام دنیا را در بر گرفته است، نزاع بر سر قدرت است؛ نزاع بر سر این است که چه کسی بر صندلی حکومت تکیه زند و اقتدار بیشتری در اختیار داشته باشد.

تمام این هیاهوها در میان مسلمانان، با وجود باورشان به حقّانیت وعده‌ی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره‌ی حاکمیت خلیفه‌ی بر حق خداوند حضرت مهدی علیه السلام، ناشی از آن است که باور آن‌ها به این وعده‌ی حق، باوری راستین و حقیقی نیست. آن‌ها حضرت مهدی را جدّی نمی‌گیرند یا نمی‌خواهند جدّی بگیرند و برای او نقشی در این معادلات قدرت قائل نیستند و همچنان به طرح‌ها و برنامه‌ها و منازعات خود مشغولند. آن‌ها ظهور او را از عهده‌ی خود خارج و بر عهده‌ی خداوند می‌دانند و در رابطه با این مسأله، خود را مسؤول نمی‌دانند. در حالی که به تعبیر حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی:

«پندار مردم درباره‌ي ظهور مهدي که آن را بر عهده‌ي خداوند و منوط به اراده و اقدام ابتدايي او مي‌پندارند، صحيح نيست؛ زيرا چنانکه روشن شد، ظهور مهدي به معناي دسترسي به او و استيلاء او بر زمين، از کارهايي است که موقوف به حمايت کافي مردم از اوست و روشن است که حمايت کافي آنان از او، با اراده و اقدام جبري خداوند انجام نمي‌شود، بلکه با اراده و اقدام اختياري آنان انجام مي‌شود و اراده و اقدام خداوند، اگرچه براي ايجاد و اظهار مهدي لازم است، تابعي از اراده و اقدام ابتدايي مردم است؛ چنانکه فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ۗ»؛[1] «هرآينه خداوند چيزي که در قومي است را تغيير نمي‌دهد تا آن‌گاه که آنان خود چيزي که در آنان است را تغيير دهند»؛ با توجّه به اينکه اجبار مردم به حمايت از مهدي، هر چند براي خداوند مقدور است، بر خلاف سنّت و رويّه‌ي اوست؛ چنانکه فرموده است: «أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ»؛[2] «آيا شما را به آن الزام کنيم در حالي که از آن کراهت داريد؟!» و فرموده است: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ»؛[3] «اکراهي در دين نيست، درستي از نادرستي روشن شده است»؛ همچنانکه مردم را به حمايت کافي از پيامبرش، با آنکه از مهدي به آن سزاوارتر بود، مجبور نکرد و فرمود: «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا ۚ أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»؛[4] «و اگر پروردگارت مي‌خواست همه‌ي کساني که در زمينند ايمان مي‌آوردند، آيا پس تو مردم را اکراه مي‌کني تا مؤمن باشند؟!».

اما مراد از حمايت کافي مردم از مهدي نيز، طلب، اعانت و اطاعت کافي آنان از اوست؛ به اين معنا که عدّه‌اي کافي از مردم، طالب مهدي باشند و طالب غير او نباشند؛ با توجّه به اينکه عادتاً کسي بدون برخورداري از مطلوبيّت کافي در ميان مردم به حکومت دست نمي‌یابد و اگر به آن دست يابد در آن باقي نمي‌ماند و طلب دو حاکم با هم ممکن نيست؛ چراکه جهان در واقع اقليمي واحد است و تبعاً به حاکمي واحد احتياج دارد و دو حاکم در يک اقليم نمي‌گنجند و با اين وصف، طلب هر يک، مانع از طلب ديگري خواهد بود. همچنانکه پس از طلب کافي مهدي، اعانت کافي او بر مردم واجب است؛ به اين معنا که عدّه‌اي کافي از آنان، مقدّمات لازم براي دسترسي به او و حاکميّت او را فراهم سازند و مقدّمات لازم براي دسترسي به او، وجود عدّه‌اي کافي از محافظان امين است که قادر به حفاظت از سلامتي و آزادي او در حين دسترسي مردم به او باشند؛ چراکه هرگاه او به سبب برخورداري از چنين کساني، بر سلامتي و آزادي خود ايمن باشد، عذري در عدم تمکين مردم از دسترسي به خود ندارد، هر چند قادر به تشکيل حکومت نباشد و مقدّمات لازم براي تشکيل حکومت او، وجود نفر، مال و سلاح کافي براي اوست که از ناحيه‌ي مردم قابل تأمين است؛ با توجّه به اينکه حکومتي بدون نفر، مال و سلاح کافي، تشکيل نمي‌شود و اگر تشکيل شود، باقي نمي‌ماند و حکومت مهدي از اين قاعده مستثنا نيست. همچنانکه حفاظت از سلامتي و آزادي حاکمان ديگر و تأمين نفر، مال و سلاح براي آنان، مانع از ظهور مهدي است؛ چراکه موجب تقويت رقيبان او مي‌شود و حفاظت از سلامتي و آزادي او و تأمين نفر، مال و سلاح براي او را سخت‌تر و بي‌فايده مي‌کند. همچنانکه پس از اعانت کافي مردم به او، اطاعت کافي آنان از او و ترک اطاعت‌شان از غير او، لازم است؛ چراکه حکومت او، چه پيش از تشکيل و چه پس از آن، بدون اطاعت از او امکان نمي‌يابد و به غرض خود نمي‌رسد و اطاعت از غير او، به معناي عدم اطاعت از اوست؛ چراکه اطاعت از دو حاکم، به تضاد مي‌انجامد و ممکن نيست و تبعاً اطاعت از يکي، به معناي عدم اطاعت از ديگري است.

اين در حالي است که اکنون قاطبه‌ي مسلمانان، طالب حاکماني جز مهدي هستند و آنان را به جاي او حفاظت، اعانت و اطاعت مي‌کنند و عده‌اي کافي در ميان آنان براي حفاظت، اعانت و اطاعت از مهدي نيست و اگر عده‌اي کافي در ميان آنان براي اين کار وجود داشته باشد، جدا از يکديگر در اطراف زمين پراکنده‌اند و روشن است که هر يک از آن‌ها جدا از ديگران و به تنهايي، قادر به حفاظت از سلامتي و آزادي مهدي نيست و از اين رو، اجتماع آنان براي اين کار ضروري است، در حالي که کسي نيست تا آنان را براي اين کار گرد آورد و همين سبب ظاهر نشدن مهدي اگرچه در حدّ دسترسي به او شده است. بر اين پايه است که من روزگاري چند، در اطراف زمين سير مي‌کنم و در پي مردماني شايسته مي‌گردم تا عدّه‌اي کافي از آنان را گرد آورم و براي حفاظت، اعانت و اطاعت از مهدي آماده گردانم، تا چون خداوند از گردهم‌آيي و آمادگي آنان آگاهي يابد، دسترسي به مهدي را براي آنان ميسّر گرداند و زمينه‌ي حاکميّت او پس از آن را فراهم نمايد، تا تمهيدي براي ظهور او باشد؛ با توجّه به اينکه اگر امروز اين کار انجام شود، به طور قطع فردا او ظهور مي‌کند، بلکه امشب دسترسي به او ممکن مي‌شود؛ چراکه خداوند به قدر ساعتي ظلم نمي‌کند؛ چنانکه فرموده است: «فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً ۖ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ»؛[5] «پس چون زمانشان بيايد، ساعتي تأخير نمي‌کنند و پيشي نمي‌گيرند»[6]

امّا متأسفانه مسلمانان از این حقایق تکان‌دهنده غافلند و بر گرد هر کسی اجتماع می‌کنند جز بر گرد کسی که خداوند خواسته است و لذا جناب منصور حفظه الله تعالی با ناراحتی عمیقی می‌فرمایند:

«تاکنون هر چه بيشتر جستجو کرده‌ام، کمتر يافته‌ام، تا جايي که ديگر خسته و سرخورده شده‌ام؛ چراکه گويي زمين از مردمان شايسته خالي است!»[7].

واقع آن است که در این غفلت عمیق و نزاع بیهوده، قربانیان اصلی مردمند. مردم غافل از اینکه باید تمام همّ و غمّ و جان و مال و آبروی خود را برای تحقّق خلافت خلیفه‌ی خداوند بر روی زمین حضرت مهدی علیه السلام صرف کنند، عمر خود را در جهت تحقّق یا استحکام حاکمیّت غیر مهدی صرف می‌کنند و این خواسته یا ناخواسته دشمنی با خداوند و دشمنی با خلیفه‌ی اوست؛ چراکه همه‌ی این اقدامات، برخی را که ممکن است بر برخی دیگر برتری داشته یا نداشته باشند بر سر قدرت می‌آورد یا نگه می‌دارد، در حالی که هیچ یک از آن‌ها مهدی فاطمی، خلیفه‌ی خداوند بر روی زمین و خلیفه‌ی پیامبر او صلی الله علیه و آله و سلم نیستند و تمام این نزاع‌ها به طولانی شدن عدم حاکمیت او بر جهان می‌انجامد که حاصلی جز نکبت و بدبختی و خسران ندارد، امّا مردم به این واقعیت تلخ هیچ التفاتی ندارند. مردم در تحقّق و استمرار این وضعیت فلاکت‌بار مقصّرند؛ چراکه به تعبیر حضرت علامه هاشمی خراسانی در کتاب شریف «بازگشت به اسلام»:

«عدم دسترسي مردم به مهدي و تبعات مترتّب بر آن، ناشي از تقصير آنان است و به همين سبب، عذري براي آنان در ترک وظايفي که با دسترسي به مهدي قابل انجام است، شمرده نمي‌شود؛ زيرا هر کس به سبب اقدام و تسبيب خود در اضطراري واقع شود، به سبب اضطرار خود معذور شمرده نمي‌شود؛ مانند گرسنه‌اي که طعام حلالي را با آگاهي از نياز خود به آن، عمداً تلف کرده و سپس به خوردن طعام حرامي ناگزير شده و با اين وصف، خوردن طعام حرام براي او هر چند گزيري از آن نداشته باشد، گناه است؛ چنانکه خداوند فرموده است: «فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ ۚ»؛[8] «پس هر کس ناگزير شود، در صورتي که کوتاهي‌کننده و يا زياده‌روي کننده نبوده باشد، گناهي بر او نيست»؛ به اين معنا که هرگاه به سبب کوتاهي و يا زياده‌روي خود ناگزير شده باشد، گناهکار است؛ يا مانند سارقي که با اختيار خود در زميني غصبي داخل شده و ناگزير به اقامه‌ي نماز در آن شده است، در حالي که تصرّف او در آن هر چند براي نماز، جايز نيست و با اين وصف، نماز او در آن هر چند در آخر وقت و از روي اضطرار، باطل است و اين معناي سخن خداوند است که فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ»؛[9] «هرآينه خداوند عمل إفساد کنندگان را درست نمي‌کند»! بنابراين، کساني که به سبب تقصير خود در حمايت کافي از مهدي، مانع از تحقّق حکومت او شده‌اند، مجاز به تشکيل حکومتي ديگر، هر چند گزيري از آن نداشته باشند، نيستند و حکومت ديگر آنان، در صورتي که آن را تشکيل دهند، مشروعيّت ندارد. همچنانکه اخذ آنان به ظنّ مطلق، بلکه اخبار آحاد، هر چند تا پيش از دسترسي به مهدي گزيري از آن نداشته باشند، جايز نيست و عقايد و اعمال آنان بر پايه‌ي آن، قابل قبول شمرده نمي‌شود؛ چنانکه خداوند فرموده است: «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»؛[10] «جز اين نيست که خداوند تنها از پرهيزکاران قبول مي‌کند»؛ بلکه عقايد و اعمال آنان بر پايه‌ي ظنّ مطلق و اخبار آحاد، باطل است؛ چنانکه خداوند فرموده است: «ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ»؛[11] «آن به اين سبب است که آنان از چيزي پيروي کردند که خدا را به خشم آورد و خشنودي او را ناخوش داشتند، پس اعمالشان را باطل کرد»، مانند کساني که درباره‌ي آنان فرموده است: «أُولَٰئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ»؛[12] «آنان کساني هستند که اعمالشان در دنيا و آخرت ناديده گرفته شد و هيچ پشتيباني ندارند» و فرموده است: «وَقَدِمْنَا إِلَىٰ مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا»؛[13] «و به اعمالي که انجام دادند پرداختيم و آن را به ريزگردي پراکنده تبديل نموديم» و اين لازمه‌ي سنگيني است که التزام به آن دشوار به نظر مي‌رسد، ولي براي خداوند آسان است؛ چنانکه فرموده است: «أُولَٰئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ ۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا»؛[14] «آنان ايمان نياوردند، پس خداوند اعمالشان را نابود کرد و آن بر خداوند آسان بود»؛ با توجّه به اينکه آنان با اختيار خود زمينه‌ي آن را فراهم ساخته‌اند و اضطرارشان در فقدان يا غيبت مهدي، ناشي از اقدام و تسبيب خودشان است و با اين وصف، بطلان عقايد و اعمالشان، با عدل خداوند و لطف او، منافات ندارد، بلکه مقتضاي عدل و لطف اوست.»[15]

امّا نکته‌ی مهم دیگر آن است که توجّه به این حقیقت عظیم و معرفت گرانبها که جناب منصور هاشمی خراسانی به وضوح تبیین فرمودند، علاوه بر تأثیرات کارکردی و محسوس خود در دنیا و اجتماع بشر، عواقب و آثار عظیم اخروی دارد. ایشان در فراز دیگری از کتاب می‌فرمایند:

«واقع آن است که پذيرش و اطاعت از خليفه‌ي خداوند در زمين، مبناي صحّت عقيده و عمل است و ترديدي نيست که صحّت عقيده و عمل، براي قبول آن شرط است و به همين سبب، خداوند عقيده و عمل ابليس را هنگامي که از سجده براي آدم خودداري کرد، باطل ساخت؛ چراکه آدم خليفه‌ي خداوند در زمين بود و سجده‌ي براي او به معناي اقرار به برتري او و تبعاً پذيرش و اطاعت از او بود و ابليس خود را از او برتر دانست؛ چنانکه خداوند فرموده است: «قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ ۖ»؛[16] «گفت من از او برترم» و به همين سبب، به پذيرش و اطاعت از او سر فرود نياورد و در نتيجه، خداوند عقيده و عمل او را باطل ساخت و او را در عقيده «کافر» و در عمل «فاسق» دانست؛ چنانکه فرموده است: «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ»؛[17] «و چون به فرشتگان گفتيم که براي آدم سجده کنيد پس سجده کردند مگر ابليس که سر باز زد و بزرگي جست و از کافران بود» و فرموده است: «وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ۗ»؛[18] «و چون به فرشتگان گفتيم که براي آدم سجده کنيد پس سجده کردند مگر ابليس که از جن بود، پس از فرمان پروردگارش فاسق شد»! با اين وصف، روشن است که هر کس از پذيرش و اطاعت خليفه‌ي خداوند در زمين سر باز زند، رويکردي شبيه رويکرد ابليس را در پيش گرفته و از حزب شيطان است و تبعاً مانند او عقيده و عملش ناديده گرفته مي‌شود؛ چنانکه خداوند فرموده است: «أُولَٰئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ»؛[19] «آنان حزب شيطانند، آگاه باشيد که حزب شيطان همان زيان‌کارانند»![20]

لذا مردم ناگزیرند برای رهایی از این خسران دیرین دنیوی و اخروی به ندای این منادی صادق گوش فرا دهند و دست از نزاع بیهوده بر سر به قدرت نشاندن غیر خلیفه‌ی خداوند بردارند و زمینه را برای تحقّق حاکمیّت آن بزرگوار فراهم نمایند و این چیزی است که از گذشته در کلام اولیاء خدا خبر داده شده بود و امروز تحقّق آن را می‌بینیم: «یُنادي منادٍ صادقٌ مِن شدّة القتال: فيم القَتلُ و القِتالُ؟ صاحبُكم المهديّ»؛ «(در آخر الزمان) منادی صادقی از شدّت درگیری‌ها ندا خواهد داد: کشتار و درگیری بر سر چیست؟! حکومت بر شما برای مهدی است».[21]

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

↑[1] . رعد/ 11.

↑[2] . هود/ 28.

↑[3] . بقرة/ 256.

↑[4] . يونس/ 99.

↑[5] . أعراف/ 34.

↑[6] . هاشمی خراسانی، بازگشت به اسلام، ص239 و 240

↑[7] . همان، ص240 و 241

↑[8] . بقرة/ 173.

↑[9] . يونس/ 81.

↑[10] . مائدة/ 27.

↑[11] . محمّد/ 28.

↑[12] . آل عمران/ 22.

↑[13] . فرقان/ 23.

↑[14] . أحزاب/ 19.

↑[15] . هاشمی خراسانی، بازگشت به اسلام، ص241 و 242

↑[16] . ص/ 76.

↑[17] . بقرة/ 34.

↑[18] . کهف/ 50.

↑[19] . مجادلة/ 19.

↑[20] . هاشمی خراسانی، بازگشت به اسلام، ص242 و 243

↑[21] . نعماني، كتاب الغيبه، ص 267

نوشتن دیدگاه

کاربر گرامی! شما می‌توانید مقالات، نظرات، خاطرات و دل‌نوشته‌های خود در پیوند با آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش به نمایش گذاشته شود.

توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.

لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.